De første 200 linjer.
نه، نمیتونی منو مجبور کنی که برم
- لباساتو بپوش - نمیپوشم
- همین حالا! - نه!
همین حالا لباساتو بپوش
اوه خدای من! داری اینجوری رفتار میکنی لعنتی...
فرنکی، اوه...
ری! خدا... خدا... خدا
واسه این همه جار و جنجال یکم زود نیست، نه؟
یه دونه از اون اسلحههای بیهوش کننده که مخصوص حیوانات بزرگه، نیاز داریم
ری، به خدا قسم، من...
میتونی به دخترمون بگی که بره مدرسه؟
- تو میری مدرسه - من مدرسه نمیرم
چون اون گند زد به مدرسه
از اونجا متنفرم. همهشون حال بهم زن هستن
و همه اینا تقصیر توئه
چرا تو این خونواده همه چیز تقصیر منه؟
چون تو به همه چیز گند میزنی
اینطوری با من حرف نزن!
تو هم اینطوری با من صحبت نکن
خیلی خب، خیلی خب کافیه، کافیه، باشه؟
ری، برو مدرسه. برو لباساتو بپوش
- مرسی - باشه. باشه! خیلی خب
پس من واسه داگلاس انتقالی میگیرم
نه نمیری. داگلاس مزخرفه
باشه حالا. منم داگلاس رفتم، خب؟
آره، تو خودت بهم گفتی مزخرفه
عجب. خب، فمنیست سفیدپوست دوباره جبهه گرفت
ببخشید، مامان، یه دبیرستان دولتی عمدتا سیاهپوست
دقیقا چه مشکلی داره؟
ما "سنت آن" رو انتخاب کردیم
چون میخواستیم تو به یه دانشگاه خوب بری
دانشگاه واسه من مهم نیست
من اصلا دانشگاه نمیرم
- اوه، ری - صبر کن ببینم، اوه
الان داری چی میگی؟
هیچکس به حرف من گوش نمیده
چرا، من به حرفت گوش میدم
برای همین الان گفتم چی میگی؟
اگر بهم اجازه ندید انتقالی بگیرم پس منم ترک تحصیل میکنم
بسه! تو ترک تحصیل نمیکنی
دیرت شده. برو لباساتو بپوش
تموم شد و رفت
- آهای - بهم دست نزن!
آهای
گوش کن
تو دبیرستان رو تموم میکنی
و بعدش به دانشگاه میری
چون این کاریه که باید انجام بدی
باشه؟
اوهوم؟ خب بابا هم دانشگاه رو تموم نکرد
و بابتش پشیمونه
چی؟ خودت هم تموم نکردی
چی؟
- تو هم از دانشگاه انصراف دادی؟ - نه
فقط کوله پشتی لعنتیات رو بردار و لباساتو بپوش
برو!
اوه خدای من
متاسفم
مرسی! خدایا!
خیلی خب
این کارا چیه؟
میدونم که قصد نداری راهتو بکشی بری
تن لشتو بیار اینجا، ری
این دیگه چه کوفتیه؟
ماگ دماغی. اونو با سفال ساختم
چرا اینو درست کردی؟
چون... میخواستم واسه روز مادر بهت هدیهاش بدم
آره
بله؟
واقعا آشنا بهنظر میای
تو نمایشگاهی جایی با هم سکس داشتیم؟
ترجیح میدم بمیرم تا اینکه به نمایشگاه برم
خیلی خب همگی
به کلاس داستانهای تخیلی جهانی پیشرفته خوشاومدید
میدونم که این ترم آخر ممکنه یکم خستهکننده باشه
اما در طول ۹ هفته آینده
ما یه سرگرمی ادبی خوب قدیمی خواهیم داشت
ما قراره که "دماغ" اثر نیکلای گوگل
"پاییز پدر سالار" اثر گابریل گارسیا مارکز
و تعدادی از آثار "گی دو موپاسان" رو بخونیم
خب، واسه تعطیلات بهاری برنامهای نداری؟
صعود به ارتفاعات ماچوپیچو
اوه، پسر
چی شده؟
من دیگه نمیرم
من دیگه مدرسه نمیرم
آدمها بدجنس و وحشتناک و... پست هستن
هر آدمی میتونه باشه. درسته
ولی تو مدرسه رو دوست داری
چطور می خوای "یودورا ولتی" بعدی باشی (یک نویسنده آمریکایی)
بدون اینکه مدرسه بری؟
خب، شاید منم مثل تو یه پیشخدمت شدم
فکر نمیکنم
حوصله عجله داشتن یه نفر برای ناهار رو داشته باشی
هی
نمیتونی اجازه بدی اتفاقهای بدی که برات میفته
تو رو از رسیدن به خواستههات منع کنه
و اگر این کار رو بکنی
کسی جز خودت، مقصر نیست
ببخشید
ب... ببخشید
- هی... هی! - چیه؟
- هی - چیه؟
تو اینو جا گذاشته بودی
باشه. ممنون
دوست داری بریم نوشیدنیای چیزی بخوریم؟
ما تو یه دبیرستان بودیم، اریک
و تو یه بار منو ترسوندی، پس، آره، نه
تو... تو نمیتونی اینجا مواد مصرف کنی بهخاطر اینکه اینجا خونه ماست
- این، اوه... - چی شده؟
برادرت
میگه که دیگه به مدرسه برنمیگرده
و...
