De første 191 linjer.
واقعا دلم میخواد با تو باشم مترجم: Chansanim
= قسمت سوم=
،پروفسور
اسمم یادت بود
اما نمیخوای اعتراف کنی؟
از من خوشت نمیاد؟
یا حتی اگه
،موفق هم بشم
بازم منُ نادیده میگرین؟
.نتیجه اهمیتی نداره
...انگیزت
.اهمیت بیشتری برام داره
.بگو
چه قصدی داری؟
چه جور منطقی رو دوست دارین،ساده یا پیچیده؟
.هرچی
،دلیل پیچیدش اینه که
.تو نگاه اول عاشقتون شدم
میخوام نزدیک شما بمونم و
.از فاصله خیلی نزدیک شما رو زیر نظر بگیرم
دلیل ساده چیه؟
،دلیل ساده
،بخاطر یه دلایلی
.به شما نیاز دارم
همیشه به همین سادگی
به عشقت اعتراف میکنی؟
.بهتره حقیقتُ بگی
!این حقیقته
.باشه.دوست میشم
.اهمیتی نداره که حقیقته یا نه
برای چی؟
نگفتین بعد از امتحان
می تونم بمونم؟
.وانمود میکنم که پشیمونم
من هرگز با کسی که
.اهداف شیطانی داره معامله نمی کنم
من چه اهداف شیطانی دارم؟
.اولین بار تو پارک دیدمت
،بعدش اومدی تو کلاس من
دانشجوی من شدی و
.کارمندهامونُ شستشوی مغزی دادی
.بعد اذیتم کردی
.حالا میگی میخوای منُ از نزدیک تحت نظر بگیری
اینها اهداف شیطانی نیستن؟
.شما مجبورم کردین شستشوی مغزیشون بدم
.نمیخواستم اذیتتون کنم
،توی پارک
.سگم از کنترل خارج شد
.کار من نبود
...از کجا می دونستم
چیکار میکنی؟
.پدربزرگ
پدربزرگ؟
.سلام،پدربزرگ
.پدربزرگ،یه مقدار آب بخور
منُ پدربزرگ صدا میزنه؟
بهت نگفتم نیای مدرسه دنبالم؟
.تو با دانشجوت رابطه داری
چطور ممکنه نیام؟
.پدربزرگ،من دانشجوی ایشون نیستم
.خفه شو
!تو خفه شو
.دختر
.درک میکنم
،اما دانشجویی مثل تو باید روی درس خوندن تمرکز کنه
.نه اینکه معطل یه مرد بشه
فهمیدی؟
.پدربزرگ
.صبرکن منم بیام
.بزار یه چیزی بهت نشون بدم
.این کارت شناسایی منه
.من آدم سخت کوشی هستم
.پدربزرگ.لطفا یه نگاهی بنداز
(شانزدهم می،1996
24سالته؟
.حتما فارغ التحصیل شدی
.اوه متولد ماه ثور هستی
.تو و نوه ی من زوج خوبی میشین
He is...
.نشان فلکی اون برج جدیه
.بله.بله
.جدی
.زودباش
بزار صورت فلکیتونُ ببینم
.تا بفهمم زوج خوبی میشین یا نه
.پدربزرگ
دقیقا برای چی اومدی؟
.برات یه قرار ترتیب دادم
.نمیرم
،اگه دوست دخت داری
.بهت اجازه میدم نری
.باشه،وانمود میکنم دوست دختر دارم
کی؟
اون؟
اون دوست دخترته؟
اسمش چیه؟
.آره
عزیزم،اسمم چیه؟
،باید اسم دوست دخرتتُ بدونی
اینطور نیست؟
!بگو
.جینیان
.جی به معنی رابطه و
.نیان به معنی سال
!خدای من
!بلاخره اسممُ صدا زدی
.پدربزرگ
،همونطور که می بینی
.قابل اتکا به نظر نمیاد
.اما واقعا دوست دخترمه
.پدربزرگ نگران نباش
،هراتفاقی هم که بیوفته
.به کس دیگه ای نمیدمش
.همیشه مسئولیتشُ قبول میکنم
همیشه؟
!چقدر سرزنده به نظر میای
.خوبه.خوبه
.قرارُ فراموش کن
،تا وقتی با یه نفر باشی
.مزاحمت نمیشم
،وقتی به هم زدی
.بازم میام سراغت
-!بیخیال -!بیخیال
،به عنوان دوست دختر لی یو
معمولا با هم چیکار میکنین؟
.کارهای عادی
.غذا خوردن،خرید،فیلم دیدن و ماشین سواری
.صبرکن
.هیچکدوم از شماها گواهینامه ندارین
چطور ممکنه برین ماشین سواری؟
.با اتوبوس
اعتراف به عشق شیرین اتوبوس شماره 520 شنیدن اگه
.سوار اتوبوس 520 بشی میتوین به عشقت اعتراف کنی
.موقع عصر
،مدت زیادی تو رابطه بودی
اما نمیخوای به عشقت اعتراف کنی؟
چرا این همه سوال میپرسی؟
به هرحال،کاری که ما می کنیم
.بدرد تازه کارهایی مثل شما نمیخوره
،در عشق
.هیچ تازه کار و کار کشته ای وجود نداره
.بستگی داره دوست پسرت چه مدلی باشه
مدل؟
،برای مثال
.دوست پسرهای گربه و سگ
،دقیق تر بگم،مغرور
!سلطه گر یا مهربون
،برای مدلهای متفاوت
راه ها
راه ها و
.ابزار متفاوتی وجود داره
.صبرکن
تو از تمام این مدلها دوست پسر داشتی؟
.البته
.همه شون تو کامپیوترم هستن
میشه یه حرف واقع گرایانه بزنی؟
،من بیشترین
.تجربه رو دارم
خب،مردها معمولا یه سری
.خواسته از دوست دخترشون دارن
.اول از همه،باید سیرشون کنی
.دوم،ویچتشُ چک نکن
.وقتی داره با کامپیوتر بازی میکنه مزاحمش نشو
...مهم تر از همه
چیه؟
...باید
.آقای جی
!لی یو
باید چی؟
.باید دوباره گاراژ رو طراحی کنی
.اوکی
چرا نیمه راه دست نگهداشت؟
.مطمئن نیستم
.فراموشش کن.تمرین میکنم
این چیه؟
خاطرات یک آدمربا یا
یا مجموعه مازوخیسم؟
اینقدر اغراق شده؟
!ببین
تو کامیکهای تو یا
.پشت سر جیانشیان رو می بینم یا کنار صورتشُ
،هر روز
.فقط یه نگاه بهت میکنه
ناراحت نیستی؟
،بدون حس شیرین بودن
خواننده ها چه جوری درگیر بشن؟
.منتقدها به کنار
.دور و بر جیانشیان خیلی سرده
.خوش شانسم که تا حالا یخ نزدم
چطور میتونم مهربونی پس بدم؟
!خودمون درخواست می کنیم
No comments yet. Be the first to leave one.