De første 200 linjer.
.من به شورویها تیراندازی نکردم بهخاطر همین روی این سقف نشستهام
چرا باید تیراندازی میکردم؟ برای چی؟
اینجا، روی این سقف، در امانام
.شاید بهتر بود تیراندازی میکردم تا دست از سرم برداشته بشه
تا در آرامش باشم... حالا در آرامشام
من جنگِ خودم رو به پایان ...رسوندهام. ولی اونها
من تا ابد نمیتونم روی ...چنین سقفهایی بشینم
« هـیـچکـس صـدا نمـیزنـد »
!«شهر «ژلنو
!لوتسینا
!لوتسینا
!لوتسینا
!لوتسینا! لوتسکا
!لوتسینا
!لوتسینا
!لوتسکا! لوتسینا
لوتسکا! لوتسکا
!لوتسینا
!لوتسینا
!لوتسکا! لوتسکا
!لوتسینا! لوتسکا
!آلیکا! آلیتسیا
!بیا اینجا
!لوتسینا
!مردم، توی این شهر بمونید
!کُلی کار هست و یهعالمه آپارتمان
!مردم، توی این شهر بمونید !کُلی کار هست و یهعالمه آپارتمان
!آب! آب! آب
!آب! آب
!آب! آب
!آب! آب - !لوتسکا، آب -
!آب! آب
اون آخریش بود - اون کار درستی نیست -
چرا؟
!چون کار درستی نیست
هی! بذار من امتحان کنم
!نه، نه! آب
ممنون
!هی
وارد بشیم؟
!نه
!هی
نمیخوای ثبتنام بشی؟ - !من مهاجر معکوس نیستم -
!هی
موقعی که من مهمترین شخصِ !اینجا شدم، بیا پیشم
!باشه، باشه - !مطمئنام شهردار میشم -
!موفق باشی
!شهردار میشم
!هی
!بیادب
اینجا پیدام نمیکنن
نمیتونن پیدام کنن
نمیتونن مردی به اسم نیکچویا رو پیدا کنن
اسمم رو میچسبونم به در
سرک میکشن
من هم بهمدت ۳ ماه همین کار رو کردم، و آخرش یه «گاولایتر» گرفتم
رهبران حزبیِ یک شاخۀ منطقهایِ حزب ] [ «ناسیونال سوسیالیست کارگران آلمان»
یک افسر آجودانی
چه بیغولهای
معمولاً شبها میان. دو نفر
چرا باید به شورویها تیراندازی میکردم؟
چی از جون من میخوان؟
زهی خیال باطل، آقایون. اینجا «ژلنو»ـه
!سلام
کجا داری میری؟ - !دهات -
چیزی بفروشی؟
!نه
!میخوام یه چیزی بگیرم بخورم
!یه چیزی هم واسه من بخر - !خیلیخب -
!یهخرده سیبزمینی !همونی که واسه خودت میگیری
مال توئه؟
چی؟ - !این -
!آها! مال منه
دوستش نداری؟ - جای بهتری نبود؟ -
اقلاً کسی طمع نمیکنه از چنگم درش بیاره. اینجا آرامش دارم
نمیترسی فرو بریزه؟
.من از هیچی نمیترسم اینجا مشکلی نداره
تمیزکاری میکنی؟ - آره. خونهمون همیشه انجام میدادم -
آشپزی بلدی؟ - اوهوم -
پس معاملهمون میشه
شامت رو میگیری
بخور، تهموندههاش رو هم نگه دار برای من
کِنکارته»ت؟» - توی خیزش سوخت -
دو تا شاهد داری؟ - جورشون میکنم -
یهعالمه شاهد هست
چه کاری میتونی انجام بدی؟ - هیچی -
کار دفتری نداریم
جابهجایی بشکهها، کارکردن با ماشین پرس، بارزدن مصالح
من مَردم - ظاهراً همین تازگیها مرد شدی -
برو پیش خانم اُلگا استارنسکا. طبقۀ بالا
!بعدی - دیل استانیسواف -
صبح بهخیر
صبح بهخیر
خوش اومدی
اسم؟
اسم من بوگدان نیکچویاست
بوگدان؟
بوهدان
من همه رو با اسم کوچیک صدا میکنم
چه قشنگ
پس یه عزب اینجا داریم - یهدونهش هم نعمتیه -
برو پایین بشکهها رو بار بزن
مطمئنای این کار برات مناسبه؟
هیچ کاری برای من نامناسب نیست، خانم
از اون چشمها داره
چیکار داری اسم من چی بوده؟ گذشتهها دیگه گذشته
