Cable Girls

Cable Girls (Las chicas del cable)

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Las chicas del cable (Cable Girls) S03E08 720p NF WEB-DL
Ein Kommentar von kandeloos
پـایـان فـصـل سـوم امیدوارم لذت برده باشید

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
Veröffentlicht am: 2019-08-08
Downloads: 28
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

سرنوشت آدم از پيش تعيين شده نيست

آدم خودش با تصميماتي که هر روز ميگيره؛ سرنوشتش رو تعيين ميکنه

کارلوس - کارلوس -

بازوش تير خورده؛ داره خونريزي ميکنه

کارلوس عشق من

...ليديا

بايد بريم بچه مونو بگيريم

قطار ساعت دو به مقصد اُپُرتو حرکت ميکنه؛ هنوز وقت داريم

ولي تلاش براي رقم زدن سرنوشت مورد نظر خودمون به صورت اجباري و زورکي؛ خطراتي به همراه داره

تقاضاهاي شما يا پادشاه اهميتي براي من نداره

!من همين الان بايد برم بيرون - !تکون نخور -

اسلحه ها يا بمبهاتون هم برام مهم نيستن

يه قدم ديگه وردار تا مغزت رو منفجر کنم

هيچکس نميتونه مانع من براي گرفتن بچه م بشه

خودت خواستي

!شليک نکن! لطفا اينکارو نکن

اگه ميخواي بکني؛ بايد به همه ما شليک کني

همه دست نگهدارن - چيکار داري ميکتي؟ -

مشکلات تو الان اهميت نداره

نميبينين اينها جونشون رو بخاطر مصلحت عموم به خطر انداختن؟

چي داري ميگي کارلوتا؟ اين مربوط به ايواس

فکر نميکردم بتوني همچين کاري بکني

فراموشش کن مارگا؛ اونم به اندازه بقيه شون ديوونه س

!کافيه ديگه! ساکت

اينا بايد زنداني بشن؛ فکر کنم ميخوان يه شورش راه بندازن

باشه؛ يه جايي با اون يارو که زخمي شده حبس شون کن

آلمودنا باهات مياد؛ پِدرو کليد ها رو بده بهش

نميتونم بازش کنم؛ ببين تو ميتوني

خوبه

ميدونستم تو نميتوني طرفدار اينا باشي

اين تقصير منه و من سعي ميکنم درستش کنم

بايد سريع تمومش کنيم و ايوا رو نجات بديم

چيکار کنيم؟ - يه فرستنده تو انبار هست -

بريم

!بازش کن

فصل سوم قسمت هشتم " سرنوشت "

