De første 200 linjer.
ترجمه و زيرنويس opus_sub team
.اون دختریه که دوسش دارم مامان
.دفعه ی پیش پای تلفن بهتون گفتم
.نمی دونم چرا نمی تونم بهش فکر نکنم
.اون توی 9 سال گذشته همش توی ذهنم بوده
.و فهمیدم که دیوونه وار عاشقشم
.حدود همین دو هفته ی پیش مطمئن شدم
اونها الان دارن از این لحظه فیلم می گیرن، مشکلی نداری؟
.از اینجا به بعد مردم فکر می کنن واقعیه
.اهمیتی نمی دم
منُ نمی بینی؟
.به کاری که برات کردم فکر کن
چشمهات منُ نمی بینن؟
باید چی کار کنم؟
دختر عجیب غریبی که پشتش رو به من کرده
.حتی یه نگاهم بهم نمی اندازه
.به جاش مردی رو می خواد که ترکش کرده
...به هیچ کس دیگه ای گوش نکن، التماس می کنم
.فقط به من گوش کن
.دوسِت دارم ئول
.دوسِت دارم ئول
،دوسِت دارم
.ئول
الو؟- بله؟-
اونجا خونه ی شین جون یونگه؟
نوئول؟
تصمیم گرفتم
.فقط یه بار بهت اعتماد کنم
الو؟
.شین جون یونگ
داری گوش می کنی؟
نشنیدم. چی گفتی؟
...تصمیم گرفتم یه بار بهت اعتماد کنم- .نه، نگو-
.دیگه هیچی نگو ئول
.الان میام اونجا. تو روم بگو
.بیا فقط یه دقیقه همینطوری بمونیم
.شکمبه دوست ندارم. بو می ده
.خواهر
.شکمبه های ما از پیش پخته هستن. بو نمی دن. تازه خوش بو هم هستن
.باید امتحانشون کنی
.اوه اوپا
.ئول منتظرت بود اما یکم پیش رفت
.اومدم تو رو ببینم، نه ئول رو- چی؟-
من؟
اومدی منُ ببینی؟
.باید بهم می گفتی. امروز حتی حموم هم نرفتم
این چیه؟
چی؟ هزار دلار؟
.من به همچین پولی نیاز ندارم
.اهمیتی نمی دم اگه کاملا ورشکسته باشی
لطفا اینُ نگه دار
.و هرچی ئول لازم داره از این کم کن
چی؟ چی داری می گی؟
.من دیگه هیچ وقت برنمی گردم اینجا
.از الان به بعد دیگه ئول رو هم نمی بینم
...فکر کنم
.بیشتر از یه دقیقه شد
.فقط یه دقیقه ی دیگه
کی رسیدی اینجا؟
.همین الان
.خیلی دیره
...چیه؟ اتفاقی افتاده؟ چطور
قراره کل شب رو اینطوری بگذرونیم؟
.اونطوری من که کلی خوش به حالم می شه- .ایش-
.بگو چی می خواستی پای تلفن بهم بگی
...خب
...داشتم می گفتم
...منظورم از اعتماد کردن به تو این بود که
.خب، منظورم این نیست که کاملا بهت اعتماد می کنم
...خب چیزی که دارم می گم اینه که
.فعلا امورات زندگیم رو از تو می گذرونم
.و اعتماد نکردن به تو به ضررمه
چرا می خندی؟- .تو خیلی خوشکلی-
.حتی خوشکل تر شدی
.تو تحسین برانگیزی واقعا
اگه ازت یه بوس بخوام، می زنیم نه؟
.می کشمت
.عجب منحرفی
.فردا می بینمت ئول
.و پس فردا
.و روز بعدش
.و روز بعدترش
.تو رو هر موقع و هر جا می بینم
چرا اینقدر سر و صدا هست؟- چی؟-
هی، نمی خوای صحنه رو کنترل کنی؟
.به خاطر شین جون یونگ و کیم یوناست
.کلی خبرنگار اینجاند
.متاسفم آقا
.خدای من- .متاسفم، منُ ببخشید-
.گزارشگر کیم
.هی، مدیر برنامه، بذار باهاش مصاحبه کنیم
.گزارشگر کیم
...من مطمئن می شم که یه مصاحبه ترتیب بدم
با هر دو شخصیت ها، شین جون یونگ و کیم یونا
.بعد از اینکه فیلمبرداریشون تموم شد
پس می شه لطفا همتون یکم صبر کنید؟
.الان دارم یخ می زنم- .متاسفم-
،همینطور، ما الان وسط فیلمبرداری هستیم
.پس لطفا یکم ساکت باشید، ممنونم
.همگی ساکت باشید
.لطفا ساکت باشید- .بیایید شروع کنیم-
چی؟- اون چیه؟-
!اون چیه؟ هی
هی، اون پرنده ها چیه؟
اون کیه؟
.سلام- .ادامه بدید و شروع کنید-
.خیلی خب، بیایید شروع کنیم
،این اولین باره که بین عموم حاضر می شید
