Die ersten 200 Zeilen.
ينگ ژيونگ ازش رد شدي
وو ينگ ژيونگ به ايستگاه گزارش بده
!پشتيباني هوايي
کدُ داري، مگه نه؟
!چرا؟ دوباره هليکوپتر
.نگران نباش من پليسم
من چن ژن از ايستگاه شرقيم
هي ميشناسمت تو وو ينگ ژيونگي
همه پليس هاي شهر هاربور ميشناسنت
بيا، بذار يه عکس ازت بگيرم هي
لبخند هي
زود باش هي
بيا يکي ديگه بگيريم
تو 320 تا مسافرُ نجات دادي و جلوي هواپيماربايي تروريستي رو گرفتي
رسانه ها ميگن تو يه افسر پليس ستاره اي سه بار مسابقات قهرماني کيک بوکسينگ رو بردي
و دو بارم توي مسابقات تيراندازي دوم شدي
اما گذاشتي ژو دا فو فرار کنه اونم يکي از تحت تعقب ترين مجرمها
درسته؟- و؟-
چي ميخواي؟
هيچي منم روي اين پرونده تحقيق ميکنم
داشتم از اينجا رد ميشدم و ديدم از اونجا آويزوني
،ميدونم شرمنده شدي .تلاشم رو ميکنم که دهنم رو بسته نگه دارم
اما اين پرونده منه
اوه، اينطوريه؟
اين عکسِ ميتونه ثابت کنه که ما دوستيم، درسته؟
برادر هالک؟ با افسر لان فرانسيس تماس بگير
بهش بگو مدارکِ صحنه جُرمِ بزرگراه سه رو جمع آوري کنه
در مقابل عدالت واقعي
همه ما گناهکاريم
تو و من "ما"ييم
...ما بايد
.خيلي وقت پيش ميمرديم
اما از قضاوت فرار کرديم
اين يه تشريفات براي پاک کردن گناهانمونِ
اين يه شوخيه؟
...شهردار
اين آدما همه شون مجرماي تحت تعقيب آزادن
اون رياکارا...براي روحشون
اين يه تشريفات براي پاک کردن گناهانمونِ
شماره اي که با آن تماس گرفته ايد در دسترس نميباشد
لطفا بعد از صداي بوق پيغام بگذاريد
يه پرونده اضطراري دارم و همين الان بايد برگردم شهر
بعداً بهت زنگ ميزنم
هر طور شده بايد امروز ببينمت
و لطفا دوباره يهويي ناپديد نشو
.و در دسترس باش
مسافرين محترم داريم به ايستگاه اچ اس آر شهر هاربور ميرسيم
!بريد کنار! تکون بخوريد
چي کار ميکني؟ آروم باش اونجا کابين راننده است، نميتوني بري اونجا
تقريبا رسيديم
رسيديم
!بذاريد برم! بذاريد برم
!الان منفجر ميشه! بذاريد برم !بذاريد برم
بذاريد برم ديگه وقتشِ
ببخشيد شهردار؟
الو؟
!پرده رو باز کن
!همه پرده ها رو باز کنيد
همه فداکاري ها ارزش جشن گرفتن دارن
،بيايد با هم يه آينده درخشان خلق کنيم به شهر جديد هاربور خوش اومديد
!کمک! کمک
!کمک !يکي کمک کنه
!ميبينمت
صدام رو ميشنوي؟
!کمک- .نترس، من اينجام-
!تحمل کن
دستم رو بگير .دستم رو بگير
!گرفتمت
اون پايين اوضاع رو به راهِ؟
.يه دقيقه ديگه آمبولانس ميرسه
به ماشين من نگاه ميکني؟ ميخواي برسونمت؟
چرا بايد اين کار رو بکنم؟
چراغ جلو يا لاستيک ها؟
هيچکدوم انتخاب ديگه اي هم دارم؟
کليدا رو بده بهم
!عوضي !گردن کلفت
!ميدونستم
به چي نگاه ميکني؟ با دقت برون
خونه امم به هم نريز
همه نيروهات رو بفرست جاده هاي اصلي
و مشخصات کسايي که ميدونن چطوري بمب بسازن
چه اونايي که سابقه دارن چه اونايي که ندارن رو بيار
بله قربان مشخصات مظنونين ابتدايي رو دارم
دورشون خط ميکشم
ايستگاه اچ اس آر شهر هاربور، ژو ژنگ پل دريايي، ما تيان ژيانگ
پل اصلي شرقي، چن فو لاي
ايستگاه مرکزي، شاو شي چانگ اسکله هاربور، گاو شانگ جي
...ژو دا فو
همه مواد منفجره توي ماشين هاي گشتي يا آمبولانس ها پنهان شده بوده و همه انفجارها توي سيستم حمل و نقل اتفاق افتاده
به خاطر همين تنها راه بيرون رفتن از شهر هاربور پل فلزي نا آن
.و تونل مرکزي نزديکِ توئه
وقتي اونجايي مراقب باش بهمون اطلاع دادن
همه بمب گذار ها تحت تعقيب ترين مجرمينن
برادر ينگ ژيونگ بعدي ژو دا فوئه
فکر کنم گفتي که قبل از سقوط هواپيما
ژو دا فو افتاد توي دريا و مرد
خب اينطور که معلومِ
اين روح ژو دا فوئه درسته؟
