The Blue Caftan (Le bleu du caftan)

The Blue Caftan (Le bleu du caftan)

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

The Blue Caftan 2022 ENSUBBED 1080p WEBRip AAC2 0 x264-ZETA
The Blue Caftan 2022 ENSUBBED WEBRip x264-VXT
The Blue Caftan 2022 ENSUBBED 1080p WEBRip x264-VXT
The Blue Caftan 2022 ARABIC 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-KHEZU
The Blue Caftan 2022 ARABIC WEBRip x264-VXT
The Blue Caftan 2022 WEBRip 720p-YTS
The Blue Caftan 2022 WEBRip 1080p-YTS
Ein Kommentar von Namdar
🅱️🅼🅱️ نـــامـــدار | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tags

webrip
web
x264
BRip
1080
720p
720
TS
YTS
Veröffentlicht am: 2023-05-15
Downloads: 30
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫حلیم!

‫طرح راندو هم بلدی؟

‫آره، رو چشمم.

‫حاشیه‌دوزی هم می‌کنی؟

‫می‌کنم.

‫دستت تنده؟

‫سریع می‌دوزم.

‫خودتون می‌بینین.

‫«خفتان آبی»

‫این ساتن صورتی هم خیلی قشنگه.

‫سبک هم هست.

‫می‌تونیم لباس مدرنی باهاش بدوزیم.

‫- ببین. از این خوشت میاد؟ ‫- نه، نمیاد.

‫واقعا؟

‫رنگش روشنه، جنسش نرمه.

‫بهت میاد.

‫اگه خوشتون نمیاد، ‫بشیر پارچه جدید آورده.

‫اگه از پارچه‌ای خوشتون اومد،

‫می‌تونیم براتون بدوزیمش.

‫خیلی‌خب، می‌ریم نگاهی بندازیم.

‫حلیم دوخت خفتانم رو شروع کرده؟

‫هنوز نه، سرش خیلی شلوغه؛ ‫ولی به زودی شروع می‌کنه.

‫حالت خوبه مینا؟

‫آره، مرسی.

‫خیلی‌خب، ما برمی‌گردیم. ‫فعلا.

‫من می‌رم خونه.

‫- من هم باهات میام. ‫- نه، تو به کارت برس.

‫سفارش‌هامون عقب افتادن، ‫مشتری‌ها شاکی شدن.

‫یوسف، لطفا پارچه‌ها رو بچین.

‫- تاشون کن که چروک نشن. ‫- رو چشمم.

‫شب می‌بینمت.

‫مترجم: «نــامــدار جعفری‌نژاد» ‫در تلگرام: NamdarJfn@

‫نخ طلایی داره تموم می‌شه. ‫این اطراف نمی‌فروشن؟

‫چرا، زیاد دور نیست.

‫اگه بخواین، فردا می‌رم می‌خرم.

‫خیلی‌خب.

‫این کار رو از کی یاد گرفتین؟

‫از پدرم.

‫استاد بود.

‫این مغازه مال خودش بود.

‫حتما مایه افتخارش بودین.

‫مینا؟

‫مینا!

‫اینجام.

‫حالت خوبه؟

‫آره، بهترم. مرسی.

‫نمی‌خوای کمی استراحت کنی؟

‫نه، خوبم.

‫وزنشون کنین.

‫یکی دوتا دیگه بذار.

‫نه.

‫این‌ها رو بذارین.

‫یه کیلو شد.

‫شش درهم می‌شه.

‫- بفرمایین. ‫- ممنون.

‫فردا حساب می‌کنم.

‫- اگه خوب بودن حساب می‌کنم! ‫- چرا که نه؟

‫- زیاد معطل شدی؟ ‫- یه ساعتی می‌شه.

‫ولی اشکالی نداره.

‫- می‌شه اینجا لباسم رو عوض کنم؟ ‫- آره، اونجا عوض کن.

‫نخ مناسب این پارچه رو بهم می‌دی؟

‫مشتری یه سر میاد انتخاب کنه.

‫چرا که نه؟

‫از این بعد لباست رو خونه عوض کن.

‫- شرمنده، خیال می‌کردم... ‫- بجنب!

‫نباید وقت تلف کنیم.

‫حلیم!

‫خیلی قشنگه.

‫ممنون.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫ایناهاش، می‌خوام این‌طوری دربیاد.

‫شرمنده‌ام فاطنه.

‫ولی دیگه چنین طرحی نمی‌زنن.

‫منظورتون چیه؟

‫این رو خیلی وقته داری، مگه نه؟

‫آره، پنجاه سالی می‌شه. ‫تولد بزرگ‌ترین فرزندم کادو گرفتمش.

‫استادی رو می‌شناختم ‫که از یهودی‌ها یاد گرفته بود.

‫این طرح رو بلد بود.

‫ولی فوت شده. ‫روحش شاد.

‫ولی حتما بقیه هم بلدن!

‫نه، متاسفانه بلد نیستن.

‫دیگه کسی بلد نیست.

‫می‌شه تا فردا دستم بمونه؟

‫- نه، نمی‌خواد... ‫- اتوکشیده تحویلت ‌می‌دم‌ها.

‫این حاشیه‌دوزیش رو هم درست می‌کنم ‫که خراب‌تر نشه.

‫- خب، قبوله. ‫- خیلی‌خب.

‫دکمه‌هاش انجیریه...

‫دیگه کسی دوختن این‌ها رو بلد نیست.

‫جزئیات کوکش رو ببین،

‫ببین کمان‌هاش چه بی‌نقصن.

