Six Feet Under

Six Feet Under

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 3

Udgivelsesinfo

Six Feet Under S03E11 Death Works Overtime 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KAIZEN
En kommentar af SubAvaliHa

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
x264
AC3
HD
Udgivet den: 2024-02-08
Downloads: 36
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫یالا! ‫خیلی‌خب، خیلی‌خب

‫همش رو بده هرزه ‫این همشه بگیر

‫همین؟ ‫این همه‌ی چیزی که دارم که تو هم گرفتیش

‫لعنتی! ‫تا زنگ نزدم پلیس گورتو از اینجا گم کن

‫بارب، منم نیت از خواب بیدارت کردم؟

‫داری شوخی میکنی؟ ‫خبری نداری؟

‫اونجاست؟ ‫نه به پلیس زنگ زدی؟

‫آره. یه پرونده شخص گمشده باز کردن.

‫خوبه.

‫نمیدونستم که اونا میتونن زیر ٢٤ ساعت ‫اینکارو بکنن

‫منم همینکارو اینجا کردم

‫اونا گفتن که مزاحم پلیس راه نشیم چون به همه شون ‫گزارش شده.

‫ولی من گفتم به درک بذار فقط تماس بگیرم ‫تا حالا شده یکدفعه غیبش بزنه؟

‫نه اون یکی دو روز میرفت بیرون جائی که هیشکی ‫نمیدونه کجا هست...

‫فقط برای اینکه یکم سرحال بشه ولی نه از وقتیکه ‫بچه دار شده.

‫آره خودم میدونم اون جستجوی بصیرتش ‫درسته.

‫اون عادت داشت که اینکارو تو سیاتل بکنه ولی ‫همیشه به یکی میگفت.

‫اگه میخوای نظر من رو بدونی در مورد اینکه ممکنه تو ‫رو ترک کرده باشه صادقانه باید بگم من جدن شک دارم.

‫نه بدون مایا. ‫هان، فکر میکنی ممکنه منو ول کرده باشه؟

‫نه فکر نکنم. ما فقط باید با پلیس و پلیس راه ‫در ارتباط باشیم.

‫اون پیداش میشه. ‫آره.

‫آره پیداش میشه

‫سلام. ‫دیوید؟

‫بله. ‫فهمیدی؟

‫چیو؟ ‫زمین لرزه رو.

‫نه به گمونم از دستش دادم. ‫ببخشید، یادم نبود.تو توی سن دیگوئی.

‫راستشو بخوای اونجا نیستم زود برگشتم. ‫چه خبرا؟

‫لیزا، هنوز خونه خواهرش نرسیده.

‫کسی ازش خبر نداره؟ ‫نه

‫بهت زنگ نزده؟ ‫باهاش تماس گرفتی؟

‫آره، ۳۰ بار.

‫دیوید، دارم آروم آروم دیوونه میشم.

‫من الان میام اونجا. ‫نیم ساعت بهم وقت بده.الان راه میفتم.

‫مطمئنم حالش خوبه آره؟

‫پس چرا جواب یکی از ٤٠ تا پیامی که بهش ‫دادم رو نمیده؟

‫شاید باطری مبایلش تموم شده هر چیز دیگه ای هم ‫بود تموم میشد.

‫از آخرین باری که باهاش حرف زدم ۱۸ ساعت ‫میگذره.

‫ولی خودت گفتی که اون هرز گاهی از این جور ‫کارا میکنه.

‫آره ولی در موردش بهم میگفت تا حالا اینجوری غیبش نزده بود

‫لیزا بهم نشون داده که تو مراقبت از خودش خیلی توانا ست

‫صبح بخیر.

‫کسی متوجه زلزله شد؟

‫من شدم. ‫چرا همه دلتنگ و خراب ند؟

‫لیزا گم شده. اون گم نشده.

‫ما فقط درست نمیدونیم کجاست.

‫وای خدا.

‫الو؟

‫بله، فیشر و دیاز، خانه‌ی خاکسپاری

‫البته ما میتونیم تموم ترتیبات مراسم شما رو بدیم.

‫بله

‫خیلی‌خب پس میبینمتون خدانگهدار

‫یه خانواده برای ساعت ۱۰:۳۰ میان ما از قبل دو تا برای امروز داشتیم

‫عالى.

‫اگه این خیلی برات زیاده میتونم ریکو رو بگم زودتر بیاد و آرتور هم میتونه کمک کنه

‫ممنونم فقط دارم فکر میکنم که کار کنم بهتر باشه ‫تا اینکه منتظر زنگ تلفن باشم.

‫تو هر کاری رو که لازم انجام بده من مایا رو نگه میدارم

‫مرسی.

‫بهتر برم لباس بپوشم.

‫سلام. ‫کجائی ؟

‫تو مطب دکتر منتظر ونسام.

‫ما امروز ۳ تا پذیرش داریم اینجا بهت نیاز دارم.

‫بچه ها باهامند به محض اینکه ونسا کارش ‫تموم شد میام اونجا.

‫خیلی‌خب باشه.

‫برای من قیافه نگیر ‫ونسا مریض.

