De første 165 linjer.
*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×* RAPIDBA Z.ORG ×*×*×*×*×*×*×*×*×
*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×* RAPIDBAZ .ORG ×*×*×*×*×*×*×*×*×
*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×* RAPIDBAZ. ORG ×*×*×*×*×*×*×*×*×
*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×* RAPIDBAZ.O RG ×*×*×*×*×*×*×*×*×
*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×*×* RAPIDBAZ.OR G ×*×*×*×*×*×*×*×*×
خيلي خب بچه ها،بلند شيد ميخوام سرشماري کنم،بلند شيد
هيمن اينجا-
هاتفورد اينجا...
از خواب بيدار شيد خانم ها زود باشيد
الرسبي
مدلاک
مک کاني
بجنبيد
تو راجع به دشوارترين راز زندگي من پرسيدي
شخصي ترين راز زندگيم
محرمانه ترين راز در ميان تمام اسرارم
... ولي اول از همه
اسم من وينس ريزو است
و دلم ميخواد که اول از همه بهتون بگم که محل زندگيم کجاست
جزيره شهر، يه دهکده ماهيگيري هست که توي منطقه بروکس نيويورک قرار داره
جزيره شهر، از بقيه مناطق نيويورک جدا نيست
چونکه اين جزيره روي يک باريکه دوراهي قرار گرفته
درست وسط منطقه جنوب شهر
اکثر مردم اين حرف رو باور نميکنن تا وقتي که با چشمهاي خودشون ببينن
و تمامي اين جزيره فقط روي !فضايي به وسعت 1 کيلومتر مربع قرار گرفته
يکي ديگر از عجايب ... جزيره اينه که
:ما دو گروه آدم توي اين جزيره داريم کساني که مهاجرند و کساني که بومي هستند
مهاجرين کساني هستند که از ساير مناطق به اينجا اومدن
و مردم بومي،مثل من توي اين جزيره به دنيا ميان و بزرگ ميشن
و اکثرا توي خونه هاي مشابه که نسل به نسل ،دست به دست مي شوند
... خلاصه،دنياي ما
بين مهاجرين و اهالي بومي جزيره تقسيم ميشه
اونهايي که مي مانند و آنهايي که سرگردان و آواره مي شوند
تو درباره مخفي ترين راز من پرسيدي شخصي ترين راز زندگيم
محرمانه ترين اسرارم
... خب،مثل اکثر آدمها
فکر کنم من هم تعدادي راز داشته باشم
وينز،ميشه اون سشوار رو بديش به من
وينز ،اون سشوار رو بده به من- دارم ميام-
هي،ويني امروز براي امتحان آماده اي؟- کاملا-
برو ماشين رو روشن کن من تا 5 دقيقه ديگه ميام
صبح بخير
هي،به ويوين زنگ بزن،ميزني؟ ببين سوار کدوم اتوبوس ميشه
اون ميخواد اينجا بمونه؟
تعطيلات بهاريه اون کل هفته رو پيش ماست
احتمالا امشب ميريم بيرون غذاي مکزيکي ميخوريم
من نميتونم بايد برم ورق بازي
دخترت داره از دانشگاه مياد خونه و ... توي ميتوني يه وقت ديگه
اون تمام هفته رو اينجا ميمونه،درسته؟
فقط برو زود شام رو حاضر کن و نگذار با من دوباره جروبحث کنه،خواهش ميکنم
وينز،تو ميخواستي رابطه ات رو با اون درست کني ولي داري بدتر خرابش ميکني؟
هر چيزي دلت ميخواد بر دار چونکه من اصلا وقت ندارم،باشه
هي،شريل
دلت ميخواد يه کاري بکنيم؟ من نميخوام برم سر کلاس
مثلا چه کاري؟- نميدونم-
يه خورده شيريني دونات برات بخرم
ميخواي به من دونات بدي؟
اوه،بي نمک !منو دست انداختي،مسخره
ميخوام قفلش کنم مواظب دروازه ها باش
خيلي خب،بچه ها بلند شيد براي سرشماري
بلند شيد دختر خانم ها زود باشيد
باهاش قرار داشتي؟ !از پست صوتي اش خوشت مياد؟
اون ديشب رفته بود ورق بازي کنه
صبر کن
نيرهاف؟
ناردلا؟
گوش کن،اين آدم جديدها کي هستن؟
خب،يه دونه بوگارت داريم،اون از بالاشهر اومده،و يه دونه هم ناردلا
درسته،ناردلا اين کيه؟
اين همون يارو قديميه است،مرد
اون مثل سرقت در شهر ميمونه،همراه با يه محموله زغال قاچاق دستگير شده
توي دادگاه جنوبي 3 بار تقلب کرده
اون رو هم به خاطر اضافه جمعيت با خودمون نگهش ميداريم
اينجا ميگه که آزادي اون موقتي هست
مرخص شده تا بره به منزل نزديکترين فاميلي که در قيد حياته
آره،اون قراره براي 30 روز ... اون بيرون کار کنه
اگر فاميلي داشت،تا ادعاي اون رو تاييد بکنه،کارش حل ميشد
اون گفت،که بايد بقيه مجازاتش رو هم تموم بکنه
که البته بدبختي هم هست ولي بالاخره از اونجا مياد بيرون
و بعد،اون دوباره ميتونه بره سراغ ماشين فراري هاي پرسرعت
