Percy Jackson and the Olympians

Percy Jackson and the Olympians

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

Percy Jackson And The Olympians S01E04 XviD-AFG
Ein Kommentar von Sina_z

Tags

XviD
web
720p
720
x264
1080
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Veröffentlicht am: 2024-01-03
Downloads: 44
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

مأموریت‌های قهرمانان سرنوشت دنیا رو رقم می‌زنن

اون‌ها باعث شکل‌گیری و نابودی امپراتوری‌ها شدن

مسیر تمدن بشری رو تغییر دادن

این مأموریت‌ها مقدسن

و رهبری این مأموریت

مثل ‌هم‌صحبتی با خود خدایانه

نمی‌شه کاملا از هیولاها اجتناب کرد

متداول‌تر از چیزی هستن که فکرش رو می‌کنی

نکته مهم و کلیدی‌ش اینه

که تو قبل از اون‌ها شناسایی‌شون کنی

از دیدنت خوش‌وقتم پسر پوزئیدون، من مدوسائم

مدوسا بهم پیشنهاد داد

که در صورت پشت کردن به شما دوتا توی نجات مامانم کمک کنه

تو چی جوابش رو دادی؟ - سرش رو قطع کردم -

پرسی، نمی‌تونی سر مدوسا رو به المپ بفرستی

چرا نه؟

چون خدایان از این کارت خوش‌شون نمیاد

« پرسی جکسون و المپ‌نشینان »

:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو @SubKio

آماده‌ای؟

باید ولش کنی، پرسی - نمی‌تونم -

چرا می‌تونی. فقط باید تلاش کنی

کردم - نخیر تلاشی نکردی -

الان 15 دقیقه‌ست که یه‌جا وایستادیم

لطفا. یه‌دفعه همراهم انجامش بده

می‌شه الان بریم خونه؟ - پرسی، پول این کلاس رو دادیم -

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio

می‌دونی که اگه خطری داشت ازت نمی‌خواستم این کار رو بکنی، درسته؟

پرسی، اگه شنا یاد نگیری ممکنه در آینده برات خطرناک بشه

یه روزی، بلد بودنش ممکنه خیلی خیلی مهم باشه

و شاید من نباشم که کمکت کنم

،زمانی که همچین موقعیتی پیش بیاد خیلی برام مهمه بدونم از پسش برمیای

نفس عمیق بکش - چی؟ -

یه نفس عمیق بکش، مامان

همیشه توی این شرایط می‌گی این کار رو بکنم

همیشه پیشم خواهی بود

« مترجمان: سینا اعظمیان و کیارش نعمت گرگانی » .:: Sina_z & KiarashNg ::.