الآن نیکچویام، این کافی نیست؟
حالت چطوره، شهردار؟
...بد نیستم
آبِ اینجا بهدردنخوره
چهعجب - منتظرم بودی؟ -
عادت دارم. توی خونهمون همیشه با شام منتظر پدرمون میموندیم
غذا خوردی؟ - نه -
بهقدری گشنهمه که میتونم یه اسب رو درسته قورت بدم
.چیز بزرگی تدارک دیدم سوپ برش اُکراینی
غذای ملّی کشورم
!غذا
!پا شو، سرما میخوری
خواهرت تعجب نمیکنه اینقدر دیر برمیگردی؟
حالا میخوای هوار بزن
خواهرت تعجب نمیکنه اینقدر دیر برمیگردی؟ - خواهرم به من اعتماد داره -
چیکار میکنید؟ صاف میرید توی تختخواب؟
نمیدونم. ما کتاب نداریم. گپ میزنیم
دربارۀ چی؟ - ...اینکه چی میتونیم بخوریم، دوختوْدوز -
اینکه مردها چقدر پستان - تو چی دربارهش میدونی؟ -
بیشتر از اونی که فکر میکنی
،اگه توی خوابگاه حوصلهت سر میره همینجا بمون. بیا بریم توی تختخواب
پیشنهاد بدی بود؟ - بد -
هم راحت نیست، هم ساس داره - میتونم راضیت کنم؟ -
نه - نه؟ -
میتونم ببرمش؟
هاینه
هاینه
ممنون
!برو ردّ کارـت
نخسوزن داری؟
سفارش دادم، ولی نیاوردن - برن به درک -
قویه، نه؟
نه
پات کن
تابهحال هیچکس برای من چیزی نخریده
زیاد مقاوم نیستن
امروز خیلی ولخرجی میکنی
پولش میرسه. خانم مدیر از من خوشش میاد
پس فرصت رو غنیمت بشمار - اون بدک نیست -
کرورکرور پول میریزه به پام - چه خوب -
به تو و آلیتسیا کمک میکنم
خدا خیرت بده
...بوژک
میدونی اخلاقیات چیه؟
نه
انسجام بیشتری داشته باش - در چی؟ -
در شروربودن
تلاش میطلبه، پولی هم توش نیست
شاید قضیه چیز دیگهایه
بهش میگم. شاید یه راهی جلوی پام بذاره
یه چیز شر؟
ممکنه
چرا اینطوریای؟
رازه؟
میتونم ببوسمت؟
چرا اون کار رو کردی؟ - تو چرا اون کار رو کردی؟ -
محض شوخی - !نهخیر! بهخاطر اینه که مدلموم رو عوض کردهام -
دست از سر من بردار! برو پیش خانم !مدیر خودت! اون پول میریزه به پات
و اوضاع چطوره؟
هرچی میگذره، بدتر میشه
آبِ اینجا واقعاً بهدردنخوره
!بوژک
!بوژک، آب رو ببند
بوژک؟ رنگت پریده، بوژک
داری نحیف میشی، پسرک
.هیچکس بهت نمیرسه نه برات شستوْشو میکنه، نه پختوْپز
باید دنبال یه... دختر خوب و ساده باشی
یه دختر خوشقلب لازم داری
تو دختر خیلی خوبی هستی، نیورا
لیکا، یه شونه بده به من
چی پیش خودت فکر کردی که اینموقع اومدی اینجا
باید باهات حرف بزنم - !برو -
روم رو میکنم اونور - بیرون منتظر باش -
!دخترها
« دورۀ پداگوژی دوسالۀ امیلیا پلاتر »
« مدرسۀ شبانهروزی »
نجیبزادۀ وطنپرست لهستانی که در تجزیۀ لهستان ] [ از مشترکالمنافع لهستان–لیتوانی نقش داشت
بوژک
تو چه سادهای، بوژک - چطور؟ -
چرا از لوتسینا خوشت میاد؟
،لوتسینا رامنشدنیه، شکستناپذیر بیباک، بیعیبوْایراد... و البته بینظیر
!لیکا
بوژک، بیا اینجا
من بهکل فرق دارم
...من اگه اون فرصت رو داشتم
چرا نیومدی؟
کفشهام تیکهتیکه شد
فکر کردم از من دلخوری
ببخشید؟ - فکر کردم از من دلخوری -
چیکار داری میکنی؟ من چیزی از تو نمیگیرم
من که چیزی بهت نمیدم
« سیرک کهنهسربازان »
گوش کن، لوتسینا
فقط حرفم رو قطع نکن
No comments yet. Be the first to leave one.