De første 200 linjer.
در حالی که تو رو دارم من بازم تعجب کردم
اگه میشه در مورد چیزایی که
قراره در جلسه بگی یه چیزایی بهم بگو
فقط یه چیزیو میتونم بهت بگم
من نمیترسم که چه کسی قراره حرفامو باورمکنه
من معتقدم که تری میسلند و هیث هافستدر
ماریا کانالس
این سه نفر نه تنها بی گناه بودن
بلکه خودشون هم قربانی بودن
قاتل واقعی یه موجود بدخواه به نام ال کوکو هست
این چیزیه که این همه وقت دنبالشین؟
دنبالِ لولو خورخوره هستین؟ دیوونه شدین؟؟
تنها چیزی که اون میخواد اینه که یکم دایره ذهنمون رو وسیع کنیم
...من فقط دنبال حقایق ، شواهد و مدارکم
گوه توش
اون هر 27 روز یه بار میکُشه
ولی چیزی که نمیفهمم اینه که اون دگرگون میشه
اولش من نفهمیدم
که به چی دارم نگاه میکنم
وایسا
اما الان میفهمم
بهتره بریم جایی که میخواستیم بریم
TuranSub زیرنویس اختصاصی از رسانه تلگرامی سردبير مترجمين : محمدرضا جعفری
بدونِ دغدغهي هماهنگيِ زيرنويس، فيلم ببين Telegram: @TuranSub
فصل اول قسمت هفتم
صندلی کجاست؟
نمیخوام توی خونه باشه
پس کجاست؟
بیرون اون پُشت
تا وقتی که آشغالا رو میذاریم
مگه اینکه بخوای امروز آشغالارو بریزی
پس فقط دوستان مجردمون رو واسه شام دعوت می کنیم
من قبلاً سفارش تعویض آنلاینِ صندلی رو دادم
گفتن تا آخر هفته میارن
پس حله- بله-
اون هنوز خوابه؟
نه فکر نکنم
نه من قبلاً صدای حرکتشو شنیدم از در جلویی
پس اون اینجا نیست؟
حدسم اینه که نیست
نمیفهمم چرا باید بیدار بشه و
صبح زود بره داخل شهر اون هیچ جارو نمیشناسه
این اطراف چی میخواد؟
و احتمالش هست کجاها بره؟ تو باهاش حرف زدی؟
من خواب بودم
ای کاش باهاش حرف میزدی
اون دخترِ بزرگیه
میدونم رالف من فقط میخوام بگم که
من باید برم
هی کسی اون بیرون هست که مثلاً داره کار میکنه؟
خدا لعنت کنه
کیه؟
سلام هاوی من گلوری هستم
سلام گلوری بخشید
فکر کردم یکی داره ایسگام میکنه
چه خبر عزیزم
...میدونی- نه درواقع نمیدونم-
امروز دارم برمیگردم سرکار
خوبه- ...آره کابیت ها-
نور کمی روی غذا میندازه
هی گوش کن فکر دیگه ای واسه طرح شکایت کردی؟
هنوز نمی توانم ذهنم رو به یه دادخواست بسپارم
حق باتوئه فقط سه هفته گذشته
نیازی به عجله نیست
هر وقت که آماده باشی
مرسی هاوی
کجا میری؟- دارم برمیگردم سرِکار-
مامان باید بره- چرا؟-
باهامون بمون- منم دوست دارم بمونم-
اما من هر فرصتی که پیش بیاد باهاتون تماس میگیرم ، باشه؟
قراره مردم باهات یه جوری باشن؟
چرا باید یه جور باشن؟
گوش بده، در این شهر آدمای خیلی خوبی هم هستن
که من قراره خونه رو به یکی از اونا بفروشم
موفق باشی مامان
مرسی دوستون دارم
مرسی درینا- خواهش میکنم-
خدافظ عزیزام
برمیگرده سرکار- روز خوبی داشته باشین-
چقدر تا انبار مونده؟
اونا در نیویورک میخندن
اونا در سن فرانسیسکو هم میخندن اما میدونی کی نمیخندن؟
...وقتی دهن جهنم باز شده و
جک ، تا انبار چقدر راهه؟
میدونی حتی وقتی بچه بودم هیچی رو باور نداشتم
نه خدا و نه شیطان
بابانوئل
سوپرمن ،بوگیمن
هیچ کدوم
اما الان باور دارم
من خیلی باور دارم که این بیرون یه چیزایی هست
بدتر از چیزی که تصور میکردم
حق باتوئه
پس این چیه؟
خونآشام؟ ، شیطان؟
جوکر؟ یا یه وجدانِ حس گناهکاری؟
نمیدونم
چند سالشه؟
نمیدونم
همسنه منه؟ قرن ها سال ؟ قبل از انفجار بزرگ جهانی؟
فقط یه دونه است ؟ یا خیلی ازشون هست؟
