De første 200 linjer.
"پاسادنا، کالیفرنیا، 1965"
!خانم شان سان دینا
.خواهش میکنم به پسرم کمک کن
.از سه شب گذشته صدا میشنوه
.اون فکر میکنه یک چیزی داره میاد دنبالش
.بهش بگو
.من صداش رو میشنوم
.مدام داره بلندتر میشه
اون چیکار کرده؟
.هیچی - !بهم بگو -
اون یک گردنبند .نقره از واگن کولی ها دزدیده
.ما سعی کردیم پسشون بدیم
.اما اونا قبول نکردن - کجاست؟ -
.اینجاست
.بیارینش داخل
!نه! نه
!نه
!ما داریم میایم پایین
!خوان، مواظب باش
.دوباره همو میبینیم
"تقدیم به علاقه مندان فیلم های ترسناک"
:مترجم .محّمد شاه پسند
این عبارات رو
.همانطور که گفته میشه تکرار کنید
با بیان درست کلمات .هیچ سوء تفاهمی پیش نمیاد
با بیان درست کلمات .هیچ سوء تفاهمی پیش نمیاد
.صدای خوب بسته به گردش خوب دهانه
.صدای خوب بسته به گردش خوب دهانه
.گردش
.فکر میکنم بتونیم یک کاریش بکنیم
امروز عصر باهاتون .تماس میگیرم و خبرش رو میدم
.خیلی ممنونم - .ممنون -
.خواهش میکنم - .ممنونم -
.ممنون - .روز خوبی داشته باشین -
.مرسی - .شما هم همینطور -
.روز خوبی داشته باشین
.ممنون. خدانگهدار
.خدمت شما، آقای جکس
.ممنون
آقای جکس؟
میخواستم بدونم هنوز در ارتباط با
پست معاون مدیریت تصمیمی گرفتین؟
،اوه، خوب، هنوز دارم فکر میکنم
و در حال حاضر بین .تو و استو موندم
استو رابین، همون کارمند جدید؟
،خوب، میدونم اون تازه وارده
اما اون خیلی پشتکار داره .و ما از این مزیت خیلی خوشمون میاد
،میدونی، استو کسیه که
.از گرفتن تصمیمات سخت نمیترسه
.من هم کاملا قادرم تصمیمات سخت بگیرم
.زمانی که تصمیم گرفتم تو رو در جریان میذارم
باشه؟
،در همین بین، محض اطمینان
شرایط تسحیلات وام رو بهش یاد بده، باشه؟
.باشه
اوه، ایرادی نداره
الان برای تایم ناهارت بری؟
.البته
و شاید تو راه برگشت،
بتونی برای منم یک ساندویچ مرغ و بیکن بگیری؟
.مرغ و بیکن، انتخاب خوبیه
میشه یکی هم برای من بگیری؟
.مرسی
.با سس خردل تند
چی داری؟ - میشه اینو امضا کنین؟ -
،این همون وامیه که
.قبلا راجبش صحبت کردیم .آها، وام -
.دقیقا
زیاده، نه؟
1.5.
.دقیقا، یکی از چنتاست
،خوب، پروفسور
.هفته اول کاریت رو بهت تبریک میگم
.خیلی ممنون
.مم
.فکر میکردم که تا الان ریش دراورده باشی
.منم همینطور
.من یکم نا امید شدم
...اوه، مرد، این وسیله
.دیگه کافیه. خسته شدم
.بسمه
.کریس، خودت رو اذیت نکن
.باید یک جدید بگیرم
،دارم بهت میگم .خودت رو دیوونه میکنی
.کاملا خراب شده
.خراب بود
.تو جسور و جذاب و باور نکردنی هستی
.تقریبا داشت یادم میرفت
.توی بانک پیداش کردم
چی هست؟
!امکان نداره
،واو، واسه سال 1929 با طرح مجسمه آزادیه
.و کاملا هم ضرب شدست
بین پول های معمولی بانک پیداش کردی؟
.آره
من اینو به کلکسیون .سکه هام اضافه میکنم
.باشه - .مرسی، عزیزم -
.مرسی که به فکرم بودی
.خیلی خوب
.خداحافظ - .خداحافظ -
.بعدا میبینمت - بعدا میبینمت، باشه؟ -
.دکتر دالتون
.سلام، عزیزم - .اوه، سلام، مامان -
داری چیکار میکنی؟
،کریستین اومده بود، و ناهار آورده بود
.و منم دارم چنتا برگه تصحیح میکنم کریستین؟ -
اوه، همون که ماله مزرعه هست؟