.بعد از اینکه رابطه اتون رو اعلام کردید
می تونید چند کلمه ای با ما در میون بذارید؟
متاسفم که مجبور شدید این همه راه تا اینجا
.فقط به خاطر ما بیایید
.ما از این به بعد قدر همدیگه رو خیلی خوب خواهیم دونست
.ممنون
.قشنگ بود
.آقای شین جون یونگ،شما هم یه چیزی بگید
.جون یونگ، یه چیزی بگو
...ما هر دو
...ستاره ایم و
.چهره های مردمی
،اما قبل از اون
من باور دارم که ما به عنوان انسان
.این حق رو داریم که زندگی شخصیمون رو محفوظ نگه داریم
...نمی فهمم چرا
،همه باید در مورد زندگی خصوصی من شایعه سازی کنن
و چرا کسی که دوست دارم
باید مورد نفرت قرار بگیره و نظرات غیر ضروری راجع بهش داده بشه
.وقتی که هیچ اشتباهی نکرده
...نمی فهمم چرا
.باید توی این وضعیت باشم
.یکم در این باره گیج شدم
.این همه ی حرفیه که می تونم در مورد این مساله بزنم
،همینطور
.من هیچ مصاحبه ی دیگه ای از این به بعد نمی کنم
اگه هنوز هم منُ به عنوان یه ستاره بینتون می خواید
لطفا از این به بعد جلوی این همه کنجکاوی زیاد از حد
.توی زندگی خصوصیم رو بگیرید
.جون یونگ، هی جون یونگ
.تهیه کننده نو
،به شما ننگ تیغ زنی خورده شد
،به خاطر کارهای جون یونگ
می شه چند کلمه بهمون بگید؟
.لطفا یه چیزی بگید
.من حرفی برای گفتن ندارم
.شاید داره از خانم کیم یونا به عنوان یه حفاظ استفاده می شه
...آقای شین جون یونگ شاید برای محافظت از شما تهیه کننده نو
.با نقشه ی آژانسش موافقت کرده باشه
.شاید داره دوباره همه رو فریب می ده
ببخشید، فکر نمی کنید دارید از حد می گذرونید؟
اشتباه می کنم؟
.بله اشتباه می کنید. من کس دیگه ای رو دوست دارم
.اون خیلی باحال تر از آقای شین جون یونگه
توقع دارید باور کنیم؟
مطمئنم جون یونگ ستاره ی بزرگیه
.اما اون تیپ مورد علاقه ی من نیست
و محض اطلاعتون
.من طرفدار بزرگ سئو یون هوئم
اینها چیه؟
چرا باید اسم سئو یون هو رو می آوردم؟
.نباید اونُ می گفتی احمق
پس تو طرفدار سئو یون هویی؟
.اون واقعا دیوونه است، اونم یه دختر بازه
از ماشین پیاده شو. اگه مردم ببیننت چی؟
من تیپ مورد علاقه ی تو نیستم؟ تیپ مورد علاقه ی تو چیه؟
.پیاده شو، لطفا
تیپ مورد علاقه ات چیه؟
.سعی می کنم همونی بشم که بخوای، پس بهم بگو
.واقعا ممکنه گیر بیوفتیم
که چی؟
این حقیقت که من در واقع همون تیپ مورد علاقه اتم؟
.هی- این حقیقت که تو هم ازم خوشت میاد؟-
.هی، منم ئول. شین جون یونگ الان تو ماشین منه
.هی
الو؟
اون چی بود؟
الو؟
اون کجا رفت؟
هر اتفاقی که از الان به بعد برای من بیوفته
.به خاطر توئه
چی؟
!چه بچه
"به ئول"
"به ئول"
ميتونم کمک تون کنم؟
درمورد ِحلقه ي زنونه چيز ِزيادي نميدونم
اگه مناسبتش رو بگين، ميتونم بهتون پيشنهاداتي بدم
...به مناسبت ِمرخص شدن ِمادرم
.از بيمارستانه پيشنهادي دارين؟
البته. لطفا چند لحظه منتظر بمونيد
الو؟
،ميدونم نميتوني به مردم اعتماد کني
ولي فکرش هم نميکردم اون کسي باشه که بهم خيانت کنه
.من و اون 50 سال ِتموم دوست بوديم
.از آخرين باري که واست پول فرستادم هنوز يه ماه هم نگذشته
خدايا اينطوري نگو. ناراحتم ميکني
امروز، به خاطر ِپول نيومدم اينجا
...فقط کنجکاو بودم که حال و احوال ِهيون جون، تو و
برادرزاده ام چطوره؟
...با هيون جون به خاطر ِرفتاري که آخرين بار داشت
.تقريبا قطع رابطه کردم
No comments yet. Be the first to leave one.