Die ersten 200 Zeilen.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
سه کلمه
بهترین بخشش همینه
... با یه تماس تلفنی بهشون خبر میرسه
که کابوس تموم شده
خیلیخب
کون لقت، کون لقت - چیزی نیست -
چیزی نیست بیا بریم
سه کلمه "من پیداش کردم"
گرفتمت دستت رو بگیر دور من
زودباش، زودباش
همهچیز تموم میشه
دوستهات بهت میگن جان یا جک؟
اوه، غالبا میگن جان
دوستهای قدیمیام بهم میگن جان
آشناها بهم میگن اسکاتی
من بهت میگم آقای فرگوسن
اوه خدایا، من بودم اصلا خوشم نمیاومد
و بعد از اتفاقی که ... امروز بعدازظهر افتاد
بهنظرم دیگه میتونی اسکاتی صدام کنی
شاید حتی جان
الو؟
چی؟
الان میام
اوه، دخترم
هیس، چیزی نیست
خیلیخب
چیزی نیست
چیزی نیست، چیزی نیست
خیلیخب
چیزی نیست
چیزی نیست
چیزی نیست
پایان، چیز عجیبیه
میدونی قراره از راه برسه ... اما با اینحال
همهچیز تموم میشه
خوشحالم که این پرونده تموم شد
خب، نه کاملا
میدونم، میدونم
دارم وسواس به خرج میدم کارآگاههای خصوصی همین کار رو میکنن
همهچیز رو بررسی میکنن
باید عجله کنم
الان برمیگردم
همهمون باید عجله کنیم
گندش بزنن
گواهینامه و مدارک ماشین لطفا
بله
داشتم تند میرفتم؟
سرعت مجاز، 105 ئه اما شما 110 میرفتید اما دلیل اینکه نگهتون داشتم این نیست
سپر عقبتون آویزونه
واقعا؟
باید ازتون بخوام توی ... استراحتگاه بعدی توقف کنید
و بررسیاش کنید آقای میلر
... اگه توی جاده، سپرتون بیفته
نه. بله، البته ممنونم
... آره، فکر کنم احتمالا به جدول
ماشین 33 هستم ... احتمالا یه مورد 1-54 داریم. یه ماشین تسلا
که احتمالا رانندهاش توی اتوبان 118، تیر خورده
سلام - اینجا چی کار میکنی؟ -
صبح بخیر منم از دیدنت خوشحالم
ببخشید صبح بخیر
همهچیز مرتبه؟
آره، فقط هنری داره یهدندهبازی در میاره
آره، بعضیوقتها اینطور میشه - آره -
... ما ... ما فرصت نکردیم
خیلی خوشحالم که پیداش کردی
واقعا؟
آره، البته
فکر میکنی از اون وضع خوشحال بودم؟
میدونی، نمیدونم چه فکری باید درموردت بکنم روبی. جدی میگم
هوم
خب میدونی، احتمالا دارن ... دنبال ما میگردن
اوهوم - چون پاویچ رو لو دادی -
و حالا همهمون باید بریم
ببین، تو کاری رو کردی که ... فکر میکردی باید بکنی، پس
درسته
خیلیخب. باید امروز از اینجا بریم
میدونم
خیلیخب. برای تخلیه دیر نکنی میلر توی راهه
فهمیدم - غروب میریم -
تا آخرین لحظه مینویسی، نه؟
منظورت چیه؟
تازه دارم گرم میشم
ز گهواره تا گور دانش بجوی
خیلی خوب من رو میشناسی
خب، فکر کنم دیگه تمومه. نه؟
سفر به خیر
آره
چه حسی داری؟
خوبم گمون کنم عه ... احساساتم در همه
آره، منم همینطور
فکر میکردم الان خونه سیگل باشی و زیر پات، برگ گل رز بریزن
هوم - الان قراره برم اونجا -
اما انتظار ندارم برگ گل رز برام بریزن
اون چیزی که درموردش بهت زنگ زدم رو آوردی؟
... چیز - دستگاه پخش -
درسته خدایا، مغزم دیگه از کار افتاده
آره، اینجاست
برای چی میخوایش؟ - ها؟ -
دستگاه پخش رو میگم. برای چی میخوایش؟ ما که داریم میریم
یه چیزی هست که میخوام چک کنم
درمورد پروندهست، نه؟
فکر میکردم دیگه تموم شده
... توی اخبار شنیدم که - ببخشید، اسمش چیه؟ -
