De første 200 linjer.
! پاشو
! جان
اگه جای تو بودم فاصلمو حفظ میکردم
هی ! عقلتو از دست دادی ؟
! نگاش کن
حرفمون در این مورد تموم نشده
چشم هات بزرگ تر از شکمتِ
مامان بزرگم بهم میگفت که بیشتر از حدی که میتونم بخورم
غذا تو بشقابم میریزم
باهاش حرف میزنیم تا نظرش عوض شه
. . . نه هیچ حرفی نمیتونه مادرمو عوض کنه
برای اینکه اصلا نمیدونه مایی وجود داره
اگه جلوشو نگیری هیچی برات نمیمونه
هیچی برامون باقی نمیمونه
خسته نشدی که آدما همش میخوان در مورد مرد شدن باهات حرف بزنن ؟
من هیچوقت بهت نگفتم
چی به سر خواهرم کتلین اومده
وقتی اون اتفاق افتاد شش سال بیشتر نداشت
عاشق آب بود عاشق بازی کردن بود
همونجا دفنش کردیم
فکر نکن نمیدونم چی تو سرته
بهت گفتم دفعه بعدی که دست روم بلند کنی چیکار میکنم
جدی ؟
چرا دوباره بهم نمیگی لوئیز ؟
خدافظ جانی
شلوغش نکن
میخوام مثل آقاها رفتار کنم
یه آقای واقعی اینکارو نمیکنه
به کمک نیاز داری ؟
نه خودم میارم شما برید
باشه
خونه قدیمی قشنگی به نظر میاد
میتونه خیلی گول زننده باشه
آماده ای ؟
همون بوی سابقو میده
فکر میکردم جان پنجره هارو باز کرده باشه
جان ؟
رز بله ؟
من چیزی نگفتم
میرم دنبال جان
جان ؟
اینجایی ؟
لوئیز
انتظار نداشتم تورو ببینم
متوجه اومدنتون نشدم
داشتم دوش میگرفتم
جان کجاست ؟
شاید تو دریاچه باشه
میدونی که چقدر آب دوست داره
عجیبه
چی عجیبه ؟
آینه قدی سر جاش نیست
و اون قالیچه اصل
آینه قدی ؟
آره آینه قدی
اون آینه قدی آنتیک سر جاش نیست
ما هم رسیدیم اینجا نبود
از آینه حموم استفاده میکردم
رز جان رو پیدا نکردی ؟
هنوز نه
اما یه چیز دیگه پیدا کردم
میدونی که از سورپرایز خوشم نمیاد
عاشقش میشی
چرا لباس نمیپوشی ؟
بریم ببینیم میتونیم جان رو پیدا کنیم
. . . شما دو نفر
اوه چرا
( دو هفته پیش ( ازدواج کردیم از حلقم خوشت میاد ؟
البته برگشتم من همیشه برمیگردم
مامانی خیلی خیلی دوستت داره
با کی حرف میزنی ؟
بیا
بیا همسر دوست داشتنی جان رو ببین
چی ؟
خب نظرت در مورد قصر هالوران چیه ؟
. . . آه جای خاصی ه
بزرگ سرد
انگار همیشه زیر نظرت دارن
خب میگن قصر هالوران تسخیر شدست
اوه توسط کتلین ؟
متاسفم
. . . من
نیازی نیست
تو که اونو نکشتی
کشتی ؟
خانم هالوران . . . اگر کاری کردم که ناراحت شدید یا بهتون برخورد
من خیلی وقتِ جان رو ندیدم تقریبا یکی سالی میشه
تقریبا همون زمانی که به اصطلاح رابطه شما شکل گرفت
پسرم کجاست ؟
مامان
جان اینجا نیست
آره فکر میکردم تو آب باشه
کمک
گمونم قبل از طلوع آفتاب رفته باشه
گفت میخواد یه شروع تازه داشته باشه
مامانی ؟
من اینجام
مامان خوبی ؟
منو نمیبینی ؟
بریم تو
بیا
دیگه هیچوقت اسمی از خواهرم نیار فهمیدی ؟
حالش چطوره ؟
