The Lost Valentine

The Lost Valentine

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

The Lost Valentine 2011 HDTV XviD-MOMENTUM
Ein Kommentar von H_zandi
کاری از تیم ترجمه فارسی سابتایتل

Tags

HDTV
hdtv
XviD
HD
Veröffentlicht am: 2012-06-18
Downloads: 29
Hörgeschädigt: Yes

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

..:: تقديم به تمام پارسي زبانان جهان ::..

ولنتـــاين از دســــت رفـتــه

!مگه نگفتي گريه نميکني؟

!نخيرم،تو گفتي!من نگفتم

،واقعا متاسفم که الان بايد ترکت کنم

به خصوص الان،که زمانيه که من .بايد در کنارت باشم

!حداقلش اينه که الان ديدي،اگه چاق بشم چه شکلي ميشم - !از اين بابت خيلي خوشحالم -

هيچ وقت فکرش رو هم نميکردم اولين سالگرد ازداجمون .رو اينطوري جشن بگيريم

مسافرين قطار شماره 37 .سوار شوند

.اون قطار ما ست

ازت ميخوام هر روز برام يه نامه بنويسي و بگي که ...حالت چطوره،صبحونه چي خوردي و

!يا اينکه چقدر الان نگرانتم و...؟ - !دقيقا -

!اوه،نه نه نه،کرولاين بابا اين کارا چيه

!ما منتظرتيم تا برگردي

.برميگردم

براي آخرين بار ميگم،همه مسافراي قطار !شماره 37 سوار بشوند

...گريه نکن

.من منتظرت ميمونم

!نيِل

.الان ديگه قلب من پيش توـه

اون رو بزارش جلوي قلبت و همينطوري . سالم بهم برش گردون

...دوست دار هميشگي تو .کرولاين

.روز ولنتاين مبارک

سلام.عصرتون بخير خانم توماس!حالتون چطوره؟ - !اوه،ويليامز...بفرما بشين

!از قيافه افتادي ها - !اگه قيافه داشتم که با تو نميگشتم -

داشتم با خودم ميگفتم الانه که ديگه کرولاين توماس رو تو ايستگاه ببينم

همش با خودم ميگفتم الانه که .ديگه کرولاين توماس رو اينجا ببينم

!مگه بايد ديرتر ميومدم؟ - .نه،راست ميگي -

25ساله دارم اينجا کار ميکنم و تاحالا يکبار !نديدم دير بياي

!تو 40 سال قبلش هم همينطوري بودم

نميدونم اين قضيه رو بهت گفتم يا نه،اما ...اون موقع ها که هنوز تدريس ميکردم

هميشه دوست داشتم که همه ولنتاين هام .رو بيام اينجا جشن بگيرم

!چيزي ميخوريد براتون بيارم؟آبي،چيزي؟ - .نه،نه،نه،دست گلت درد نکنه،همينجا ميشينم -

.هر چي بخوام،دارم

...مراقب خودت باش

!چندتا خبر جديد برات آوردم - !عاليه -

درباره اون خيّر مدرسه ساز خبر جديدي گيرت نيومد؟

.آقاي فيگارو اصلا حاضر به مصاحبه نميشه

اما سناتور اروين الان اومده اينجا و ميدونم به خاطر اون موضوع انتخابات هم که شده

.حاضره تا يه مصاحبه کامل داشته باشه

.اين بيوگرافي ـشه

کتاب هاش،مقالات نوشته شده توسط اون،مقالات ...نوشته شده درباره اون

و اين هم يه گزارش سنگينه ديگه است* .که بايد خيلي بيشتر روش کار کنيم

" فکر نميکي اين همه حرف واسه "خاطرات يک آمريکايي - !خيلي زياده؟ !دقيقا -

و اگه بتوني از پس اين کار بر بياي ".ميتوني راحت بري تو بخش "اخبار جهاني

.و منم به عنوان دستيار تهيه کننده باهات ميام

و بعدش ديگه لازم نيست عين الان .اندازه سه تا افغاني اينجا کار کنيم

!فکر کنم الان بهتره بري يه ليوان آب بخوري،جولي - !اِ؟!آره،راست ميگي -

!فکر کنم حسابي خسته باشي سوزان،آره؟ - !نه،اصلا،خيلي هم سر حالم -

،فکر کنم خبراي سناتور اِروين به گوشتون رسيده

اون به خاطر قضيه انتخاباتش،حاضر شده .تا يه مصاحبه کامل با ما داشته باشه

!جذابيت هاي انساني

سناتور هم يه انسانه،بعضي وقتا !ممکنه جالب باشه

،ما بخش "اخبار جهاني" نيستيم .ما برنامه"خاطرات يک آمريکايي"هستيم

:و اين اون چيزيه که به درد ما ميخوره

در سال 1944،يه تازه عروس تو روز سالگرد ازدواجش ...که روز ولنتاين هم هست،به ايستگاه مرکزي راه آهن ميره

