Berlin Station

Berlin Station

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 3

Release Info

Berlin Station S03E03 CentaurSub
Ein Kommentar von Faeze_talebi
▶️⏩ارائه ای از سنتور ساب - مترجمین: محمدرضا ، فائزه طالبی⏪◀️

Tags

other
Veröffentlicht am: 2020-04-27
Downloads: 30
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫آنچه در پایگاه برلین گذشت

‫منو لوس میکنی، مارت عزیزم.

‫برای مشتری محبوبم؟ ‫قابلی نداره

‫- میخوای بشینی؟ ‫- اونو میبینی؟

‫- هنریک ‫- هالوس

‫باشه

‫هنریک ویدینگ در اثر ‫حمله ی قلبی فوت کرد

‫روسا همین الانشم یه حرکتی زدن

‫آدم کوچیکای سبز تو استونیا

‫اسپتسناز، شک ندارم

‫روسا الانشم اینجان

‫دنیل گزارش کرد که ‫یه قطار پر از آدم دیده

‫روی یه ریل از رده خارج، بدون علامت

‫بدون یونیفرم، و ‫همچنین بدون اثر انگشت

‫ تالین با اسپتسناز آلوده شده بود

‫واقعا که فکر نمیکنی یه نفر ‫میخواسته بیاد تو آپارتمانت؟

‫آره، البته که فکر میکنم

‫چی، میخواسته نمونه های مو رو بداره؟

‫که از قبل رسونده ‫بودمشون به آزمایشگاه

‫ام، مارت یونکوا؟

‫درست گفتم؟

‫آره

‫چند تا نقل قول ازت برای یه قطعه ی ‫بزرگداشت از هنریک ویدینگ لازم دارم

‫شنیدم تو پیش خدمت مورد علاقه اش بودی

‫اینجا کشور اونا نیست.

‫اینجا شهر اونا نیست.

‫پارش کنین!

‫چی چی؟

‫رافائل تورس. اینجام تا مراقبت باشم

‫بهشون هشدار دادم

‫امشب فقط شروعش بود

‫یه سرنخ معتبر گیرآوردم

‫یه بچه ای که سوخت موشکی مصرف میکرده

‫از یه نئشه خونه راهو نشونم داد

‫12 ساعت بهم مهلت بده

‫و تا 10 صبح فردا تو ‫ساعت کاری بهت زنگ میزنم

‫جنوب فرانسه

‫پرواز بعدی ‫در اسلو می‌گذره

‫به زودی تو برلین هستی

‫چرا میرم برلین؟

‫لحظه فرود اومدن با هارون تماس بگیر

‫شمارش نفر اول تو گوشیته

‫. یه نفر تو رو اونجا ملاقات می کنه

‫من هنوز در خطر هستم؟

‫، دیشب ‫تو گفتی من هدف نیستم

‫نبودی

‫. ولی خبر الکی همه چی رو به هم زد

‫اونا می‌تونن بکشنت و بندازنش ‫گردن یه شهروند عصبانی

‫من اهل قایم باشک بازی نیستم.

‫تو یه کولی دیجیتالی ای نه؟

‫می‌تونی از هر جایی بجنگی

‫کیرش

‫بگو ‫ازش چیزی شنیدی؟

‫نه ‫نگران نیستی؟

‫ببین دنیل می‌دونه چطوری ‫از خودش محافظت کنه

‫و به من گفت یه مدت پیداش نمیشه

‫پس تو سعی نکردی بهش ‫یه زنگ بزنی؟

‫چند باری تلفن رو برداشتم ‫تا بهش زنگ بزنم

‫اما پروتکل لعنتی. ‫بر خلافش بود

‫پس ما فقط باید ‫بشینیم و صبر کنیم

‫یک دقیقه دیگه میبینمت.

‫سلام، اوضاع ردیفه؟

‫سلام ‫آره ردیفه.