بهتره داره استراحت میکنه
من حرف کتلین رو پیش نکشیدم
. . . مادرت ولش کن دیگه
همیشه بهش میگم این یادبودهای سالانه خیلی دلخراشِ
انگار فقط وقتی خودشو آزاد میده آروم میشه
( یا بقیه ما ( رو آزار میده
برای آدما گذر از این مسائل خیلی سختِ
به خصوص برای جان ؟
کبودی هارو دیدم
من همسر سابق جان رو از اولشم قبول نداشتم
اما کسی لایق چنین رفتاری نیست لوئیز
این همه پول ارزشش رو نداره
من به اندازه کافی نگرانی در مورد جمع و جور کردن این خانواده دارم
نمیخوام مراقب تو هم باشم
حالا کجا هست اصلا ؟
بهتره وقتی بیلی و اون دوست پسراش برمیگردن برگرده
جنده
یعنی دارم بازی رو از دست میدم ؟
کیه که یه قصر داشته باشه اونوقت تو کل قصر یه تلویزیون نداشته باشه ؟
کی قصر داره ؟
هر کسی که پولدار باشه
وقتی به اندازه کافی پولدار شدی قصرم میشه برات یه اسباب بازی دیگه
اون چیه ؟
یکی از کتاب های قدیمی پدرم
ده قصه از سرزمین ژاپن
اینا خیلی وحشتناکِ
اونا ماسک های تئاتر ژاپنی ه
اون ماسک هانایاست
هانایا زنی ه که به خاطر خشم و حسادت خودشو نابود کرده
و تبدیل به جن شده
با هم فرق میکنن ؟ مم
این ماسک های به خصوص شکلی مختلف از اجنه و ارواح هستن
که تو تئاتر سنتی نوه استفاده میشن
زمان خانواده رو خوب میگذرونه
انگار یکیش نیست
رادیو رو امتحان کن
صبح بخیر من میرم بدوئم
جدی ؟ منم میتونم بدونم میخوای همراهت بیام ؟
میدونی چیه ؟ اشکال نداره
ترجیح میدم تنها بدوئم یه مسئله روانی ه
باشه اشکال نداره
میبینمتون
مم
چیه ؟
هی
برنامه عوض شد
دو نفر دیگه امروز میان
زوجن
نمیخوام جزئیات رو بدونم
مهم نیست فقط تمومش کن
مثل دفعه پیش گند نزن فقط باشه ؟
کلی برای این کار وقت گذاشتم
لوئیز
من اینجام
بیا پیدام کن
من اینجام
! آه
! نه
! نه ! نه
هی
گشنته ؟ آره
خوبه
آب پرتغال تازه گرفتم
مم مم
سخت تر از چیزی ه که به نظر میاد
معلومه
معلومه
همه چی سخت تر از چیزی که به نظر میاد
کسی هیچوقت نگفته خانواده داری راحتِ
به نظر میاد لوئیز رفته دیدن جان
جای نگرانی نیست
خوبه
البته دارن میان
این بار فرق میکنه
هممون بازی میکنیم
ببین چیکار کردی
خراب کردی نه تو خراب کردی
اونو سرزنش نکن
مادر ؟
اگه اشکال نداره میخوام با دخترم تنها باشم
اون صلیب هم دربیار
کتلین خوشش نمیاد
یه قصر واقعی ه
بیشتر شبیه آرامگاهِ
بقیه کجان ؟
مراقب حرف زدنت هم باش
آتو دستشون نده ازت متنفر شن
دریافت شد
صبر کن
ازم متنفرن ؟
هی ببین کی اینجاست تو باید کارل باشی
راستش کین هستم الان با کین راحت ترم
کین
عالیه
بخشید نمیخواستم وارد حریم خصوصیتون بشم
بیاید تو بیاید تو
اگه گشنتونه همین الان صبحونه درست کردنم تموم شد
No comments yet. Be the first to leave one.