My Brilliant Friend

My Brilliant Friend (L'amica geniale)

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

My Brilliant Friend S03E02 1080p HMAX WEB-DL
Ein Kommentar von hamidfallah698

Tags

web
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
Veröffentlicht am: 2022-03-11
Downloads: 40
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

آهسته، پسرم، پاستا بخور

یه جرعه بیش‌تر نیست

!تو که راست می‌گی - کُل بطری رو خورد -

واقعاً، واسه خواهرش هم ریخت

این‌طور نیست. نریختم‌ش واسه اون

چرا، دروغ‌گو! تو هم دیدی. من مامان‌ت‌ام، خوب می‌شناسم‌ت

راست می‌گی - اون هم دید -

اون هم دید

یالا، کمک‌م کن - من می‌تونم کمک کنم؟ -

نه، استاد، اون وظیفۀ زن‌هاست

...بابا

خانم، خیلی خوش‌مزه بود - خوش‌حال‌ام لذت بردی -

دست‌پخت زن‌تون به‌قدری خوبه که نتونستم جلوی خودم رو بگیرم

اون تعریف رو شنیدی؟

چطوره؟

زشت، پاهاش کج‌وْکوله‌ست

حالا انگار بابا بهتر بود - راجع به بابات چی گفتی؟ -

هیچی - پس ساکت باش -

تو فقط رئیس‌بازی در میاری

!پیترو خیلی فرهیخته‌ست

حالا واقعاً باید بری، واسه چی؟

بابا، پیترو کار داره

می‌دونم استاد کار داره، ولی ناراحت‌ام که داره می‌ره

آقای گرکو، من هم ناراحت‌ام. کاش می‌تونستم بمونم

خیلی به‌م خوش گذشت

ولی واقعاً مجبورم برم

ولی قبل‌ش چیز مهمی باید بگم

همه ساکت! استاد چیز مهمی واسه گفتن داره

...بابا - تو ساکت -

...آقای گرکو، من توی این چیزها وارد نیستم. شما

...تصور می‌کنم خودتون می‌دونید. منظورم اینه... منظورم اینه

می‌خوام دخترتون رو ازتون خواستگاری کنم

اگه آدم مهمی مثل تو، لنوچای من رو ازم خواستگاری کنه

افتخاری از این بالاتر برام نیست

شغل مهمی داری، از یه خانوادۀ درست‌حسابی هستی؛ چی می‌تونم بگم؟

دختر من چشم‌هاش از شادی برق می‌زنه

نشون می‌ده که دوست‌ش داری و همین واسه من کفایت می‌کنه

پس بیاید جشن بگیریم

قبل از جشن‌گرفتن، باید تکلیف یه چیزی رو روشن کنیم

،ما با ازدواج‌نکردن‌تون توی کلیسا موافق نیستیم چون ازدواج بدون کشیش، ازدواج نیست

متوجه‌ام، متوجه‌ام

من برای افرادی که خودشون رو خالصانه وقف خدا می‌کنن، احترام قائل‌ام

من مؤمن نیستم. اعتقادات خودم رو دارم، ولی به هیچ خدایی اعتقاد ندارم

ولی خانم، خواهش می‌کنم، می‌تونید به من اعتماد کنید

مؤمن‌نبودن به این معنا نیست که به هیچی اعتقاد ندارم

من به عشقی که به دخترتون دارم، اعتقاد راسخی دارم

،این عشق، پایه‌های ازدواج‌مون رو محکم می‌کنه

نه یک محراب، یک کشیش یا یک صاحب‌منصب شهرداری

اگه مهم عشقه که چی رو از دست می‌دی؟

توی کلیسا ازدواج کنید و به هم عشق بورزید، تشریفاته

نه، تشریفات نیست، قربان، اصوله

اگه توی کلیسا ازدواج کنم، اگه عشای ربانی انجام بدم

تبدیل به کسی می‌شم که غیرقابل‌اعتماده، که به اصول‌ش پایبند نیست

...و با شناختی که از دخترتون النا دارم

دست از دوست‌داشتن‌م می‌کشه

...و شما، خانم

باورم نمی‌شه شما دخترتون رو به آدم غیرقابل‌اعتمادی بدید

لنوچا از بچگی متفاوت از بقیه بوده