مامان؟

!مامان

سلامی دوباره، قهرمان کوچولو

الان چه دردسری می‌خوای درست کنی؟

یه فرزند ممنوعه توجه بقیه رو به‌خودش جلب می‌کنه

...یه قهرمان ممنوعه؟ خب

مرگ و نابودی رو به خودش جلب می‌کنه

اون داره میاد

هی، خوابی؟

آره

تو و ثالیا خیلی نزدیک بودین، درسته؟

آره

چه‌طور آدمی بود؟

چرا می‌پرسی؟

قبل از من، اون آخرین فرزند ممنوعه بود، درسته؟

حتما مشکلات مشابه من رو تجربه کرده بود

خیلی سر سخت بود

می‌دونست فرزند ممنوعه‌ست ولی اصلا براش مهم نبود

،وقتی لوک و ثالیا پیدام کردن لوک سریعا ازم مراقبت کرد و بهم اهمیت داد

...ولی ثالیا

مجبورم کرد لیاقت توجه‌ش رو به‌دست بیارم

برای همینه بهم سخت می‌گیری؟

من باید لیاقت توجه‌ت رو به‌دست بیارم؟

آره، شاید

باید بگم، این زیاد برام منطقی نیست

چی واسه‌ت منطقی نیست؟

جوری که همه‌تون حرف می‌زنین

نحوه‌ای که خدایان می‌خوان فکر کنیم

واسه جلب توجه به ما، بچه‌هاشون باید براشون قربانی بسوزونیم

باید کلاریس رو شَل و پل می‌کردم

تا بابام اعتراف کنه بابامه

نباید این‌جوری باشه

کسایی که بهت نزدیکن نباید این‌طوری باهات رفتار کنن

می‌خوای بدونی در وهله اول چرا مجبور شدم تنهایی به دل جاده بزنم؟

تولدم هدیه‌ای به پدرم بود

آتنا مدلش این‌طوریه

ما از ایده‌ای توی ذهنش متولد می‌شیم

و به شریک جنسی‌ای که حس می‌کنه باهاش ارتباط داره داده می‌شیم

و واسه مدتی باهام مثل یه هدیه رفتار می‌شد

بابام بهم اهمیت می‌داد

عاشقم بود

ازش مطمئن بودم

بعدش با یه زنی آشنا شد

بچه‌های خودشون رو به‌دنیا آوردن

و واسه اون مثل یه هدیه نبودم

بلکه مشکل بودم

پس گذاشتم و رفتم

هفت سالم بود

فقط خدایان این طرز فکر رو ندارن

همه همین‌طورن

ولی حداقل توی رابطه‌ت با خدایان قوانین مشخصی هست

بهشون احترام نشون بدی اون‌ها هم همیشه

پشتت رو می‌گیرن

بیداری؟

خب، الان دیگه بیدارم، ممنون

خوبی؟

وقتی درست نخوابه خیلی بدخُلق می‌شه

وقتی درست نخوابه خیلی بدخلق می‌شه" نوچ"

عجب

تا حالا باهاش سفر نرفته بودی

دقیقا شبیه مدارس شبانه‌روزی باکلاس و برازنده نیست

کی برازنده‌ست؟ عمه‌ت برازنده‌ست اصلا برازنده یعنی چی؟

فکر کنم باید یه چیزی بخورم

دو روز مونده تا به لس‌آنجلس برسیم

هنوز کُلی تا پایان مهلت‌مون برای رسیدن به دنیای مردگان وقت داریم

می‌تونم یه سوال احمقانه ازتون بپرسم؟

انگار خودت دلت می‌خواد مسخره‌ت کنم

بفرما

تاحالا لس‌آنجلس نرفتم

حدس می‌زنم هیچ‌کدوم شماها هم تا حالا نرفتین

پس از کجا بدونیم کجا بریم؟

نمی‌دونم

ولی خب حالا واسه فکر کردن به این زوده تازه قدم‌های اولیم

وقتش که برسه یه گِلی به‌سرمون می‌ریزیم

یه سوال احمقانه دیگه - بی‌خیال -

"و در آخر در نجات چیزی که از همه مهم‌تر است شکست می‌خوری"

توی جرسی بهتون گفتم پیش‌گو گفته این مأموریت با شکست روبه‌رو می‌شه

و از اون موقع کسی درموردش حرفی نزده

به‌نظر مسئله‌ایه که باید جدی‌ترش بگیریم

هی

این رو ببینین

...اون‌ها - سنتورن -

کسی نمی‌دونه اونجائن

قبلا‌ها گله گله ازشون همه‌جا بود

په بلایی سرشون اومده؟

انسان‌ها

،چند هزار سال پیش، خدای حیاتِ وحش پَن، ناپدید شد

و از اون موقع‌، بدون حضور پَن که از طبیعت محافظت کنه

انسان‌ها تموم تلاش‌شون رو کردن تا حیات‌وحش رو کوچیک و از بین ببرن

شجاع‌ترین ساتیرها داوطلبِ جتسجوگری می‌شن

تا پَن را پیدا کنن

هیچ‌کدوم‌شون تاحالا برنگشتن

عموت که تو خونه‌ی مدوسا پیداش کردیم فردیناند

اونم جتسجوگر بود؟

پیش‌گو نگفته، این مأموریت شکست می‌خوره

"در نجات چیزی که از همه مهم‌تر است شکست می‌خوری"

