De første 200 linjer.
چانگوی کنار شماست
ما به هم اعتماد داریم
ما چالشها، اشتیاق اعتماد و ارزش را درکنار هم کشف میکنیم
چانگوی کنار شماست
ما روی رویاهای شما سرمایه گذاری میکنیم
ما روی رویاهای شما سرمایه گذاری میکنیم
ما در کنار شما رشد میکنیم چانگوی به سمت آیندهای درخشان حرکت میکند
آینده را باارزش سازید
اسم من کیم هیون سوئه و دانشجوی سال چهارم حقوق دانشگاه ملی کرهم
مامانبزرگ
همهچیز
با
مرگ اون شروع شد
پلیسهای تازهکار
نُه سال بعد، سال2016 دانشگاه ملی پلیس کره
قسمت1
دانشگاه ملی پلیس کره
آزموندهنده کو ایون کانگ
وقتی بچه بودین دوست داشتین چی کاره بشین؟
من از بچگی همیشه دلم میخواست
پلیسی بشم که به مردم و کشورش خدمت میکنه
از اونجایی که همیشه با بیعدالتی میجنگیدم
بهم میگفتن که برو پلیس شو
افسر پلیس شدن تنها رویای من بوده
خانم کو - بله -
از وقتی بچه بودین دوست داشتین پلیس بشین؟
نه
من خیلی چیزا دلم میخواست بشم
سال2007 کو ایون کانگ ده ساله
تو-دو-دو-دو-دو
بدنو تکون بده، یالا. بذار فقط ما دوتا
امشبو با هم باشیم
تو-دو-دو-دو-دو
نور مهتاب همهجا رو روشن میکنه
!مامان
!مامان
چیه؟ - مامان -
من تصمیمو گرفتم
میخوام خواننده بشم خواننده کیپاپ
مگه نگفتی میخوای آتشنشان بشی؟
نه! دیگه نه
!خوانندگی راست کار خودمه
استعدادشو دارم - جان؟ -
میتونم نشونت بدم
نوش جان
ولی دنیا جای بزرگیه
و رویاها عوض میشن
خدایا، چقدر طولانیه
دوهزار وون
...دوهزارتا برای هر یه نفر
دوهزار×ده نفر=بیستهزار وون
دوهزار×صد نفر=دویست هزار وون؟
دوهزار×هزار نفر=دو میلیون وون؟
!این که خیلی پول میشه
مامان - بله -
وقتی بزرگ شدم میخوام دونات فروش شم
چی؟
من اومدم
!بفرما
چیه؟
ایون کانگ، حدس بزن کی اینجاست
پسر داروفروش از داروخونه ساگوری
میدونی، همون رتبه برتر دبیرستان یانگ مون که امسال وارد دانشگاه ملی کره شده
جانگ جو چان
گفت دو ماه قبل از شروع ترم وقت داره
واسه همین گفتم بیاد خصوصی تدریس کنه
آره. سوپ ماهی
باید ایون کانگ باشی
سلام
امیدوارم با هم خوب کنار بیایم
دانشگاه ملی پلیس کره
...بعدش رویام
...و امروز، رویای من
تصمیم گرفتم افسر پلیس بشم
خودشه. بنگ
این تصمیم به خاطر یه شخص خاص بود
خانم کو
بله؟ - حالا اون شخص کی هست؟ -
گفتین به خاطر یه شخص خاص برای این دانشگاه درخواست دادین
...اون شخص
پروفسور چا یوگونه
درسته. بعد از دیدنشون
توی اون مستند باکیفیت معماهای حلنشده
با خودم فکر کردم
"میخوام یه پلیس خفن و مهربون مثل اون بشم"
...پس
کتابشونم خوندم
بعد از خوندن کتابشون
بیشتر دلم خواست بتونم شاگردشون بشم
لطفا به من این فرصتو بدین که از الگوم، پروفسور چا، یاد بگیرم
!من افسر پلیس عالیای میشم
اختیار دارین
برنامههای تلویزیونی میتونن خیلی تاثیرگذار باشن - که اینطور -
مشکل چیه؟
مصاحبه پنج درصد از کل امتیاز رو به خودش اختصاص میده
معلومه، باید چاپلوسیشو میکردم
بگذریم، خیلی خوشش اومد
باید از همهی استادها به صورت یکسان تعریف میکردی
استادهای دیگهای هم بودن
بقیه باید همهی امتیازهایی که اون بهت داد رو ازت گرفته باشن
نه. مثل این میمونه که بگی "اگه بیوفتی دنبال دوتا خرگوش، یکیشو هم نمیگیری"
بهتره روی یکیشون تمرکز کرد
تو نمیفهمی همهش با برنامه بود
باشه. آفرین مستقیم میای خونه؟
