De første 200 linjer.
AnimWorld Presents
hossein 2 & devilhunter
.اگه باهامون آروم و بیسر و صدا بیای خوب میشه
همین الان که حرف میزنیم آئوبا و بقیه رو فرستادم .به دستمالزردها حمله کنند
.مامان... ایزایا رو دستگیر کردم
.لطفاً بیارش اتاق شماره 12
!میخوام مجازاتت کنم - !حرومزاده -
هان؟
!پارسال دوست امسال آشنا
.سلام
!واکر؟ و... امم.. راننده
.سلام
،خیلی وقته ندیدمت! اگرچه حقیقتش !اون روز همدیگه رو دیدیم
،چون سیجی رو هر روز میبینم
!حس میکنم انگار خیلی وقته بقیه رو ندیدم
...سیجی و میکا؟ همینطور
نامیه یاگیری؟
سلام سلتی، حال و احوال؟
!چطور جرئت میکنی خودت رو نشون بدی
.از دیدنت خوشبختم
اون کیه؟
!سلتی! به خونه خوش اومدی
!هی، جدی جدی دلم برات تنگ شده بود
،وقتی دور و برت حسابی شلوغ میشه .اصلاً از تنهایی خوشت نمیاد
!تو بهترینی، سلتی
اینجا چخبر شده؟ چرا همه اینجان؟
...خب، حقیقتش
.طوفانی متغیر، شمشیر کشیده، حرص .آشوب طبیعت. شورش مطلق
.اوه، بیخیالش
.به هرحال
.باز دوباره یه آشوبی تو این شهر به پا شد
...از این وضعیت خوشم نمیاد
...و در راس همهشون
...به نظر میرسه
حتی فرصت آشنایی هم در گرو سرنوشت است
...بهت که گفتم .اون زن رو نمیشناسم
!به ما دروغ نگو
،سه روز پیش ...زدی دو تا دستش رو شکستی
مگه نه؟
آخه چرا باید همچین کاری بکنم؟
به نظرم باید برین سراغ کسی که .این زن ازش شکایت کرده
...خیلی خونسرد و راحتی
پوست یه هیولا رو همینطور قلفتی میکنند دیگه! نه؟
ببین، برادر کوچیکت ستارهس، درسته؟
،این روزها خیلی میشنوی که !ستارهها رو غرق در مواد دستگیر میکنند
کاری کردم که باعث رنجش شما شده؟
.نه بابا چه رنجشی
.ولی نمیخوایم مدتی تو ایکبوکورو آفتابی بشی
هان؟ برای چی؟
نگو که اون حشرهی نکبت اجیرتون کرده ـــ
عوضیها. اون شمشیر که یه اسمی داشت یا ـــ
،میدونی، میتونیم دعوا راه بندازیم و همدیگه رو نفله کنیم
!و بگیم همش کار تو بود
که اینطور. پس مشکلی نداری، نه؟
هان؟
...ببین، من به نوبه خودم به پلیسها احترام میذارم، ولی
،اگه شماها همونی باشین که فکر میکنم
...دلیلی برای عقب کشیدن ندارم درست نمیگم؟
تو دیگه چه خری هستی؟
.عذر میخوام
هی تو، شنیدم تو رفیق موتورسوار بیسر هستی، آره؟
فرمایش؟
،دفه دیگه که دیدیش بهش بگو
،شاید برای تو فرق نکنه، ولی برای بقیه خطرناکه" ".پس چراغهات رو روشن کن
،مثل خوندن شماره پلاک ،از پیدا کردنش مطمئن میشم
پس هر وقت دیدیش پیام رو بهش بده، باشه؟
!همین رو میخواستم بگم. فعلاً
تو دیگه کی هستی مثل بز ـــ
.بهتره شما دو نفر کار احمقانه ازتون سر نزنه
!صدای داد زدنتون تو کل راهرو میومد
،دیگه نمیخوام مخفیانه اوضاع رو کنترل کنم
.ولی به زودی با دوست بازرسم یه ملاقات خواهیدداشت
کجاش خندهداره؟
.بهتره از اون پلیس ترافیک تشکر کنی
.چون به خاطر اونـه که هنوز زندهای
اون چیه؟
.فکر میکردم کل ساختمون پر از آدمهایی مثل توئه
،اگه هنوز هم آدم عادی اینجا باشه .داستان فرق میکنه
.لذتبخشه !بذارین دستگلتون رو تماشا کنم
...صبر و پایداری
!و، خب، موفق باشی
مطمئنی که حالت خوبه؟
اینها حساس نیستند، زخمهای سطحی براشون .هیچی حساب نمیشه
چرا شاخبازی درمیاری؟
!تو که هیچ کاری نکردی، آئوبا
هان؟ نکردم؟
!دعوا نکنین
.چیزی نیست .داشتیم سر به سر هم میذاشتیم
مطمئنی؟
خب اونی که میخواست من رو ببینه کیه؟
.آهان، پایین پلهها مننظره
اون بابا عضو دالارزه؟
،از جنگ داخلی خبردار شده اومده بگه کمک میخوایم یا نه؟
هی، میشه بیای طبقه بالا؟
.اسم من شیجیماست
.از آشنایی باهات خوشبختم
.توطئه و برنامه... مراقب خودت باش
...پس این عوضی بود که کادوتا رو زیر کرد
هنوز نمیدونیم اون کیه؟
.آره
شیکی احتمالاً فکر میکنه که سلون میتونه ،اون اوریهارای عوضی رو زیر نظر بگیره
.ولی من اصلاً به اون آشغال اطمینان ندارم
.آره
نمیدونم اون دلال اطلاعات یا ...برادرت چی تو فکرشونه
ولی اون دالارزیها به مشام من ...منبع سریعالسیر پول هستند
.و این یکی هم در مورد طراحیهای شیطانیـه .بسیار بسیار ترسناک
