De første 200 linjer.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
ديگه داريم ميرسيم
عزيزم اي.جي.اي توي راهه
خوشبختانه ما توي ماه مارس هستيم عزيزم نه آپريل اون ازش متنفره
اون از شکم من متنفره
پس من راه ميرم و اينطوري اذيتش ميکنم
و بعد شب که اون داره لگد ميزنه
شکممو روي کمرش ميگذارم و دخترمون ميزنتش
اون عصباني ميشه چون ميگه من چطوري بايد بخوابم؟
اما فکر ميکنم اون هيجانزده است
نه، من همين الان يک آهنگ يادم اومد- بيخيال، بيخيال-
....تو اينو داري
من سعي ميکنم بخاطرش هرکاري از دستم برمياد، انجام بدم
اين چند هفته اخيرو صرف اين ميکنم تا بفهمه
ديگه قرار نيست فقط من و تو باشيم
ما يک نفر ديگه رو اضافه ميکنيم
فکر ميکنم سطح بلوغمون قطعا بيشتر ميشه
يک انت متفاوت ميبينيم
هم توي خونه هم توي هسته زندگيمون وقتي پاي بچه به اينجا برسه
من الان يک بچه توي راه دارم
پس بايد يک کم بزرگ بشم اما حس ميکنم هنوز بچهام
هنوز به چيزي اهميت نميدم هنوز همونطوريم
گفتند قراره بچه تا سه هفته ديگه به دنيا بياد
پس آره، فوقالعاده هيجانزدهام
خوشبختانه اون روز روز بازي نيست
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
استفاده از اين زيرنويس تنها با ذکر آدرس و اسامي مترجمين مجاز است
برد خوبي بود
اوه خداي من اينو فراموش کرده بودم
از اين بچه کوچولو برات بفرستم
اون خيلي بامزه است
من عاشق اين بچهام
..و بعد- ببين-
حرف از اون بچه ناز شد
...دختر تو- من مدرسه راهنمايي ميرم، مشکلي نيست-
نه خانم- نه خانم خبري از همبرگر و بوقلمون نيست-
نه خانم، خبري از همبرگر و بوقلمون نيست
اين دهه بيست زندگي منه راستش کاملا دارم ستاره ميشم
کاملا بيست سالهام خوب، اين خيلي باحاله
از اينکه سال اول موفق نشدي متنفري؟
آره، ازش متنفرم قطعا ازش متنفرم
فکر کنم اولين مسابقهم توي دنور، کلورادو بود
حس ميکردم دارم کار درستي انجام ميدم
بخاطر کاري که ميکردم ازم قدرداني ميشد و ميخواستم اون بيرون باشم
با بچههايي که خيلي وقت بود دنبالشون ميگشتم
مثل الن آورسون و کوبي برايانت
و ميدونيد؟ وينس کارتر، شگ
و من اون بيرون بودم و بهشون ميگفتم به کجا تعلق دارم
انگار ميگفتم: من به اينجا، همراه با همه شما تعلق دارم
و اون موقعها
بيست، بيست و يک سال پيش هرچي بود
اون ميخواست به تمام مهمانيهاي آل-استار بره
به تک تکشون
تک تک چيزها اون ميخواست همه کاري بکنه
الان نميخوام هيچ گهي بخورم
ميخوام آروم باشم با خانواده آرامش داشته باشم، با همسرم آرامش داشته باشم
اين يکي واقعا ميتونه بازي آخرم باشه
کي ميدونه؟ نميدوني فردا برات چي در نظر گرفته
خوب، ميدونيد؟ هميشه بايد مشعل به يکي ديگه داده بشه
دوبار برنده آل-استار
اين.. يک کم متفاوته دوبار برنده آل-استار آنتوني ادواردز
هي پسر؟
تعطيلات شروع شده، داداش
جدي ميگم ما راه طولانياي از وست سايد لعنتي داريم