‫ام فقط میخوام برم به آپارتمانم

‫اوه ببخشید

‫تازه اومدی به این ساختمون؟

‫بله تازه اومدم

‫اوه خوش اومدی ‫رابرت هستم

‫سلام رابرت ‫. از دیدنتون خوشحالم

‫نینا هستم

‫منم از دیدنت خوشحالم

‫هی سوفیارو خارج کردی؟

‫والری اونو به عنوانه ‫پیمانه دو طرفه میخواد

‫الاناست که خارج بشه

‫گزارشم در مورد ‫تیراندازی به دستت رسید؟

‫آره، دارمش

‫با عقل جور درنمیاد

‫- چرا تک‌ تیرانداز خطا رفت؟ ‫- از قصد اون‌جوری کرد

‫اون گلوله‌ها دقیقاً به همون‌جایی ‫خوردن که باید می‌خوردن

‫خب، اون توجیه‌ش می‌کنه. بجنب، تورس.

‫حتی بعد از این‌که سوفیا ‫رو از دور خارج کردی

‫. یه عالمه هدف داشت

‫من این یارو رو می‌شناسم

‫از تجهیزات جدید روسی استفاده میکنه ‫the ORSIS T-5000.

‫دوست دختره لعنتیشه

‫از ۵۰۰ متری ‫اون میدونه کدوم چشم رو انتخاب کنه.

‫تعداد جمعیت 550تایی بود

‫شلیک کشنده نبوده

‫این یه حرکت برای ‫شروع یه جنگ داخلی بود

‫آروم باش، زرنگ

‫من تحلیلگر میشم ‫تو هم فرد تحت عمل میشی.

‫پس احتمالا نمی خوای ‫گوش کنی ببینی نظرم در مورد

‫گزارشت از مرگ هنریک و گل انگشتی چیه؟

‫اون مسموم شد ‫چه خبره مگه؟

‫چند تا گل سرخ قشنگ دیدم. ‫تو آپارتمان پیش‌خدمت

‫آره،. وقتی دیدمشون ‫اون رو عصبی می‌کرد

‫نه. ‫. لعنتی، میدونستم

‫اونو توی چاییش هم میزد

‫کثافت

‫. یه لحظه صبر کن

‫تو از کجا می دونی ‫گل انگشتی چه شکلیه؟

‫. من منابع خودمو

‫فقط به خاطر اینکه نمیتونم ‫با تو دعوا کنم

‫معنیش این نیست که ‫نمیتونم فکرتو بخونم

‫اوه تو واقعا یه اشغال هستی؟

‫پیشخدمت رو پیگیری میکنم

‫اگر بتونیم به مرگ هنریک ، ‫وصلش کنیم

‫باید بفهمم برای ‫کی کار میکرد

‫روسیه یه دستی نشون داده

‫. صبر کن، صبر کن، یه دقیقه صبر کن

‫تورس از دنیل چیزی شنیدی؟

‫نه. ‫چرا باید بشنوم؟

‫. نه، هیچی ‫بی‌خیال

‫باید برم ‫بعدا صحبت می‌کنیم.

‫رومی مادرت خیلی بهت افتخار میکنه

‫بیا با هم یه امتحانی بکنیم

‫عالیه

‫باشه عزیزم ‫بیا دیگه. بریم خونه.

‫ببخشید

‫قبل از اینکه بری تو یخچال ‫بیا در مورد کلاست حرف بزنیم

‫عیبی نداره رومی

‫مامان ‫بله؟

‫چرا به من نگفتی ‫خاله وال باله بلده؟

‫خاله ول چی میدونه؟

‫اون از بدو تولد استعداد داغونی داشته

‫خب جالبه

‫تو منو از دوران دانشگاه مشناسی

‫چطوری دوران بچگی منو ‫داغون میدونی؟

‫. چون تو نبودی

‫. نه، حق با توئه ‫. من خیلی دوست‌داشتنی بودم

‫- هی. ‫- کوچولو، لعنت.

