De første 20 linjer.
«برایت فالز» «پیشدرآمدی بر الن ویک» «قسمت اول: وای گوزن»
رایلی فردا برامون باز یه خوابی دیده.
اینطوری که دیگه کسی نمیمونه.
دیگه امثال شما کم پیدا میشه.
جیک، خودت رو روی فرم بیار. به این مصاحبه نیاز داریم.
- میدونی که رایلی عاشق اون کتابه. - بله.
راستی یه نسخهی امضا شده هم براش بیار.
کاری نداری؟
لیبی باز زنگ زد.
یه لحظه گوشی دستت.
دیگه نمیدونم چه بهونهای براش بیارم.
الو؟
هستی؟
شرمنده تو هم گرفتار شدی.
این اواخر خونه رفتی؟
بیخیال، هل.
خبر نداشت داری میری برایت فالز.
حالا که دیگه میدونه.
No comments yet. Be the first to leave one.