De første 189 linjer.
،با کنترل پیرمردی به اسم میلر
ست اوکوهو رو دید .یه متقاضی شوالیه جادوگر
،ولی همونطور که داشتن با نمسیس روحی میجنگیدن
ست درحالی که داشت از اوکوهو محافظت میکرد .از پشت اژدها افتاد
ست؟
!ست
!اتصال قطع شد
!اژدها های نزدیک در حالت اماده باش بشن
.از سر راه برو کنار، اوکوهو
!ا - ام، خلبان افتاد
!تو طلسم جیسونی رو شکستی .از سر راه برو کنار
...ست
آورندهی بلا
آوردندهی بلا
.وحشتناکه
.زودباشین، باید از اینجا دور شیم
.ولی نمیتونیم اینطوری این زمین رو بذاریم و بریم
.بابا، ببین
.خـ - خیلی ترسناک بود
.هنوزم نمی تونم با دست چپم فانتزیا جمع کنم
یعنی برای اینه که شمشیر تروک خورد بهش؟
.دست راستم ... درست کار میکنه
.واو! یه شوالیه جادوگر با شاخ
.نمیشه یه شوالیه جادوگر با شاخ باشه
هوی! شماها دارین چیکار می کنین؟
.یه نمسیس اونجاست
!میدونیم
.دیدیم که از ناکجاآباد پیداش شد
از ناکجاآباد پیداش شد؟
اول یه تخم از آسمون نیوفتاد پایین؟
.نه، نه چطور
.ما داشتیم زمین و شخم میزدیم که یهویی دیدیم اینجاست
...چی روی زمین
.وبه هر حال، اینجا خطریه
!ست
!اوکوهو
.خوشحالم حالت خوبه
...خب، مطمئن
!اوکوهو! تسلیمم! تسلیمم! تسلیمم
چرا سعی کردی با دست خالی بهش حمله کنی؟
...خب .نمیتونستم از جادوم استفاده کنم
!پس باید گولش میزدی
!برای همینه افسار رو داده بودم دست تو
!آخ، آخ، آخ
اون چی بود؟ نمسیس حمله کرد؟
!نه، ببین
.جادوی اونا داره از بین میره
دارن قبل از حملهی نهایی .ضعیفش میکنن
...ای وای ...اونا هم آماده برداشت بودن
...آماده بود
ما داریم توان میدیم چون شما دارین با اون !غریبه معامله میکنین
چـ - چی؟
.این توان نیست
بابا، تو دولاهان رو دیدی، مگه نه؟
.این نفرینه
!نفرین
دولاهان؟
.ست، ما باید از اینجا بریم
.حملهی بعدی تو راهه
ست؟
.حرکت کردن تو این زره سخته
!ریپالس
!خیلی باحاله این سپر دیگه چی چیه؟
چیکار میکنی؟
حتی نمیتونی از یه حفاظ استفاده کنی؟
،ولی تا وقتی که اینو داشته باشی
!حملههای هوایی بهمون نمیخورن
!من هیچوقت همچین دستوری نشنیده بودم
دستور؟ دستور چیه؟
مگه دستور حمله و نابودی این مزرعه رو گرفتی؟
!معلومه که نه
!ماموریت ما اینه که نمسیس رو شکست بدیم
پس مهم نیست باید چیکار کنی تا به دستور اطاعت کنی؟
حتی اگه مزرعه رو نابود کنی مردم چطوری زنده بمونن؟
!کاری که تو میکنی بهتر از نمسیس نیست
.این چیزیه که فقط زندگی مردم رو نجات بده
.بدون این مزرعه، مردم از گرسنگی میمیرن
.میرم بجنگم
تو چطور؟
.خیله خب
.میخوام از کرومن استفاده کنم، کمکم کن
کرومن؟
.یه طلسم برای محافظت از یه منطقهی بزرگه
ولی جادوگرای بیشتری باید اینکارو بکنن .حتی اگه یه نفرم بیشتر باشه، بهتر اثر میکنه
.باشه
.اینم از این
!کرومن
چی شده؟
.قدرت ما داره از بین میره
این دیگه چیه؟ .مثل این میمونه که تو سیلی از فانتزیام
میتونه انقدر زیاد فانتزیا جمع کنه؟
خدایی این دیگه کیه؟
لرد برانگور !طلسم جیسونی داره شکسته میشه
.به نظر میاد که اون گنبد داره تمام فانتزیا رو میبلعه
!موردورد !نمسیس داره ناپدید می شه
.بیا سریع بهش حمله کنیم
.باشه
