De første 200 linjer.
...آنچه گذشت
تصور کردم روی اریس منو آورد بیرون
اومدی سراغم- بیا از اینجا ببریمت بیرون-
دکتر سالزمن منو ترغیب کرده که پا رو فراتر بذارم
هر چیزی که احتمالا منو یاد اون بندازه باید فراموش کنم
اونا خاطرات ماست- روند درمان اینجوریه-
اون چه کوفتی بود؟- مادرم-
مادرت مرده
قبلش هوشش رو آپلود کرد
کجا آپلود کرد؟- توی نایتفلایر-
اون کسیه که سعی داشته تو رو بکشه
باید یه کاوشگر بفرستیم- ممکنه دیگه-
نزدیکتر از این به ولکرین نشیم
قشنگه
حتی از این قشنگتر هم میشه
اگه عکسهایی از ولکرین برامون بفرسته
حرف آخری نداری؟
سفر به سلامت، خرگوش کوچولو
پس اینجوری از من دوری میکنی؟
من از این گنبد خوشم میاد
...تمام عمر
نمیدونستم چی بگم
کارل بهت گفت؟
باید از زبون خودت بشنوم
...مادرم
اون زندهست
زنده؟
چطور؟
وقتی جسمش داشت میمرد ...اون
یه نقشهی ثانویه ریخت
کاری کرد این سفینه تا ابد خونهش باشه
داری میگی اون از سفینه استفاده میکرده تا به ما صدمه بزنه؟
نه، اون سفینهست
...تمام این
بدنهی فلزی کریستال ماتریکس
...نایتفلایر
الان جسمشه
واسه همینه من اون بالا مخفی میشم
تا از صداش فرار کنم
میتونی صدای مادرت رو بشنوی؟
...کلمات
،احساساتی توی ذهنم
همیشه
تو باعث میشی از اون شرایط فاصله بگیرم
از من خارجش کن
بابا؟
اون چیز. سرطانم
خارجش کن
فقط... فقط تنهام بذار
برو پی کارت- درش بیار-
تو آوردیش اینجا؟- چی رو آوردم اینجا؟-
خواهش میکنم، بابا
درد داره
درش بیار درد داره
فقط از توش رد شو
اون... اون منو دست میندازه
مادر اریس؟
میدونی که اون یه برنامهی کامپیوتری انحرافیه؟
بله، میدونم
...خب
پس اینقدر آسیب پذیر نباش
دقیقا میخوای چیکار کنم؟
،وقتی خودت خودتو شکنجه میکنی، کارل
واسه بقیه هم راحت میشه که همین کارو بکنن
...روآن، چرا
شب به خیر
چرا کاوشگر کیری توی اتاق منه؟
تو بهم بگو
نه، دستش نزن
نزن
نه. البته که نه
روآن، این باید میلیونها مایل با ما فاصله داشته باشه
چجوری آوردیش اینجا؟
من نیاوردم
پس کی آورده؟
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
:مترجم .:: محمد مسعودی ::.
