Die ersten 200 Zeilen.
ترجمه و زيرنويس احسان خوشنويس
ما براي چه هدفي تو اين دنيائيم؟
ما انسانها واسه زندگيمون ارزش قائليم
منم واسه زندگي خودم ارزش قائلم
واقعا دستشو خوردي؟
جالبه
اگه رو اين آدم دست بلند کني ميکشمت
مهمترين چيز داشتن يه شبکه است
درمورد اين اهريمن جستجو کردم و فهميدم که شبيهترين مخلوقات که تبديل به اهريمن بشن آدمان
تو هستي مامان،نه؟
نه اون آ ئه
بگو که دروغه
...........
فقط يخورده...........ولي داري تغيير ميکني
بدنم چش شده؟
تو ايزومي شينيچي هستي،درسته؟
........
واسه يه آدم عادي بنظر غير ممکن ميرسه
آدما نميتونن انقدر سريع باشن
مادران...........هستي کاملا رازآلودي دارن
نميتونم ...........اشک بريزم
بکش يا بمير
سپاس که همراهيش کردي
لياقت تشکرو نداره
قبلا اطلاعات کافي که بدردمون بخوره بدست آورديم
001،بيا تو
پرونده قتل گوشتاي چرخ کرده تا الان 35 تا قرباني داره
اوراگامي،نظرت چيه؟ آدمه؟
آدمه
مطمئني هيولا نيست؟
هرجوري نگاش کني آدمه
بعدي
بعدي
هي،اين زنه.هه
بعدي
اين ديگه چيه؟ نميخوام يه پيرزن ببينم
اين مرد عجيب غريبه باهاش به هيچ کجا نميرسيم
از ديد من،تو هم عجيب غريبي
واسه اينکه باور نميکني من ميتونم بگم که طرف آدمه يا نه
ازم فرار نکن
چيزيکه منو متمايز ميکنه
درسته
واسه اينه که به آدماي زيادي حمله کردم
وقتي بار اول ديدمش قشنگ شگفتزده شدم
واسه اينکه درست مثه موجود ديگه ايه که شبيه آدما لباس پوشيده
من منطقه رو نميشناسم ولي دنبالشون رفتم تا ببينم چي ميشه
ترسناک بود.قبلش هرگز چيزي مثل اونو نديده بودم
در هر صورت.....به تنهائي قدرت دارم يه آدمو از يه هيولا تشخيص بدم
بگو جلوشو نگاه کنه
بگو
لطفا صورتتو نشونمون بده
......
اشتباه کردم
چيزي اذيتت ميکنه؟
يه لحظه اونجا..........فکر کردم يه چيزيو توش ديدم
حتما خيال کردم
اون جونوراي ناشناخته خيلي از مردمو کشتن
بايد جائي واسه قايم شدن داشته باشن
ايزومي شينيچي هم يه چيزيو ازمون قايم ميکنه
شينيچي،يکيو حس ميکنم نزديکه
کدوم ور؟
حدود 700متر
اضافه ميکنم
يکي از قربانياش مامانش بود
يه چيز ديگه
مظنوني که اينجاست
کسي نيست بجز شيمادا هيده او
بجز شيمادا هيده او کس ديگه اي نيست که کشته شده باشه
اتفاقي بوده؟
..........
اگه ادامه پيدا کنه از مراقبت از خودت دست ميکشي
يه همراه؟
نه......يه آدم؟
ميبينم
تو يه آدمي
ميجي،هوامو داشته باش
وايسا
شگفت انگيزه
اگه يخورده زودتر رسيده بودم
چي شده؟
يه نفر قشنگ داره ميبينتمون مطمئني کسيو حس نکردي؟
حس کردن حضور يه آدم واسم سخته
نميتوني رو پليس حساب کني وقتي بياد که بگيرتشون
خودمونو تو خطر انداختيم اگه بيشتر از اين جونمونو بخطر نندازيم خيلي بهتره
گذشته ازين،بخاطر ماست که دوستات و مادرت درگير اين قضيه شدن
چرا اونو به همراهات نميگي
واسه امنيتمونه
وقتي دوباره ميتونيم تو آرامش زندگي کنيم که همشونو بکشيم
اين فقط يه فکر اميدوارکنندست
اول اونارو ميکشيم بعدشم من رئيستو ميکشم
رئيس
اون يه هيولاست ديدگاه تو نسبت بهش مهم نيست
شهردار گفت که از شهر در برابر انگلها حفاظت ميکنه
اين چيزيه که شما آدما بهش ميگين جوک،درسته؟
خوب پس وقت آزمايش اينيکي نيست
شينيچي،يه چيز ديگه
.............
