De første 200 linjer.
بر طبق قوانین،حداکثر اعضا برای تصمیم گیری
مامور شدن و در جلسه حضور پیدا کردند
بنابر این،اعلام میکنم که این جلسه به طور قانونی برپا شده
نتایج رو اعلام میکنم
برای تصمیم گیری ویژه در جلسه سهامداران عمده
بیشتر از یک سوم سهامدارا باید حضور داشته باشن
و بیشتر از دو سوم باید برای تصمیم گیری رای بدن
و بیشترین میزان رای رو گرفتیم
اعلام میکنم که رئیس موقتی فعلی،هونگ سه هیون
رای داده شده و به عنوان رئیس رسمی انتخاب شد
یعنی چی اون بیشترین سهم رو داره؟
رئیس چویی،موسس و سهامدار عمده گروه ال اکس
اینجا نشسته
پس این چه مزخرفیه؟
بعدا براتون تایید میکنم
چی میگی؟
باید شفاف سازی کنی و بگی اونا چقدر سهم دارن
بعد از فرآیند انتقال سهام
اون الان رسما ۵۱ درصد سهام شرکت رو داره
کسی میشم که بتونه با درایت بحران ها رو مدیریت کنه
و برای شرکت سود ثابتی بسازه
چویی جین بوک،بنگ یون ته
و چویی سوهیونگ قراردادشون تو شرکت تموم شده
برای همین من مدیران جدیدی رو انتصاب میکنم
الان چی گفتی؟
یعنی میخوای منو بندازی بیرون؟
من
مدیر اجتماعی پارک چانگ سو،مشاور هونگ بک هی
و مدیر لی سو سونگ رو به عنوان مدیران جدید انتصاب میکنم
...عوضی
احمق
دیوونه شدی؟
من چویی جین بوکم
من هنوز زنده و سالمم
الان داری چکار میکنی؟
من عملا از بچگی بزرگت کردم
ولی تو میخوای چکار کنی؟
مدیرای جدید انتصاب کنی؟
تو باید بری احمق
چطور جرئت میکنی با من اینکار رو بکنی
برو بیرون
ولم کن.چکار میکنی
هی،ولم کن
سه هیون،فراموش کردی؟
ال اکس مال بابای منه
حق نداری بندازیش بیرون
این بی اعتباره
اون چطور میتونه رئیس بشه
وقتی کل کاری که کرده حقه بازی با یه تیکه کاغذه؟
ولم کن.این بی اعتباره
پدر پدر
پدر - بابا -
بابا - به آمبولانس زنگ بزن -
زودباش - بابا -
پدر خوبید؟ - بابا -
بابا - پدر -
بیاید ببریمش
بابا - زودباش -
جلسه امروز رو به نتیجه رسوندیم
برای همین اتمام جلسه رو اعلام میکنم
تبریک میگم قربان
اینم
یه روش مراقبت کردنت از بابامه؟
نه.اینبار واقعیه
حالا که بازی تموم شد،دیگه لازم نیست دروغ بگم
چی؟ - بازی تمومه -
نه،نمیتونم بذارم اینطوری تموم بشه
...نمیتونم بذارم
کار تمام عمر بابام رو تو اینجوری ازش بدزدی
واقعا؟
چکار میتونی بکنی؟
چی؟
یادته وقتی دختر مورد علاقه ام رو ازم دزدیدی چی گفتی؟
گفتی باید بهتر ازش مراقبت میکردم
و اگه میتونم باید سعی کنم ازت بگیرمش
واسه همین یهویی به یه دیوونه کلاه بردار تبدیل شدی؟
دلیلی نداره پسری که به دوستی یک عمرمون خیانت کرد
بهم بگه دیوونه کلاه بردار
هونگ سه هیون
هونگ سه هیون همونجا صبر کن
اینجا چکار میکنی؟
همه دارن دنبالت میگردن
کاملا مطمئن نیستم
ولی یه راهی هست
من باید یه راهی پیدا کنم
ولی وضعیتم رو ببین
از وقتی بچه بودم
"مردم بهم میگفتن "وارث ال اکس
اونموقع واقعا خوشم نمیومد چون خیلی تحت فشار بودم
ولی الان هیچکاری نمیتونم بکنم
حتی اگه بخوام مسئولیت به عهده بگیرم
...گروه ال اکس و من
برای بابام همه چیزیم
نمیدونم وقتی هردومون رو از دست بده چطوری میخواد زندگی کنه
میتونی یکاری کنی هر دو رو از دست نده
...میخوام اونکار رو بکنم ولی
اگه این کاریه که میخوای انجام بدی،باید انجامش بدی
