Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(دروغ های پنهان در باغچه من)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
!بس کن
اینجا رو نگاه کن
!گفتم اینجا رو نگاه کن
هی باید اینطوری انجامش بدی
تموم شد
...واو
هی، این فقط فرم مدرسمه. چرا اینقدر بهت میاد؟
اینطوریاست؟- آره-
فرم مدرست خوشگله. صحیح و سالم بهت برش میگردونم
فقط بندازش دور
چرا با فرم مدرسه فرار کردم؟- !من میدونم تو یه فراری ای-
من یه خوشگلش رو ازت میگیرم. اینجارو ببین
شبیه دانش آموزا شدم؟- آره-
یه دانش آموز متوسطه اول یا دوم؟- ...خدای من-
!هی
اینجا نمیتونی موهاتو رنگ کنی! نمیدونی؟
!ببخشید! ببخشید
!هی
...ای خدا
لطفا کارت خود را وارد کنید
اینم از این
هی، میدونی که گوشیت داغونه، مگه نه؟
!فایده پول داشتن چیه؟ یه جدیدش رو بگیر
نه نمیتونم، مامانم واسم خریدتش- ...هی-
راستی چرا این همه راه اومدی اینجا؟
کسیو اینجاها میشناسی؟
میدونی یکی هست
هی- ها؟-
تو خودت برو
میخوام اول یکی رو ببینم- چرا؟-
چرا؟
!هی
!هی، پارک سونگ جه
از دیدنت خوشحالم. من لی سومین کیو ام
شما کی هستین؟
اتوبوس شماره 734 بزودی میاد
ما همسایه همیم
چطوری تا حالا ندیدمت؟
همینو بگو. فکر کنم فقط من متوجهت شدم
مامان و باباتو هم میشناسم
مامانت واقعا خوشگله
آره
آره فکر کنم
تو اصلا بهش نرفتی تو شبیه باباتی
!این درست نیست! من دقیقا شبیه مامانمم
خیلی خوشحال بنظر میرسی
خوشحالی؟
درمورد چی حرف میزنی؟
خیلی خنده داری
چی شده؟ بهم بگو
خوشحالی؟ خوشحالی که به دنیا اومدی؟
چی میگی؟
خدایا امتحان میان ترم هفته آیندهـست
احیانا کتاب "مفهوم ریاضی" رو داری؟
آره
عالیه! میتونی بهم قرضش بدی؟
باشه
احتمالا تو خانه ست
...خب
اگه اینطوریه
من میخوام بیام خونت
چی؟
چرا؟ نمیتونم؟
متاسفم. اشتباهی انداختمش
اشکال نداره
آسیب میبینی برو اونور
خطرناکه. بیا پایین
اشکال نداره
فوقش میمیرم
چرا اینو میگی؟
همین الان بیا پایین
یه بار یکی بهم گفت
که من نباید به دنیا میومدم
چه چیز وحشتناکی
فکر میکنن کین که همچین چیزی رو میگن؟
پارک جه هو
بابات
درسته؟ رییس بیمارستان کیومای
...کنجکاو بودم که
کسی که همچین چیزی میگه چجوری زندگی ای داره
الان درمورد چی داری صحبت میکنی؟
بابامو چجوری میشناسی؟
پارک سونگ جه
باید اول ازم میپرسیدی که اسمت رو چجوری میدونم؟
مگه مامانت بهت نگفته که غریبه ها رو تو خونه راه نده؟
تو کی ای؟
این چیه؟
تو که میدونی. چرا میپرسی؟
میبینیش، مگه نه؟
دو خط یعنی که حامله ای
...چرا
داری این رو بهم نشون میدی؟
مامانت
...اون خیلی خوشگله اما
به هرحال من تهش برنده میشم
من میرم
بابت آبمیوه ممنونم
یه حرف خیلی عجیب زدی
...م-من
متوجهش نمیشم
پارک سونگ جه
خوب گوش کن
...پس من دارم میگم
تو باید من رو "مامان" صدا کنی
پس مواظب خودت باش
وقتی خواهر یا برادر کوچکترت بزرگتر شد برمیگردم
مامان: سونگ جه، من خونه پدربزرگم) (خوراکی تو یخچال هست
چه اتفاقی افتاده؟