می‌تونه معانی زیادی داشته باشه

پیش‌گویی‌ها و تقدیر همین‌طوری‌اند

ممکنه معانی مختلفی بده

هرچی بیشتر دنبال فهمیدنش باشی فهمیدنش برات سخت‌تر می‌شه

گاهی اوقات، باید بذاری سر وقتش خودش به ذهنت بیاد

ببخشید، می‌تونم بلیت‌هاتون رو ببینم؟

شما توی کوپه 17 بی هستین؟

توضیحی ندارین؟

صبرکن، فکر کردی کار ما بوده؟

بوده؟ - آخه چه‌طور؟ اصلا چرا؟ -

قربان، وقتی واسه صبحونه رفتیم همه‌چیز صحیح و سالم بود

نمی‌دونم چه‌طوری به این وضع افتاده

،یه شاهد داریم که صدای شکسته شدن پنجره‌

و بعدش صدای بچه‌ شنیده - بی‌خیال -

می‌تونی بهم بگی کِی کوپه‌تون رو ترک کردین؟

بازداشتیم؟

دختر جون بهت توصیه می‌کنم با این لحن باهام حرف نزنی

بازداشتیم یا نه؟

پس داریم وقت تلف می‌کنیم تا ببینیم

یارو گرگینه‌ای چیزیه یا نه، درسته؟

قطار تا ده دقیقه دیگر به ایستگاه گیتوی سنت لویس

می‌رسد - بعید می‌دونم هیولا باشه -

تشخیصش سخته

خب، اگه هیولا نیست پس اینجا چه‌خبره؟

چرا باید یکی کوپه‌مون رو داغون کنه؟

شاید دنبال چیزی بودن

ما که چیزی نداریم

کسایی که فکر می‌کنن شاید تو اَبَر آذرخش زئوس رو دزدیدی عقیده‌ دیگه‌ای دارن

درسته

خب، در هر صورت قرار نیست چیزی که در اختیار نداریم رو پیدا کنن

در هرصورت، قرار نیست کُل روز رو

توی اداره پلیس ایستگاه سنت لویس بازجویی بشیم

باید از اینجا خلاص شیم تا تأخیری توی برنامه‌مون پیش نیاد

اشکالی نداره پیش‌تون بشینم؟

اه

طفلکی‌ها

والدین‌تون اینجا نیستن، نه؟

این‌طور نیست، عزیزم؟

بچه‌ها وقتی تنهائن ترس برشون نمی‌داره؟

اشکالی نداره، منم یه مادرم می‌دونم چه‌قدر الان باید ترسیده باشین

ببخشید می‌شه یه‌کم تنهامون بذاری

...فکر کنم

فکر کنم مضطرب‌شون می‌کنی

...می‌خوام بدونین

واقعا فکر نمی‌کنم اون خراب‌کاری کار شما بوده

فقط می‌خواستم یه لحظه باهاتون تنها باشم

یه چیزهایی هست که می‌خوام متوجه‌ش بشین

روی پالتوت یه چیزی هست

...شبیه

شبیه شیشه‌ست

کسی از داخل کوپه‌مون شیشه رو نشکونده

یه نفر از بیرون شکسته‌تش

!اوه

بله، عزیزم

می‌دونم

خیلی بی‌طاقتی

!اوه

ولی تقریبا به اونجا رسیدیم

این تقصیر شما نیست

،ولی متأسفانه

ولی امروز جُور اشتباه پدر و مادرتون رو باید بکشید

گوش کن، خانوم

نمی‌دونم کی هستی ولی فکر کنم بدونم چی هستی

توی مسیرمون به‌چندتا هیولا مثل تو برخوردیم ولی همه‌شون رو از پا در آوردیم

هیولاهایی مثل من؟

...خب

معلومه که مثل منن

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left