میگه دیگه به خونه برنمیگرده
خب، نمیتونی این کار رو اینجا انجام بدی
یعنی چی که به مدرسه برنمیگردی؟
شوهر دهنلقت اینو گفت؟
خدایا
تو فردا نمیخوای به مدرسه بری
ولی باید بخوای که بری
اوم، ما فقط مامان رو سه روز پیش دفن کردیم، پس...
ببخشید که الان دبیرستان واسهام اهمیتی نداره
به هر حال یک ماهه که نیومدم
مامان دوست داشت فارغالتحصیل بشی
اون دوست داشت هر دومون فارغالتحصیل بشیم
خب مامان دیگه اینجا نیست
مامان
مامان! مامان!
چیه؟ چی شده؟ چی شده؟
- نه! - آره
آره آره. آره
لوکاس، خواهرت قبول شد!
مامان، مجبور نیستی این کار رو بکنی
ما دیگه بچه کوچولو نیستیم
تو اولین نفر از این خونواده هستی که به دانشگاه میره
البته که نیاز به یه شام حسابی داره
اینم نوشیدنیهاتون، خانم و آقا
مامان، این هزینهها رو چطور میخوایم پرداخت کنیم؟
وقتی که حتی نمیتونیم یه پودر نوشیدنی میوهای واقعی رو بخریم
وامها واسه همین کارهاست دیگه، احمق
و کمک هزینهها و بورسیهها
و تو بعضی از اونا رو گرفتی
میخوام بازم اون نامه رو بشنوم
کلر عزیز، تبریک میگویم
مفتخرم که این خبر را به اطلاع شما برسانم
و... و... و فکر میکنم تو پذیرفته شدی
اوه، اینو که پایینش نوشته، دیدی؟
والدین دانشآموزان میتوانند بدون
هزینه اضافی در کلاسها ثبتنام کنند
صبر کن ببینم، چی؟
رایگان؟
من همیشه دوست داشتم به دانشگاه برم
خیلی خب، اما تو که قرار نیست با من بیای
نه. نه
- نه - نه
نه خیر
خیلی خب
قرارمون چی بود؟
- ما همدیگه رو نمیشناسیم - آره
- و اگه منو ببینی... - نادیدهات میگیرم
به جز وقتی که خودم باهات حرف بزنم به جز وقتی که خودم اول باهات حرف بزنم
-اونوقت میتونی باهام صحبت کنی - اوهوم
اما در غیر اینصورت، نگاهت...
فقط نگاهم نکن، انقدر بهم زل نزن
خیلی خب. خیلی خب. باشه. باشه
زل زل به من نگاه نکن
بله علیاحضرت
تو منو نمیشناسی
- باشه - نمیشناسم. حله
- جدا - آره
الان... الان تو میتونی مادرم باشی
- دوستت دارم، مامان - دوستت دارم
ببخشید؟
مامان؟
- اوه! - یا خدا! گندش بزنن!
پیرس
تو... تو یه زنو ندیدی؟
مثلا یه زن میانسال؟
یه زن میانسال؟ اوه... نه. نه
هی، خیلی ترسوندمت
آره، این... این...
فکر نمیکنی، یک بیش از حد هیجانیه؟
چی؟
گفتی من تو رو تو دبیرستان ترسوندم
آره، آره، اریک، تو این کار رو کردی تو زندگی منو تبدیل به جهنم کردی
آره، این...
من...
اطلاعی نداشتم که جهنم چیه. اوم...
باید برم مقالهام رو بنویسم
هی. مقالهات رو گاییدم
گاییدمت
این چیزیه که میخوای؟
احتمالا یه بطری نیاز داشته باشم
حتما. ولی اول باید
از دست برادر زیر سن قانونیات، بگیریش
تا حالا این داستان "دماغ" رو خوندی؟
نه
این... این درباره
مردیه که دماغش از صورتش جدا میشه
این... من فقط... چطور
No comments yet. Be the first to leave one.