همه واحدها، حواستون به واحدهاي گشتي و آمبولانس هاي اطرافتون باشه
اگه چيزي ديديد متوقفشون کنيد و بگردينشون
برادر هالک- ژي ينگ، صبر کن-
دارم تلفني با ينگ ژيونگ حرف ميزنم
الان ميارمت رو صفحه
برادر هالک ميتوني بهم بگي اين چيه؟
يه منبع تکي
ژي ينگ ميتوني منبع سيگنال رو به آداپتور ميکي وصل کني
و از تلفن واسه پس فرستادن فرکانس هاي ديجيتال به من استفاده کني؟
بهم يه دقيقه وقت بده
همه واحد ها پل فلزي نان آن، تحت حملات ناشناس بوده
همه نيروهاي انساني فورا براي کنار تونل کمک بفرستن
!پليس !ماشينت رو بزن کنار
!ژو دا فو !اونِ
!پليس احمق از کجا ميدونستي من اينجام؟
!بزن کنار و زود بيا بيرون !همين الان تمومش کن
ميدوني داري چي کار ميکني؟- نميتونم وايسم-
وگرنه اونا ژياو ژينگ رو ميکشن منم ميميرم
!وقت ندارم اگه به نقطه مشخص شده
نرم ميکشنم
همين الان وايسا بمب رو خنثي ميکنم
نه نميتوني منفجر ميشه
کجا ميري؟- گفتن که وقتي رفتم توي تونل-
به طرف چپ بچرخم
!صبر کن- وو ينگ ژيونگ کجاست؟-
!بهم بگو کجاست
اينجا نيست سر وظيفه است
هي جلوش رو بگير
!از سر راهم بريد کنار- چي کار ميکني؟-
فهميدم .سيستم موقعيت ياب جهانيه
...جي پس اس
وو ينگ ژيونگ ده ثانيه وقت داري
.که با دوست جنايتکارت خداحافظي کني- چي؟-
نزديک بود منو بکشي- چي کار ميکني؟-
اگه نزنه کنار بايد بکشمش
چون کليد انفجار زمان نيست
مکانِ
وو ينگ ژيونگ کجاست؟
!دستات رو ببر بالا و اسلحه رو بذار زمين- وو ينگ ژيونگ کجاست؟-
!پليس احمق! بهم شليک کن
چرا نميفهمي وو ينگ ژيونگ؟
اگه ميخواي بزنه کنار لازم نيست بکشيش
اگه نکشمش واينميسه
وقتي به نقطه تعيين شده برسه و تونل منفجر شه
اونوقت ديگه راه خروجي واسه شهر هاربور نيست
منتظر چي هستي؟
دعا کن حرفت درست باشه
پل عبور از دريا
...خط آهن سرعت بالا
اين جي پي اس مکان انفجاره
...حالا اين
چي کار ميکني؟
ميخواي بميري يا ميخواي منم باهات بميرم؟
اصلا به من فکر کردي؟
وو ينگ ژيونگ کجاست؟
!بياريدش اينجا
!شعبه جنوبي
برادر هالک اينو ببين- !سبز-
هالک؟
ميشنوي، هالک؟
حالا ميفهمم چرا هيچکس از تو خوشش نمياد
سخت که کسي همکارت بشه
!ژو دا فو- !آه! ماشينم-
!وايسا ژو دا فو- !برو کنار! برو کنار-
!بمبِ، الان منفجر ميشه- !گوش کن-
!الانِ که منفجر بشم
!ژو دا فو
!بشينين! بشينين! بشينين
من خوبم
خرابه
گول زمانبندي روش رو نخور
وقتي به مکان مشخص شده برسي منفجر ميشه
اگه باور نميکني امتحانش مجانيه
من که گذاشتم بري پس اينجا چي کار ميکني؟
پس گذاشتي بره نميخواي ديگه يه قهرمان باشي؟
من نميخواستم برگردم
داشتم با ژياو ژينگ در آرامش زندگي ميکردم
يهويي يه عده عوضي اومدن و ما رو از هم جدا کردن
اونا ژياو ژينگ رو گروگان گرفتن و منو مجبور کردن اين کار رو بکنم
بايد نجاتش بدم
ميتوني از اسلحه من استفاده کني- خفه شو، ميشه؟-
ميخوام يه چيزي ازش بپرسم
ميتوني بگي کي تو رو برد؟ چه شکلي بودن؟
ازت چي ميخوان؟- من از کدوم جهنمي بدونم؟-
نميبيني چي ميخوان؟
اون مجرم منِ من ازش بازجويي ميکنم
مجرم؟
بعد از اينکه گذاشتي بره ديگه مالِ تو نيست
در هر صورت تو هم مجرمي- چي داري ميگي؟-
قانون رو شکستي و گذاشتي يه مجرم بره
!هي شماها! اينقدر نگيد من مجرمم .وقتي منفجر شه همه مون با هم ميميريم
اگه کار بهتري نداري ميتوني چاشني بمب رو بکشي
!زود باش
جلوتر نرو، ميشنوي؟
هشدار کلاس دو همگي
!ما پليسيم- !تکون نخوريد-
!دستاتون رو بلند کنيد
تو اينجا چي کار ميکني؟
لطفاً مراقب باش اگه اون مرده رو بزني
اون چيز مهمي که داري منتقل ميکني از بين ميره
!مراقب باش
کاپيتان اينجا مواد منفجره زيادي هست
No comments yet. Be the first to leave one.