De første 200 linjer.
باید اون بیرون باشم و کارم رو انجام بدم
کارت اون بیرون در انتظارته، کاراگاه
سوال اینجاست که چقدر دلت میخواد کارت رو بکنی؟
تو واسه اداره کار میکنی؟ یه ارزیاب روانی هستی؟
15 سال کارم همین بود
استعفا دادم تا روانشناس بشم
.من عضو برنامهی کمک گروهی هستم داوطلبانه عضوش شدم
خب نظرت چیه که داوطلبانه ...از این صندلی بلند بشم
بهت بگم که بری به درک و با نمایندهی اداره صحبت کنم؟
خب، مسلماً میتونی این کارو بکنی
ولی بازرست باید تضمین کنه که میزنشین میشی
،و فقط وقتی که وقت اداری تموم بشه یا واسه قهوه بری بیرون
یا از پنجره بیرون رو نگاه کنی بتونی رنگ آسفالت خیابون رو ببینی
این داوطلبانهست، نه؟
- رسمی هم نیست؟ - دقیقاً
پس چرا توی اتاق بازجویی داری ارزیابیم میکنی؟
ترجیح میدادی توی کافی شاپ قهوهی استارباکس میخوردی؟ جدا؟
،شایدم بعد یه شیفت کاریم میرفتیم اموجی
هنوزم باورم نمیشه درش تخته شد
دلم واسه کوپلندز تنگ شده
کی دلش تنگ نشده؟
حالا هر چی. شروع کنیم
،کاراگاه مرسیدیز کِلی نایت با شمارهی نشان 30935
حرفات ضبط نمیشه
معلومه که میشه
میدونین که این حرفا مزخرفن، نه؟
با شاهدی که علیه خودتونه تحت فشار قرار گرفتین
خیال کردی اولین باریه که این اتفاق میوفته؟
تو کنترلت رو از دست دادی
و وسواست فقط کنترل کردنه، نه؟
برای همینه که یه پوینتگارد بودی
میخواستی کسی باشی که توپ رو بین همتیمیها هدایت میده، نه؟
چون قدم کوتاه بود و نمیتونستم جلو بازی کنم
و این تنها راهی بود که میتونستم ...وارد زمین بشم، بنابراین
- چون باید بازی رو بازی میکردی - از نظر من که بازی نیست
پس چرا به خاطر
یه کار احمقانهای مثل برخورد فیزیکی با کلیر تمپل نیمکت نشین شدی؟
دوست داری؟ دوست داری؟
یالا دیگه، نمیخوای التماس کنی؟
یالا دیگه، حتی یه ذره؟
اگه میخوای بهم شلیک کنی زودتر کارت رو بکن
چی شوکهات کرد؟
به این خاطر که وقتی میخواستی
یه نفر دیگه رو بدون پشتیبانی دستگیر کنی اسلحهات رو از دست دادی؟
اینکه به خاطر اسکارف به شدت تحت نظری؟
به خاطر این آقای لوک کیج؟
چه چیزی برای نابود کردن اعتبار کاریت تحریکت کرد؟
میدونی تا حالا چند بار توی این خراب شده
جای تو نشستم؟
خیال کردی میتونی خردم کنی؟
سعیت رو بکن
همونطور که گفتم این یه بازجویی نیست
نیومدم که خردت کنم
تو قبلاً با خودت این کارو کردی
سوال اینجاست که چقدر خرد شدی؟
و میشه تعمیر بشی؟
پناه بر خدا
ارائهای از تیمهای ترجمه نایت مووی، ایرانفیلم و تیوی ورلد NightMovie, IranFilm & TvWorld
ترجمه از رضـــــا و مـــعــیـــن MoieN & DeathStroke
،دست نگه دار، دست نگه دار یه نفر درست اجرا نمیکنه
همینجا باش. تو هم همینجا باش. حله؟
،بریم تو کارش. تکرارش میکنیم بیاین تمومش کنیم
همهی کامیونهای حمل زباله، همهی زباله دونیهای هر بخش رو چک کردیم
و با این همه زحمت، چی پیدا کردیم؟
هنوز هیچی
هنوز هیچی هنوز هیچی
همه نتونستین لوک کیج رو پیدا کنین؟
چیه؟ یهویی ناپدید شد؟
مثل دود؟
میدونین، مسئله همینه
هر جا دود باشه، آتیش هم هست
!لعنتی
هیچیش جادویی نیست
دود رو دنبال کنین
یا همون کامیون حمل زبالهی کوفتی رو
...خب
تو هودینی نیستی
تو هم ریک کازابلانکایی نیستی
چیه؟
...خیال کردی میتونی توی گوش مرایا بخونی
...که کارای کثیفت رو برات انجام بده
بعدش تو پادشاه جدیدِ پشت این میز بزرگ بشی؟
...با عکس بزرگ
...گروه دلفانیکز کرونینگ که طبقه پایینه
تو دوستم رو کشتی، شیدز
اون بهترین فروشندهام بودم
فکر کردی کی اون عکسِ برون کلیبورن رو بهش داده؟
تو هیچ دوستی نداری
،مردی که دوستان زیادی دارد" نابود میشود
ولی دوستی هم هست که "نزدیکتر از یک برادر میشود
روایت 18:24
کورنل استوکس برام اونجور دوستی بود
و میتونستم عین برادر خودم بهش اعتماد کنم
کورنل داشت اعتمادتو از دست میداد
تو بهم اعتماد کردی که مراقبش باشم
بهت اعتماد کردم که مراقب کار باشی، نه اون