.حالا بریم سراغ "همسر خوبم، مادر مهربانم" سلتی
...خب، قضیه اینـه که
،نامادریم اومد تا اینجا رو تمیز کنه ،و یوماساکی کون پیداش شد
،و گفت "بهتره اینجا رو مقر خودمون کنیم !"خیلی جای خوبیه
،نمیدونستم در مورد چی حرف میزنه ،فقط صداش رو میشنیدم
،بعد میکا و سیجی رسیدند ...گفتند، "ازتون میخوایم به ما پناه بدین". بعدش
،وقتی داشتم منظورشون رو میپرسیدم ،بابام و ایگور اومدند
،و در همون حینی که داشتم به حرفهای پدرم گوش میدادم .تو اومدی خونه، سلتی... یه همچین چیزی
!واقعاً نمیدونم چخبر شده
...اه
،اگه جاتون رو تنگ کردیم .میرم دنبال یه جای دیگه بگردم
.بیشتر از بقیه تو خونسرد حرف زدن استعداد داری
تو و میکا اینجا چیکار میکنی؟
...خب، حقیقتش
!دستهای کثیفت رو به سیجی نزن !بدبخت حسود
...نامیه یاگیری
گفتم اینجا چیکار میکنین؟
.صداهای ناهنجار
کسی در چتروم نیست
مخلوط خیر و شر، نه؟
کیو وارد چتروم شد
سان وارد چتروم شد
.سان: انگار کسی نیست
...کیو: این چتروم
انگار تعداد کاربرها هر دفه که اتفاق عجیبی تو شهر .میوفته کم میشه
.از حس تنهایی خوشم نمیاد
!بیا خوش باشیم
.جیونسوی 100%: عصر بخیر
!وای خدای من! خوشحالم که بهمون ملحق شدی
،خیلی افسرده و تنها بودیم .ذهن و بدنمون به درد اومده بود
.ازت ممنونیم که اومدی
.هی، کوروری و مایرو یه دقیقه وقت دارین؟
وای خدای من! نمیتونی تو جمع بگی؟
چی شده؟
...خب، چیز خاصی نیست، ولی
.بهتره مدتی اطراف ایکبوکورو آفتابی نشین
.همه جور آشوبی به پا شده
.و احتمالش هست که برادرتون درگیر باشه
و کسایی که مستعد صدمه زدن به شما هستند .ممکنه از لونهشون بیرون بیاند
به عبارت دیگه، خودتون رو برای این غوغا آماده کنین... درسته؟
...خیلی میترسم
،این چند روز اخیر ...حس میکردم شهر یجوری شده
تو پشت تمام این قضایا هستی؟
همینطور احیاناً کسی نیستی که به کادوتا زد؟
،الان حسابی زیر منگنه هستم .برای همین تکذیب کردنش برام فایده ای نداره
.قضیه اینـه که، آشنایی با شما برام لذتبخش بود
.اما موضوع "لذتبخش" برای من به کلی یه چیز دیگهس
...اگه هنوز بعد تجربهم از اون دوران لذتبخش دوست من بمونین
...امم... میخوام بگم که
.خیلی خوشحال میشم
چیکار میکنی آقای سلون؟
...فکر کنم از پلهها افتاده و به سرش ضربه خورده
.میبرمش بیمارستان
میخوای ما ببریمش؟
.نه، خودم میتونم
.در نمیرهها، میدونی .تو رو گروه آواکوسو استخدام کرده
...اگه قرار باشه اوریهارا سان رو به دفتر برگردونی
.منم
.یه مشتری گیر آوردم
!دیگه کافیه
...کیشیتانی؟ نه
...این حضور تو
!ظاهراً، جاسوسی نامیه کار درستی بود
شینگن... کیشیتانی؟
اینجا چیکار میکنی؟ یالا برو ـــ
فـ-فکر کردی داری چیکار میکنی؟
.من که قبلاً بهت گفتم
،حالا که پسرم صدمه دیده" ...فقط یه کار به عنوان دوستت میتونم بکنم
بزنم سک و صورتت رو بیارم پایین". یادت میاد؟
...وای، نه، زدمش یعنی تو دردسر افتادم؟
!اوه، فکر نکنم مهم باشه
.به هرحال، این منم که باید بپرسم داری چیکار میکنی
!نبولا یه گزارش هم از هدفت دریافت نکرده
شینگن سان؟
!لازم نیست بیش از اندازه زحمت بدی پیری
!رو زمین بمونین، گاز ماسک شماره 2 و 3
!تا وقتی دوباره همدیگه رو ببینیم، سیتارو
،دفه بعد که همدیگه رو دیدیم !اسمت رو به آکچی تغییر بده
!و من خودم رو سریعاً جای دو چهره جا میزنم
.نوش جان کن، شینرا
.اون پستفطرتی که کتکت زد رو سیاه و کبود کردم
،معمولاً، ازش شکایت میکردم
.ولی به خاطر تو و سلتی قانون نمیشناسم
!برو خدا رو شکر کن که زیادهروی نکردم
...تو زیادهروی کردی
.هی، این قضیه تو اخبار دیروز بود
این دسته گل پدرت بوده، دکتر کیشیتانی؟
،امروز عصر، تو منطقه مسکونی در شینجوکو
،وسیلهای که به نظر بمب دودزا میومد فعال شد
!ابر دود مرموز تلاش برای ترور!؟
.تولید دود برای کور کردن مناطق همسایه
،بر اساس گواهی ساکنین محلی
چندین مرد سفیدپوش در حال گریز از صحنه مشاهده ـــ
!میتونم توضیح بدم! یالا بیا در موردش صحبت کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.