آره، مامان، همون دختری که من
.تقریبا 1 ساله باهاشم .همون دختری که قراره برای شام بیاد
.ما واسه شام میایم مطمئنم که اون -
.دختر خوبیه
.آره
...نمیتونم صبر کنم که شما اما، میدونی، پدرت -
و من یک سری .انتظارات از تو داریم
من نمیتونم انتظاراتون رو
.براورده کنم من میدونم امی کیولیک -
.دنبال یک نفر میگرده که باهاش تنیس بازی کنه
آره، من - میدونی، اون -
،از دانشگاه ییل با افتخار فارق التحصیل شده
.و الان یک وکیل خیلی موفقه
.میدونم. بهم گفتی
آره، من دوست دارم
.تو رو با این مدل دخترا ببینم
...مامان - اون از اون دسته -
،زنایی هست که میتونه هم توی جامعه
.و هم توی کارت کمکت کنه
و این چیزیه که
.تو الان باید بهش فکر کنی
...مامان، من نمیخوام
تو نباید وقتت رو با
.یک دختری که از مزرعه میاد طلف کنی
من فکر میکنم شما ...خیلی از اون
.وقتشه که یک شریک واقعی پیدا کنی
.مم، کریستین، تو سفارش منو اشتباه گرفتی
.نه، اینطور نیست
.چرا، من گفتم بدون مایونز
.تو همچین چیزی نگفتی
.میدونی چیه؟ مهم نیست
.ایرادی نداره
آقای جکس؟ شما طرفدار لیکرز نیستین؟
.چرا طرفدار لیکرز هستم
.مادرم این بلیط هارو برای یکشنبه گرفته
.من نمیتونم برم
جدی میگی؟ - .آره -
کاملا، میخواین برین؟ !اینا صندلی های خوبی هستن -
.بله اونا صندلی های خوبی هستن
اینجا جاییه که
.هات داگ هارو میارن کنارت .بله، همینطوره -
.شما با سلبریتی ها قاطی میشین
مطمئنی که ایرادی نداره؟
.کاملا، هیچ مشکلی نیست
.آره .خوب، ممنون، استو -
.حتما ببرشون
.از طرف من به کوب سلام برسون .حتما -
به من کمک میکنی؟
.البته
چیکار میتونم براتون بکنم؟
.کامیون هاتون جای خونه منن
دارن تمام وسایلم .رو جمع میکنن، وسایل شخصیمو
.خواهش میکنم، جلوشون رو بگیر
...خانم
.گانوش
خانم گانوش، بانک شما رو مطلع کرده که قصد داره
.ملک شما رو واقع در خیابان 325 برندون بگیره
.اما اینجا 30 ساله که خونه منه
و من همیشه سر وقت پرداخت میکردم .تا اینکه به دلیل بیماری چشمم رو از دست دادم
.امیدوارم که به زودی پول به دستم میرسه
.پس فقط به کمی زمان نیاز دارم
...تو بعید میدونم مدیرم -
.قرارداد شما رو باز هم تمدید کنه
.اوه
.خواهش میکنم
سعیت رو نمیکنی؟
.باشه
.خدا خیرت بده
!خدا خیرت بده
ما یک خانم سالمند داریم که درخواست تمدید
.بازپرداخت وام مسکنش رو داره
،اون درامد ثابت داره
.و یک سری مشکلات پزشکی هم داره
باید بتونیم یک کاری انجام .بدیم تا بهش کمک کنیم
خوب، ظاهرا، ما تا الان
.دو بار مهلتش رو تمدید کردیم
،و، خودت هم میدونی، تو این مورد از اقساط
.ما دارایی شخص رو ضبط میکنیم
و بانک سود قابل توجهی .از اینکار بدست میاره
اما ما باید اونو از خونه .خودش بندازیم بیرون
.انتخاب سختیه
.تصمیمش با خودت
.خودم بهش رسیدگی میکنم
.خانم گانوش
،متاسفم، خانم گانوش
اما دادن یک تمدید دیگه .برای وامتون مقدور نیست
چی؟
،من میخوام کمکتون کنم ...اما اینجا بانکه و
.نه، خواهش میکنم، این خونه منه
کجا برم زندگی کنم؟
شما توی لیست اسم نوتون .رو برای رجوع وارد کردید
.شاید بتونین پیش اون بمونین
.من سربار اون نمیشم
No comments yet. Be the first to leave one.