De første 200 linjer.
بعدا میبینمتون خوش بگذرونین
تو واسه بازی نمیری؟
نه فکر نکنم!حس خوبی ندارم
واقعا؟مطمئنی؟
اره مطمئنم
ولی همه دارن میرن.
خونه تنها میمونی
میدونی چیه؟صادقانه بگم واقعا خوبه
که تمام مدت تو یه خونه پر از دختر باشی
یالا الکس
تو بازیای زیادی تو دانشگات نداری
چرا کلی عکس نمیگیری
و من فقط برم سمت خودت؟
چرا یه چیز خوب نمیپوشی
که با هم باشیم
این اتفاق نمیفته ولی عاشقتم
عاشقتتم!دلمون واست تنگ میشه
خدافظ
بسه داری چیکار میکنی؟
دست بردار داری چیکار میکنی؟
یالا الکس میدونم میخوای
بسه
هی عزیزم اوه بازی کاملا به فنا رفت
همه تصمیم گرفتن بیان
میخوای بازی کنی؟
اره
اره حتما
تو خوبی؟
خب دوباهر یه کابوس دیدم
اره همینطوره
باشه ما یکم شراب داریم طبقه پایین یالا
عالیه اره
هوووا اروم باش چیزی نیست
کمک میخوام
بگو!بگو که باهام ازدواج میکنی
فقط بگو نه
دست بردار
کاری نمیکنم
دارم التماس میکنم
عزیزم من فقط..
نمیتونم
چرا نه؟
چون
من یه زن مستقلم باشه؟
نمیخوام درگیر من شی
یعنی چی؟
به این معنیه خودم رو میشناسم خب؟
و یه کاری میکنم
همه چیم رو از دست میدم
تو چیزی از دست نمیدی
نه من یه ارتیستم.
و اگه ازدواج کنیم من راحت میشم
به علاوه باید یکم رو پای خودم وایسم
میتونی این کار رو بکنی عزیزم
جدی میگم
ببین من خیلی عاشقتم ولی...
نمیخوام یه همسر باشم
نمیخوام غذا درست کنم و لباس بشورم و...
نمیخوام بچه داشته باشم
هیچوقت؟
الان نه
نمیدوم چی باعث شده فکر کنی همه چیز رو واسه تو میخوام
نمیخوام که خونه دار شی
پس چرا میخوای ازدواج کنیم؟
مشکلش چیه الان؟
تو خوشحالی درسته؟
اره معلومه که خوشحالم
تو نمیدونی چی میخوای
فکر کنم داری راجب این دیوونه بازی در میاری
ببین باید برم سر کار فقط...
فقط بدون که عاشقتم
بیشتر ا هرچیزی که تو دنیا هست
و بخاطر من
وقتی دو نفر عاشق همدگن
همدیگر رو تو موقعیت ازدواج قرار میدن
عزیزم من مال توئم
و توئم مال منی باشه؟
هیچوقت نمیرم با یکی دیگه
تو ادامه زندگیک
چقدر دیگه میخوای؟
چیزی رو فراموش کردی؟
اوه نه
مطمئنی؟ میبینی؟بهت نیاز دارم
میدونم تو منو داری
یه چیزی راجبش فکر کن
وقتی که کل روز با اونایی
اوه میدونم باید برم
ببین برد فورد ها برگشتن
نه مطمئنم کادیلاک میرونن
هممم خب کیه پس
خب شاید طلاق گرفتن
و اون همسر جدید خانوم برد فورده
خنده داره ولی غیر ممکن نیست
روز خوبی داشته باشی ممنون
هی گاوین اروم باش
هی جن متاسفم فقط سعی داشتم برم سمت میزم
قبل از اینکه جایی بسته شه
اتا نیم ساعت دیگه بسته نمیشه
کلی مشتری تو بازار انگلیس دارم
فقط سعی دارم یه زمان رو تعیین کنم
خب میخوام آنالیزت رو تموم کنی
در مورد پروژه ویتمور
شاید بتونیم همو واسه ناهار ببینیم و بریم سمت اون اعداد؟
صادقانه بگم فکر نمیکنم ایده خوبی باشه
اگه ناراحت نمیشی واست ایمیل میکنم
چرا؟
