De første 200 linjer.
حتی اگه احتمال کمی داشته باشه که این النگو
ما رو ببره خونه بازم باید شانسمون رو امتحان کنیم
سلام؟ - مامانبزرگ -
...جریان اون النگوـه - النگو، مال مادرم عایشه بود -
ما چی هستیم؟
ما رو تحت عنوان «کلندستین»ها میشناسن
...ولی بیشتر به
من یه جن ام. اونا به کمکم نیاز دارن و این یعنی؛ من به کمکت نیاز دارم
اگه کمکشون کنی برن خونه انفجار به وجود میاد
ممکنه خطرناک باشه - معلومه که خطرناکه. چرا باید خطرناک نباشه؟ -
کامالا، تو و کل خانوادهت در خطرید
اومدم بهت هشدار بدم - حواسشون رو پرت میکنم -
چرا داری اینکار رو میکنی؟ گفته بودی ازم محافظت میکنی که
چرا باید از کسایی که بهم خیانت میکنن، محافظت کنم؟
یالا - کامالا -
این همه مدت تو بودی و هیچی نمیگفتی؟
بهخدا همهچیز رو بعداً توضیح میدم
الو، کامالا؟ قطار رو دیدی عزیزم؟
از کجا فهمیدی؟ - چون من هم دیدمش -
جفتتون باید بیاید به کاراچی
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
«مترجمین: علیرضا نورزاده و سینا اعظمیان» ::.Mr.Lightborn11 & Sina_z.::
اولین باره میری پاکستان؟ - چهطور؟ -
چون این حیوون طفلکی رو خیلی سفت گرفتی
راستش بالش خوابه - صحیح -
پس حرف هم میزنه
.فکر میکردم دخترم لال شده البته وقتی «کانادا درای» میخواد، بلبلزبون میشه
فکر میکردم حق حرف زدن نداشتم
مگه اینکه تنبیه خونهنشینی توی آبهای بینالمللی، معتبر باشه
واقعا؟ بعد از اینکه عروسی برادرت رو خراب کردی؟
باور کن تا سالهای سال، باید مجازات بشی
هرچند؛ چون مامانبزرگت پیره
و اصرار داشت که بریم پاکستان
بهنظرم باید موقتاً آتشبس اعلام کنیم
نمیدونم. شاید اون بتونه تشخیص بده که
این اواخر مشغول چه کارهایی بودی
میشه لطفا بشینید؟
کامالا، اینطرف
سلام - سلام -
سلام
سلام. چهطوری؟
حالتون چهطوره؟ - خوب هستین؟ -
کامالا، اقوامت رو یادت میاد؟
اینها بچههای «کاکو چاچا» هستن
.آره. زینب و اویس ان قدبلندتر از این حرفها بودی
ولی تو هنوز کوتولهای
ممنون
کامالا - مامانبزرگ -
نوهی عزیزم
.الان که نصف شبه باید خواب باشی
بابا ولمون کن. تازه از پارتی اومدم
عاشق جواهراتت شدم - اینها رو میگی؟ -
خیلی قدیمیه، ولی برای خودت اصلاً - ...نه، ایـ
هی، کامالا
مونی - سلام، مامان. از دیدنت خوشحالم -
به خونه خوشاومدی، دخترم - ممنون، خوشحالم که برگشتم -
.پوستت خیلی خشک شده باز از این رژیمهای عجیب و غریب گرفتی؟
کامالا، بریم خونه؟ - آره -
بریم - فردا میبینمتون -
خداحافظ - خداحافظ -
سلام مگنوم. بیا اینجا
چهقدر مگنوم بزرگ شده
این خونه، همیشه اینقدر بزرگ بوده؟ - آره، ولی اگه رنگآمیزی بشه، بهتر میشه -
آره، با رنگ گند بزنید به قشنگیش
...حالا همینجوری نظرم رو گفتم
بیاید بریم تو
باشه، بریم
کامالا، اتاقت سمت راسته
اینه؟
نه
اصلا نمیدونستم نقاشی میکنی
طی تقسیم هند، خیلی چیزها رو از دست دادیم
و با خودم گفتم؛ تنها از یه راه میشه چیزهایی که از دست دادم رو داشته باشم