!چی شد؟ روی
روی، روی، روی، روی- اوه، داره سرم فریاد میزنه-
!روی، فرارکن! برو
قبلا هرگز اینجوری صداشو نشنیده بودم
!هی
!کسی نیست
!اینو باز کنین
فکر کردم گفتی تزریق دیگهای در کار نیست
مراقب باش
.داری افکار رو انتقال میدی نمیخوام دارو بهت تزریق کنم
فقط میخوام سطح هورمونهای "تیک"ت رو چک کنم
!هی
دوباره داری به دیبرنین فکر میکنی
به تو ربطی نداره
نه، نه، نه
ثیل، ثیل
باشه، آروم باش
نمیتونم نفس بکشم
چی داری حس میکنی؟
تاریکه نمیتونم انگشتام رو حس کنم
خیلی سرده
اوکی، فقط سعی کن نفس بکشی
نمیتونم
این اولین نشونهی ما از تماس با بیگانههاست
...خب، این یه خرده بعیده، کارل
اوه، جدی؟
چه توضیحی برای این داری
که چطوری به طرز سحرآمیزی توی اتاقم ظاهر شده؟
نمی... نمیدونم
توضیحی ندارم
روآن، من این کاوشگر رو ساختم
و اونا دوباره فرستادنش پیش خودم
قطعا اریس هم دخیله
بهت گفتم اونا میتونن کارای باورنکردنیای بکنن
میدونستیم میتونن کارای باورنکردنیای بکنن
لطفا همونجا صحبتت رو قطع کن بیا یه گام به عقب برگردیم
و یه سری آزمایش انجام بدیم
بله، به لامی میگم به سیستمش متصل بشه
نه، نه، نه نباید بفرستیش اون داخل
روآن، ازت میخوام مانیتورهای کنترل تشعشعات
طیف سنجها، دوربینها رو همهجا مستقر کنی
همه چیز رو ثبت و ضبط کن
همه چیز
چسب پهن یادت نره
منفجر نشی ها
...قربان، داریم کد خطا دریافت میکنیم یه عالمه
...هشدار. سیستم
سیستمهای معیوب رو سوا کن
از بقیهی سفینه جداشون کن
دکتر متسون، الان سرمون خیلی شلوغه
یه اتفاقی افتاده
یکی از اعضای خدمهتون
...ثیل، اون
یه چیزی حس کرد
کجا اتفاق افتاد؟
اگه از گنبد خارجش نکنیم نمیتونم به طور قطعی بگم
تیم امنیتی رو خبر میکنم
نه
بهتره فقط من و شما باشیم
به ثیل خیلی کمک میکنه که حس کنه بهش اعتماد دارین
دیشب، مشخصا بهم گفتی
الگوهای دیاگرامهای موجی رو بررسی کنم
خب منم داشتم همین کارو میکردم
آره
اون مال قبل بود
قبل چی؟
نمیتونیم بذاریم خبرش درز کنه، فعلا نه
به خدمه فکر کن، اگه اونا بفهمن
یا اریس
متوجه نمیشم ...چطور... چطور این
به سفینه برگشته؟
نمیدونیم
ولی صدای آهنگ قشنگ "بیچ بویز" رو تولید میکنه
گوش کن
به ولکرین رسیده؟
نمیدونیم
...این این قسمت کِبره بستهی بیرونی چیه؟
اون ایزوتوپ ایریدیوم و پالادیوم ئه
روی کل بدنه هست
...یه جورایی مثل
مثل زنگار فضاییه
تو بهش دست زدی؟
نه
باید یه نمونه برداری کوچیک میکردم
روآن، باید مراقب باشی
نمیدونیم این چه کس شعریه
کلی داده اون تویه
بالاخره یه سری جواب بدست میاریم
چجور جوابی؟
...خب، برای شروع
اینکه چطور برگشته اینجا
چقدر پایین؟
بهت میگم
اوه، ازش رد شدیم برگرد
بخش محموله
...ثیل همه چیز رو تجربه میکنه
...ذهناً، احساساً
جسماً
محشره
و خوشایند نیست
بهش میگه ترس خفه کننده
یکی از اوناست
این انبارکها قفل هستند
امکان نداره از داخل قفلشون کرد
شاید یکی از بیرون این کارو کرده
داری میگی این یه اتفاق نبوده
ما با هم مردیم
میتونی یه فکری به حال اتاق بکنی
خیلی گرمه
حتما
اوکی، خب جواب نمیده؟
کنترلها مشکلی ندارن
منظورت چیه؟ ...پس چرا ما
چی داری میگی؟
فکر میکنیم عمدیه
منظورت چیه عمدیه؟
مادر اریس
اون داخل سفینهست
فکر میکنیم اون کسیه که دمای اتاق رو زیاد میکنه
پس این چیزی بود که من حس کردم
وقتی وارد سیستم شدم این چیزی بود که حس کردم
اون بود- بله-
آره، ما هم همین فکر رو میکنیم
No comments yet. Be the first to leave one.