اينکه اسم آل-استار روت باشه فوقالعاده باحاله
واقعا براي اولين بار براي اومدن به بازي، انتخاب شدم
ما فقط يک پرواز دو ساعته داريم- لعنت-
!دو ساعت همينه
خوب اولين بارمه که واقعا دارم بهش ميرسم پس فوقالعاده براي رسيدن به اونجا، هيجان دارم
وقتي براي اولين بار شنيدم که قراره اون يک آل-استار بشه
با خودم گفتم
...تو چي چه انتظاري داشتي؟
دو، سه، چهار
و ممکنه اين گه، جواب نده
...حافطهت نميتونه بايد باهم حرف بزنيم، صبر کن داداش، صبر کن
!ببين
چندتا داري؟ چندتا برات باقي مونده؟
پسر؟ پنج تا برات باقي مونده
آخرهفته آل-استار پسر هيچچيزي شبيه اين نيست
!مراقب باش
...چه پرتاب برگشتي تماشايياي از
اين چيزيه که بهعنوان يک بچه
....وقتي...اگه بسکتبال بازي کني و تو... مثل همون لحظه است
من ميخوام اون بيرون برم با بهترين بازيکنان دنيا
روي يک زمين، روي يک ميدان در طول يک آخر هفته
اين همون چيزيه که جمعيت منتظرش بودند
!باورنکردنيه
پرتاب براي ماني... واي
هوا رو نگاه کنيد مدت حرکت پرتاب در هوا رو نگاه کنيد حرکت پروازيو نگاه کنيد
...پرتاب سه امتيازي
آره! اوه خداي من
اونجا... جاييه که ميخواستي باشي
آيورسون پايين خط حمله، داخل حلقه پرتابش کرد
اين يکي از اون زمانهاييه که همه پا پس ميکشند
قراره بهترين بهترين بازيکنان ان.بي.ايو داشته باشي
قراره اونجا پر از آدمهاي معروف باشه
قراره سرگرمکنندهها، بازيگران، بازيگران زن به اينجا بياند
اين دقيقا يکي از اون دورهميهاييه که ميدوني همون جاييه که بايد باشي
همه ما ميخوايم آل-استار ان.بي.اي باشيم
از بسکتبال دوران راهنمايي به بسکتبال دوران دبيرستان ميري
حتي فکرشو هم نميکني که
من ميتونم بين بهترين بازيکنان ليگ باشم
ميتونم با لبرون جيمز استف کوري و کي.دي توي رختکن باشم
وقتي اونها دارند بازنشسته ميشند يا زمان زيادي به بازنشستگيشون نمونده
با خودت ميگي من با اون پسرها توي يک رختکن بودم
پس حتما، فوقالعاده باحاله
امروه تاتور واقعا مشهوره اما متاسفم که خبرهاي بدي ميدم
ما کاملا بيرون اومديم ازش
از تمام تاتوم جرسيها؟
آره... اون خيلي مشهور بود
توي اولين يبا آل-استارم خيلي عصبي بودم
هنوز هم خيلي خوشحالم که اينجا هستم
من به نقطهاي رسيدم که دقيقا ميدونم انتظار چيو باید داشته باشم
ميدونم قراره چي پيش بياد هيجانزدهام
سابونيس کجاست؟
چي شده؟
امسال وارد آل-استار نشدم موفق نشدم، همينه که هست
وقتي فهميدم موفق نشدم
ميدونيد؟ بالاخره
کلي خبرهاي خوب بودند که بعدش اتفاق افتادند
و به يک تعطيلات خانوادگي بزرگ رفتيم
خيلي وقت بود با همسرم و بچههام به تعطيلات نرفته بودم
و واقعا ميتونستم، تجربهش کنم
اين طوري
!يک قلبه
چطور معمولا نااميديو کنترل ميکنم؟
آدمهايي که منو ميشناسند، ميدونند
...نااميدي فقط يک جورهايي
يک آتش درونم شعله ور ميکنه و فقط ميخوام برم و سختتر تلاش کنم
سختتر تلاش ميکنم يکجورهايي تقصيرو گردن خودم ميندازم
