De første 195 linjer.
.میا
دنیای انیمه تقدیم میکند faceless
کاری از
.زود باش، صبح شده، بیدار شو
... یه پنج دقیقه دیگه
،نه
.صبر کن یه پنج درجه دیگه گرمتر شم
اصلا میا، چرا توی تخت منی؟
،بخاطر اینک خیلی سردم بود
،بخاطر همینم اومدم پیش دارلینگ تا گرم شم
.لامیاها خون سردن دیگه
.پس میرم اب حموم رو واست گرم و آماده کنم، یه لحظه صبر کن
.نمیشه
.میخوام دارلینگ گرمم کنه
.وافعا گرمی
.حس میکنم گرمای بدنت داره گرمم میکنه
... سینه ها
.اروم باش، آروم باش
... فکر عجیبی نکن
!آخ، آی، گردنم
!داره مویرگام رو منفجر میکنه
!تایم اوت میا، دارم بیهوش میشم
!تسلیمم
.دارلینگ اینقدر وول نخور
!خوابش برد؟
... باید یه جوری خودم رو آزاد کنم
!دا - دارم تموم میکنم
.یه خرده فضا باز میکنم، محکمتر فشار میده
.اوضاع وخیم ـه
... در این صورت
... دارلینگ، دمم رو نه
نقطه ضعف یافت شد؟
.واقعا تاثیرگذار ـه
.داره شلتر میشه
.ولی هنوزم ول نکرده
... دارلینگ، دیگه نه
... اوضاع خرابه
... دارم بیهوش میشم
!دارلینگ
!ولم کن
... اینقدر محکم
داشتم میمردم ـــ
... دیگه ... دیگه نمیتونم
... دارم
داری ...؟
!ول میکنم
.باشه بابا، بلند شدم
.سر صبحی خیلی سر حال بودی، دارلینگ
دارلینگ؟
... یه پنج دقیقه صبر کن
موجود اول زندگی روزمره با لامیا
باید قبل از اینکه میا واسه بار .سوم خوابش ببره، اب رو گرم کنم
،بخاطر اینجا موندن میا خیلی توی خونه دست بردم
.ولی همه جای خونه خیلی بزرگ شده
... دستشویی
چطوری ازش استفاده میکنه؟
حموم آماده است؟
آه ... اهم، همین الان ــــ
.ممنون، دارلینگ
.پس اول از همه وارد حموم میشم
.خیلی گرم ـه
.حمومای ژاپنی واقعا خوبن
،شنیدم که ژاپن چشمه ی آب گرم هم داره
.یه روزی دلم میخواد با دارلینگ برم به یکیشون
... خب، چیزه
داری به چی نگاه میکنی؟
.اچی
... پـ - پس میرم صبحونه رو آماده کنم
!میاااااااا
!الان دیگه تو حمومی !نیازی به من نیست تا خودت رو گرم کنی
شنیدم توی چشمه های اب گرم یه چیزی .به اسم حموم مختلط هست
... صبر کن ... میا
.اونجا میتونیم با هم حموم کنیم
... کـ - کمرم
،میا، رابطه بین انسان و هیولاها قدغنه .به این چیزا فکر نکن
یعنی حموم مختلط اینقدر بد ـه؟
یعنی ژاپنی ها توی چشمه های آب گرم هم به این چیزا فکر میکنن؟
... نه، اما
.پس بیا با هم یه بار امتحانش کنیم
آخه من به ژاپن اومدم تا .فرهنگش رو تجربه کنم
!صبر کن
!صبر کن! صبر کن! صبر کن
من با هیچکس دیگه به جز دارلینگ .به حموم مختلط نمیرم
... میخوام اولین بارم رو
... سرده! بدنم
داری چیکار میکنی، دارلینگ؟
.اینجا حموم مختلط نداریم
!اب رو ببند
!اصلا حال نمیدی
گروه محبوب ای ان ام 48
گوش های حیوونی روزمره ای ان ام 48
در روز شروع کارشون رکوردی .بسیار خوبی ثبت کردند
نظری ندارید؟
به عنوان اولین گروه آیدولی غیر آدمیزادی
.تاثیر خیلی خوبی گذاشتن
.فقط تاثیر خوبی نداشتن، خیلی هم ناز هستن
این موفقیت امروز آنها بخاطر قانونی ـه که .سه سال پیش تصویب شد
.قانون تبادل فرهنگی
سه سال از قانون تبادل فرهنگی
قانونی که رابطه ی ما با موجوداتی که ،آدمیزاد نیستن رو تعریف میکنه
.موجوداتی که دولت های مختلف در طی این مدت مخفیشون نگه داشته بودن
از اونموقع تا حالا همه تمام تلاششون رو برای تبادل فرهنگی کردن
و خوشبختانه تا حالا بدون مشکل جدی .اونها تونستن وارد جامعه ی انسان ها بشن