اون راه، اینه که خودم خلقش کنم
این تنها عکس دوران بچگیم، با پدرمه
این حسنه، مامانبزرگ؟ - ...آره و
.این مادرم عایشه است جدت
این حداقل چیزیه که ازش به یاد دارم
مامانبزرگ، چرا این رو برام فرستادی؟
...آیا من
.یک جنی؟ معلومه که آره حداقل پدرم این رو بهم گفت
چهطور اینقدر نسبت بهش بیتفاوتی؟
.نمیفهمم چرا چسکی میای ژنتیکه دیگه
روی چیزهای اشتباهی داری متمرکز میشی
اصلا این قضیه ربطی به چگونگی شهود دیدن من یا جن بودن و نبودن تو، نداره
نکته مهم اینه که؛ آخرین باری که از النگو استفاده کردم
جونم رو نجات داد
مثل رد ستارهها که موقع ترک کردن هند توی پیدا کردن راهت، کمکت کردن؟
اواسط تقسیم هند بود
شب گرم تابستونیای بود
به یه نحوی از پدرم جدا شدم
تا اینکه ردی از ستارهها توی آسمون پدیدار شدن و من رو به آغوش پدرم برگردوندن
قطار - آره. اون آخرین قطار اون شب بود -
مامانبزرگ، این همون قطاره؟ مثل اونی که توی شهوداتمون میبینیم؟
قطار همون شبه؟ - آره -
دخترم، النگوـه میخواد یه چیزی بهت بگه
نمیدونم چی
ولی میدونم میبایست اینجا باشی تا با خودم سر از کارش دربیاری
نمیدونم چهطوری سر از کارش دربیارم
احساس میکنم میخوام 100تا قطعه متفاوت رو بههم وصل کنم
و بهجای اینکه درستش کنم دارم بیشتر میشکنمش
عجب معمایی
ولی بعدش
،ولی اگه مثل من زندگی کرده باشی چیزهایی که از دست دادم رو از دست داده باشی
یاد میگیری که توی قطعات زیبایی رو پیدا کنی
کامالا
لطفا بس کن
کامالا، بهم دروغ گفتی
اون النگو برای چیزی عظیمتر از تو ساخته شده
کامالا - قطار رو پیدا کن -
کامالا - قطار رو پیدا کن، کامالا -
.کامالا، بیدار شو اقوامت منتظرتن
ببخشید، نمیدونستم این تو با کسی هستی
این بالشت خوابه - یالا، بیدار شو
.واسه امروز عصر، کلی برنامه ریختیم یه ساعت دیگه، توی باشگاه کشتیرانی، قرار ناهار داریم
فکرنکنم اشتها داشته باشم
.کامالا، لطفا عجیبغریببازی درنیار واسه دید و بازدید اومدیم اینجا
.هدف سفرمون اینه که همدیگه رو ببینیم یالا، پاشو تا بریم
اون عروسک خرس بالدارت رو هم میتونی بیاری
باورم نمیشه باید از منوی حیاط خلوت غذا سفارش بدیم
سلف داخل رو داریم از دست میدیم - همینطور کولر رو -
کسی درباره قانون ممنوعیت لباس لی چیزی بهم نگفته بود
این لباس، توی جرزی کاربرد بهتری داره
شاید بعد از بازدید از آثار باستانی رفتیم مرکز خرید
و یه لباسی برات پیدا کردیم که کمتر بحثبرانگیز باشه
عیب نداره. فقط پیش اقوامت بمون
.الان توی یه شهر جدیدیم نباید توی دردسر بیافتی
هیچوقت چنین اتفاقی نمیافته - سلام، من اومدم -
ببخشید دیر کردم - سلام، عیب نداره -
.رکشانا، این دخترم کامالاست - سلام علیکم، خالهجان -
خیلی خوشگله دخترت - ممنون -
کامالا اسم مرسوم پاکستانی نیست
نیست؟
.خب دیگه، این از اخلاقیت مونیباست همیشه خلاف جهت رودخونه حرکت میکرد
.امیدوارم از بیرون نشستنمون اذیت نشی اسیر لباس جین پوشیدنِ کامالا خانوم شدیم
واسهی اینه که اینقدر کامالا گرمشه؟
