Die ersten 200 Zeilen.
☔️ زیر چتر ملکه ☔️
پزشک کوان او گیونگ رو میشناین؟
منظورتون پزشکیه که ولیعهد رو درمان میکردن؟
بله
شنیدم شما کسی بودین که اونو
به عنوان پزشک برای ولیعهد توصیه کردین
حقیقت داره؟
چطور یه صیغه ساده میتونه
یه پزشک رو برای ولیعهد توصیه کنه؟
ولی من به پدرم گفتم
که پزشک کوان زخم معده منو درمان کرده
...ولی
چرا دارین میپرسین؟
میخواستم بدونم
میتونم از طریق شما بدونم کجاست یا نه
میخوام برش گردونم به قصر
ولی نمیتونم پیداش کنم
میتونم ازتون بپرسم چرا میخواید برش گردونین به قصر؟
چطور میتونین نقشه رو گم کنین؟
اگه جای اسلحه خانه ما فاش بشه ممکنه کل نقشه ما لو بره
باید اینم ببینین
این فرمان سلطنتی نیست؟
فرمان سلطنتی؟
به عنوان فرمانده لشکر سلطنتی منصوب میشین؟
یعنی پادشاه دنبال چیه؟ به نظرتون چرا همچین حکمی رو داده؟
ممکنه یه تله باشه
نمیتونین عجولانه حرکت کنین
نه
درسته که به نظر خطرناک میاد
ولی میتونه یه فرصت برا ما باشه
علیاحضرت
شک دارین پزشک کوان تو مرگ ولیعهد دست داشته باشه؟
یه چیزی به نظر عجیب نمیاد؟
نه فقط یهویی ناپدید شده
حتی کسی نمیدونه کجاست
از کسی که به زادگاهش فرستادیم خبری نشده؟
نه
داریم سعی میکنیم گذشته اش رو دربیاریم
به انگار پیدا کردن ردی از گذشته اش هم کار آسونی نیست
اونوقت
یه نگاهی به ارتباط بین پزشک کوان و مشاور اعظم بندازین
چشم، علیاحضرت
علیاحضرت
علیاحضرت
شاهزاده بزرگ موآن الان تو هانسونگ هستن
چی؟
شاهزاده بزرگ موآن؟
چرا هانسونگه؟
هانسونگ؟
خب
میخواستی باهام حرف بزنی؟
پیشنهادت رو قبول میکنم
فرمان سلطنتی رو میپذیرم و باهات به قصر میام
تصمیم عاقلانه ای گرفتی
بذار تحت فرمان سلطنتی تو رو تا قصر همراهی کنم
ولی یه شرطی دارم
نمیتونی سو هام دوک رو به قصر ببری
چرا نمیتونم؟
چون دارم مسابقه رو میبرم استرس گرفتی؟
اون داره نقشه خیانت میچینه
اون یه شورشیه که راهب ها رو برای برنامه ریزی یه خیانت دور هم جمع کرده
من حتی سلاح هایی رو که تو غار مخفی کرده بودن رو هم دیدم
انتظار داری حرفت رو باور کنم؟
من اینو تو اتاقش پیدا کردم
این راه اقامتگاه پادشاه و تالار دربار رو نشون میده
مهم تر از همه سو هام دوک مشکوک به قتله
برام مهم نیست
سو هام دوک رو به قصر میبرم
حتی اگه نقشه خینت یا قتل کسی رو تو سر داشته باشه
اگه به بردنش اصرار داری
من جلوت رو میگیرم
همه چی رو به پدر میگم
که اینطور؟
برو و امتحان کن
ولی به نفعته همه سعیت رو بکنی
هرکی سد راه من بشه رو میکشم
حتی اگه اون تو باشی
بدون توقف حرکت کن باید قبل شاهزاده گه سونگ برسی
چطور موقع مسابقه برای ولیعهدی میتونی
برای اینکه یه شب رو با یه زن بمونی، راهت رو عوض کنی؟
عاشق شدن که گناه نیست
این بهانه ات کارت رو توجیه میکنه؟
فراموشش کن
تو دیگه واجد شرایط نیستی
به اقامتگاه ولیعهد برو و پلاک خودت رو بردار
چشم
به هرحال میخواستم همین کار رو بکنم
راستش
حتی اینقدر هم دلم نمیخواد ولیعهد بشم
خیلی بخوام رو راست باشم این خواسته شما بود نه من
هیچوقت نگفتم که دلم میخواد این کار رو بکنم
بانو شین
قبل از اینکه با دستای خودم بکشمش فورا از جلو چشمام ببرش
تو با اون دختر میخوای چیکار کنی؟
احساساتم نسبت به چو وول واقعیه
لطفا اجازه بدین اونو صیغه خودم بکنم
چی گفتی؟
صیغه ات بشه؟