خب،اين ميگه که اون خودش مثل آهو مي دويده
کي آهوها رو دستگير ميکنه؟|
تو کلا قضيه رو اشتباهي گرفتي
هي،عزيزم حالت چطوره؟
حال فارق التحصيل آينده من چطوره؟
به هر حال،خوبم
گوش کن،مامانت ميخواد بدونه که تو ميخواي کل هفته رو چه طور بگذروني؟
کل هفته؟
آره،ميدوني براي تعطيلات بهاريت ديگه
اوه،درسته
تو برنامه خاصي توي ذهنته يا نه؟ يادت رفته؟
نه،البته که يادم نرفته ... من فقط،کار دارم
خب،کتاب هات رو بيار سر ساعت 6 من ميام دنبالت
مجبور نيستي که ... اين کار رو بکني
ميدونم که مجبور نيستم بيام دنبالت ولي ميخوام اين کارو انجام بدم چونکه عاشقتم
ميام دنبالت
منم عاشقتم
پيرهن آبي نوبت توئه
من دارم کل هفته رو به خاطر اين جابجا شدنها از دست ميدم اصلا تعطيلات يادم رفته بود
چرا تو هم مثل بچه هاي ديگه نميري تعطيلات؟
پدر،حتما لازم نيست که شما بياي من ميتونم خودم سرويس بگيرم
تا اونجايي که من ميدونم بورسيه هزينه حمل ونقل تو رو نميده اونها فقط خرج تحصيلت رو مي پردازن
کتابهات رو آوردي؟
نه
تو نبايد درس يا چيز ديگه اي بخوني؟
خب،هر چي شما بگي،بابا
خب،ميدوني،من فقط نگرانم که نکنه توي درسهات عقب بيفتي
ترمز بگير،بابا
آره،خب راستش،من نگران تحصيلات تو هستم- ترمز کن،بابا-
هي،تو مگه نبايد فاصله قانوني رو با ماشين من رعايت کني اصلا براي چي اينجا توقف کرده بودي
هنوز هم چند متر جا داشتي،هر چه زودتر گورتو گم کن اين آشغال رو از اينجا تکونش بده
فقط ماشينتو از اينجا حرکت بده سوار ماشينت بشو
خب،وينز عاليه،خيلي زيباست !شاهکار زيبايي
آره،ازش خوشت مياد،من مخصوصا اين کارو کردم ميدونستم که از اين کار خيلي خوشت مياد
ما توي يه دشت سفيد حراجي راه انداختيم بايد فردا بريم
حتما
شايد هم بريم ديدن نماشگاه گل و گياه ويني گفت که ميخواد بره اونجا
من،چي؟- بريم نمايشگاه گل و گياه؟-
نمايشگاه گل و گياه؟
جدي داري ميگي بريم نمايشگاه؟
من فقط دارم ميگم که اونجا کارهاي خيلي جذاب تري هست که ميتونيم انجام بديم
ما ميتونيم خودمون رو به تخت ببنديم و بشينيم براي 48 ساعت کارتون ببينيم يا يه چيزي توي اين مايه ها
ميدوني،شايدم بعدها بتونيم يه تور راه بندازيم براي بازديد از کارخونه کيف سازي
جالب به نظر مياد
ويني،خفه شو
تو خفه شو ويويان جدي ميگم
خفه شو ديگه
آخ قلبم،قلبم،يه نفر زنگ بزنه آمبولانس بياد کمک،کمکم کنيد
بسه ديگه
به نظرت اين کي مرحله مسخره نوجواني رو طي ميکنه؟
هيچ وقت چونکه هيچ موقع از دبيرستان نمياد بيرون
چونکه فکر ميکنه خيلي باهوشه !و سر هيچکدوم از کلاسهاش نميره
تا نمره بيست بگيره اوه!چه جالب!من يه بيست گرفتم
من خيلي داره بهم خوش ميگذره همين طور که دارم به اين حرف روي اين تيکه کاغذ نگاه ميکنم
پنج تا ديگه از اين حروف هم روي اين ... تيکه کاغذ هست
... و تازه ميتونم يه معدل 4 بگيرم
براي چي؟تا بتونم بزرگ بشم و ... تبديل به يه
نگهبان زندان به درد نخور بشي؟مثل بابات که اونم مدرک دانشگاهي نگرفته بود
عاليه
... اين چيزي نيست که ميخواستم بگم ولي
ببخشيد
قبل از هر چيز،من يه افسر تاديبي هستم
و تو ميدوني که چه اتفاقي ميفته اگه که دانشگاه نري؟
آخرش عاقبتت ميشه تلفن چي
اين براي تو خوبه اگر دلت ميخواد از اون چيزها گوش کني
من رفتم ايانتو
دو سال اونجا درس خوندي که البته !به پاي مدرک هاروارد نمي رسه
خب،اگر من باردار نشده بودم مدرکم رو مي گرفتم
عاليه،مامان،پس فکر کنم اون قضيه باعث شد اين بازي تموم بشه
مدرک دانشگاهي منو مسخره نکن
من فقط ميخوام بگم که اگر باردار نشده بودم الان يه مدرک داشتم
درسته،ولي به جاش تو ديگه اينو نداشتي خب کدومهاش؟مدرک يا دخترت؟
همه ميدونيم که تو ميخواي چي بگي
داري کجا ميري؟- ورق بازي -
محکم بازي کن،بابا- خفه شو،ويني-
زندگيم داره از هم ميپاشه داره تيکه تيکه ميشه
بلندتر بگو صداتو نمي شنوم
من بايد مطمئن بشم که توعاشقم هستي
... من
بگو
يا عيسي مسيح
آره
من عاشقت هستم
يه دقيقه صبر کن،چرا وسط حرفت انقدر مکث داشتي؟
اين همه مکث براي چي بود؟ اصلا اونها چي بودن؟
No comments yet. Be the first to leave one.