چرا؟ میخوای برام یه چیز خوب بپزی؟
آره - باشه -
خدافظ
خب، نمیشه ازش همینجوری بگذرم
مصاحبه چطور بود؟ - خوب بود -
چرا میپرسی؟ کجایی؟
باشه
به سلامتی
خدایا، اینجا منو یاد سال آخر میندازه
همینموقعها بود
اونموقع خیلی حال روحی بدی داشتم - چرا؟ -
طالعبین به مامانم گفت دانشگاه قبول نمیشم
واسه همین روز آزمون تو لباست طلسم و دعا گذاشته بودی؟
چقدر خرافاتی هستی بابا
رفیق. کلی واسهش مایه خرج کردم واقعا هم باعث شد وارد دانشگاه بشم
میخوای ببینیش؟ هنوز دارمش - حالم به هم خورد بابا -
بیخیال بچهها مطمئنم قبول میشه
یه هو سر بکش اینجوری قبول میشی
چرت و پرت نگو
چیه؟ دیوونهای؟ - چی شده؟ -
حساب پسانداز رو کنسل کرد
پولهایی که واسه مسافرت پسانداز کرده بودیم رو بالا کشید
چی؟
من فقط پول خودمو برداشتم تو سفر بعدی همراهیتون میکنم
چرا خب؟ - چی شده؟ -
به اون پول نیاز داشت تا واسه دوستدخترش کیف برند بخره
کیف برند؟ رد دادی به خدا - ...چی -
عشق کورت کرده - خدا لعنتش کنه -
شرمنده. نوشیدنیا به حساب من - لازم نکرده. زنگ بزن دوست دخترت -
چرا؟ - براش کیف برند خریدی -
پس باید حداقل پول نوشیدنیا ما رو بده
راست میگه. بش زنگ بزن سونگ هیونم تا حالا ندیدتش
باید بیاد بش سلام کنه
...ولی
من به ناموس بقیه کاری ندارم
...خدایا، یه کم - باز شروع کرد -
باورم نمیشه - ولی -
خیلی دوست دارم ببینیم کی برادریمونو به فنا داده
خب، اخیرا خیلی سرش شلوغ شده
بخیال بش زنگ بزن - اه -
میدونیم خوشگله، بش زنگ بزن - یالا -
خوشگله؟ - خوشگله؟ بذار ببینم -
چند سالشه؟
قایمیش نکن. بذار زیارتش کنم - چند سالشه؟ -
اینه؟ بذار ببینم
حق با توئه
یا خدا. چقدر سرش شلوغه
اونجا؟
...اون
...اون مگه
خدایا. میدونستم واسه همین هولم کردی
!آره، میاد
چیکار کنم؟ اون که پارهوقت کار میکرد، نیومده
خب باشه ولی بازم من که سال آخریمو میفرستی واسه پیک؟
مامان، به زودی قراره آزمون بدم تکتک دقایق برای من باارزشن
باید یه کم نگران باشی یا نه اگه قبول نشدم چی؟
من نگرانم بابا. واقعا نگرانم بیخیال. قبول میشی. نگران نباش
...ولی - یالا، بدو برو -
!خدایا - !یالا -
ببخشید، یه آبجو لطفا - الان میارم -
چرا منو مجبور میکنی عین سگ کار کنم وقتی میکانگ ول میچرخه؟
خدایا فکر کردی سال آخر دبیرستان بودن
خیلی چیز خاصیه، نه؟
خوش گذشت، نه؟
گشنمه. بریم یه چی بخوریم - باشه -
چقدر شد؟
سلام
فکر کردم پیک پیتزاست
ما دنبال یه نفریم
که اینطور
عجیبه - وایسا -
!وایسا. یه لحظه
عزیزم، چی شده؟
یه سری دیوونه بیرونن یه لحظه وایسا
...چی شد
تولدت مبارک
!ولم کن
!میکانگ
چیه؟
!ول کن
ما هفته پیش به هم زدیم خیر سرمون - فکر کردم شوخی کردی -
...چطور تونستی فقط یه هفته شده
میکانگ. نکنه زبونم لال جز من یکی دیگه هم داشتی؟
چی؟
بیا بعدا صحبت کنیم
نه. اگه به جز اون یکی دیگه هم داشتی باید همین الان ازش عذرخواهی کنی
برو اونور. فضولیش به تو نیومده
تا وقتی عذرخواهی نکنی، نمیرم
پس به پلیس زنگ میزنم - چی؟ -
چون احساس میکنم داری تهدیدم میکنی
انگار خیلی به قانون تکیه داری
ولی اون واسه آدمای خوب و باوجدانه
نه واسه سلیطهای مثل تو که مالیاتو حروم میکنه
پس ازش سواستفاده نکن
یا، بسه دیگه
چیو بس کنم؟ احمق
No comments yet. Be the first to leave one.