Daemang (Great Ambition / A Great Hope)

Daemang (Great Ambition / A Great Hope)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

The Great Ambition E02 2002
En kommentar af niloo1991
Opus_sub Team ►► 9MOViE1.iN | Niloo1991

Tags

other
Udgivet den: 2016-08-14
Downloads: 38
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

قسمت دوم

تا حالا رفتید سونگ پا؟ دارم می پرسم که آیا تا حالا

بازار ساحلی که تاجرهای اونجا ساختن رو دیدید؟

.نیازی نیست برم. هر روز دارم در موردش می شنوم

بنابراین برای همین امروز همه اینجا جمع .شدیم تا راهی برای حل این مشکل پیدا کنیم

چه راهی می تونه باشه؟ ما دیگه نمی تونیم .بیشتر از این دست روی دست بذاریم

.تاجران بازار ساحلی فقط از طریق ما می تونن تجارت کنند

این قانونه. اشتباه می کنم؟

در واقع، بازار ساحلی سونگ پا شکل گرفت که

.جلوی رقابت علیه بازار شهر ما رو بگیره

اینکه بازار سونگ پا هر روز داره توسعه پیدا می کنه به این معنیه که

.اونها با مقامات بالا تبانی کردند

رهبر هونگ! می خواید چی کار کنید؟ می خواید همینطور دست روی دست بذارید و تماشا کنید؟