.بنظرم کار کرد
.ولی این یکی یه نمسیس عجیب بود
...چه مصیبتی
.تقریباً برای درو کردن آماده بودن
.نمیتونیم هیچکدوم از اینارو بفروشیم
،بخاطر زحمتهاتون ممنون
.ما با موفقیت نمسیس روحی رو شکست دادیم
!آفرین
.مطمئناً خوب شوالیه جادوگری میشین
...آما
،تنها کسایی که واقعاً عالی بودن
.موردورد و ساگورامورن که اینجان
.بقیه تون آشغال کلهین
چرا آرایش رو شکستین و حمله رو خراب کردین؟
فکر میکنین می تونین اینطوری شوالیه جادوگر بشین؟
...بـ - با کمال احترام لرد برانگور
.ما اون موقع به اندازه کافی فانتزیا نداشتیم
چی؟
.فکر کنم بخاطر جادویی بود که اوکوهو روی زمین اجرا کرد
!موافقم
!حرومی
تو بودی که رو زمین جادو زدی؟
چرا همچین کاری رو بی اجازه من انجام دادی؟
!جواب بده، اوکوهو
.عه... من اوکوهو ام
ها؟
!لعنت بهت
چند دفعه باید بگم؟
!شماها تکی چیزی نیستین
.فکر و توانایی تون داخل جنگ بیفایدهس
...ولی
!بهونه نیار
فقط می خوای مرکز توجه باشی؟
!اگه اینطور باشه، پس یه نقال یا یه دلقکی بجای شوالیه
!برو به عضو همون دلقکا تو آرتمیس یا جای دیگه بشو
مگه آموزش های مرلین رو یادت رفته؟
اونی که مهمه تکرو بودن نیست .بلکه کاره تیمی هماهنگه
!این یعنی جیسونی
.میبینم که عوض نشدی، برانگور
...این صدا
!عا - عالیجناب
!عالیجناب ملکه بودیکا وارد می شوند
!شوالیهها! به ملکه خود تعظیم کنید
این چیه؟
چرا فقط با یه پا زانو میزنین؟
!اوه، مـ - منو عفو کنید، عالیجناب
خیلی گندهس! یعنی اینم نفرینه؟
!عالیجناب، انتظار نداشتم تو همچین جایی ظاهر بشید
!ازتون پوزش میخواهم
.کاملاً درسته
.فقط دارم یه سرکشی کوچولو انجام میدم
ولی چرا شما تو همچین وضعیتی هستین؟
عالیجناب؟
!اینطوری میتونی زیر دامنم و ببینی
!لـ - لطفاًمنو عفو کنید
.میخواستم نمسیس روحی رو ببینم
اون باعث شده مردم من عذاب بکشن، درسته؟
.بله
.مردم من دارن عذاب می کشن
.شما رو تو چه وضعیت وحشتناکی قرار دادم
.شـ - شما خیلی مهربونید، عالیجناب
!بخاطر نگرانیتون ممنونم
،درسته که این زمینها آسیب دیدن
.ولی به لطف شوالیهها، کاملاً نابود نشدن
.خوشحالم که اینو میشنوم
.ولی سرت باید یکم پایین تر باشه
.عا - عالیجناب، ... همه ما آشفتهایم
هوی! چطور جرئت میکنی مستقیم به ملکه بگی؟
.تقاضاش رو میشنوم
عالیجناب؟
.برانگور، سرت
.درد مردم من مال منه
چه چیزی شما رو آشفته کرده؟
،خب... وقتی شب میشه
.همیشه دولاهان ظاهر میشه
دولاهان؟
.یه روح ترسناکه که سرش روی دستشه
،خودش رو تو این منطقه نشون می ده
.و تقریباً تو همون موقع نمسیس روحی
...اوه، طفلکیا
چیز دیگهای هم درباره دولاهان میدونی؟
.خب، گفته می شه آورنده ی بلاست
گفتی"بلاست"؟
...عالیجناب
...اول روحیان، و حالاهم دولاهان
چرا ما باید این همه بدبختی رو تحمل کنیم؟
.مردم من، خوب گوش کنید
،با تلاشهای شوهر فقیدم، پراستاگوس
.سالها جنگ که این سرزمین رو به ستوه آورده بود به پایان رسید
،ما بالاخره به صلح رسیدیم .هرچند که زودگذر بود
با این حال، چیزی متاسفانه ،دوباره جنگ رو به این سرزمین آورده است
...نمسیس روحی و دولاهان
No comments yet. Be the first to leave one.