تو هنوز نرفتی
نه الان میرم
چرا برگشتی داخل؟
مدارک سمینار رو یادم رفت
آها
عزیزم
اونجا داری چیکار میکنی؟
این چند روزه مدام متوجه بوی بدی میشم
فکر کردم شاید یه گربه ولگرد یه موش رو اینجا دفن کرده
میخوام تلاش کنم اینجا رو بِکَنَم
...زیر زمین
!ببخشید! داشتم شوخی میکردم
بنوشش. مامان گفت تا وقتی که گرمه بخوریش
بنوشش
مین سو بهم هدیه داد
ظاهرا برای تسکین اضطراب خوبه
یکم امتحان کن
سونگ جه
پدر تو و من باید صحبت کنیم
برو طبقه بالا
مامان
برو اتاقت
چیزایی که اون به سونگ جو گفت
باور میکنی حرفایی رو که فردی مثل اون زده؟
من فقط یکبار اونو تو پارکینگ بیمارستان دیدم. همین
تو فقط اونو یکبار دیدیش
ولی چرا اون باید به سونگ جه همچین دروغی بگه؟
فکر کنم دلالی که دخترایی رو شبیه اون پیدا میکنه
با چندتا دکتر بیمارستان درگیر شده
،من نگران بودم که در طول ادغام مطرح بشه
پس درباره اون باهاش رو در رو شدم
اون در نهایت از سر لج به دیدنم اومد
بچه های امروزی رو که میشناسی. خیلی بی پروان
بذار به بچه هایی مثل اون اشاره نکنم
من نباید اون رو بخاطر یه بچه بودن دست کم میگرفتمش
چرا بهم نگفتی؟
من تنها کسی بودم تو این خونه که نمیدونستم چه اتفاقی برای پسرم افتاده
،نه فقط اون، من به بو هم اشاره کردم
ولی تو منو نادیده گرفتی
...اگه من بهت میگفتم
اگه من بهت میگفتم، چیکار میتونستی دربارش بکنی؟
فکر میکنی ما بخاطر کی اونو مخفی نگه داشتیم؟
نه
اون فقط یه بهانه بود
برای فریبِ کامل من
این الان مهمه؟
لی سومین
اون کجاست؟
شبی که قرار بود با کیم یون بوم به ماهیگیری شبانه برم
اون شب حواسم بهش بود
فقط فراموشش کن
در حال حاضر این تنها گزینمون برای سونگ جه ست
یه شی بود یا یه گیاه؟
اون یه آدم بود
!اون فقط یه دختر ۱۵ ساله بود
من کشتمش؟
...پسر ما
سونگ جه کشتش
من پدرشم
چه کار دیگه ای میتونستم انجام بدم؟
من همین الان با سونگ جه به ایستگاه پلیس میرم
من نمیتونم فقط عذاب کشیدنش رو تماشا کنم
عقلتو از دست دادی؟
سونگ جه فقط ۱۵ سالشه
میخوای زندگیشو نابود کنی؟
میدونی سونگ جه ما چجوری آدمیه
اون نمیتونه با این گناه تمام زندگیش کنار بیاد
میدونم چقدر حس بدی داره
من نمیتونم بذارم اینجوری زندگی کنه
نگرانی که اون در آخر مثل تو بشه؟
سونگ جه پسر منه
!اون انقدرها هم ضعیف نیست
،اگه واقعا میخوای بری ایستگاه پلیس
پس، برو
اون وقت همه چیز تموم میشه
تموم میشه؟
منظورت چیه؟
این خونه
این بیمارستان
و آینده سونگ جه
هرچیزی که تا الان واسش کار کردیم نابود میشه
،اگه این اتفاق بیافته، اون وقت من نمیتونم از پسش بر بیام
نه فقط سونگ جه
...پس
پس، بخاطر همینه که تمام این مدت تنهایی مخفیش میکردی؟
من رئیس این خانوادهام
و مسئولیت من محافظت از این خانواده اس
فکر میکنی چیکار میتونستم بکنم؟
،باید اون رو واسه کشتن یه نفر به ایستگاه پلیس میبردم
،بیمارستان رو تعطیل میکردم
No comments yet. Be the first to leave one.