گفتید حتی گاو فروشی هم توی سونگ پا هست؟

،خدایا، فقط فروش گاو نیست

.از غلات گرفته تا ماهی، ماهی خشک و حتی پارچه

.داره حتی از مال ما هم بزرگتر می شه

.شنیدم تجارت بازار ساحلی سونگ پا 10برابر ماست

برای دو نوع پارچه و هفت نوع ماهی، توسط .قانون 10 بار،فقط بازار شهر تعیین شد

.خدایا، این مشکل بزرگیه

چون شما فقط با ابریشم های صادر شده از چین معامله می کنید

می خواید فقط عقب بشینید و نگاه کنید؟

چطور می تونی همچین حرفی بزنی؟

چیه؟ حرف اشتباهی زدم؟

.مهم نیست چقدر ناراحت باشی بازم نباید این حرفُ بزنی

چرا، تو چی داری می گی؟- این جزء رسوم ما نیست؟-

...چقدر اونها احمقند

.فکر کنم آخرم جلسه بی هیچ نتیجه ی قطعی ای تموم شد

فکر کردی اگه میتونستن با جلسه به راه حل برسن

می ذاشتن اوضاع اینقدر خراب بشه؟

اما یه جورایی، شما اصلا از این .شرایط ناراحت به نظر نمی رسید

.چرا باید باشم

باید به خاطر این حد از حماقت رقبام .سر تعظیم فرود بیارم و شکرگزار باشم

.شنیدم جه یونگ پول قرض گرفته

.بله، شنیدم تاجرِ که سونگ، چویی سون جه بهش پول داده

چویی سون جه؟

شنیدم حق انحصاری فروش ماهی پولاک خشک ووسان رو

.با استخدام همه ی سونگ بان چا این به دست گرفته

چه نقشه ای داره که به پسر من پول قرض داده؟

.در این مورد مطمئن نیستم

اما شنیدم به ازای یک قرارداد به ارباب .جوان جه یونگ 30 نیانگ قرض داده

.من هر چقدرم بخشنده بشم بازم به نظرم اونها احمقند

.نیازی نیست با تاجران بازار ساحلی دربیوفتیم

خوب نمی شه اگه اونها هم بشن تاجران شهری؟

چطور می تونن به همچین راه حلی برسن؟

هرچی هم که بگن تاجران بازار ساحلی

فقط فروشنده های طبقه ی پایین جامعه هستند .که به دریانوردهای ساده سفارش می دن

سی یونگ این روزها چی کار می کنه؟

...ارباب جوان سی یونگ

.به نظر می رسه این روزها سرشون جای دیگه ای گرم باشه

.یکی دو روزم نیست. خیلی بیشتر از اینها طول می کشه

حالا اگه فقط دختره مفتی می موند و مفتی می خورد شکایت نمی کردم

...حتی یه کرم هم یه ذره خجالت حالیش می شه اما شما

...چیه؟ این کی اومد داخل دوباره؟ خدایا...عوضی...عوضی

.کنار برید

.جناب وزیر محترم دادگستری

.کنار برید

.جناب وزیر محترم دادگستری

.کنار بکشید

.جناب وزیر محترم دادگستری

اون اشراف زاده کیه؟

اون مرد اشرافی کیه؟

اگه هم بگم کیه، تو میفهمی؟

این مراسم ازدواج اون پیرمرده؟

این مراسم تشریفاتی دعا برای .بارون به معبد سون رونگ دانگه

مراسم تشریفاتی دعای بارون؟ مگه خشکسالی اومده؟

.این قصه ی واضحه دعای تشریفاتی بارونه

ببخشید؟

.این یه کار مد شده بین اشرافه

اونها از یه طالع بین تاریخ بارون رو می گیرن

و با همدیگه رقابت می کنن تا ببینن کی .اعتماد بیشتری از طرف خدایان بهش شده

به خاطر همین، این وسط فقط طالع بینها .هستن که پولی به جیب می زنن. خدای من

حالا دیگه بارون الهی هم برای .سیاست های حذب ها استفاده می شه

!جای بارون طوفان بهشون بزنه

چی شده؟ داری کجا رو نگاه می کنی؟

.برید کنار

.هی. دنبالم نیایید

.بیا

آه، دستم، آه، دستم

.یه دقیقه صبر کن

...درسته، اینه...همینه...همینه

.پدر، چند تا مهمون دارید

.تو بهشون رسیدگی کن

.گفتم مهمونهای شمان

.پدر

،چقدر سر و صدا می کنی. بهت غذا دادم و بزرگت کردم .بنابراین وظیفه اته از پس این حدش رو دیگه بر بیای

.دان کی چئون

.از اونجایی که زمان زیادی رو با هم گذروندیم نمی خوام بکشمت

اگه چیزی که می خوام رو بهم بدی، بدون اینکه .کوچیکترین آسیبی بهت برسونم از اینجا می رم

تو نمی خوای زنده بمونی؟

چرا هرکی میاد دیدن من همینُ می گه؟

نمی شه یه جمله بهتر بگید؟

.سمت راستت، سمت راستت

.کُندی. کُند

.مبارزه با شمشیر که به معنی وقت گذروندن با دوستات نیست

.خوبه

اونها مردن؟ این آدمها...همشونُ کشتی؟

.اگه می ذاشتم زنده بمونن، دوباره میومدن

،اگه دوباره بیان، دوباره می جنگیم .اگه دوباره ولشون کنم، اونها باز دوباره پیداشون می شه