تا شوهرش،"نيِل پِيوي"رو که يه افسر نيرو درياييه ارتش .بوده رو براي رفتن به جنگ بدرقه کنه

.اون سال هاست که منتظره تا اون برگرده

.از اون به بعد ديگه خبري ازش نشده

،اما با وجود گذشت 65سال از اين ماجرا ...اين زن هنوز هم سر عشقش وايساده

...و هرسال روز ولنتاين به ايستگاه راه آهن ميره

همين ولنتاين گذشته هم رفته بود .و منتظر قطار اون بود

و ؟ - !همين ديگه -

خب ديگه چيکار کرده؟آخه رو چه حساب اين همه سال بايد منتظر يه افسر نيرو دريايي بمونه؟

چون اون رو دوست داره و منتظرشه و .واسه همين هم هر سال ميره راه آهن

ميدوني اين من رو ياد چي ميندازه؟ !ياد داستان اون سگ ژاپني

که 10 سال بعد از مرگ صاحبش هم هر روز .ميرفت ايستگاه راه آهن و منتظرش مي ايستاد

.آخه واقعا يه داستان مسخره و احمقانه است

اون سگه و اين پيرزنه دو تا عشق آسماني داشتند و به خاطرش تا آخر عمر صبر کردند؟

!بابا بيخيال - !لوکاس توماس...سوزان آليسون -

سلام.من نوه همون پيرزنيم که چندين ساله .که ميره ايستگاه راه آهن و منتظر عشقش ميشينه،تا بياد

لوکاس،اين داستان رو بابي،همون ...رفيق هم دانشگاهيت،به من گفت

...و وقتي زنم اين داستان رو شنيد

من رو کُشت که الا و لله بايد مادربزرگت رو بيارم .به برناممون تا خودش داستانش رو کامل برامون تعريف کنه

ميدونم که اين داستان چقدر براي شما و ،برنامه تون مهم و ارزشمنده

اما فکر نميکنم مادربزرگم از اون آدم هايي !باشه که شما دارين ميگين

.بابت نهار ممنونم آقاي گرک - .اصلا قابلتون رو نداشت -

!خوشحال شديم

!آفرين سوزان - !من اين داستان رو قبول ميکنم -

سلام،من سوزان آليسون هستم از برنامه ."خاطرات يک آمريکايي"از شبکه "جي ان تي وي"

سلام.متاسفم.من اصلا تماسي با برنامه .شما نگرفتم

شما خانم کرولاين توماس هستيد؟ - .بله -

ما ميخواستيم براي يه برنامه تلويزيوني .با شما مصاحبه کنيم

!من؟!فکر کنم اشتباه گرفتي دخترم - !نه،کاملا مطمئنم که خودتون هستيد -

!اوه،چه خوب،اما متاسفانه من قبول نميکنم !ببخشيد،من کِتريم رو گازه،الان جوش مياد

... باشه،اما

دوباره سلام!ببخشيد،من گفتم از برنامه خاطرات يک آمريکايي"اومدم؟"