نمیدونم . متاسفم
پس بذار بهت بگم که چی میدونم
من می دونم که من دقیقاً مثلِ اون حرامزاده بیچاره ، تریسی شدم
که دیشب داشتین درموردش حرف میزدین
اون تیراندازهای ماهر رو جمع میکنه
چون تنها چیزی که اون می خواهد اینه که بمیره
سوال اینجاست
این چیزیه که قراره سَرَم بیاد؟
نه اگه من کمک کنم ...نه اگه بتونم پیگیری کنم و
اِفشاش کنم
واسه همین من رو میبری به انبار
و بهم نشون بدی که چی اونجا هست و بذاری برم
و من کاریرو که واسه متوقف کردن اون باید بکنم رو میکنم
میدونی که میخوایم کمک ات کنم آره؟
از اون مسیر بالا برو
شما با هولی گیبنی تماس گرفته اید
من قادر به پاسخگویی نیستم
پس اطلاعات تماس خود را بگویید من به محضِ امکان ، تماس میگیرم
سلام هالی
دوباره رالف اندرسون هستم میشه لطفاً باهام تماس بگیری
مرسی یونس من سعی ام رو میکنم
جک هاسکین هستم در دسترس نیستم
پیغام خودتون رو بذارید
جک یه خبری بهم بده رالف هستم
من دارم سعی میکنم هالی گیبنی رو پیدا کنم
زنی که دیشب ملاقات کردی؟
...پس
آره بهم زنگ بزن
نه هاوی ، اگه بررسی کنه بهم زنگ میزنه
نه دارم سعی ام رو میکنم
نه رالف از هالی خبری ندارم
...اما با اما با جک صحبت کردی؟
جواب نمیده . چطورمگه؟
خب ، به نظر می رسید اون دیشب با اون در حال گفتگو بود
نمیدونم که متوجه شدی
آره شدم- - نکته اینجاست
اون تنها دوستش در اتاق بود
درسته- جک تلفنِ خودشو جواب نمیده-
هالی هم تلفن خودش رو جواب نمیده
همینجا میبینمت باشه؟
باشه دارم میام
اوکی
سلام کلاد
بهت یه انعامِ خدافظی میدم
نیاز نبود این کارو بکنی- هی-
وقتی مامانم منو میذاشت پرورشگاه
که با اون دوست پسرِ اَنترش بره بیرون
بهم یه پاکتی میداد
من حدس می زنم که دقیقاً مثله منه
خب حداقل تو پول نقد میگرفتی
والا ما که خیری ندیدیم
مرسی بابتِ این
پس چیکار قراره بکنی؟
نمیدونم شاید باید به هاروارد برگردم
ام رو PHD مدرکِ در زمینهی جراحی اتمی مغز بگیرم
بامزه
اخیراً احساس نمی کنم مثل خودم هستم
اینجا اینکارو باهات کرده
باشه داداش
بازم ممنون
این ورا بیا- باشه-
چرا من؟- چی؟-
چرا اون منو انتخاب کرده؟
...این
اون درد رو به خودش جلب می کنه
درد... شرابِ اونه
واسه همینه
که در تمام زندگی به تو ستم شده
نمیدونم توسط کی یا چندتاسون
مامنم واسه شروع
چند نفر واسه بستن یه لامپ لازمه؟ یه معمای جوکه (مثلا ما میگیم یه فیل (چطور تو یخچال جامیشه
یه نفر
اما چراغ واقعاً میخواد عوض بشه
بذارید خونه رو به شما نشون بدم
این اتاق رو به جنوبه
و ویوئه خوبی به بیرون داره
واو
خیلی خوبه
ببخشید
آشپرخونه اینوره
همهی وسایل همراه با خونه هستن
و من عاشقه اینم خیلی راحت اگه میخوای
یه قابلمه بزرگ پاستا درست کنی
تمام کفپوش ها چوب اُرجینال هستن همچنین ماله حمام
مدرسه های اینجا چطورن؟
جزو بهترین های این شهر هست
برنامه های ورزشی خوبی داره؟
البته
آره خودمم
ببخشید؟
خانم تری میت لند عروس فرانکنشتاین
در اینجا با تمام حواسم حاضر می شم و همه شما در مورد آن فکر می کنین
که واسه اولین بار کدوم یک از دوستاتون درموردم بدگویی میکنه
اینطوری نیست- اوکی بهتون میگم چیه-
در صورت موافقت با امضای قراردادِ این خونهی حراج شده
میتونین دوربین خودتون رو بیرون بیارید و
و من سرم رو 360 درجه میچرخونم
درحالی که گوآکاموله رو تف میکنم
کافیه
No comments yet. Be the first to leave one.