.این کار احمقانه ایه

...منظورت اینه که میخوای بیاریشون تو این خونه

.بله- خوب اونها چه فایده ای دارن؟-

.چیزهای زیادی هست که من می تونم ازشون یاد بگیرم .و نمی شه هم چند روز یادشون گرفت

.اونها رو باید طی سالها و دهه ها یاد گرفت

همش همین؟

.دارم می پرسم انگیزه ات فقط اینه که یاد بگیری

.می خوام اونها رو آدم های خودم بکنم

.دو راه هست برای اینکه کسی رو آدم خودت بکنی

فکر می کنی اونها چین؟

.یکیش اینه که با پول بخریشون

و اون یکی دیگه چیه؟

و اون یکی منفعت بردن از نقاط ضعف اون یکی نیست؟

.هر دوشون غلطند

با این روش ها می تونی زیردست برای خودت درست کنی

.اما نمی تونی آدم های خودت رو بسازی. دوباره فکر کن

.یکیش اینه که خودت رو ببازی- خودم رو... ببازم؟-

هرچیزی که داری رو می دی اما حسرت نمی خوری

اگه 10 بارم بهت خیانت کنه، تو .برای بار یازدهم بهش اعتماد می کنی

.قبل از اینکه اون آدم برات کاری کنه، تو براش کاری می کنی

.و هیچ چیزی در قبالش نمی خوای

اینطوری...می تونم اونها رو افراد خودم کنم؟

.برای مدتی افرادت می شن

گفتید...فقط برای یه مدت؟- .خوب به حرفهام گوش کن-

انسان وقتی یکی می گیره، احساس تشکر می کنه، اما به زودی دومی رو هم میخواد

اگه وقتی اونها دو تا می خوان تو فقط بتونی یکی بدی

.ازت انتقاد می کنند و می گن که خسیسی

.در آخر، احتمالا حتی زندگیت رو هم می خوان

،بنابراین اگه زندگیت رو هم بهشون بدی نهایتا واسه یکی دو ماه به یادت میارن

.بعدش فکر می کنن اتفاقی که افتاده خیلی هم طبیعی بوده

.چرا؟ چون اینطوری حس بهتری می کنن. این ذات آدمیه

پس، روش دوم چیه؟

می خوای بدونی؟- .بله-

تو پسر منی، پس آیا مال منی؟

ببخشید؟

پرسیدم تو آدم منی؟

...اون

.هنوزم یاد نگرفتی وقتی خیلی برات مفیده دروغ بگی

.فکر کنم الان وقتشه جوهر بسابی

.من خودمُ برای 10 سال می فروشم

.برای ده سال من دست و پای شما می شم

.حتی اگه بهم بگید بپرم توی آتیش جهنم، می پرم

.در ازاش اون دو تا پدر و دختر چینی رو آدم های من کنید

.اون وقت پدر، شما اون دو تا رو رایگان می گیرید

.خیلی پیشنهاد فریبنده ای نیست

.اگه 15 سال بود بهش فکر می کردم

.12سال. تا زمانی که 25 ساله شم .بیشتر از این نمی تونم بهتون بدم

.داره بارون میاد

.وای. داره بارون میاد

کسی داخله؟

کسی داخل باشه یا نه، تو چی می خوای؟

.داره بارون میاد

.وقتی بارون میاد، زمین خیس می شه

.و وقتی زمین خیس می شه، راه رفتن روی زمین سخت می شه

بچه چی می خوای داری روزم رو خراب می کنی؟

شما کفش چوبی نمی فروشید؟

فکر می کنی اگه تو این روز بارونی کفش چوبی داشتم بفروشم الان مثل چوب خشک نشسته بودم؟

کفش چوبی ندارید بفروشید؟

.الان حتی یه جفت کفش دست دوم پاره پوره هم ندارم که بفروشم

حتی اگه پول بیشتری هم بدم، بازم نداری بهم بفروشی؟

.تا همین سه روز پیش کلی ازشون داشتم

پس چطور شدن؟

.خدایا، یه عده بچه ی کوچیک اومدن همشونُ ازم خریدن

فکر کنم همش رو به قیمت جفتی .7پان به جای 1 جیون معمول فروختی

.دقیقا همینُ می گم

.از اول صبح مردم همش میان از من کفش چوبی می خوان

.می گن حاضرن 2 جیون و یا حتی 3 جیون بپردازن

حتی یه جفت کفش چوبی هم نه توی این .مغازه و نه مغازه های دیگه باقی نمونده

تو از کجا می دونستی من 7 پان فروختمشون؟

می خوای کفش های چوبی رو به قیمت 1 جیون و 5 پان بخری؟

چی؟

.اگه نمی خوای می رم مغازه ی آقای کیم

تو کفش های چوبی رو داری؟ همشونُ داری؟

.دارمشون. بیشتر از هزار جفت

.اگه بخوای می تونم همشون رو بهت بفروشم

.حالا که بهش فکر می کنم، تو پشت...تو پشت همه چیز بودی

.1جیون و 5 پان

.1جیون و 3 پان .1جیون و 3 پان... 4 پان

مغازه ی آقای کیم سمت چپه؟- .5پان، 5پان، 1 جیون و 5 پان-

.بچه ها، زود باشید بیایید

.سرپرست چویی، مراقب باشید

.ممنونم، دفعه ی بعد می بینمتون

.مراقب باشید- .بله-

.مراقب باشید

.بیایید بریم

.خدای ما، آقا

.فکر کردم این پارک جه یونگ می میره تا شما رو پیدا کنه

...تو

،رفتم هتل، بهم گفتن رفتین

...واسه همین رفتم اسکله، بعدشم دروازه ی جنوبی، خدای من

.فکر کردم باید تا گه سونگ بدوم تا پیداتون کنم

پس باید عجله می کردم تا ببینم !تو برای دیدنم تا گه سونگ دویدی

این پولیه که قرض گرفته بودم. سودشُ .هم بهش اضافه کردم. لطفا بشماریدش

.چرا شما زودتر نمی رید؟ فکر کنم من اینجا بمونم دیرتر بیام

.بله

!پس، تو کفش چوبی فروختی

بله، من اونها رو 7 پان خریدم اما به قیمت 1 جیون و 5 پان

.و حتی 1 جیون و 8 پان فروختمشون

اوهو...فکر کنم بعد از پس دادن قرض هات .هنوز کلی هم پول برای خودت درآورده باشی

.بله، خیلی به دست آوردم

.من به یه تاجر بی مرام سرمایه داده بودم

Daemang (Great Ambition / A Great Hope) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Daemang (Great Ambition / A Great Hope)

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left