‫متأسفم. فقط هر چه زودتر میتونی خودت رو برسون.

‫لازم نیست اینجا باشی، منظورم این که اگه کارت خیلی مهمه

‫چرا لازم اون زنم ‫و اون خواهر منم هست.

‫منم میتونم ازش مراقبت کنم

‫شاید اون به یکم زمان نیاز داره که از تو دور باشه. ‫تا حالا شده به این فکر کنی؟

‫مامان مریض؟ ‫نه مامان مریض نیست. حالش خوبه

‫پنج گرم آتیوان تا ٤٠ میلی از سلکسا رو کم کنه.

‫بیست میلی از تراز دون کمکم میکنه که شبا بخوابم.

‫و بعضی موقع ها هم یکم آمبین میخورم ۵ میلی.

‫بوسپار ۱۰۰ میلی در روز

‫سیصد میلی ولبرتین تو اضافه خوردن کمکم میکنه.

‫چون بدجوری اضافه وزن آوردم.

‫کی اینا همه دارو تجویز کرده؟

‫دکترم.البته نه همشو.

‫ترازدون و آتیوان و آمبین رو خودم گرفتم

‫ولی دوستم گفته اون پرستار تحصیلکرده ست و ‫همه‌ی این چیزا رو میدونه

‫دکترت روانپزشکته؟

‫اون پزشک داخلی.

‫صحیح.

‫خب اول از همه ما باید شما رو از این داروها ‫خلاص کنیم.

‫بعضی از اون چیزایی که میخورین میتونه خنثی یا

‫نشانه‌ی بیماری رو بدتر کنه

‫لعنتی

‫من یک احساسی دارم که انگار افتادم تو یه چاه و ‫اون چاه عمیق و عمیق تر میشه

‫تعجبی هم برای من نداره ولی سعی میکنیم ‫که درستش کنیم.

‫داروهای ضد افسردگی گلوله های جادوئی نیستن.

‫نیت.

‫ دیوید جریان لیزا رو بهم گفت.

‫خواهش میکنم تعارف نکنید و راحت باشید. من تا چند لحظه دیگه میام کنارتون

‫بله خب؟

‫طبق آماری که توسط دفترخانه سرشماری ایالت ‫متحده گرد آوری شده...

‫مرگ زنان بصورت حادثه ناگوار یک سوم ‫مرگ مردان

‫من آمارها رو پیدا میکنم که در زمان استرس و ‫بلاتکلیفی مایه‌ی تسکین خاطر باشه.

‫من الان یه پذیرش دارم

‫اه جدی میگین میشه منم بهتون ملحق بشم؟

‫تو که منو میشناسی همیشه تشنه‌ی یاد گیری ‫تجربه ای جدیدم.

‫حتمن، چرا که نه؟

‫قبلن از ما دزدی شده بود. سه بار در ۱۰ سال.

‫درتی میخواست که بازنشسته بشیم ولی من فقط طفره میرفتم و بهونه میاوردم

‫شاید یک سال دیگه شاید دو سال دیگه

‫و حالا اون از من دور شد.

‫چطوری میشه که اینجا نباشه؟

‫یک لحظه بودش و لحظه‌ی بعدی رفته بود ‫انگار که هیچوقت نبودش

‫حداقل دیگه بیشتر از این زجر نمیکشه.

‫سرطان داشت، درسته؟ ‫نه اون تو سرقت تیر خورد!

‫من خیلی متأسفم.

‫چه نوع دفنی رو شما مایلید؟

‫ما در قبرستان جنگل سبز جا داریم.

‫صحیح.

‫مایلین یه نگاهی به تابوت ها بندازید؟

‫من پول زیادی ندارم

‫مطمئنم که میتونیم چیزی پیدا کنیم که با بودجه ی ‫شما مناسب باشه.

‫درسته؟ ‫نیت؟

‫قطعا. ‫ممنونم.

‫قطعن.

‫اون توسط الکتریسیته مرده دلم نمیخواد بچه هام ‫همونجوری ببیننش.

‫ما یه هنرمند عالی توی ترمیم داریم. ‫نه

‫من دلم نمیخواد بچه هام اونو مرده ببینند.

‫اگه یه لحظه به من اجازه بدین. ‫حتمن.

‫منظورت چیه گم شده؟ ‫اون تو راه رفتن به خونه خواهرش بوده.

‫و هرگز به اونجا نمیرسه. ‫اه مرد.

‫من هنوز یه چند تا رابط تو دفتر قضایی دارم

‫میخوای به تماسی بگیرم؟

‫نیت باهاشون صحبت کرده. ‫اونا یه پرونده شخص گمشده پر کردن.

‫اگه فکر میکنی که کار دیگه ای میشه کرد ‫حتمن، چرا که نه؟

‫ما باید حرف بزنیم. ‫در مورد خودمون

‫خودم میدونم و حرف هم میزنیم ولی نه الان

‫یه زنی تو سالن منتظرم.

‫باشه.

‫من یه تماسی میگیرم. ‫اگه خبری به دستم رسید میام سراغت.

‫ممنون.