خوشمزست.سوپ ميسوت واقعا لذيذه ها
شايد الان شهردارم تو پيشنهادش کلي انگل داره
الان وضعيت چجوريه؟
بازم يکي ديگه از همراهامون کشته شد
کجا؟
اتاق غذاخوري،بخش اي
اين کشت و کشتار کي تموم ميشه؟
.........
تو چي فکر ميکني؟
مادر ايزومي شينيچي کشته شد
کشته شدن مادرش انگيزه اين عمليات پرخطرش شد
ولي اين فقط يه پرونده کوچيک بود بزار اونم باشه
از ديدن آدما چي نصيبت ميشه؟
بهتره بزاريم ايزومي شينيچي و ميجي بعنوان موش آزمايشگاهيمون زنده باشن
اين واسمون يه برتري ميشه
به منظور همزيستيمون با آدما
بايد بعنوان اميدمون روشون حساب کنيم
اميد
ميخوام با گوتو سان حرف بزنم کجاست؟
دوباره داره تمرين ميکنه
نيازي به حرف زدن با گوتو نيست
ساکت
تو اين کشور جمعيت بسرعت رشد کرده
گرفتن يه دسته از مردم به سادگي دادن اخطار نيست
ميتونيم جونشون بگيريم تکنيکهاشونو بگيريم و روش زندگيشونو
خيلي خوب پس.همينکاريو که ميگي ميکنم
هممون داريم اينجا در آرامش زندگي ميکنيم ازت ممنونم تاميا سان
......
چيش خنده داره گوزو؟
اينجا............جاي رئيس روئساي ياکوزاست درسته؟
چند نفر تو هستن؟
کم اينور اونور ول بچرخ،ريقو
باشکوه بود گوتو
هنوزم بايد تمرين کنم
کشتن 8تا از ياکوزاها زياد نبود؟
من نبودم.کار ميکيه
............
تو هم ميخواي شناخته بشي،نه؟
نميخوام اين اندام آسيب ببينه پس نميخوام دخالت کنم
نميخوام برم به جنگ
واسه من خيليه
همينکه برگرده بهش ميگم
خوب،گوتو؟
ايزومي شينيچي و ميجي خيلي از مارو قبلا کشتن
بکشش
تاميا سان قبول نکرد گفت بايستي به مشاهداتمون ادامه بديم
اون گفت اين اميد ماست
اميد،هان
ولي چجوري ببينيمش
اگه خيلي نزديک بشيم حسمون ميکنه
بزار يه آدم اينکارو بکنه
غير ممکنه کسي که از ما نيست حس بشه
معطلت کردم؟
نه کاملا
تاميا سان بايستي اينو به همه نشون بديم
داري درباره ارتباط جمعي حرف ميزني،نه؟
احساساتتو درک ميکنم
نميخواي آسيب ببيني نه؟
ولي ميدوني
در حال حاضر،درباره وجود اين موجودات هيچکاري نميتونيم بکنيم
اول بايد اين اطلاعاتو برسونيم به دولت
بعنوان يه روزنامه نگار نميتونم دراين مورد آروم باشم
گفتنش سخته ولي
زندگي خرج داره،نه؟
ترو خشک کردن بچه ها دست تنها واقعا بايد سخت باشه
منم يکيشونو همينجوري بزرگ کردم پس اين حسو ميفهمم
منطورم رنجوندنت نبودا
راستش
ميخوام بفهمي
با اين وجود
بعنوان يه آدم يکه يالقوز
........
بله
ميتوني يکم بيشتر
منتظرم بموني تا فکر کنم؟
فقط ميخوام رابطه درستمونو حفظ کنم
ميفهمم
...........
چه نينيه بانمکي
..........
من اومدم
........
هنوز غذاتو نخوردي؟
ميخواي مادر آيندتو ببيني؟
چي؟
البته نميخوايم اون جاي مادرتو بگيره
نميفهمم مگه قرار نيست جاي مامانو بگيره؟
الان ديگه واقعا بزرگ شدي،نشدي؟
چيکار ميکني؟ نفرت انگيزه.داره عصبيم ميکنه
چه غلطا....................؟
هيچکس نديد واقعا چه اتفاقي افتاد
مردم هميشه ميگن
بزرگ ميشي يادت ميره
ديگه حرفشم نزن چيزيه که اونا ميگن
عجيب غريبه،نه؟
ولي
فراموشي خوبه
چجوري فراموش کنم؟
شينيچي،داري عجيب غريب رفتار ميکني
بعلاوه،شينيچي که من ميشناسم اينجوري حرف نميزنه.اون بيشتر......غمخواربود
........
پس بالاخره متوجه شدي
کي هستي؟
No comments yet. Be the first to leave one.