کارهایی می‌کرد که باقی دخترهای محله قادر به انجام‌شون نبودن

این دختر هیچ‌وقت من رو نااُمید نکرده

مایۀ سربلندی منه، مایۀ سربلندی کُل خانواده‌ست

با زحمت‌هایی که کشیده، لایق خوش‌بختیه

و اگه کسی عذاب‌ش بده، کاری می‌کنم هزار برابر بدتر عذاب بکشه، باشه؟

می‌دونم النا چقدر عزیزه. و قدردان‌تون‌ام که این‌جوری بارـش آوردید

مال مادربزرگ‌م بود، مادرِ مادرم

خانواده‌م خیلی خوش‌حاله که دست تو باشه

!ببوسید! ببوسید

مبارکه، دخترم

ممنون

!سرانجام، به خانواده خوش اومدی

سرانجام، خانم ایماکولاتو

پپینو

جانی - این‌یکی رو شوهر دادیم -

حالا سه تای دیگه رو باید به سرانجام برسونیم

به وقت‌ش

جانی - ممنون -

سیگار؟ - ممنون، ممنون، ترک کردم -

« اِلنا فرانته بر اساس رمانی از »

« دوســت نــابــغــۀ مــن »

« داستان آنان که می‌روند و آنان که می‌مانند »

« بخش دوم (هجدهم): تب »

!بنّاها کارشون خوبه، ولی این‌جا کثیفه. کثافت می‌باره

سلام - سلام -

چند روز دیگه کارشون تموم می‌شه

مشکل تو که نیست، لنو، هست؟ من نظافت می‌کنم

من و الیسا کمک‌ت می‌کنیم

وقتی ماشین نداری، گواهی‌نامه می‌خوای چی‌کار؟

خوش‌ت میاد پول حروم کنی

پس، تلفن و تلویزیون هم پول‌حروم‌کردن‌ان

می‌خوای ماشین بخری؟ من می‌شناسم‌ت

چقدر پس‌انداز کردی؟

به تو مربوط نیست - به من مربوط نیست؟ -

!النا - !النا -

!چی‌کار می‌کنی؟ همین الآن تمیز کردم

!اون‌وقت بگو تقصیر منه

انزو! پاشکوآل، چی شده؟

می‌تونی بیای پایین؟ - الآن؟ -

آره - چرا؟ -

بیا پایین، توضیح می‌دیم - وایسید، الآن میام -

کجا می‌ری؟ - الآن برمی‌گردم -

کجا می‌ره؟

سلام

سلام، لنو

چی شده؟

حال لی‌لا خوش نیست و می‌خواد تو رو ببینه

چی شد؟

معمولاً چهاروْنیم از کارخونه برمی‌گرده

امشب وقتی با پاشکوآله اومدم خونه، نبود

جنارینو هنوز پیش همسایه بود

به‌ش شام دادم و بعد لی‌لا اومد

احتمالاً حوالی هفت بود

رنگ‌ش شده بود گچ دیوار

جوابِ سؤال‌هام رو نمی‌داد

«فقط گفت: «ناخن‌هام دارن جدا می‌شن

به دست‌هاش نگاه کردم. به‌ش گفتم چیزی‌ت نیست

شروع کرد به جیغ‌زدن

خودش رو توی اتاق‌ش زندونی کرد. و شروع کرد به «گفتن: «زنگ بزن لنوچا. می‌خوام با لنوچا حرف بزنم

دعواتون شد؟ - نه -

سر کار زخمی شد؟ - فکر نکنم -

نمی‌دونم

بیا حالا هول نکنیم، لنو

به امید این‌که وقتی لی‌لا تو رو دید، آروم شه

بریم

خیلی خوش‌حال‌ام پیدات کردیم

حالا که آدم مهمی شدی حتماً سرت شلوغه

شما دو تا پیش هم چی‌کار می‌کنید؟ تو هم نقل‌مکان کردی اومدی «سن جووانی»؟

نه، من الآن دبیر بخش‌ام

«واسه جلسات زیاد میام «سن جووانی

توی دفتر بخش همدیگه رو دیدیم

لی‌لا هم کمونیسته؟

لی‌لا به‌قدری کمونیسته که هیچ‌وقت عضو حزب نشده

روزنامۀ «یونیتا» زیاد راجع به دانشجوها مقاله می‌نویسه

باهاشون مصاحبه می‌کنن، به حرف‌هاشون گوش می‌کنن

آدم‌هایی که واقعاً کار می‌کنن، کارگرهای کارخونه؛ چرا نمی‌ذارن اون‌ها هم حرف بزنن؟

حزب لام‌تاکام حرف نمی‌زنه، منتظره «آلدو مورو» بره سراغ دولت

نخست‌وزیر سابق ایتالیا و رئیس حزب دموکرات مسیحی ] [ ایتالیا که مانع قدرت‌گیری نیروهای چپ در ایتالیا بود

