De første 200 linjer.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
افسر لوکا؟ بله؟
من خواهرتونم
برای من جدید نیست پسر سه ساله در موردش میدونم
نمیدونم برای معذرت خواهی اومده بود
یا اینکه پول میخواست
خیلی خب، این یه اشتباه بود
ببخشید که اصلا اومدم پیشت
صبر کن
دورانت، اوا خدافظ، ممنون
همکارم گیب هنوز اونجا بود
وقتی صخره ها جدا شدن
کوهنورد مرد و گیب هم ممکنه بمیره
آسیب نخاعی، الان داخل بیمارستانه
هاندو، اگه من نتونم بی طرف باشم
نمیتونم این کارو انجام بدم
قبول ندارم
شغلت رو دیدم
راحت نیست و میدونم چه اثری روت داره
به خودت اعتماد، همونجوری که من به خودم اعتماد میکنم
چایی زنجبیل، با چند قطره عسل، همونجوری که خوشت میاد
بخاطر این یکی، من باید
بدون کافئین انجامش بدم
عزیزم، تو اول صبح بیدار شدی
مگه بازرس کل نمیدونه که باید
یکم بخوابی؟
فقط میخوام مطمئن شم حواسم به همه چیز بوده
امروز اولین تحقیقم برای استفاده از تفنگ بود
یکم مضطرب به نظر میرسی
نیشل، بهت گفتم
تیراندازی های مربوط به افسرا رو OIG همیشه
بررسی میکنه اکثرا پرونده دارن و بسته میشه
میدونم فقط چندتا عضو هستن که
هنوز منو دوست دختر پلیس میبینن
میترسم که فکر کنن من یه طرفه قضاوت کردم
اگه به نفع افسر رای بدم
تنها کاری که باید بکنی اینه که به واقعیتها نگاه کنی
بر اساس اونا تصمیمت رو میگیری
بعدش به تنها چیزی که میتونن متهمت کنن
اینه که کارت رو انجام دادی
و اگه من به ضرر افسر رای بدم
ناراحت میشی؟
نه، معلومه که نه
هر تصمیمی که بگیری
میدونم که درست بوده
ازت ممنونم
امروز داخل محلهتونم
اگه فرصت شد میام یه سری بهت میزنم
منتظرتم
خدافظ
اسمم ریچه، و من یه معتادم
سلام ریچ
با چند تا قرص شروع کردم
ولی وقتی که اون آمپول رو زدم، دیگه کارم تموم شد
زندگیم سقوط آزاد شد
خیلی حس خوبی داشت، میدونین؟
یه زمانی اینقدر بد شه
که اینقدر نیاز داشتم که نتونستم صبر کنم
پس زدم کنار، تزریق کردم و بیهوش شدم
دختر سه سالم صندلی عقب نشسته بود
تنها چیزی که بعدش میدونم اینه که پلیسا داشتن محکم میزدن به شیشه
چند ساعت داشته جیغ میزده
هنوزم تنها چیزی که میتونم بهش فکر کنم اینه که کی دوباره تزریق کنم
ولی این جایی نیست که داستانت تموم میشه
درسته؟
نه، واقع بین شدم
متوجه شدم که نیاز به کمک دارم تصمیم گرفتم که برم بازپروری
لایلا، زود باش
دیرمون میشه
داداشات داخل ماشینن
زود باش
خیلی خب
کفش میخ دارت کجاست؟ امروز فوتبال داری
نیازی ندارم، از تیم اومدم بیرون
من نگفتم که میتونی بری بیرون
مامان گفت
هی، امشب شاید یکم دیر بیام
باید یه سر به دفتر پروفسورم بزنم بعد از کلاس خب؟
آره، تو به لایلا گفتی که میتونه از تیم فوبتال بیاد بیرون؟
اره، نمیخواست بازی کنه
نمیخواستی من رو در جریان بذاری؟
فکر نمیکردم چیز بزرگی باشه
اینجوری نیست که قراره
برای تیم ملی زنان آمریکا بازی کنه دیوید
نکتهاش این نبود چند تا بازی مهم داره
اینجوری تیمش رو بلاتکلیف ول کرده
بچههای دیگه چی؟
خب، فکر کنم بقیه بچهها
میخوان فوتبال بازی کنن، لایلا نمیخواد
خیلی خب، عاشقتم عزیزم روز خوبی داخل مدرسه داشته باشی
متاسفم، الان نمیتونم در موردش بحث کنم
روز خوبی سر کارت داشته باشی، خب؟
خیلی خب خدافظ
خدافظ
برو کفشات رو بیار
قرار نیست بقیه بچههارو نا امید کنی
ولی مامان گفت
ولی نداره، کیها تعهدشون رو زیرپا نمیذارن
خودت بهتر میدونی
شاید بار اول جواب نده
نا امید نشو
دو سه بار لغزش داخل بازپروری اصلا غیرعادی نیست
ولی، سخت کوشی، فداکاری
و مرکز بازپروری درست
میتونه جواب بده
دارین به یه مثال ازش نگاه میکنین
چقدر چرت و پرت میگی