حداقل ميدونيم که ايوا کجاس

ليديا اگه به موقع نرسيم ميتونيم از پليس کمک بخوايم

اميدوارم؛ و البته اميدوارم بهم بگي اين رفيقِ پليست اينجا چيکار ميکنه

تو با پدرو اوزمان قرار گذاشتي؛ اون خيلي آدم خطرناکيه

ميدونم ليديا ميدونم

من اهميت نميدم چه احساسي داري؛ به فکر خودت و سوفيا باش

ارزشش رو داره تا اين حد ريسک کني؟ ميتوني بهش اعتماد کني؟

!ليديا - کارلوس -

!بريم تو اتاق سوئيچ ها؛ سريع

کارلوس

کارلوس ميتوني ادامه بدي؟

بايد خودتون تنها برين - ولي ما نميدونيم چه جوري کار ميکنه -

يه مدل قديميه؛ خودتون ميفهمين

ليديا با اونا برو؛ من خوبم - من تو رو تنها نميزارم -

بگير

من يه احمقم

تو و ايوا رو نااميد کردم

ولي اينو ميدونم شما تنها خانواده من هستيد

منم خيلي کارها کردم که الان پشيمونم

تو وضعيت هاي اينجوري؛ اشتباه کردن راحته

وقتي اون يارو بهت شليک کرد؛ من خيلي ترسيدم

نميخوام تو رو از دست بدم

فکر ميکني بتونيم از نو شروع کنيم؟

مطمئنم که ميتونيم

بيشتر از هر وقت ديگه اي

!باز کنيد

آلمودنا؟ - آره -

!عقب واسا

اونا صداي شليک بودن؟

بله همينطوره و اون صدا از داخل ساختمون شرکت بود

خب؛ همونطور که گفتيم؛ شما ميري در جلوئي

تو؛ يکي رو پيدا کن بره پشت بوم

کارلوتا بهمون خيانت کرد

!اون هرزه

خيلي احمقم! چطوري گذاشتم خامم کنه؟

کجا هستن؟ - يه جايي تو ساختمون -

ميدونستم نميتونيم بهش اعتماد کنيم

!لعنتي

همش تقصير منه؛ خودم درستش ميکنم

درستش ميکنم

!بلند شو

!پاشو سرپا

فکر کردي اين خنده داره؟ - خيلي زياد -

خودت که ميدوني؛ مهمترين اينه که چه کسي آخر کار ميخنده؛ نميدوني؟

!ليديا! ليديا - همون جا بمون -

!کارلوتا

!سارا دست منه! ساراي دوست داشتنيت

يا همين الان بيا پايين يا قسم ميخورم که ديگه هيچوقت اونو زنده نبيني

شنيدي چي گفتم؟

!کارلوتا اينکارو نکن - !خفه شو -

اگه بلوف بزنه چي؟ - اونها بمب دارن؛ نميتونه اينجوري باشه -

کارلوتا چيکار کتيم؟

کارلوتا؛ ما هر کاري تو بخواي ميکنيم

خودت تصميم بگير - اگر نيايي بيرون -

براي هميشه يه بزدل خواهي بود که جرات روبرو شدن با

واقعيت رو نداشته

تا پنج شمارش ميکنم

يا بيا بيرون يا ميکشمش

....يک؛ دو

....سه؛ چهار

لوسيا بزار اون بره

عالي بود

شما دو تا؛ بريد سر جاهاتون

!يالا

دو تاي ديگه کجان؟ - نميدونم -

اونا کجان؟ کجان؟ - اونا عقب موندن -

باور نميکنم؛ مهم نيست؛ پيداشون ميکنيم؛ جايي نميتونن برن

نه؛ صبر کن؛ اينکارو نکن

بهاي خيانت با خون پرداخت ميشه و در ضمن به اندازه کافي غافلگير شديم

اين يه پيام بهشون ميده - اينجوري فقط همه رو ميترسونيم -

نميخوام بخاطر يکي که ارزشش رو نداره بترسن و شلوغ بازي راه بندازن

چي شد؟

دخترا تسليم شدن تا سارا رو نجات بدن

بايد تنها بريم؛ ميتوني؟

کمکم کن بلند شم

بريم

باورم نميشه؛ تو هنوزم بعد از کاري که کرده ازش دفاع ميکني؟

هدف ما چيه؟

پادشاه؛ امضاء؛ پايان حکومت سلطنتي

اينا اهميت دارن - تو داري جا ميزني -

نه؛ هرگز

ولي خون ريختن فقط ما رو به يه مشت شرور تبديل ميکنه

و ما شرور نيستيم

باشه؛ ميدونم باهاشون چيکار ميتونيم بکنيم

همونطور که ميبيني؛

براي وقتي که احياناً پادشاه مقاومت بکنه؛ ما يه ذره آتش بازي آماده کرديم

تو اولين نفر خواهي بود که اونها رو ميبينه - !کورو -

لوسيا صبر کن

اگه پادشاه امضاء بکنه براتون هيچ اتفاقي نميفته