رایان پاویچ - درسته -
شنیدم برای خودش یه هیولاییـه
چندین نفر رو شکنجه کرده
!آها
صبر کن ببینم، فکر میکنی آدم اشتباهی رو گرفتن؟
نه، نه کار خودش بود
پس چی؟
یه چیزی هست نمیدونم
فکر میکنی دارم وسواس به خرج میدم؟
بهنظرم تو جون یه نفر رو نجات دادی ... و هر خطایی هم که کرده باشی
... تمایلت برای انجام کار خوب
واقعا حرف نداره
ممنون هنری
واقعا لایق برگ گل رز هستی
ممنون هنری
خب، چطور میری اونجا؟
روبی میرسوندم
کوروت رو نمیبری؟
ایکاش میشد
میای دنبالم؟ - حتما -
یهکم دیگه میبینمت برمیگردم
باشه
ممنون - خواهش میکنم -
امتحان میکنیم امتحان میکنیم
یکی از چیزهایی که از دوست دارم بگم اینه که مراقب چیزهای آشنا باشید
به چیزی که میدونید، قانع نباشید
و بزارید غافلگیر بشید
این خیلی مهمه ... چون من
یهمدت خیلی طولانی فکر میکردم خودم رو میشناسم
از اون آدمهایی هستم که بیسبال دوست دارن
از اوناییام که از تنیس تنفر دارن و غیره و غیره
اما فهمیدم که این موضوع داشت من رو محدود میکرد
و هر چی بیشتر این کار رو میکنم ... بیشتر میفهمم که در واقع اصلا نمیدونم
از چه چیزهایی ممکنه خوشم بیاد یا نیاد
... برای مثال
هیچوقت فکر نمیکردم از چکش خوشم بیاد
تا اینکه فهمیدم خوشم میاد
... پس آره، یعنی
نه
روشن فکر باشید و خودتون رو محدود نکنید - نه -
نه، نه، خواهش میکنم
!هی! بسه
!بس کن
... برای یه مدت، به خودم
آقای شوگر
حالت چطوره؟ - عالیام. ممنون -
از دیدنت خوشحالم
واقعا بابت کاری که برای اولیویا کردید ازتون ممنونیم
آقای سیگل منتظرتون هستن - ممنون -
یهلحظه صبر کن - حتما -
مارگیت، تسلیت میگم - ممنون شوگر -
اگرچه ... خیلیها بهم تسلیت گفتن
و به نحوی، بهنظر فایدهای ندارن
مطمئنم همینطوره
خب
ما هیچوقت ته و توی قضایا رو در نیاوردیم، مگه نه؟
این پرونده چه فایدهای برای تو داشت؟
بهت که گفتم چه فایدهای برام داشت
درسته، درسته
یه کارآگاه خصوصی خوشقلب که دنبال یه دختر کوچولوی پولدار میگرده
دختری که پسرت به خطر انداخت
خواهر خودش رو به خطر انداخت
شاید از عمد نبوده باشه اما بیمهابا بوده
... و گمون میکنم تو همهچیز درمورد
میدونی، یه مدت پیش توی پسری در گوشه" دیدمش"
بازیش ... واقعا خوب بود
آره
آره، حرف نداشت
همینطوره
بازم تسلیت میگم
ممنون
ممنون کارلوس - خواهش میکنم -
امیدوارم ناراحت نشده باشم اومدم خداحافظی کنم
نه، البته که ناراحت نشدم
در حقیقت، برات یه پیشنهاد دارم
یه موقعیت کاری دارم
رئیس امنیت کل شرکتم
واقعا؟
کار آسونیه
پیدا کردن دزدهای اینترنتی رسوندن ستارههای فیلم به جلسات بازپروری
و هر چقدر که افرادی مثل من ... دارن بهت حقوق میدن
اوهوم - من دو برابرش رو میدم -
خیلی لطف دارید ... ممنون، اما
واقعا؟
خیلیخب - اوه ببخشید -
... این
آره، آره اونا خیلی نادرن
اما وقتی اتفاق میافتن خیلی خوبه
حس باحالیه
"اینکه بگم "ممنون اصلا حق مطلب رو ادا نکردم
بهنظر زن قویای میاد
آره هست
اما هر دوشون مسیر درازی رو پیشرو دارن
درموردش صحبت نکرده؟
درمورد ... نه هنوز نه
نه، قابل انتظاره
No comments yet. Be the first to leave one.