‫رومی تو که چیزی نشنیدی

‫بیخیال

‫ببخشید من به بچه داری ‫عادت ندارم

‫خیلی متشکرم. ‫که اجازه دادی اینجا بمونیم

‫البته ‫پولتو پس انداز کن

‫میدونی که اینجا همیشه به روی تو بازه ‫ممنون

‫تظاهرات در حال حاضر ‫در اینجا در تالین ، ادامه داره

‫و مقامات محلی ‫در حال تلاش هستند

‫بعد سما كارت رو منفجر كردند

‫و اخبار جعلی سوفیارو مقصر نشون داد

‫گفتن میخواسته جمعیت قومی روسیه ‫رو داغون کنه

‫و اونا قوم روسی رو سرزنش کردن

‫برای تیراندازی تو صدمین سالگرد.

‫ببین، میدونم که ، اونا ‫دارن نمایش بازی میکنن

‫اما بر خلاف اوکراین

‫استونی عضو ناتو هست

‫با یه نیروی منتظر بهونه تو کشور

‫پس اگه این آشوب شهروندی به روسیه ‫باشه هر دلیلی برای حمله کردن دارن

‫اونا برای ریختن خون ‫تو ناتو این کارو میکنن

‫و این خیلی خطرناکه

‫اونا در حال تحمیل قانون ‫نظامی و مقررات قانونی ، هستند

‫اون فیتیله رو روشن میکنن

‫دارم بهت میگم، جنگ داخلی ‫ممکن هست اجتناب ناپذیر باشه

‫مهم نیست که ما... ‫مشکلی پیش اومده.

‫. ساعت ۱۰ صبح، بدون دنیل

‫شاید فقط دیر کرده

‫هیچ وقت برای چک کردن ‫دیر نمیکرد

‫من آخرین مختصاتو دارم

‫اون الان رسما ‫از تماس خارج شد

‫و اون رسما گم‌شده ‫خب

‫فقدان نیره تا دو ساعت دیگه.

‫ما دو ساعت وقت نداریم

‫پروتکل به همین دلیل وجود داره ‫رابرت

‫خیلی پیش میاد که عوامل تو محیط های ‫خطرناک قایم بشن و خبری ازشون نشه

‫می‌دونی که اینجا فقط یه ‫محیط خطرناک نیست والری

‫یه جنگ دو رگه اس

‫باور کن، من اونا رو می‌شناسم.

‫خواهش می‌کنم، بذار ‫این قضیه رو به لنگلی بگیم

‫با چی؟

‫چون تنها چیزی که الان داریم ‫. اطلاعات خامه

‫ما به تحلیل احتیاج داریم

‫هیچ جایی نیست. ‫که در مورد روسیه اشتباه برداشت کنه

‫به هیچ وجه

‫. من مسئول دنیل هستم

‫برای پیگیری مأموریت خودم باهاش بودم

‫اون چطور به نظر میرسد ‫چه حسی داشت

‫و از وقتی که دیروز تلفن رو قطع کردیم

‫صدایی به گوشم رسید که می‌گفت: ‫. یه مشکلی پیش اومده …

‫بفرما. اون ‫شنیدی؟

‫شهود منطقی ، والری.

‫اونا به ما یاد نمیدن ‫که به اون صدا گوش بدیم؟

‫آره ، همینطوره

‫و من هستم

‫باشه، فقدان نفر تا یه ساعت دیگه

‫. آپریل، هر کاری می تونی بکن

‫به هر گزینه دیگه ای نگاه کن ‫. تا اینکه "دنیل" رو برسونی خونه …

‫فهمیدم. ‫راستی،

‫منو داو امشب میریم آزمایشگاه پدرش

‫ادیمی از من خوشش میاد، ولی

‫امشب میفهمیم که بهم اعتماد داره

‫باشه با داو چجور میگذره؟

‫اون روز تو کافه بودیم

‫و یه نفر بود که ‫همش به ما خیره شده بود

‫داو گفت که نمیشناستش

‫اما به نظر ترسیده میومد ‫و اون راحت نمیترسه.

‫باشه، خب، ما همیشه میدونستیم

‫ممکنه افراد علاقه ‫مند دیگه ای هم باشن

‫یه ارزیابی تهدید ‫انجام بده و روش بمون.

‫توی لیست؟

More Farsi Persian subtitles for Berlin Station

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left