De første 200 linjer.
ديگه درد نداری؟
به من نگاه کن
مشتاق ديدار يون
مشتاق ديدار يون
اون مال منه
اون مال منه
حالا چه احساسي داری؟
بعد از گذشت شیشصد سال
حالا که تو صورت زنی که دوستش داری چهره دشمنت رو ميبيني چه احساسي داری؟
...جی آ
اون کجاست؟
درست همينجا. توی من خوابيده
...داره عاجزانه فرياد ميزنه
از سرنوشت اجتناب ناپذيرش عصبانیه
پس بذار اینو ازت بپرسم
... اون یکی پسره کيه
و تو دقيقا چی هستي؟
اینا نتيجه اعمال نوئه
اگه ميذاشتي تو جزيره قرباني بشه
ما هم یکی باقی ميمونديم نه اينکه دو تا بشيم
وقتی که زمانشم برسه با هم متحد ميشيم
و دقيقا قراره کي اين اتفاق بيوفته؟
وقتی که هردومون وارد بدن تو بشيم
آخه چرا اینقدر مشتاقي وارد بدن من بشي؟
چرا تو بدن یکی ديگه یکی نميشين که به خوبي و خوشي زندگي کنين؟
پس از سرعت رشدش خبر نداری؟
...نکنه
فقط رشدت نيست که سريعه
بلکه سنِت هم سريع زياد ميشه؟
پس اين اون طلسميه که اسيرشي
فقط يه بار فرصت تغيير سرنوشتمو داشتم
با تبديل شدن به اژدها؟
اگر تبديل شده بودم
من روح بکدودگان ميشدم نه تو
پس چیزی که ميخواي انتقامه
برای همين بين اين همه بدن موجودات جاودان
دنبال مني
محض اطلاع جنابعالی حالا که من بهش مسلط شدم
به زودي اين دختر از بين ميره
ميکشمت- اگه منو بکشي-
اين دختر هم ميميره
و اگر هم نجاتش بدي تو ميميري
اونو نجات ميدي يا خودتو؟
از اينکه اينو بهت بگم متنفرم
ولي هيچکدوم اين گزينه ها چیزی نيستن که ما مي خوايم
باشه هر طور تو بخواي
من بهت اجازه نميدم به اين بدن دست بزني
تو ضعيفي
چی؟
ببینم اگه تو اين بدن باشي ضعيف ميشي؟
بيشتر قدرت و توانايي هاي ايموگي تو بدن اون پسره
تو فقط قلبشي
... به خاطر همين به جی آ برای محافظت از خودت نياز داشتي
تا من متوجه نشم که تو چقدر ضعيفي
شما نميتونيد سرنوشت رو تغيير بدين
با مرگ تو همه چيز تموم ميشه. فقط تو
و تو تنها چیزی هستي که من نياز دارم جی آ
خواهش ميکنم
فقط دست از اون بدن بردار و بمير
جی آ
ميدونم که ميتوني صداي منو بشنوي
ميدونم که اون تو هستي
خفه شو
برگرد پيش من
من هميشه منتظرت ميمونم
پس برگرد پيش من
تا ابد منتظرت ميمونم
منم برای تو منتظر ميمونم
وقتی حرف از انتظار باشه هيچ کس به گرد پای منم نميرسه
بيست و چهار ساعت؟ حتي بيست و چهار سالم ميتونم اونجا بشينم
احساس ميکنم اينجا ميتونم ببينمت
من هميشه طرف توئم
تا زمانيکه مرگ مارو از هم جدا کنه من مالِ تو هستم
...يون
آره منم. من همينجام
کمکم کن يون
فقط منو بکش
اونوقت ديگه نميتونم به تو آسيبي بزنم
جی آ اشکالی نداره
همه چيز درست ميشه
دکتر کو برای امروز ممنونم. تو جونمونو نجات دادي
از يون تشکر کن نه من
مراقب همديگه باشين بچه ها
يون
همين الان راه ميوفتم
يون يا ايموگي هيچکدومشون برام اهميتي ندارن
تنها چیزی که من نياز دارم فيساليسه
فقط فيساليس
هوي يارو
راننده که نبايد اينجوري خشن رانندگي کنه
تو ديگه کي هستی؟- من هيونيونگم -
اومدم فيساليس رو مصادره کنم
کي تو رو فرستاده؟ ايموگي؟ لي يون؟
اینش چه اهميتي داره؟
چیزی که مهمه اينه که اون به تو تعلق نداره
چرت و پرت نگو
فيساليس مالِ منه. مالِ من
اي وای چقدر بد شد
از بوي شليک اسلحه اصلا خوشم نمياد
به من گوش بده. تو نبايد با سرنوشت بجنگي
چی؟ تو هم یه هيولايي؟
خداي من
