Die ersten 200 Zeilen.
قرنیهاش سوخته؟
بذار ببینم
آره، انگار دچار یخزدگی شده
چرا لخت هستن؟
آره، اصلاً با عقل جور در نمیاد
پردهی گوشش پاره شده. اون خون رو میبینی؟
آره، ولی چطور؟
- فشار؟ - آره، ممکنه
- این یکی هم هست - آره، اون «لاند»ـه
اینو نگاه
وای خدا...
این یارو چشم خودشو از کاسه در آورده
نه بابا؟
امان از این پرونده
حسابی دردسر میشه
هیچ جوابی هم در کار نیست
کلی آدم عصبانی هم هست
حتی یه متخصص بررسی صحنه جرم هم نداریم
باید این جنازه رو بفرستیم انکوریج
خیال کردم داریم همین کار رو میکنیم
آره، نگهش میداریم
- گور بابای انکوریج - جدی؟
آهای! آهای! آهای!
یه متر فاصله! یه متر فاصله!
باید منطقه رو حصاربندی کنیم
- آهای! عکس نگیر. همین الان پاکش کن. - شرمنده
بیخیال، لیز، فقط دارن انرژیشون رو خالی میکنن
خیلیخب، خفه شو هنک
خیلیخب، همه، همگی!
دست از مسخرهبازی بردارید!
ناسلامتی صحنه جرمـه!
نمیشه اقلاً وانمود کنید که میدونید دارید چیکار میکنید؟
محض رضای خدا
بهتره بری خونه
نمیتونم
شاید بهتره بذاری یکی دیگه به این قضیه رسیدگی کنه، میسی
به پروندهی آنی ربط داره، رُز
اوه
پس دهنت سرویسـه
بعداً بیا دیدنم
نه، از اون استفاده نکن. آره، به بافت آسیب میزنی.
- از چی استفاده کنم پس؟ - همون مسواک بهتره
یه حفرهی هوا اینجا درست کن و
بعدش میتونی از کنار بکنیش داخل
- خیلیخب - فقط به پوست دست نزن
- گوه توش - همینو کم داشتیم. ویلسون!
چه غلطی کردی؟
چه غلطا؟!
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی DigiMoviez@
ترجمه از: امـیـر و امـیـرعـلـی H1tmaN & illusion
اوضاع خوبی نداره، خانم
مجبوریم حداقل یه پاش رو قطع کنیم
کِی میتونیم باهاش حرف بزنیم؟
قطعاً امروز نمیشه. توی کُمای القاییـه.
ممنون، پرستار. گوشی دستت، وایسا.
رئیس، جواب بده
پرایور... جاشون کردی؟
نه، شکل و وضعیت عجیبی دارن
مگه اینکه بخوای کاملاً از هم جداشون کنیم
نه، هیچی رو نشکنید
خانم، من باید برم
داریم جراحی رو شروع میکنیم
- رئیس؟ - خیلیخب، فقط...
یه لحظه گوشی دستت، پرستار
پرایور، داشتی میگفتی
میدونم چطور میشه جابجاشون کرد
آ...
قلب؟
نه، این که شِکلک نیست، هیدن
دوباره سعی کن
کریسمس مبارک، بچهها
- کلاس تعطیلـه - آهای
نه، نه، بچهها
کلاس تعطیل نیست
بهتون اطمینان میدم کلاس تعطیل نشده
کجا داری میری؟ به مامانت زنگ میزنم. به بابای تو هم زنگ میزنم.
- کریسمس مبارک - کریسمس مبارک
کارلا؟ تو هم؟ خدایی؟ خدایی؟
شرمنده
لابد شوخیت گرفته
بهت گفته بودم طرفم نیای، اینجا محل کارمـه
جدی هم گفتم، اینجا محل کارمـه
بیخیال، برایس. واسه اون نیومدم.
ازت میخوام بهم توضیح بدی ایستگاه سلال کارش چیه
سلال؟
چرا؟ و...
چرا نمیری با...
لاند و بقیهشون حرف بزنی؟
امکانش نیست
زیاد میبینیش؟
تراویس؟ نه
مرگ عوضش نکرد
کونده هر وقت چیزی میخواد سر و کلهاش پیدا میشه
خداحافظی نکرد؟
قبل اینکه بره داخل یخ؟ چرا
میدونست داره میمیره
نمیخواست سرطان خون از پا درش بیاره
برام کروسان آورد
کروسان لامصب
خودش درستشون کرده بود
خوردیمشون
یکم آواز خوندیم
یکم سکس کردیم
زیاد حرف نمیزد
خیلی خسته بود
ولی از طرفی...
