Die ersten 134 Zeilen.
تقصیر من بود که مِی دزدیده شد
...بخاطر اینکه من تنهاش گذاشتم،مِی مِی مِی
چی داری میگی؟
من ازت محافظت میکنم
منم ازت محافظت میکنم
شما دوتا چتونه؟ آسادا کون میشه از ایکون دور بمونی؟
امروز میخوام با تو بخوابم
خواهش میکنم،عاشق کسی نشو،ترکم نکن
همیشه کنارت میمونم و
عاشق کسی نمیشم
...همیشه
همیشـه کنارم بمون خب؟
...یعنی اوتازاوا سان هنوزم تو شوکه
رفتارش عجیبه نه؟
...یعنی داره به خودش فشار میاره که بیاد مدرسه
یعنی باید یکبار دیگه ازش بپرسیم؟
یا تنهاش بذاریم بهتره؟
نظرت چیه؟
...تو
مِی چانُ دوست داری نه؟
از اون موقع همش داشتی راجع به مِی حرف میزدی
نخیرم! خودتم میدونی که به آزومی سان اعتراف کردم نــه؟
پس چی ؟ ایبوکیُ دوست داری؟
آره
میگما ، تو بجای اینکه عاشقش باشی فقط تحسینش نمیکنی؟
خب اگه انقد نگران مِی ای،چرا ازش نمیخوای باهات قرار بذاره؟
!اوتازاوا سان
...اوم
میشه کمکم کنی اینو برسونم به دست ایبوکی کون؟
تو رو خدا ! باشه؟
!هی،وایسا،وایسا...اوتازوا سان
چیه؟
چی گفتی؟ اون دختره اینو سپرد به تو نــه؟
یادم نمیاد اصلا همچین قولی بهش داده باشم
...خب شاید اینطور باشه ولی
...چه اون دختــر ، چه آسادا کون ، چه تــو
نمیخوام ایکونُ دست هیچکس بسپرم
راجع به این قضیه به ایکون میگی؟
معلومه که نـه،همچین کاری نمیکنم
ولی من حس میکنم که کاری که کردی اشتباهه
داری احساسات معصومانه ی عشقشُ زیر پا له میکنی دلم واسش میسوزه
اگه آزوما سان الان تو رو این شکلی میدید فکر نمیکنی اونم خیلی ناراحت میشد ؟
نیازی نیست تو بهم بگی ، میــدونم
ولی،اگه اینکارو نکنم... یکی ایکونُ ازم میگیره
اوتازاوا سان ؟
اوتازاوا سان،خوبی؟
! ایکون
!ایکون...وایسا... نـــرو ایکون
...منو تنها نـذار
...منو تنها نـذار
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
مِی؟
...ساکورای
نگران نباش،پریشون بود ولی... الان حالش خوبه
که اینطور،خداروشکر
مِی،حالت خوبه؟
پس من دیگه میرم
باشه،دستت درد نکنه
دستام گرم گرمن
تموم این مدت نگهشون داشتی؟
ممنون ایکون
من نبودم
چی؟
تموم این مدت ساکورای کنارت بود
آزوما ایبوکی
آیسا تاکیوچی
آسادا موتسومی
میزوکی ایتاگاکی
مِی اوتازاوا
رِنا تاکدا
ساکورای نائو
یوتارو گوتو
ترجمه و زمانبندی : نازنیـن میـکسر
: ارائه ای از ╰☆╮ MixNonaz2 ╰☆╮
سنـدرم 16 سالگی
هرگونه استفاده از اين زيرنويس = = بدون ذکر منبع ، ممنوع و غير مجاز است
قسمت هفتم
!صبح بخیر ایبوکی
ساکت شو
صبح بخیر ساکت شو
عه! مِی چان کو؟
حالش خوب نیست،واسه همینم امروز نمیاد ساکت شو
که اینطور ساکت شو
بنظر سرحال نمیای،خوبی؟
ساکت شو ، ساکت شو
خوبم
ساکت شو ، ساکت شو ، ساکت شو
آزوما سان؟
ساکت شو اوتازاوا سان کو؟
ساکت شو امروز نمیاد؟
...ساکت شو
خوب بنظر نمیای ، حالت خوبه؟ ساکت شو ، ساکت شو
...ساکت شین خوبم
ساکت شین
ساکت شین
چیه؟
میریم درمونگاه
!گفتم که خوبم
چطور میتونی خوب باشی؟ رنگ و روت پریده
میتونم خودم برم
چیزی شده نه؟
هیچی نشده !فقط بهم بگو
خواهش میکنم
حداقل بذار نگران دختری که دوسش دارم باشم
این حرفُ نزن
نگــو که دوسم داری
دوست دارم
ما دوستیم مگه نه؟
...من
حتی یه بارم تو رو به چشم یه دوست ندیدم
...اگه نمیتونیم دوست باشیم پس
دیگه هیچوقت باهام حرف نزن
ایبوکی چان،بیا بریم
مِی؟
مِی؟
آزوما سان؟
بهتر بنظر میای
...ساکورای
...این چیز خاصی نیست ولی
آزوما سان؟ بامزه ست؟
قبلا یکی لنگه ی اینو داشتم،بخاطر همینم اینو درست کردم
...ساکورای
ببخشید ولی،میشه از این کارا نکنی؟
آزار دهنده ست
این بخش از شخصیتت خیلی اعصاب خورد کنه
فقط تنهام بذار
چیشده؟
اینجوری اصلا شبیه خودت نیستی آزوما سان
!ساکت شو،ساکت شو
یعنی چی خودم باشم؟
نمیتونم خودم باشم
...اگه خود واقعیم باشم اونوقت
آخه ، اگه اینکارو کنم همه چیز خراب میشه
اگه خراب شه هم،دیگه مثل اولش نمیشه
No comments yet. Be the first to leave one.