De første 200 linjer.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
رشته غارهای کشفنشده، پنسیلوانیا
سیصد متر زیر رشتهکوههای آپالاچی
تیم سطح، صدام رو داری؟
مفهومه
ما در اون طرف رشته غارها هستیم،
همین الان حفرهی پُر سنگ رو منفجر کردیم و وارد دالان دوم شدیم، میخوایم...
گوش کن
تیم غارنورد، وضعیت...
وای خدای من!
باید از اینجا بریم بیرون! باید بریم بیرون!
NimaAM ترجمه از ناصر اسماعیلی و نیما
«سکوت»
مونتکلیر، نیوجرسی 32کیلومتری شمالغرب نیویورکسیتی
الی
بابام همیشه بهم میگفت من یه موهبتی دارم،
،اینکه اونقدر سریع تونستم با کر شدنم وفق پیدا کنم
و چیزهایی که اطراف هستن رو حس کنم.
اسم من الی هست
منو ببینید همگی، میتونم لبخونی کنم
شاید نه همهی کسایی که اطرافم هستن
خب، مجبوریم زهکش اصلی رو مسیرش رو تغییر بدیم،
که یعنی باید یه ایستگاه پمپاژ جدید احداث کنیم.
و این ارزون در نمیاد.
خیلیخب، پس درستش کنین
چرا چرت و پرت گفتن رو تموم نمیکنی مکس؟
- چی گفتی؟ - شنیدی
وایسا
مکس، تو مهندسی که باعث این مشکل رو پیشنهاد کردی، پس...
و تو بهم تضمین دادی که کار روی محل اکتشاف اولیهی اون محل، مقدار معینی هزینه در بر داره.
باشه
درستش میکنیم
خوبه
یارو خیلی لاشیه
آره، خب، الان نمیتونم هیچ مشتریای رو از دست بدم.
با این همه کاری که سرمون ریخته؟
خب، میدونی، کالج ارزون نیست و اینو یه روز میفهمی،
وقتی ازدواج کردی و پدر شدی.
چرا باید اینکارو بکنم؟
تو به نیابتم پدر شدی
الی هنوز دانشگاهش رو انتخاب نکرده؟
نه، ولی امیدوارم دانشگاه نیویورک باشه
دانشگاه خوبیه
آره، دانشگاه عالیای هست
خیلی به خونه نزدیکه
آره. آره
ببین، نمیخوام بره اون سر مملکت
- براش آماده نیست - اوه، آماده نیست؟
نه
ببخشید
سلام؟
سلام. سرت شلوغه؟
دارم از سر کار برمیگردم
میشه لطفاً برگشتنی، نسخهی مامان رو هم بگیری؟
اره، حتماً. مشکلی نیست
و هیو، پدر یکی از بچههای مدرسهی الی زنگ زد،
دو تا پسر رو دید که پشت سرش داشتن مسخرهش میکردن.
دوباره؟
آره دوباره
ولی لطفاً چیزی بهش نگو، میدونی که اون چطوریه،
- فقط چیزی نگو - خیلیخب. خدافظ. خدافظ
من میرم مشروب بخورم، بنظر تو هم لازم داری. بریم با هم بزنیم.
چرا؟ وقتی تو میتونی به نیابتم بخوری؟
خیلیخب
سلام
سلام
بهت گفتم اون وسیلههای برقی رو براش نخر
اون دوازده سالشه مامان. همهی پسرا از اونا دارن
آره میدونم، ولی اون نباید داشته باشه
جیود، تا تکالیفت رو انجام ندادی بازی بی بازی
ولی این مغزم رو آماده میکنه
سلام راب
از کجا فهمیدی منم؟
دستات بوی «تویینکی» میدن
شستمشون
- خیلیخب - باور کن
میشه تا یه جایی باهات راه بیام؟
حتماً
پدر مادرم آخر هفته منو میبرن ماشین ببینیم
واقعاً؟
آره
اگه با پدر مادر من بود،
تا آخر عمرم نمیذاشتن رانندگی کنم.
مسئلهی مهمی نیست. هر روز میام دنبالت
قبوله
قبوله
الی اومد!
سلام رفیق
پسر من چطوره؟
سلام بیعرضه
کله کدو
سلام مامان
کجا بودی؟
چرا دیر کردی؟
پیاده اومدم
تنهایی پیاده اومدی؟
نه، با راب اومدم
تو این هفته دومین بارت هست
برا اینکه میخواد باهاش بخوابه!