بله،گفتيد.اما متاسفانه من اصلا از .تلويزيون و برنامه هاش خوشم نمياد

...ببخشيد،من واقعا سرم شلوغه - !من از آشنايان لوکاس هستم -

تو دوست لوکاسي؟بابا خب چرا از اول نگفتي؟ !بيا تو عزيزم

فکر کن خونه خودته!چايي بريزم برات؟

.ممنون

ببخشيد،گفتيد اسمتون چيه؟ - .سوزان آليسون -

سلام؟ - .سلام.لوکاس،منم؛مامان بزرگ -

تو به من نگفته بودي يکي از دوستات .قراره امروز بياد اينجا

!تو نميخواي بياي؟

کدوم دوست؟ - !سوزان آليسون -

.يه حرفايي از مصاحبه ميزنه - اون الان اونجاست؟ -

!آره،داريم چايي ميخوريم

!الان ميام اونجا مامان جون - .باشه عزيزم،زود ميبينمت -

مامان بزرگ؟ - .سلام عزيزم -

اوه،هي،لوکاس! دلاااام!چطوري؟

!خوبم،فقط يکم غافلگير شدم که دوستم رو اينجا ديدم

.فقط خواهشا وانمود کن که من و تو باهم دوستيم

!چه بوته رز خوشگلي اينجاست - !آره،خيلي قشنگه،اما مرده -

!نخير،نمرده!عزيزم اين خيلي واسه من خاصّه

من و شوهرم خيلي وقت پيش اين رو .باهم کاشتيم

!دقيقا کِي بود؟ - اوه،مامان بزرگ؛ميشه يه لحظه - ما رو ببخشي؟

!البته!من ميرم يکم چاي سرد درست کنم - .عاليه -

تو اينجا چيکار ميکني؟ !فکر ميکردم از داستان مادربزرگ من خوشت نمياد

.ميدوني،من فکر ميکنم اشتباه برداشت کردي

واقعا؟ - !اما خب؛من الان اينجام و....5دقيقه،خواهش ميکنم

...ما فکر ميکنيم که اين داستان خيلي قشنگي بشه

زيبايي هاي مادي و معنوي زندگي مردم عادي .و قشنگي عشق ساده و صادقانشه اونها

کرولاين اينايي که گفتي مربوط !به داستان اون سگ ژاپنيه

!داستان سگ ژاپني؟

داستان شما به مردم يادآوري ميکنه .که چه کارهايي ارزش بيشتري دارند

،اما خب من يه چيز رو نميفهمم چرا من؟

خيلي زن هاي ديگه تو اين ايالت هستند .که عين همين کارهاي من رو انجام دادند

.و با داستان من هيچ فرقي ندارند

...چرا،دارند - !اِ؟ واقعا؟ -

لطفا بهمون بگو فرق اين داستان ما با !اونها چيه

...خب

ميدونيد،شما تونستيد عشقتون رو .زنده نگه داشتيد

متاسفم عزيزم،اما فکر نميکنم .من به درد اين کار بخورم

.خيلي از زنها عشقشون رو زنده نگه ميدارند

.من فقط همش ميرفتم به ايستگاه راه آهن

اين خيلي ناراحت کننده است که همه زندگيت رو بري تو ايستگاه قطار

و منتظر کسي بموني که هيچ وقت ديگه .برنميگرده

جولي،اون همه زندگيش نيست،فقط !يک روز از سال اين کار رو ميکنه

!اون بيشتر از تو که هر آخر هفته منتظر مني تا برگردم،منتظر نمونده

،سوزان هم معمولا هر چند هفته يه بار .ميره فرودگاه دنبال اَندرو

البته فرقش اينه که من سالم از !هواپيما پياده ميشم

...معمولا - .البته يه بار هم پروازم رو از دست دادم -

.ولي مهم اينه که الان اينجام - ...تا برات آشپزي کنم،غذا بپزم -

آها،فهميدم!پس اين شمع ها و !گل هاي واسه اين بود که ميخواي يه چيزي به من بدي

...بزار حدس بزنم

تو قرار داد مربوط به سفر 8ماهت به !ازبکستان رو قبول کردي

!يه قرارداد واسه کل زندگيمه

!اون حلقه نامزديه؟

نميدونم تو بهش چي ميگي،ولي من که !ميگم:اين يه حلقه نامزديه

....و جواب شما - ..هيچ وقت حاضر نشدي اون سوال رو بپرسي

من هيچ وقت درخواست نکردم؟

پس فکر کردي بهت حلقه ميدم که باهات برم سينما،يه فيلم ببينم؟

!بايد عين آدم بپرسي:با من ازدواج ميکني؟

.شايدم بهتر بود تنهايي اين کار رو ميکرديم

من ميخواستم که اين شادي رو با دوستامون !تقسيم کنيم

با دوستاي نزديکمون..اَندرو و جولي،که الان !هم اونجا وايسادن