چون میخوام روتین باشم
نمیتونم چیزی از خودم بهت بدم
تو فکر میکنی میتونیم با هم کار کنیم
اگرچه با هم گذشته ای داریم
حداقل من میتونم
تو هر موردی من میتونم
اگه بهم یکم بیشتر احترام بذاری
من از تو برترم
شگفت انگیزه
هی الکس کجایی؟
وقتی بهت میگم یه کاری رو بکنی میخوام الان تموم شده باشه
شنیدی؟
فکر نکن منم همون کار رو میکنم
فقط بسه
هیچوقت به گاوین راجب این نمیگم
هی بوی دود میدم
اشپزخونه کجا؟
همونجا
چیزی نیست
چیزی نیست
اوه خدای من
هیچ اتیشی نیست
ممنون تو خوبی؟
اره خوبم فقط یکم رد دادم
من دونالدم ولی میتونی منو دونی صدا کنی
همسایه جدیدم
الکس از دیدنت خوشحالم
خیلی عجیبه!من هیچ علامت "فروشی" ای ندیدم
یا علامت "اجاره" یا چیز دیگه ای
همه چیز در مورد برد فورد ها اوکیه؟
اوه اره هنوز ملک عمه و عموی منه
فقط وقتی که از شهر اومدن بیرون مراقبت میکنم
به فکر اینن که برن ساحل شرفی
منم میتونم همین حوالی باشم.
عالیه خب خوش اومدی
اره ممنون میدونی..
فقط میخوام یه سری پنجره ها رو خیلی سریع باز کنم
میدونی میخواستم بیام و خودم رو معرفی کنم
ولی منظورم اینه که اونطوری نیست که تصور داشتم
تو فقط تو این خونه به این بزرگی تنهایی؟
اره اره من...
حدس میزنم همینجوری تنهام
بیشتر مثل قهرمان میمونی
نه چیز زیادی نیست واقعا
کلی دود بود میدونی؟
خب من یه احمقم
میخواستم از در روبرویی برم
و بزارم همه جا بسوزه
تو خونت رو نجات دادی ممنون
و همه ی نقاشیات؟
اوه نقاشیام
خدا رو شکر.
به نظر میاد کلی رو اینا کار کردی
فکر میکنم باید یه چیزی رو امتحان کنم
یه چیز جدید ولی...
پیکاسو اهمیتی به فروش نمیداد!توئم نمیدادی
میدونی ما یه پارتی راه انداختیم واسه شنبه
باید بیای و همسایه ها رو ببینی
نه چیزی نیست من حس راحتی ای ندارم
یالا!بعد از این همه کاری که واسه ما کردی؟
واست قابل تامله
ولی من کاری که لازم بود رو انجام میدادم اگه بوی سیگار میدادن
که درست نیست
فکر کنم مردم زیادی به 911 زنگ میزنن
من هیچ جوابی ندارم
خب باشه پس
بزار کمکت کنم واسه اشپزخونه
ببخشید فنجون بزرگتر نداشتم
نه نه اینا عالین از کجا گرفتی؟
باحالن درسته؟سفر که بودیم گرفتیم
اوه واو
هی عزیزم
سلام اوه خدایا تو زود اومدی خونه
اره به محض اینکه تعطیل شد اومدم
این همسایه جدیدمونه دونی
هی سلام
دونی خونمون رو امروز از آتیش سوزی نجات داد
چی شد؟
دونی دود رو دید و اومد
و یه جورایی نجات داد
میدونی فکر کنم یه
چیزی اینجا بوده
واسه اینده ممکنه بخواید یه محافظی چیزی بارید
که همزمان صدا بده
پس تو متخصص برقی
نه من آچار فرانسم
هاه و تو بوی دود رو حس کردی
اره داشتم اون بیرون کار میکردم و بوش رو حس کردم
من دونی رو دعوت کردم که شنبه بیاد تو پارتیمون
اره
اره تو باید...
اره باید بیای
خیلی خب
هی از دیدنت خوشحال شدم منم همینطور
No comments yet. Be the first to leave one.