- جود! - مگه مهمه؟
باید بهم پیام میدادی الی
از کجا بدونم کجایی؟
ما فقط با هم دوستیم مامان
صحیح
اونو بوسیدی؟
مامان!
من فکر میکنم بوسیدش
بهتره نبوسیده باشه
هر کسی داستان خودش رو داره،
که وقتی اتفاق افتاد کجا بودن...
داشتن چیکار میکردن.
برای ما هم اینطوری اتفاق افتاد،
داستان ما اینه.
مامانبزرگ!
این عجیبه
میدونی، این برا من نیست
مادرت رو میشناسی، تا اَبد منو تو خونه حبس میکنه.
بهش نمیگم
ممنون قند عسلم
دوستت دارم
برو، برو بخواب
- پس دوباره بهت نمیگم... - میدونم
سه سال پیش،
من مادر و پدربزرگم رو از دست دادم،
و شنواییم رو.
ولی یجوری، حس میکنم پدر مادرم بیشتر از همه از دست دادن.
میدونم، ولی بعنوان مادرش نمیتونی...
هی، با اون چیز میخوابی؟
- سلام بابا - سلام
خب، اون کیه؟
وای خدای من، بابا!
من پدرتم، باید این چیزا رو بدونم. بجنب
مامان الکی گندهش کرده
جدی؟ این اتفاقیه که افتاده؟
شماها میترسین که اجازه بدین از این خونه برم. احمقانهست.
ما نگرانتیم
خب، نباید باشین. چون من کاملاً روبراهم
باشه
پس اون پسر خوبیه یا...
- بله - آره؟
اون خیلی خوبه. حتی داره زبون اشاره رو هم یاد میگیره.
از الان ازش خوشم اومد
بابا، چی؟
چی؟ نه
خب، بقیه چیزا چطوره، خب؟ امروز مدرسه چطور بود؟
خوب بود
خوبه
میدونی که میتونی دربارهی همه چیز با من صحبت کنی؟
میدونم
خیلیخب، زیاد بیدار نمون
دوستت دارم
باید بیدار بشی
یه اتفاقی داره میفته!
چه خبره؟
چه خبر شده؟
- تروریستیه؟ - عمو گلن!
اونا نمیدونن
ولی «نیویورک وان» الان میتونه تایید کنه،
که شهرهای پیتزبورگ و فیلادلفیا مورد حمله قرار گرفتن،
شمار شهرهای کوچکتر مورد حمله پیوسته در حال افزایش است.
اول میگن تروریستیه و بعد میگن شیمیاییه
بزن یه کانال دیگه
... که اصرار داره گسترشش تحت کنترله.
تصاویر موجود در شبکههای اجتماعی چیزهای بسیار متفاوتی رو میگن.
به مخاطبینمون هشدار میدیم، تصاویری که خواهید دید، خشن هستند.
بابا؟
چیزی نیست. همه چی مرتبه
ویدئویی دیگر که لحظاتی پیش روی اینترنت قرار گرفت،
در یکی از مناطق آلوده گرفته شده و از اونموقع بسیار بازدید خورده.
این دیگه یعنی چی؟ "صدا در نیارید"
...توصیه میکنن در منازل خود بمونید...
همینجا بمونین
لعنت بهش مرد
همگی، بیاید کارهایی که میگن رو بکنیم
گوشیهاتون رو روی سایلنت بذارین، باشه؟
چه خبر شده؟
نمیدونم
دانشمندانی که در اون غار کاوُش میکردند،
یک حُفرهی پر از سنگ را منفجر کردند،
که میلیونها سال بسته بود.
چی...؟
خدای من
و تمام درها و پنجرهها را ببندید
صدایی در نیارید. سعی نکنید...
خیلیخب، شما همینجا بمونید، من الان برمیگردم.
- کجا میری؟ - میرم یکم وسایل بیارم
میخواین وقتی یه میلیون تا از اون موجودات میان همینجا بشینین؟
نه، ولی باید همینجا بمونیم و صدایی در نیاریم
درسته
پس شهرها، میشن بدترین جا برا موندن، مگه نه؟
صدایی در نیارید
سعی نکنید رانندگی کنید
مامان، اگه نمیخوای اینکارو کنی، میتونیم بمونیم.
خیلی از آدما تو خونههاشون پناه گرفتن
نه
یه لطفی بهم بکن، اینا رو بذار لای وسایلات
پنهانشون کن
- نمیخوان بچهها ببیننشون - باشه
الان فقط اونا اهمیت دارن
- هی، برا اینا جا داری؟ - آره
No comments yet. Be the first to leave one.