هنوز حتی ازدواج هم نکردی، ولی میخوای زنی که دوست داری
فقط به عنوان صیغه ات باشه؟- !باید همین الان بری، زود باش-
اون دختر الان کجاست؟
چیزی که بهت گفتمو یادت رفته؟
یادم نرفته
پس نهایت تلاشمو کردم
...فکر کردم که
اگه تلاشمو بکنم، میتونم این کارو بکنم
فکر کردی پس گرفتن قلبت، کار راحتیه؟
برای همین سعی کردم جلوشو بگیرم
قبل از اینکه عشقت عمیق تر بشه
فکر میکنی اون فرقی با بقیه اشراف زاده ها داره؟
میگه صادقانه عاشقته
ولی فقط میخواد که صیغه اش باشی
شاید پسرم باشه
ولی کسی نیست که بتونی تمام عمرت بهش تکیه کنی
من نمیخوام تمام عمرم بهش تکیه کنم
راضی ام که به عنوان جی اومی که بهش دل داده باقی بمونم
هنوز برای پس گرفتن عشقت به شاهزاده بزرگ موان دیر نشده
اگه بهم میگین رابطه مون رو تموم کنیم
من اطاعت میکنم
...هرچند
نمیتونم قول بدم که از عشقم از ایشون بگذرم
من بودم که عاشقشون شدم و گذاشتم که ریشه دار بشه
همش انتخاب خودم بود
لطفا بهم اجازه بدین پایانش رو خودم انتخاب کنم
فکر کردم شما فرق دارین
حتی اگه کسی با موقعیت پایین اجتماعی یا زن متولد شده باشه
زندگیش نباید با بقیه متفاوت باشه
شنیدم که شما این رو به ایشون یاد دادین
به خاطر همین هی وول گاک رو تاسیس نکردین؟
فقط ازم متنفر باش
وقتی بحث بچه هام باشه
فقط یه زن خودخواه میشم که وعده های توخالی میده
اینجا- اینجا-
اینجا
اینجا
لالایی
لالایی، بچه من
خوب بخواب
بچه من
لالایی
این چطور ممکنه؟- خدای من-
اون چی کار کرده؟- وای بر من-
باید شرمنده باشه- باید اونو بندازه بیرون-
همون دختره
!ای هرزه
چطور جرات میکنی برای اربابت پاپوش درست کنی و به دفتر دولتی گزارشش کنی؟
پاپوش درست کنم؟
!بهم تجاوز کردی
...ای دختره
هنوز هم عقلت سرجاش نیست
شماها اینجا چی کار میکنین؟
چه خبر شده؟
دارم به خدمتکار پستم یه درسی میدم
پس سرت به کار خودت باشه و راه خودتو برو
میخواستم راه خودمو برم
ولی شما دوتا انگار حرف همو نقض میکنین
حقیقت داره که اون بهت تجاوز کرده؟
زنیکه هرزه
اگه اینجا بمونی آسیب میبینی
من خوبم، شما باید برید
منم خوبم
همینجا پشتم بمون
حقیقت داره که به این زن تجاوز کردی؟
تجاوز؟
اون زنیکه حقیر شهوت ران میخواست زندگیشو تغییر بده
برای همین خودشو بهم انداخت
زن بی بند و باریه، پس اون بچه احتمالا از من نیست
خدای من- چرا اون کارو کرد؟-
اون چی بود؟- بهش سیلی زد؟-
وای خدا- به یه اشراف زاده سیلی زد-
ای هرزه! الان رو من دست بلند کردی؟
آره، این کارو کردم
نه تنها به اون زن تجاوز کردی
بلکه بهش تهمت زدی و تحقیرش کردی
دوباره صدمه زدی بهش
حتما عقلتو از دست دادی
شماها چی کار میکنین؟
!همونجا وایستا
وای خدا، علیاحضرت ملکه
علیاحضرت؟- ایشون ملکه ـست؟-
خدای من- وای خدا-
حالتون خوبه، علیاحضرت؟
چی کار کنم؟
به اعلیحضرت درخواست بدم
و ته و توی این قضیه رو دربیارم؟
من سزاوار مرگم
لطفا منو عفو کنید، علیاحضرت- اشتباه میکنی-
نباید از من معذرت بخوای
بله
من...من متاسفم، اوری
نه تنها بهت تجاوز کردم
بلکه برای همه چیز هم سرزنشت کردم
لطفا منو ببخش
علیاحضرت ملکه
به اندازه کافی بهم کمک کردید
ازتون میخوام دست نگه دارید
وقتی که برید
زندگیم از این هم سخت تر میشه
من همین حالا هم وسط زندگیتم، کجا برم
!اینجا- !گرفتمت-
No comments yet. Be the first to leave one.