آره بهخاطر دمای هواست
پانی پوری
چرا بهم نگفتی که این غذا مرگباره؟
بنای سمت راستت، متعلق به عصر استعماره که توسط «راج بریتانیا» در سال 1981ساخته شد
فکرکنم سمت چپته
.شرمنده، نرمافزارم قاطی کرده اطرافت رو ببین
کامالا، اینجا رو ببین. اینجا جاییه که قدیمیترین ساکنان کراچی، زندگی میکردن
مثل فلوریدا؟
شهر کهن، جاییه که پناهجوهای هندی وقتی از هند اومدن، توش مستقر شدن
قیمتش 500 روپیه است
بهم 300 تومن میفروشیش؟ - نه -
قشنگه
بیخیال. این به اندازه کافی واسه اینستاگرامِ «ایبیسیدی» جذاب نیست؟
ـه American-Born Confused Desi مخفف
میدونم مخفف چیه - همین فکر رو میکردم -
.زنگ تاریخ تموم شد باید بریم دیگه
دوستهامون منتظرن که بریم قهوه بخوریم
بهنظرم یه سر به ایستگاه راهآهن بزنیم باحال میشه
ایستگاه راهآهن؟ کجا میخوای بری مگه؟
هیچجا. مکان تاریخیه دیگه
میدونی؛ مثل اولین دروازهای که مامانبزرگ ازش رد شد و اومد اینجا، دروازه اونجاست
.خب ما که میریم. بعدش میبینیمت مواظب خودت باش
سلام - بهنظر میاد که گمشدی -
ببین، عکس توـه. خوشت اومد؟
واسه خودت. پولش فقط 1500 روپیه است
این پول که واسه یه گردشگر، پولی نیست
میدونی چیه؟
اگه مسیر ایستگاه راهآهن رو بهم نشون بدی، میدمش بهت
ایستگاه راهآهن؟ باشه، حتما
از سمت چپ برو - از اینطرفه؟ -
آره، برو سمت چپ. بعدش بازم برو سمت چپ
.یه پیچ دیگه رو بپیچ چپ و بعدش برو راست یهکم سمت راست، باشه؟
.بعدش اون الاغ و گاریش رو دور بزن ...میفهمی چیمیگم؟ بعدش چپ
میتونی با کم شروع کنی و همچنان از دنیا بزرگتر باشی
پیدات کردم
.نمیدونم کدومش بدتره اون عینکی که تازه زدی یا ماسکه
داری دنبالم میکنی؟ - نور رو احساس میکنم -
همهی آمریکاییهای نقابپوش، ابرقدرت دارن؟
از کجا معلوم کانادایی نباشم؟
.رو لباس نوشته نیو جرزی این چه ریختیه؟
هیچکی از این لباس خوشش نمیاد، نه؟
بیا دیگه
از کی پریدن یاد گرفتی؟ لاکپشتهای نینجا؟
خودت از کی یاد گرفتی؟ دانکی کونگ؟
تو کی هستی؟ - تو چی هستی؟ -
تو کلندستین نیستی - از وجودشون خبر داری؟ -
.ولی النگو که دستته چهطوری از عایشه گرفتیش؟
تو عایشه رو از کجا میشناسی؟
اگه میخوای زنده بمونی، با من بیا - چی؟ -
شوخی کردم. همیشه دوستداشتم این رو بگم
.ولی دیگه واقعا باید بریم یکی هست که باید ببینیش
من رو میکُشی؟
چون الان نمیخوام که سوژهی یه مستند جرائم واقعی باشم
آرومباش. بعضیوقتها باید جلوتر از نوک دماغت رو ببینی
.به جمع «رد دگر»ها خوش اومدی شاید بهت یاد بدیم که حواست رو جمع کنی
رد دگرز؟ گروه موسیقی پاکستانی هستین؟
نه دقیقا
پاتاوق مخفیانهی خوبی دارین - معمولا به توریستها اجازهی ورود نمیدیم -
ولی واسه یکی از نوادگان عایشه مطمئنم میتونیم استثنا قائل شیم
...ار کجا میدونستی من - اسم من ولیده -
داستان مادر مامانبزرگت افسانهایـه
هر وقت آماده بودی کلی موضوعات هست که باید درموردش حرف بزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.