من نميتونم بفهمم خواسته هاي ما کجاي اين جريان قرار داره

واضحه که اين مرد مغزت رو شستشو داده

آره؛ کار اونه

نميبيني اون داره از تو استفاده ميکنه تا چيزي رو که ميخواد به دست بياره؟

مثل مادرت نباش؛ نزار يه مرد فريبت بده

آخه شماها چي ميدونيد؟

اون تنها آدميه که هميشه کنارم بوده

برادرم هم به اندازه من تو خونه مون عذاب ميکشيد

اون برادرته؟

کورو درست ميگه؛ براي تغيير دادن اوضاع بايد يه کاري انجام داد

و از يه چيزهائي گذشت

اگه من به روزنامه ها نگفته بودم که تو آتنا هستي

ما هم هيچ دستاوردي به دست نمياورديم

کار تو بود؟ - چي؟ -

اما چرا؟

چون من آماده م تا اوضاع رو عوض کنم

باعث تاسفه

تو طرفِ اشتباهي رو انتخاب کردي

خدافظ کارلوتا

همش بخاطر اينه که خودم گذاشتم لوسيا فريبم بده

براي چي اينو ميگي؟

من بهش براي حمله به هِليودورو پول دادم

مشخصه که براي اين خرج شده - کارلوتا به من گوش کن -

اونا متعصبن؛ بالاخره اينکارو ميکردن

ميدونم داري سعي ميکني منو دلداري بدي

ولي تمام کساني که من دوستشون دارم قراره بميرن

پول بمبهايي که قراره اونا رو بکشه رو من دادم

الو؛ کسي صداي منو ميشنوه؟

ما تو شرکت تلفن هستيم؛ الو؟

الو؛ صداي منو ميشنوين؟ - آره؛ آره -

هي؛ اين ليدياس؛ اون با همسر من کار ميکنه؛ صداش از فرستنده مياد

من بازرس گوروندونا هستم؛ شما کي هستيد؟

ليديا آگيلار؛ ما تو شرکت تلفن هستيم

پادشاه ربوده شده

صداي شليک شنيديم؛ ايشون حالشون خوبه؟

بله؛ ولي يه نفر زخمي داريم؛ بايد فورا بيايين

آروم باشين؛ ميايم؛ ولي اول بايد بدونيم اونجا اوضاع از چه قراره

آدم رباها چند نفرن؟ - حدود پونزده نفر؛ زن و مرد -

زنهاشون با لباس کار اپراتورها هستن

خيلي خطرناکن

راه ورودي وجود داره که توسط اونها کنترل نشه؟

اگه باشه فرانسسکو گومز ميدونه

اون به طراحي ساختمون کمک کرده؛ ميتونين تو کلوپ بانوي سفيد پيداش کنين

يه چيز ديگه هم هست؛ دختر ما دزديده شده

دختر شما؟ اونم اونجاس؟

نه؛ اون بيرونه؛ دارن از کشور خارجش ميکنن

...اون ساعت دو بعد از ظهر قراره که

نه؛ نه؛ نه؛ ديگه شليک بسه محض رضاي خدا

پيداشون کردن

خداحافظ فرستنده بي سيم

تمومه

اونا رو آماده کن

از در اصلي وارد ميشيم؛ با دژکوب بازش ميکنيم

...و بعدش - ببخشيد؛ ببخشيد -

ليديا الان گفت که فرانسسکو يه راه ورود ديگه بلده؛ درسته؟

اون آدمها به هدفشون نميرسن آقاي سانتوس

صبر من هم اندازه اي داره و اون احمقها اونو لبريز کردن

ما الان وارد ميشيم

اوه؛ بالاخره فراري ها اومدن

خوش اومدين

بشينين

اونجا

داشتن از يه فرستنده استفاده ميکردن؛ با پليسها تماس گرفته بودن

چي؟

!الان ديگه سر و کارمون با پليسه؛ امضاء کن

زودباش؛ جلوي همه؛ وقت تمومه

براي تو يا براي من؟ تو وضعيت سختي قرار داري رفيق

پليس وظيفه ش رو انجام ميده؛ سرنوشتت به خودت بستگي داره

اسلحه ت رو بزار زمين تا من هم بخشنده باشم

در غير اينصورت قانون با تمام قدرتش روي سر خودت و افرادت خراب ميشه

قبل از اينکه اين اتفاق بيفته؛ همه ما زير آوار اين ساختمون دفن شديم

!وارگاس؛ پِپو؛ نادال؛ با من بيايين؛ يالا

چيکار ميخواي بکني؟ - اونا رو همه جاي ساختمون کار بزارين -

خواهش ميکنم تمومش کن اين ديوونه بازي رو

اين يه هديه س براي شما

More Farsi Persian subtitles for Cable Girls

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left