هميشه فکر ميکنم ميتونم کار بيشتري انجام بدم
خانواده و دوستام ميگند هميشه تقصير تو نيست يا اصلا تقصير تو نيست
اما بهعنوان يک رقابتجو کسي که رهبري تيمها رو به عهده داشته
هميشه يک جورهايي حس ميکني يکجوري خودتو مقصر ميدوني
چون فقط بايد بهتر باشي
نميخواي داخل استخر بري؟
بگو: مامان گواپا
مامان گواپا
بلندتر، بلندتر
مامان گواپا
آره
يک جورهايي الان خيلي بيشتر پدرمو درک ميکنم
سعي ميکني زندگي خانوادگي و .. کارتو به تعادل برسوني
و سعي ميکني تا جايي که ميتوني حضور داشته باشي
چهار، سه، دو، يک
!پرواز کن
ميتونم در طول تعطيلات دست از بسکتبال بکشم؟
لعنت، آره
کاملا ميتونم ازش دست بکشم فراموشش کنم
و فقط روي خانواده تمرکز کنم
من موفق نشدم و هيچچيزي تغيير نميکنه
ميدونيد؟ هدفم اينه که ثابت قدم باشم و به برد تيمم کمک کنم
هدفم اينه که همه رو در حالت رقابتي و متمرکز قرار بدم
و هر چيز کوچيکيو جدي بگيرم و بعد در آخر
خودتو در بهترين حالت قرار ميدي تا بازيها رو ببري
به شهر سرد و در حال يخزدن ايندوپولوس خوش آمديد
جايي که دما به بيست و پنج درجه سانتيگراد ميرسه
با بادهاي سرد دوازده درجه
برف روي زمينه
همه کتهاي بزرگ
روسري، خزهاي گرم و کلاه پوشيدند
خودتونو گرم نگه داريد، بچهها
ايندياناپليس، اينديانا
سيرکل ستي کاملا براي رخداد ان.بي.اي تغيير شکل داده
ورود شما رو به هفتاد و سومين بازي آل-استار خوش آمد ميگيم
من توي بيست بازي آل-استار متوالي، بازي کردم
چيز بزرگي برام به نظر نميرسيد تا وقتي که به ميدان رفتم
و ديدم چندتا دوربين تا رختکن تعقيبم ميکنند
!خوب، سلام معذرت ميخوام آقا
!لعنت
ما توي دهه هشتاديم؟
چه کوفتي؟ کي اين شلوارکو به من داده؟
داري ميترکونيشون- نه-
گوش کن. من مثل اين بچه جوونها نيستم نه، من شلوارک بلندتري ميخوام
..کي اينو
...نميتونم، آره من مثل
اين براي برونيه نه براي.... اين
من ارشدم- خيلي خوب-
من نميتونم مثل کلايد و اونهايي که اون روزها عادت به اين کار داشتند، حلقه رو بگيرم
به يک کم جريان توي شلوارکم نياز دارم
ممنونم
آره. ممنونم
از ديدنتون خوشحالم- از ديدنتون خوشحالم-
از ديدن بچهها خوشحالم
هي، لبرون؟- چه خبرها؟-
آره، يک ضربه سريع بزن
هيچوقت کهنه نميشه- چه خبرها، داوگ؟-
از ديدنت خيلي خوشحالم- حالت چطوره؟
چه خبرها رفيق؟ حالت چطوره؟- خوبم پسر، خوبم-
دور و بر رختکنو ببينيد اسمهاي اينجا رو ببينيد
و بچههايي که براي مدتي خيلي طولاني اين کارو انجام دادند
لبرون، کي.دي، خودم
و خدمه جديد جوان... جواني که مياند
خوب، اميدوارم که چند سال ديگه اينجا باشم
اما ... پيرمرد چندتا موي خاکستري روي سرت ميبينم؟
چندتا موي خاکستري داري درمياري
بگذاريد ستارهاي که پشت لباسمه رو نشونتون بدم، بيست
روش نوشته؟ روش نوشته؟...چيه؟
بيست- مثل شماره بيست؟-
No comments yet. Be the first to leave one.