مگه ما سگ‌های دست‌آموز «آلدو مورو»ایم؟

ما باید انقلاب کنیم، لنو! نظر تو چیه؟

حق با توئه - باریکلا، تو همیشه باهوش بودی -

برو، لنو؛ اون‌توئه

بیا تو

می‌دونستم میای. یه بوس بده

همه‌چی رو درباره‌ت می‌دونم

توی روزنامه دیدم‌ت

!خیلی خوب به نظر می‌رسی

این رو هم می‌دونم که داری با یه استاد ازدواج می‌کنی، باریکلا

من رو ببخش که این ساعت مزاحم‌ت شدم، ولی به‌ت احتیاج دارم

سرـم داره عین کاغذدیواریِ پوسته‌پوسته، از جاش کنده می‌شه

چی شد؟

مزاحم‌ت شدم چون باید یه قولی به‌م بدی

،اگه اتفاقی برای من افتاد، اگه کارم به بیمارستان کشید ،اگه توی تیمارستان زندانی‌م کردن، اگه غیب‌م زد

باید جنارو رو ببری

باید توی خونه‌ت بزرگ‌ش کنی

انزو پسر خوب‌ـیه، به‌ش اعتماد دارم، ولی اون نمی‌تونه چیزی که تو می‌تونی رو به بچه بده

اگه توضیح ندی، متوجه نمی‌شم

اول قول بده

باشه - نه، نگو باشه -

باید الآن به‌م قول بدی که بچه رو می‌بری

و اگه پول احتیاج داشتی، برو نینو رو پیدا کن

به‌ش بگو باید کمک‌ت کنه

«ولی قول بده: «بچه‌ت رو بزرگ می‌کنم

بچه‌ت رو بزرگ می‌کنم، قول می‌دم - خوبه -

حالا به‌م می‌گی چی شد؟

بلافاصله متوجه شدم که لی‌لا احتیاج به حرف‌زدن داشت

حرف‌زدن تسکین‌ش داد

به‌م گفت که رفتن سر کار بدترین تحقیر عمرش بود

ولی چارۀ دیگه‌ای نداشت

یه‌خرده گوشت سفید هم بذار، نه‌فقط قرمز

کارـت رو درست انجام نمی‌دی، حواس‌ت رو جمع کن - بله، قربان -

برونو، دوست نینو که در ایسکیا باهاش آشنا ،شده بودیم، کسی که به‌ش شغل داده بود

دیگه اون آدم سابق نبود

پدرش فوت شد، و مسئولیت کارخونۀ سوسیس افتاد روی دوش اون

این از پا درـش آورد

این جوکه رو گوش کنید

یه مَرده واسه شاشیدن، اشتباهی وارد دستشویی زنونه می‌شه

یه زنه میاد تو، می‌بیندش و شروع می‌کنه به جیغ‌وْداد

«مَرده می‌گه: «سر چه پُخی جیغ‌وْداد می‌کنی؟

«و زنه می‌گه: «این مخصوص زن‌هاست

:مَرده برمی‌گرده و آلت‌ش رو نشون می‌ده «مگه این مخصوص زن‌ها نیست؟»

چیه، خنده‌ت ننداخت، دخترک؟

می‌دونم چی سر حال‌ت میاره

چطور جرئت می‌کنی، عوضی؟

!دردم اومد! دردم اومد - !کثافت -

اون رو بی‌خیال! فقط لب‌وْدهنه، آزاری نداره

!آزار داشته باشه یا نه، نمی‌تونه سربه‌سر من بذاره

!نشون‌ت می‌دم

!سلیطه رو ببین

اگه یک بار دیگه دست به من بزنن، بد تموم می‌شه. فهمیدی؟

فهمیدی؟

برونو، این‌جا چه‌جور عن‌دونی‌ایه؟

لی‌لا، نمی‌شه که هر دفعه قشقرق به پا کرد

مردم احتیاج دارن یه‌خرده کرم بریزن، وگرنه این‌جا شکنجه‌ست

فکر می‌کردم جوک دوست داری - وقتی خودم تصمیم بگیرم -

تو عوض‌بشو نیستی. برگرد سر کارـت

!برو

خبری از محله نداشت

حتی مادرش رو هم ندیده بود

«گفت: «من گذشته رو پاک کردم، گذشته هم من رو

...تا این‌که یک شب

لی‌لا، ببین کی رو آوردم ببیندت

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left