‫پنجاه سال گذشته، ولی همون‌جوریه. ‫هنوز عین روز اول...

‫قشنگه.

‫خارق‌العاده است.

‫می‌شه نگاهی بهش بندازم؟

‫اگه می‌خوای بنداز.

‫این یکی چطوره؟

‫این یکی اصلا از مد نمی‌افته.

‫می‌تونین با این رنگ‌های ‫نخ ابریشمی سفارشش بدین.

‫خیلی قشنگ می‌شه.

‫مدل دیگه‌ای ندارین؟ ‫نشونم بدین...

‫بفرمایین.

‫خیلی قشنگه.

‫آره، حرف نداره.

‫ولی حتما دوختش طول می‌کشه.

‫- مقداری طول می‌کشه. ‫- تقریبا چقدر طول می‌کشه؟

‫تقریبا شش هفته طول می‌کشه.

‫اگه بخواین بی‌نقص دربیاد، ‫دو ماه طول می‌کشه.

‫دو ماه خیلی دیر می‌شه.

‫با ماشین خیاطی چقدر طول می‌کشه؟

‫- حلیم با ماشین خیاطی لباس نمی‌دوزه. ‫- آها، خیلی‌خب.

‫کسی که فرق لباس دست‌دوز ‫و ماشین‌دوز رو تشخیص نمی‌ده.

‫الان دیگه فرقی ندارن.

‫باهاتون خوب حساب می‌کنیم.

‫یوسف.

‫بیا.

‫موقع برش،

‫پارچه رو تنظیم کن ‫و محکم نگهش دار.

‫نباید تکون بخوره.

‫دیدی؟

‫بیا اینجا.

‫همیشه باید...

‫الگوی یقه رو کوچک‌تر کشید.

‫بیا.

‫تو یقه‌اش رو ببر.

‫- تا حالا نبریدم. ‫- ببر.

‫موقع برش پارچه، ‫کمی از کنارش ببر.

‫اگه بیش از حد ببری، ‫دیگه نمی‌شه درستش کرد.

‫همیشه از یه سانت اون‌ورتر ببر.

‫همین‌قدر فاصله بده.

‫استاد می‌گفت یه سانت فاصله بدین.

‫دفعه بعدی باید الگوش رو هم خودت بکشی.

‫نخ طلایی رو آماده کن، لازمش دارم.

‫نخ فیلامنت باشه یا ریسیده؟

‫ریسیده سه لایه باشه.

‫باید فیلامنت و ریسیده رو ‫به اندازه استفاده کرد.

‫وگرنه لباس از فرم می‌افته.

‫هرچقدر هم اتو بشه، ‫تو تن نمی‌شینه.

‫این‌شکلی؟

‫نه، باید از جهت خاصی بدوزی.

‫شرمنده. حواسم نبود دیر شده.

‫اشکالی نداره.

‫کار داشتی دیگه.

‫بیا، من شام رو گرم می‌کنم.

‫غذا نمی‌خوری؟

‫چندتا نارنگی خوردم. ‫گرسنه نیستم.

‫داره پیشرفت می‌کنه؟

‫کارش رو بلده؟

‫آره.

‫می‌شه گفت بلده.

‫ظاهرا از این کار خوشش میاد. ‫می‌خواد یاد بگیره.

‫دیگه کسی دنبال یادگیری ‫این کار نیست حلیم.

‫تموم شد و رفت.

‫حالا می‌بینی.

‫به زودی بهت می‌گه ‫کار دیگه‌ای پیدا کرده.

‫یا پیک می‌شه،

‫یا تو بازار سبزی‌فروش می‌شه.

‫چه بدونم.

‫انگار فرق می‌کنه.

‫نه‌خیر، نمی‌کنه.

‫این هم عین قبلیه.

‫در اون صورت، یکی دیگه رو پیدا می‌کنیم.

‫اشکالی نداره.

‫انگار کلی کارآموز هست.

‫خودم تنهایی از پس کارم برمیام.

‫کمک لازم ندارم.

‫خودت هم می‌دونی امکانش نیست. ‫سفارش‌هامون خیلی عقب افتادن.

‫بیا.

‫مرسی.

‫در اصلی رو قفل کردی؟

‫آره.

‫دوست دارم امشب باز هم ‫رو این خفتان کار کنم.

‫چند سوراخ‌بانش افتاده.

‫بده ببینم.

‫بهم چیزی نگفته بودی.

‫- می‌تونستی دوختش رو عقب بندازی. ‫- اشکالی نداره.

‫روش روغن بادام بمال.

‫بهتر می‌شه.

‫خفتانه رو هم ول کن.

‫فردا روش کار می‌کنی.

‫یوسف!

‫بیا.

‫یوسف!

‫بله؟

‫ساتن صورتیمون کجاست؟

‫اونجاست.

‫نه‌خیر، نیست.

‫- ندیدمش. ‫- اونجاست یا ندیدیش؟

‫کدومش؟

‫من بهش دست نزدم.

‫پارچه‌ها رو خودت می‌چینی.

‫- آره، ولی... ‫- آره، ولی نداریم!

‫پیداش کن، وگرنه از حقوقت کم می‌کنم.

‫پس بهتره کم کنین.

‫برات مهم نیست؟

‫اگه تقصیر خودت نبوده، ‫خیلی عجیبه.

‫خانم، راستش،

‫من از هشت سالگی رو پا خودم وایستادم.

‫پول میاد و می‌ره. ‫مهم نیست.

‫برام مهم نیست.

‫من دزد نیستم.

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left