یکاری هست که خوب بلدی انجام بدی
چی؟
تنبیه کردن
منو فرستادی ایستگاه پلیس
چون میخواستی به خاطر اتفاق پاپارازی تنبیه ام کنی
باید بری دنبالشون و بازجویی بشی
امیدوارم انسان بهتری بشی و بیای بیرون
و چون بهت دروغ گفتم با سه هیون قرار میذارم
جلوی اون همه آدم
وانمود کردی داری ازم خواستگاری میکنی
عاشقتم سویو
خدای من،اون خیلی رمانتیکه
دیوونه شدی؟
آره من دیوونه توام
چه خوبه
ببوسش
ببوسش - ببوسش -
اون چویی سوجون با اعتماد به نفس کجا رفته؟
چویی سوجون با اعتماد به نفس هیچوقت اونجوری قیافه نمیگیره
این کاریه که میکنه
یه راه حل براش پیدا کنیم؟
شاید ناچیز باشم
ولی عشقم بهت خیلی بزرگه
این چیه؟
خیلی بزرگتر از دفعه قبل شده
نمیدونم چی میخوره
میخوای با دلداری دادن به بابات شروع کنی؟
چی؟
هونگ بک هی شرکت رو گرفت؟
اون یعنی چی؟ یعنی ما بدبخت شدیم؟
همه چیز توقیف میشه؟
بی خانمان میشیم؟
شرکت ورشکست نشده
اگه اینطور نیست
هونگ بک هی چطور شرکت رو بدست آورد؟
همه تو کشور میدونند
گروه ال اکس مال جین بوکه
حتی اگه همه هم اونو بدونند
کاری نمیتونیم بکنیم چون سه هیون الان
سهامدار عمده است
یعنی،واقعا که پدر
میفهمم شدیدا میخواستید برای سوجون درمان پیدا کنید
ولی چطور تونستید بدون هیچ شکی اونو بدید بهش؟
خدای من
اون نمیدونست هونگ بک هی همچین کاری میکنه
اگه انقدر آشفته بودی باید میدادیش به من
اگه اینکار رو میکرد،به جاش تو رو صندلی ریاست نشسته بودی
ما بازم همه چیز رو از دست داده بودیم
و داشتیم به جای سه هیون به تو بد دهنی میکردیم
من دامادتونم
چرا نمیتونید به من اعتماد کنید؟
من نفهمیدم چیشده
با اینکه اونجا بودم
چطور تونستن اونجوری همه چیز رو ازت بگیرن
وقتی که تو صاحب اینجایی؟
اون ممکنه چون پدر
کلید گاو صندوقش رو داده به اونا توجهی نکرده
هیچوقت متوجه نشد که اونا دارن ازش دزدی میکنند
فقط به هونگ بک هی اعتماد کرد
واقعا باور نکردنیه
اوپا،چرا هیچی نمیگی؟
اوپا نمیتونی حرف بزنی؟
اوپا اوپا
میشه لطفا یه چیزی بگی اوپا؟
خدای من،اوپا
اوپا
اوپا،لطفا یه چیزی میگی؟
چون شوکه شدی حرف نمیزنی؟
اوپا
اوپا لطفا یه چیزی بگو
داری به یکی زنگ میزنی پس فکر نکنم لال مونی گرفته باشی
پس چرا هیچی نگفتی؟
مشترک در دسترس نمی باشد - هونگ بک هی جواب نمیده؟ -
کجا رفت؟
باید بدونی رئیست کجاست
باید از خودت خجالت بکشی
ببخشید.گفت باید بره دنبال یه کار شخصی
این پیرمرد خیلی احمقه
اینکه جوابت رو نمیدم یعنی نمیخوام باهات حرف بزنم
ولی عین دیوونه ها زنگ میزنه
چویی جین بوک و هونگ سه هیون) (پدر و پسر نیستن
رئیس چویی پدرم نیست
یعنی از پشت به بابای خودم خنجر نزدم
خدای من،از تماساش خسته شدم
الو؟
این شماره هونگ بک هیه؟
بله.کی هستی؟
منم،یو میونگ جون
منو یادته؟
تو...تو کی هستی؟
داشتم روزنامه میخوندم و فهمیدم
پسرت رئیس گروه ال اکس شده
وقتی عکس رو دیدم خیلی جا خوردم
دقیقا شبیه جوونیای منه
نمیفهمم چی داری میگی
قطع میکنم
خانم هونگ چیشده؟
بهتره درباره اتفاقی که افتاد به چویی جین بوک چیزی نگی
وگرنه قرارداد رو کنسل میکنم
از اولش نباید مست میکردی
مسئله بزرگی نیست
پس فراموشش کن
مطمئنم نیومدی بهم تبریک بگی
No comments yet. Be the first to leave one.