همهی سالهایی که میاومد پیشم، خیلی حرف میزدیم
بعدش رفت
و بعدش من پیداش کردم
آره
هدیهی آخر تراویس کول... آشنا شدن با تو
میشه بپرسم؟
این دیدارت با مُردگان
از کِی شروع شد؟
با تراویس
ولی کسایی رو میشناسم که از بدو تولد اینطوری هستن
تازه، اِنیس رو فراموش نکنیم
اینجا همیشه از این اتفاقات میفته
فکر میکنم دنیا...
دارد پیر میشه و
اِنیس محوریـه که توش لایههای پایه همه چی
در حال فروپاشیـه
وقتی اونا رو میبینی...
صداشون رو میشنوی...
چطوری حالت بد نمیشه؟
نکتهای که درمورد مُردهها هست اینـه که بعضیهاشون
میان دیدنت چون دلشون برات تنگ شده
بعضیهاشون میان چون باید
یه چیزی مهمی رو بهت بگن
و بعضیهاشون میخوان آدم رو همراه خودشون ببرن اون دنیا
باید فرقشون رو بفهمی
یا خودِ خدا
به نظرت چه بلایی سرشون اومده؟
سعی داریم همین رو بفهمیم
خب، اونا توی سلال چیکار میکنن؟
من زمینشناسم، چندان حیطهی تخصصیم نیست
ولی اونا روانی بودن
خیلی گوشهگیر بودن
به شهر نمیاومدن و هیچ ملاقاتیای قبول نمیکردن
بقیه ایستگاههای قطبی شیفت افرادشون چرخشیـه، ولی سلال نه
اونا... هیچکس نمیاد داخل، هیچکس نمیره بیرون
اونوقت داشتن چیکار میکردن؟
اونا دهههاست که سعی دارن
دیانای یه ریزجاندار منقرض شده رو توالییابی کنن
که احتمالاً میتونه جلوی پوسیدگی سلولی رو بگیره
چرا مثل آدمیزاد و به انگلیسی حرف نمیزنی؟ خرخون
آره؟
انگلیسی میخوای؟ باید...
سکس میکردم؟
آره، با معلم انگلیسی سکس میکردی
باب سلیقهام نبود
تو هم همینطور
ولی میدونی، گاهی آدم به در بسته میخوره دیگه
خب، داشتی چی میگفتی؟
میگم کار اونا ممکنه منجر به درمان سرطان،
بیماری های خودایمنی، اختلالات ژنتیکی بشه
یه کار تحولآفرین
اوه
خب، چرا اینقدر طولش دادن؟
یعنی، اونا خیلی وقتـه که اونجا بودن
هاتداگ که کباب نمیکنن، لیز
نمونهبرداری از همچین ریزجانوری
خیلی خیلی سختـه
مکانیسم دقیق میخواد
حفاری بادقت
مته خراب میشه، رسوبات ته میکشه
حقیقت اینه که
لایه برداری از یخ منجمد زمین خیلی سختـه
و مواد کروموزومی موقع استخراج صدمه میبینن
پس هیچوقت قرار نبوده جواب بده، اصلاً و ابداً
رئیس، گمونم بهتره
بیاید پاسگاه
دریافت شد
خواهرم میبینه که بقیه دنبالش میکنن
خواب به چشماش نمیاد
حملات عصبی بهش دست میده
میگه مادر مرحومم صداش میکنه
سال پیش آوردمش اِنیس که نزدیکم باشه، ولی...
نگرانم
دنیای ارواح رو
با مشکلات روانی اشتباه نگیر
به نظر من که نیاز به مداوا داره
با افرادِ «فانوس دریایی» حرف زدی؟
نمیخواد بره فانوس دریایی
حتی نمیخواد درموردش حرف بزنه
چهار سال پیش توی «نوادا» رفت یه بیمارستانی
و بدجور تحت مداوا قرارش دادن
خیلی بدش اومد
مطمئنی چیزی واسه خوردن نمیخوای؟
نه. باید برم سر شیفتم
آهای
اون علامت رو روی پیشونیش دیدی؟
قبلاً دیده بودمش
سالها پیش
چیه؟
قدیمیـه، میسی
قدیمیتر از اِنیس
احتمالاً حتی قدیمیتر از یخهاست
آره، سوابق تلفنهاشون رو در آوردیم
- هیچی نبود - بیسیم چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.