،خب از من چه انتظاري داشتي؟که الان بگم،بله بعد که اونا رفتن،حرفم رو پس بگيرم؟؟

پس جوابت منفيه؟ - .نه....نميدونم -

!فکر ميکردم ميتونيم باهم ازدواج کنيم - ...آره،ولي وقتي که -

!فکر کنم بايد ما بريم - .سوييچ ماشين و کُتم تو خونه است -

!اما ما خيلي وقته باهم ديگه هستيم و مشکلي نداريم - رو چه حساب ميگي باهم بوديم؟ -

...تو که همش يا گواتمالايي،يا مصري،يا نوادايي

!خب اين شغل منه .من اين طرف و اونطرف ميرم و عکاسي ميکنم

تو ميخواي من شغلم رو عوض کنم؟ - .نه -

ميخواي بهم بزنيم؟؟

اندرو،بين جواب منفي دادن به ازدواج با فوري تموم .کردن رابطمون،فرق خيلي زيادي هست

.خيلي خب،بهت زنگ ميزنم يا تو بهم زنگ بزن،اصلا هرچي

حلقه رو پيش خودت نگه دار و بهش فکر کن ...و وقتي من از فيجي برگشتم

...فيجي،باشه - باز چيه؟ -

هيچي.فقط اميدوارم وقتي برگشتي من رو به خاطر اينکه

جلوي دوستانمون خجالت زدتت کردم،ببخشي و من هم تا اون موقع بيشتر به چيزهايي که

بهم پيشنهاد دادي فکر کنم،و بعدش هم .به حالت عاديمون برگرديم

بهم قول ميدي که بهش فکر کني؟به آيندمون؟ - .آره،قول ميدم -

.شب بخير بچه ها - .اِ،داري ميري،برو،شب بخير اندرو -

عجب شب بيخودي بود،واسه شما هم بد شد .بچه ها،واقعا عذر ميخوام

ديگه به چي ميخواي فکر کني؟ .شماها الان چند ساله باهم ايد

.اون کيس مناسبيه،اون آدم فوق العاده ايه

!دقيقا!پس ديگه چي ميخواي؟

.نميدونم

باشه،باشه،ميشه درست به به من بگي الان چه اتفاقي داره ميفته؟

اگه همه زندگيت رو با يه نفر ميگذروندي،و الان اينطوري ميشد،فکر ميکني هيجان زده ميشدي؟

نميدونم چطوري بگم،به نظرم اين کار .بايد خيلي خارق العاده تر از اين حرفا باشه

فقط بهت يادآور ميشم که تو اين .دوره زمونه،آدم خوب خيلي کم پيدا ميشه

!ضمنا من هم تو زمين گلف هواش رو داشتم .البته -

.من خودم هواش رو دارم! - مرسي - .قابلي نداشت،بريم ديگه. - شب بخير -

من فقط...نميخوام که عجولانه تصميم .اشتباهي بگيري،فقط همين

.باشه - .شبت بخير،فردا ميبينمت -

سلام؟ - سلاام،چرا سرکار نيومدي هنوز؟

چون اومدم الان خونه کرولاين توماس،تا درباره .همون مصاحبه باهاش حرف بزنم

.اون يکي از بهترين دوستاي جديدمه

پس کي ميخواد اون قسمت تو رو تموم کنه؟ !ما همه تو پشت صحنه آماده نشستيم

!شماها ديگه!شما ميتونيد،شک نکنيد،شما حرفه اي هستيد .فقط الان جاي خالي من رو پر کنيد

.من ديگه بايد برم

!سلااام

شد تو يه روز با تلفن حرف نزني؟ - .وقتي حرفم تموم بشه،تلفن هم قطع ميشه -

وقتي يکي بهت بگه نه،چه حسي بهت دست ميده؟ - !تا حالا که کسي نگفته -

!فکر کنم الان بايد بري بيرون - اون کجاست؟ -

.فکر کنم گوشات هم سنگين شده .اگه اينجا بود،خب صداش رو ميشنيدي ديگه

رفته؟ - هر شنبه ميره،شايد بهتر باشه اينبار - .تو هم بياي

سر قرار؟؟

.اون يه حس عجيبي به مرداي نظامي داره

.من همينجا منتظر ميمونم

!ماهيگير منم که اينجاست

،ميدونم که از اخبار ورزشي خوشت مياد .اين جديده

سلام.دوست داري يه مجله بخوني؟

بنابر اين داستان،معلوم ميشه که اراذل نيويورک .فقط به درد دعوا ميخورن،و يانکي ها براي بيسبال خيلي بهترند

!کي اين حرف رو زده؟ !بابا بيخيال..چه ميشه کرد،اينجا نوشته ديگه

به نظرت دردناک نيست که اين همه سال منتظر بموني به اميد اينکه يه روز،مَردت برگرده؟

More Farsi Persian subtitles for The Lost Valentine

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left