.ولی دنیا اونقدرا هم تغییر نکرده
میفهمم، همین چند روز پیش ـــ
.من که موافق نیستم
.امروز صبح من همه اش معنای خطر میداد
همین چند روز پیش به همچین .چیزی اصلا فکر هم نمیکردم
.واقعا
.صبح بخیر، کوروسو کیمیهیتو کون
چرا اینقدر تعجب کردی؟ منو که یادت ـه؟
مشاور شما در برنامه ی تبادل فرهنگی .با هیولاها، اسمیت هستم
.نه، میشناسمت که
واسه چی اینجایی؟
میشه به منم صبحونه بدی؟
اومدی بخوری؟
و
برای این اومدم تا ببینم هیچ کار .قدغنی نکرده باشی
حمله شخصیت آیتم ها جادو ها تنظیمات فرار
کمک یار
هرکسی که سعی کنه به این دخترا، که برای تبادل ،فرهنگی پیش ما اومدن، صدمه بزنه
حمله شخصیت آیتم ها جادوها
لامیا
!قهرمان حمله میکند
!صدمه ی وارد شده به لامیا 58
.طبق مجازات نامه ی بین موجودات، به اشد مجازات محکوم میشه
!لامیا شکست خورد
!لامیا شکست خورد !4649امتیاز تجربه کسب نمودید
،از اونجایی که تو، به عنوان خانواده ی میزبان .خیلی به قوانینی بی اهمیتی، اومدم بهت سر بزنم
،بی اهمیت؟ اصلا اول از همه چیز
.تقصیر اسمیت سان که اشتباهی میا رو آورد خونه ی ما
.شخصا هیچوقت به عنوان خانواده ی میزبان اعلام آمادگی نکردم
.چنین چیزایی یادم نمیاد
!هووووووووووووی
.رسما داری کلاهبرداری میکنی
و بعدم به خودت مشاور تبادل فرهنگی بین موجودات میگی؟
... اون به کنار
به کنار؟
،میا گفته از اینجا خوشش میاد .پس تو هم باید قوانین رو یاد بگیری
.واقعا خوشحالم که والدینت رفتن اونور آب عشق وحال
.دیگه واقعا مسخره اش رو در آوردی
.بازم قهوه میخوام
.باشه بابا
.بهش صدمه نزدم
.هر جوری ازش خون بیاد، ما صدمه تلقیش میکنیم
... همچین کاری
.خوب، وسیله اش رو داری !میدونم اگه بخوای میتونی
تا الان دیگه بعید میدونم خودش هم مشکلی داشته باشه، داره؟
.دخترای هم سن و سال اون خیلی منطقی عمل نمیکنن دیگه
... ولی
صدمه زدن به پاکی دخترای برنامه ی تبادل فرهنگی بین موجودات
.باعث ایجاد مشکلات دیپلماتیکی میشه
،اگه زمانی، خدایی نکرده، غلطی کردی
،در جا دستگیر میشی
!دارلینگ! دارلینگ
.و اون دختر هم به خونه اش فرستاده میشه
.میدونم غم انگیز ـه، ولی کاریش نمیشه کرد
خب، سکس کردید؟
!نـ - نه، به جان خودم
.ولی مطمئنا بهش فکر کردی
،درسته نیمه ی پایینی بدنش مثل ماراست
،ولی استایل خوب و سینه های بزرگی داره ،و خیلی هم خوشگله
.همچنین مهمتر از همه ی اینا، عاشق تو ـه
... و
.خودت هم چندان بدت نمیاد
... هوی
داری چیکار میکنی؟
اگه به دارلینگ دست بزنی، حتی اگه اسمیت سان .هم باشی، نمیبخشمتا
... مثل اینکه شرایطش بدتر اونی ـه که فکر میکردم
گوش میدی؟
.داشتم شوخی میکردم
.و تازشم، داشتم میرفتم
دارلینگ کون، حواست باشه .قانونی رو نشکنی
.تا بعد
اه، میا؟
،اگه بدنت رو خشک نکنی .دوباره سردت میشه
اینقدر قوانین مهمن؟
ها؟
... اون اوایل که اومدم اینجا
،چون نصفه پایین بدنم شبیه ماراست
.همه با نفرت نگاهم میکردن
... بخاطر همینم نگران بودم که چه عکس العملی نشون میدی
.ولی تو با لبخند قبولم کردی
.خیلی خوشحال شدم
.خب، توی اخبار همنوعات رو زیاد دیدم
.اونقدرا هم ترسناک نیستی
،واسه ی من قوانین اصلا مهم نیستن
.آخه، هر کاری دارلینگ باهام بکنه، مشکلی نداره
.حتی اگه بخوای هم میتونی بهم صدمه بزنی
میا؟
... با زخمای ابدی هم
.مشکلی ندارم
،بخاطر اینکه
دارلینگ رو دوست دارم
.ببخشید
No comments yet. Be the first to leave one.