چیه؟ فکر کردی همه چی رو بهت میدم؟
یه بهونه بهم بده که اون میز نو رو
با محتویات مغزت کثیف نکنم
چون این کار برای سریعتر پیدا کردنِ لوک کیج سودی نداره؟
بیشتر از اونی که اسمت نشون میده باهوشی، زیپ
دو کتاب قانون منو از تاریکی خلاص کرد
...انجیل
و 48 قانونِ قدرت
میخوای بدونی قانون 49اُم چیه؟
لوک کیج تاوقتی که جسد کوفتیش رو پیدا نکردین، نمرده
...و مهمترین خبر امروز
تیراندازیای که دیشب در هارلم اتفاق افتاد
بعد از اینکه آمبولانسی در جاده چپ کرد
ظاهراً در جریان یک تعقیب و گریز به کلینیک زنان رسیدند و آنجا تیراندازی شروع شده
تیراندازی تا تئاتر تاریخیای که
خسارت زیادی هم دیده ادامه داشته
شاهدین میگن که تیراندازی در اصل بین دو مرد بوده
اگرچه پلیس هنوز مظنونی بازداشت نکرده
...ولی این مرد، لوک کیج
برای بازجویی در رابطه با قتل اخیرِ
یک چهره سرشناس به اسم کورنل کاتنماوث استوکس تحت تعقیب است
...ممنون، مگان. در خبری دیگر
- اخیراً در شرایط بدی قرار داشتی - از کجا میخوای شروع کنی؟
وقتی ناراحتی با کی درد و دل میکنی؟
...من
قبلاً با اسکارف درد و دل میکردم
شوهر که نداری. دوست پسر چی؟
،آخرین باری که یه نفر تورم کرد آخرش مجبور شدم یارو رو بازداشت کنم
- جدی؟ - آره
سابقهاش رو بررسی کردم
و دیدم که به جرم سرقت در چند ایالت تحت تعقیبه
توی حوزهام یه لقب بهش دادن
اسمشو گذاشتن سارق عشق
هنوزم به خاطرش تو سرم میزنن
همه چی رو میبینم ولی هیچی رو یادم نمیره
،هر تحقیقاتی، هر مظنونی، هر قتلی ...هر مادر گریونی
همهشون توی سرم هستن
آخرین بار با کی قرار گذاشتی؟
- این موضوعش شخصیه - واسه همین اینجاییم دیگه
توی بار یه یارویی رو دیدم
اصلاً باهاش خوش رفتاری نکردم
ولی اون بیخیال بود
بامزه بود
حلقه هم نداشت
،اولین باری که باهام صحبت کرد حتی با لباس تنگ و کوتاهی که داشت
...به چشمام نگاه کرد
نه سینههام
- خب؟ - خب، صحبت کرد
میتونستم پیش اون خودم باشم
از نظرش من خوشگل بودم همینو هم بهم گفت
قهوه خوردیم
احساس میکنم یه "ولی" هم تو راهه
- ولی اون کسی نبود که فکر میکردم درست مثل اسکارف؟ -
این جریان چه حسی بهت میده؟
به نظرت چه حسی بهم دست میده؟
!من نکشتمش
.تو یادت نمیاد جزمین چطور ممکنه یادت بیاد؟
اون مثل یه مگس بود. خیلی سریع بود
قبلاً با دوست پسراش ماما میبل رو دیوونه میکرد
ولی مالیک استثنایی بود
بااستعداد بود
،توی شوگر هیل رکوردز خیلی طبل میزد البته قدیمیش
خیلی ازش خوشم میومد
به نظرم خیلی باهم جور بودن
ماما میبل نتونست تحملش کنه
میدونست که اون فقط محض تفریح رابطه داره
کوکائین، هروئین
.مالیک تو رو دوست داشت، کورنل دوست داشت، ولی اُوِردوز کرد
بعدشم جزی فرار کرد
بهم گفت: " آماده نیستم که "مامان کسی باشم
گذاشت و رفت
رفت و تو تنها موندی
توی یه سبد لای پتو پیچیده شده بودی
همون روز ماما میبل تو رو توی دستهام گذاشت
تو همیشه خیال میکردی "مو" که صدات میکردم مخفف کاتنماوثه
ولی مخفف موسی بود
منم برای مادر کسی شدن آمادگی نداشتم
سعی کردم تو همهی اون گند کاریا ازت محافظت کنم
سعی کردم... سعی کردم از دست خودت ازت محافظت کم
ولی نتونستم
...من
تو کاریو کردی که لازم بود
نمیدونم چطور این اتفاق افتاد
...تو یه تصمیمی گرفتی
حالا هم باید بهاش رو بپردازی
دایمندبک اومده که ترتیب اوضاع رو بده
دایمندچی؟
...از اینکه کورنل مُرده و
لوک کیج هنوز زندهست، ناراحته
کیج الان سرگردونه و برای پیدا کردنش بهت نیاز دارم
...پاپوش ما جواب نمیده اگه
اینجا نباشه که کاسه کوزه رو سرش بشکنیم
چیه؟ میخوای به پلیس خبر بدم؟
اگه کار به اونجا بکشه، چرا که نه
...ولی فعلاً
نگرانیهای مهمتری داریم
"مُدام میگی "ما
خب، تو
...چه خوشت بیاد چه نیاد
الان دیگه این کارو کاسبی مال توئه
من کاری به این کاسبی ندارم
الان تو نمادش هستی
طبیعت از خلاء متنفره
No comments yet. Be the first to leave one.