لطفا، نوبت شما هم میشه قربان
حالم رو به هم میزنی
اونجا نشستی، به همه دروغ میگی
وانمود میکنی که برات مهمه
اینا برات آدم حساب نمیشن
برات دلار حساب میشن
هی پسر
نمیدونم کی هستی ولی میتونم بگم که
شاید من رو نشناسی
ولی برادرم رو میشناختی
الان مرده
وقتی که داخل جوب بود پیداش کردن
سوزن هنوز داخل دستش بود
ولی مواد رو مقصر نمیدونم
تورو میدونم
و بقیه
و کاری میکنم همهتون بهاش رو بدین
لطفا، من بچه دارم
برادر من فقط یه بچه بود
به یه آمبولانس زنگ بزن
حالش خوب میشه؟
امدادگرا میگن زنده میمونه
ولی امیدی برای قربانی دیگه نیست
تیرانداز رو شناسایی کردیم؟
نه، این جلسات ناشناس هستن
ولی
ولی مشخصات تیرانداز با مظنونی که
از تیراندازی امروز صبح بوده یکی هست
یه راننده برای شرکت خدماتی ون
وقتی که پشت چراغ قرمز بوده بهش شلیک شده
در حین چند ساعت دو تا قتل داری
ارتباطی بین قربانیها بوده؟ چیز مشخصی نیست
ولی بررسی رو تازه شروع کردیم
چی در مورد قربانی اینجا میدونیم؟
ریچ کارتر، خودش در حال ترک بوده
داخل جلسه صبح شرکت کرده که به همه کمک میکنه
روزشون رو بگذرونن
انگارتیرانداز داشته درمورد برادرش
که تازگیا مرده سروصدا میکرده
ریچ رو مقصر مرگ برادرش میدونسته، همراه با بقیه
گفت کاری میکنه همه بهای کارشون رو بدن
فکر میکنی که تیراندازمون زده به سیم آخر
آره، بخاطر همین به سوات زنگ زدم
نگران بودم که تازه شروع کرده
بابت کمکت ممنون پسر
هی، صاحب ساختمون داره فیلمای
دوربین از پارکینگ رو میفرسته
همین الان با رهبر جلسه صحبت کردم
گفت که تا حالا ازین موارد زیاد دیده
ولی این تیرانداز وقتی که داشته فریاد میزده به نظر نمیرسید مصرف کرده باشه
اینجوری بود که انگار میدونست داره چی میگه
پس احتمالا یه قاتل هوشیار داریم
که داره دنبال هر کسی که فکر میکنه داخل مرگ برادرش نقش داشته میره
خیلی خب، باید شناساییش کنیم
و بفهمیم که کیا ممکن داخل لیست سیاهش باشن
قبل ازینکه تبدیل به یه قتل عام بزرگتر بشه
از فیلم دوربین امنیتی تونستیم طرف رو شناسایی کنیم؟
آره، خیلی از دوربین خجالت نمیکشید
شناسایی چهره به عنوان تیم اسپرگ، 27 ساله شناساییش کرده
آدرس گواهینامش قدیمیه
ولی باباش داخل گلیندیل زندگی میکنه
برادر کوچیکتری که بهش اشاره کرد ادریان اسپرگ هست
یه ماه پیش بخاطر هروئین اوردوز کرد
جسدش داخل یه کوچه پیدا شد
از شبکههای اجتماعی به نظر میرسه برای تیم
مرگ آدریان خیلی سخت بوده خوندنش خیلی ناراحت کنندس
خب، تایید میکنه دلیل اتفاق امروز صبح بوده
فهمیدیم که اون راننده ون کشته شده چه ربطی به اینا داشته؟
هنوز ارتباط بین قربانیهارو پیدا نکردیم
خیلی خب، بازم بگردین اگه ارتباطش رو پیدا کنیم
شاید بتونیم هدف بعدی تیم اسپرگ رو بدونیم
باید سابقه مالی هر دو قربانی رو در بیاریم
ببینیم چیز مشترکی دارن یا نه دارم روش کار میکنم
باباشون رو میارم داخل اچ کیو
شاید بتونه در مورد تیرانداز بهمون اطلاعات بده
هی هاندو
هی، ازت میخوام یه لطفی بهم کنی
حتما، چه خبر شده؟
با یه پلیس گشت این اواخر کار کردم، اوا دورانت
خب؟ عالیه، به نظر من
خیلی کارش بهتر ازینه که به عنوان پلیس گشت تو خیابونا باشه
خب، همهمون باید از یه جایی شروع کنیم لوکا
و پلیس گشت بودن چالشهای خودش رو داره
آره میدونم، ولی ببین
الان 16 ساله که داخل خیابونا هست
سابقهاش رو نگاه کردم
نقدهای خیلی خوبی داشته
ولی هنوز داره داخل گشت کار میکنه با عقل جور در نمیاد
باید یه نفر سد راهش باشه
میدونی که چجوریه
آره، مطمئنا میدونم
چه کاری میخوای انجام بدم؟
امیدوار بودم که بتونی با کاپیتانش صحبت کنی
No comments yet. Be the first to leave one.