Die ersten 200 Zeilen.
ترجمه شده توسط DEVIL GENIUS
ایس ونچورا: کارآگاه حیوانات
منفی. هیچ اثری نیست
یه لحظه صبر کن. فکر کنم دیدمش
میدونی
ممکنه با اون بزنی چشم یکی رو دربیاری
همهشون رو نجات دادم، ایس. داریم برمیگردیم
پس حیوونا چی شدن؟
نگران نباش، فقط یه راکون بود. من اگه جای تو بودم، برمیگشتم
اگه تو جای من بودی، من جای تو بودم
اونوقت تا اون بالا از سر و کولت بالا میرفتم
هر کی هستی باش، نمیتونی جلوم رو بگیری
ضایع
ضا
یع
گشنته رفیق؟
فکر کنم تا یه مدت برات بس باشه
همهچی ردیفه، اسپایک
دیگه کاری از دستمون برنمیآد
نگاه کن، اسپایک
نترس دوست کوچولوی چهارپای من
سرنوشتت تو دستای ایس ونچوراست
کارآگاه حیوانات
هر کاری میکنی بکن
فقط پایین رو نگاه نکن
سفت بچسب
سفت بچسب کوچولو
گرفتمت
یعنی حداقل اینطور فکر میکنم
شایدم نه
داری لیز میخوری
ولش نکن
یا خدا
سلامعلیکم
واقعاً شوکه شدم
از آشناییتون خوشبختم
من فالتون گرینوال هستم
دنبال ایس ونچورا میگردم
اینجا کسی
با این
اسم و نشون نیست
چی؟
آه، بله
بدون نام. چقدر من احمقم
اون آمریکاییه
همهی ما فرزندانِ
یک نیروی حیاتیِ واحد هستیم
بله، البته
خم میشه و با باسنش حرف میزنه
آهان، اون
از این طرف
وقتی اومد اینجا، یه آدمِ دربوداغون بود
امیدش رو به زندگی از دست داده بود
دربارهی اون اتفاقِ راکون شنیدم
براش خیلی وحشتناک بود
اما نیروی حیاتی
دوباره
بهش لبخند زد
خب
حالا دیگه به آرامش رسیده
همینجا منتظر میمونم
عذر میخوام
خواهش میکنم، مشکلی نیست
اجازه بدید خودم رو معرفی کنم
من فالتون گرینوال هستم، اومدم ازتون کمک بخوام
برای پیدا کردنِ یه حیوانِ گمشده
میتونید کمکمون کنید؟
درخواستِ تو مثلِ رودههاته
بوگندو
و خطرناک
پولِ خوبی میدیم
من دیگه فرزندِ نور هستم
پولهای دنیوی دیگه برام جذابیتی نداره
هزار دلار ۲۰
جدی میگی؟
نه
نمیتونم
حضورِ من اینجا
توی این صومعه
خیلی حیاتیه
میتونم یه چیزی بگم؟
راستش دیگه اینجا جا نداریم
در ضمن تو باید از استعدادت استفاده کنی
کمکت میکنم وسیلههات رو جمع کنی
آخه من هنوز به اون وحدتِ مطلقِ فراکهکشانی با جهانِ هستی نرسیدم
صبر کن
اوناهاش
همین الان بهش رسیدی
واقعاً؟
حالا دیگه
تو با کائنات یکی شدی
از توی چشمات دارم میبینم
تو از یکی هم یکیتر شدی
پس تکلیفِ مدالِ کمالِ معنویِ من چی میشه؟
مالِ منو بردار
ولی ۸۰ سال طول کشید تا اینو به دست بیاری
فدای سرت
دیگه ازش خوشم نمیآد. جدی میگم
با توجه به این فداکاریِ بزرگ
چارهای ندارم
جز اینکه پرونده رو قبول کنم
عالیه
برم به بقیه هم بگم
استاد
یه جوری بهشون بگو زیاد شوکه نشن
تا حالا این شکلی ندیده بودمشون