انگار به همين زوديا همدیگه رو دوباره ميبينيم
آقاي لي
پس يعني الان اون خانم نامه مطمئن هستین؟
ولي کي ميدونه کي به ايموگي تبديل بشه و دوباره به تو حمله کنه؟
بهش اجازه دادم بهم صدمه بزنه
چی؟
ميخواستم ببينم
اينکه ايموگي دوتا شده نشونه ي قدرتشه
يا اينکه ميتونه نقطه ضعف کشندش باشه
منظورت چيه؟
...ايموگي اي که داخل بدن جی آ ئه
با اونی که تا به حال ديديم يه کم فرق داره
جفتشون يه ايموگين ولي متفاوتن؟
اين یکی بيشتر شبيه به اون ايموگي زندگي گذشته منه
من چه کمکي ميتونم بنم؟
برو ديدن عروس حلزون و سراغ پيشگو رو ازش بگير
اون يارويي که مهره روباهو برداشته؟
چطوره اونارو تبديل به آدم کنم؟
ليستو چک کن و فقط اونايي رو که جوني برای زنده موندن دارنو تبديل کن
اگه همه رو يهويي تبديل به آدم کنيم خسته کننده ميشه
باشه فهميدم. ولي بيا اول غذامونو بخوريم
عزيزم برم دوکبوکي بخرم؟
چطوره يه خورده کيمباب و سونده هم اضافه کنم؟
من پنير اضافه هم ميخوام
باشه با پنير موزارلای اضافه
و برای تُنديش برای تو سطح سه سفارش ميدم
و برای خودم سطح يک
...اگه الان جلوشو نگيرم
بعدا یه اوضاعی درست میکنه
با اين حال
بازم اونو انتخاب ميکنم
متاسفم
لازم نيست عذرخواهي کني
...با دستاي خودم
...بهت ضربه زدم
و آسيب رسوندم
من بهتر از هر کس ديگه اي ميدونم که اون تو نبودي
به من نگاه کن
چطوري؟ خوبي؟
...چطور ميتوني نگران من باشي
وقتی که اونی که آسيب ديده تو بودی؟
قهوه ميخواي؟
يا پاي مرغ چطوره؟
نه
ميخواي ببرمت خونه؟
فکرنکنم بتونم برم خونه
...چی ميشه اگه دوباره تبديل بشم
و به پدر مادرم آسيب بزنم؟
اونوقت ممکنه واقعا ديوونه بشم
پس چطوره به جاش با هم بريم يه جايي؟
باشه بريم
بيا بريم جايي که فقط من و تو باشيم
زياد نگران پدر مادرت نباش
به شين جو سپردم حواسش به اونا باشه
مرسي
داريم کجا ميري؟
هر جا که شد
اولين باري که همو ديديم يادته؟
وقتی تو يه بچه کوچولو بودی؟
نه
معلومه يادمه
تمام عمرم کار من تعقيب اين و اون بوده
ولي به جاش تو اولين آدمي بودی که دنبال من افتادي
بايد همون موقع ازت ميخواستم با من قرار بذاری
... اونوقت بدون اينکه از چیزی خبر داشته باشيم
بيشتر ميتونستيم از زمانمون با همديگه لذت ببريم
لعنتي
داشتي جايي ميرفتي؟
ببخشيد منو. عقلم پريده
فيساليس چشمامو کور کرده بود. دیوونه شده بودم
منو ببین
تو به عنوان يه خدمتکار تو يه خونه کاهگلي کثيف به دنيا اومدي
و تا حالا هم مسير طولاني اي رو اومدي
همش...همش به لطف شما بوده
اوني که درست قبل از اينکه به خاطر خيانت به دار کشيده بشي جونتو نجات داد من بودم
بله چطور ميتونم فراموشش کنم؟
...پس
برای چی به لي يون کمک کردي؟
شنيدم بهش خيلي چيزا گفتي
خواهش ميکنم...خواهش ميکنم بهم رحم کنيد يه فرصت ديگه به من بدين
نه لازم نیست
...من ديگه نيازي
به کسي يا چیزی ندارم
نقشه عوض شده
ببخشيد؟
ميخوام تو بيچاره بشي
منظورم تک تک آدماي زنده ي روي زمينه
برو و خودت رو تسليم کن
به عنوان مجرم زندگي کردن بهت بيشتر مياد
چطوره يه بازي کنيم؟
چه بازي اي؟
مثل هميني که چند لحظه پيش گفتي بيا تظاهر کنيم چیزی نميدونيم
دقيقا چطوري؟
...تو يه آدم معمولي هستي که از زندگي يکنواخت
و کسل کنندت خسته شدي
و منم
بيا بگيم گوميهو نيستم
همديگرو ميشناسيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.