‫این خود روز ملخ (رمانی از ناتانیل وست) ‫اینجا ملخ نیست.

‫سوسک ممکنه ولی ملخ نه.

‫همینجاست.

‫اینجا یه مبل هست.

‫اونا خیلی به کارت میاند وقتی که مهمونای ‫شبانه داشته باشی.

‫میدونی مثل خانواده و اینجور چیزا

‫تو خانواده که داری مگه نه؟

‫راستش نه اونا همشون تو سیل کشته شدن.

‫عزیزم، متأسفم. ‫لازم نیست.

‫میخوام باهات صادق باشم ما ماهی یک بار تصادفی از خونه هامون دزدی میشه

‫اگه جای تو باشم با یک قوطی اسپری فلفل زیر ‫متکام میخوابم.

‫فقط برای احتیاط.

‫بوی گربه میاد. ‫ما به حیوونهای خانگی اجازه نمیدیم.

‫میدادیم ولی نه دیگه ‫چقدر؟

‫صدو هفتاد و پنج تا در هفته پرداخت هر دوشنبه ‫و دو هفته هم پول پیش

‫میگیرمش.

‫اینجا چه غلطی میکنی؟ ‫من اینو برای تو درست کردم

‫راسل

‫کلیر، فقط میخوام بدونی

‫چیزی که بین من و الیویر افتاد یک اتفاق ‫کاملن کثیف بود.

‫چیزی که بین من و تو اتفاق افتاد، به هیچ وجه ‫کثیف نبود.

‫نقطه‌ی مقابل کثیف بود.

‫بین تو و الیویر چی شد؟ ‫اهمیتی نداره.

‫برای من مهم تو اونو کردی؟ ‫کاری که ما کردیم یا نکردیم مهم نیست

‫چیزی که مهم این که من عاشقتم

‫اون تو رو کرد؟ ‫من مست و نقشه بودم.

‫و اون چت کرده بود رو من و داشت بازی میکرد. ‫خودت که میدونی اون چه شکلیه

‫برای هم خوردین؟

‫کلیر عاشقتم. ‫خدای من برای هم خوردین؟

‫من که اینو نگفتم. ‫برای هم جلغ زدین؟

‫من اینم نگفتم. ‫پس چی داری میگی؟

‫که عاشقتم میفهمی؟

‫چرا نمیتونی اینو بشنوی؟

‫کی میخوای از این غرور جریحه دارت برا ‫یک لحظه دست برداری

‫و بفهمی که اونچیزی که داریم خیلی خوبه که داری بخاطر خودت میندازیش دور؟

‫بخاطر خودم میندازمش دور؟ خیلی مضحکه تو مضحکی

‫و این وقیح من نمیخوامش

‫شاید بتونی بفروشیش به دوست پسر عوضی‌ت با یه ۵۰۰ دلار دیگه. مطمئنم که ارزشش رو داری

‫دلم نمیخواد بدون تو زندگی کنم ‫خوب مجبوری.

‫من نمیخوام تسلیم شم. ‫این مشکل آشغالی خودته.

‫سلام. ‫سلام برندا.

‫سلام مامان. ‫شنیدم بیلی رو شگفت زده کردی.

‫تو واقعن نباید اینکارو میکردی ‫اون تو درمانه.

‫خودت میدونی چقدر حساس.

‫دلیل دیگه ای هم داره که زنگ زدی؟ چون اگه فقط همینه دارم قطع میکنم

‫خب ما میخوایم فردا خاکستر پدرت رو بریزیم.

‫فکر کردم ممکنه دلت بخواد بیای

‫من واقعا دلم نمیخواد فعلن دور و بر بیلی باشم.

‫عزیزم ما اینو به پدرت مدیونیم

‫بابا مرده اون اهمیتی نمیده

‫خب من اهمیت میدم میفهمی؟ دوست دارم حداقل ‫تظاهر کنیم که ما همه عاشق همدیگه ایم

‫و منو پدرت چیزی ارزنده خلق کردیم.

‫برای یک ساعت ‫مگه چقدر طول میکشه که خاکسترش رو بریزیم دور.

‫این درخواست خیلی بزرگی؟

‫تصمیم گرفتی کجا باشه؟ ‫نه نه هنوز

‫ما همه ساعت ۱۱:۳۰ اینجا خواهیم بود. ‫و تمام این کار شاق ساعت ۲ انجام میشه.

‫باشه.میام. ‫باشه، خدافظ.

‫به خودت رتبه ای که فکر میکنی حقته بده

‫داری باج میدی تا من دهنمو بسته نگه دارم؟

‫من اجازه میدم همه‌ی دانشجوها به خودشون نمره بدن

‫من کی باشم که کار کسی رو قضاوت کنم؟ ‫اه خدایا تو مضحکی.

‫تو با خودت مخالفی برای همین هیچی هیچوقت ‫معنی دار نیست.

‫واقعن تو دنبال معنی میگردی کلیر؟

‫چون اگه دنبال اینی تو این ترم در مورد کارت ‫جور دیگه ای اظهار عقیده میکنیم.

‫تکنیک ت عالیه ولی فقط همین ‫تکنیک.

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left