انکارِ درد میتونه چیز خیلی زشتی باشه
باید بریم آقای ونچورا. هواپیما منتظره
اون پایین میبینمت
قبل از رفتن، یه کارِ دیگه هست که باید انجام بدم
باورنکردنی نیست؟
حتماً واسه خودش یه رکوردیه
همه عاشقِ اسلینکیان
باید یکی واسه خودت بخری
بدو اسلینکی، بدو
ای بابا
باورت میشه؟
درست همونجا بود
میشه یه بار دیگه انجامش بدم؟
ببخشید، ولی اگه عجله نکنیم از هواپیما جا میمونیم
البته
چقدر من خودخواهم
بیا اصلاً هر چی تو میگی همون کار رو بکنیم
گوزنِ شمالیِ کانادایی در فصلِ جفتگیری
و حالا
یه گاوِ وحشی
بادومزمینی؟
آره، یکی همینجا دارم
یکم بزرگه، ولی من به چشمِ هویج بهش نگاه میکنم
بادومزمینی؟
آهان، حالا فهمیدم
برگردیم سرِ اصلِ مطلب، آقای ونچورا؟
قبیلهی واچاتی یه قبیلهی صلحطلبه
از وقتی که حیوانِ مقدسشون گم شده
فکر میکنن دهکدهشون نفرین شده
همهچی یه شب اتفاق افتاد، وقتی که
دخترِ رئیسِ قبیلهی واچاتی
داشت با پسرِ رئیسِ قبیلهی واچوتو ازدواج میکرد
و قرار بود اون حیوانِ مقدس رو به عنوان جهیزیه بدن
اما
اگه پیدا نشه
نتیجهاش میشه
قتلعامِ کلِ دهکدهی واچاتی
آقای ونچورا؟
یه نفر
روی بالِ هواپیماست
یا
یه چیزی
ببخشید، چی داشتی میگفتی؟
دخترِ رئیسِ قبیلهی واچاتی
داره ازدواج میکنه
با پسرِ ارشدِ رئیسِ قبیلهی واچوتو
خیرهکنندهست
این سرزمین پر از زیباییه
چقدر تا صحنهی جرم فاصله داریم؟
اول میبرمت کنسولگری
که پشتِ اون درختاست
اونطرفِ جنگل. پس باید بپیچی سمتِ راست
فرمون یکم لقی داره
چرخها هم میزون نیستن
اونم از کنسولگری
آه، خداروشکر
اگه یه جای پارک هم پیدا کنم عالی میشه
احتمالاً باید یکم سرعت رو کم کنیم
نگران نباش، جیگر
داریم خیلی تند میریم
جدی میگم
مواظب باش
ایول، دقیقاً سرِ وقت
باید یه کارواش ببریش
ماشینِ شخصِ سرکنسوله
بیا پایین
همینه. بیا پایین
بیخیال بابا
آقای ونچورا، مشتاقانه منتظرِ رسیدنتون بودیم
جالبه، وقتی داشتی اون اسب رو میزدی به نظر نمیرسید انقدر درد داشته باشه
قربان
آقای ونچورا عاشقِ حیواناته
بریم؟
یا نریم؟
بهم بگو آقای ونچورا
کارت چقدر درسته؟
تو معتادِ به کاری
اخیراً از "گوتان" برگشتی که تو شمالِ آفریقاست
یه زمینخوردنِ بد داشتی به خاطرِ
یه تعمیرِ سمبلشده و الکی
واقعاً تحتِ تأثیر قرار گرفتم
میتونم بپرسم از کجا فهمیدی؟
حتماً
خراشِ روی دستت مالِ زمینخوردنه
ردِ گچ هم روی کفشاته
ساعتِ نوت هم یه چیزِ بنجله که
احتمالاً از بازار سیاه خریدی
و اعتیاد به کار؟
آهان، کار
لکهی جیش روی شلوارت
نشون میده حتی وقت نداری دو بار تکونش بدی
خیلی سرت شلوغه
عالی بود، آقای ونچورا
بیستِ بیست
No comments yet. Be the first to leave one.