Die ersten 200 Zeilen.
. ¨پرنسس کاسومي¨
. برادر شما مرده . تقدير شما اينه که مردمتون رو هدايت کنيد
من باور نمي کنم که اون مرده . تا زماني که جسدش رو نبينم
. جسدي وجود نداره
. پس اون هم نمرده
. مي خوام پيداش کنم - . نگهبان ها به شما اجازه خروج نمي دن -
. من ¨جير جيرک¨ داخل جعبه نيستم . من خودم براي تقديرم تصميم مي گيرم
ولي ، ¨پرنسس¨ ، از اونجايي که من بهترين دوست برادرتون بودم . بايد به من اجازه بديد به شما کمک کنم
اگر برادر من واقعاً مرده باشه . پس شما دوست خوبي براي اون نبوديد
پرنسس ¨کاسومي ¨، اگر اينجا رو ترک کنيد . همان تقدير برادرتون رو بدست مياريد
، شما يک مطرود خواهيد شد
. ¨يک ¨شينوبي
. پس بذار همينطور باشه
. پرنسس ، نگهبان ها شما رو مي کشند
. آيانه¨ ، من از عشق تو نسبت به برادرم خبر دارم¨
. من ¨هاياته¨ رو پيدا مي کنم و به خونه بر مي گردونم
. ¨پرنسس ¨کاسومي
. از شما تقاضا مي کنم ، خانواده رو ترک نکنيد
، من خدمتگزار شما هستم . ولي اگر اينجا رو ترک کنيد . من مجبورم که شما رو بکشم
، خانم ¨آرمسترانگ¨ ، ببخشيد که مزاحم کارتون مي شم . ولي پدرتون دوباره کارتون دارند
. بهش بگو من سرم شلوغه
...ولي ، خانم ¨آرمسترانگ¨ ، اون فقط
. باشه ، بذارش روي بلند گو - . خيلي خوبه -
سلام ، پدر ، چي شده ؟
عزيزم ، فقط اميدوارم بدوني . از چه چيزي منصرف شدي
. پدر ، ما قبلاً در اين مورد صحبت کرديم
، ولي اگر تا بعد از ظهر پرواز کني . هنوز مي توني درستش کني
¨براي قهرماني تيم ¨تگ . ¨در ¨دس موئينس
. پدر ، من قبلاً به تو گفتم ، من کشتي هام رو گرفتم . من ديگه نمي تونم . فقط همين
عزيزم ؟
پشت خطي ؟
هي ، پدر . من يک دقيقه ديگه به تو زنگ مي زنم ، باشه ؟
. ¨خانم ¨آرمسترانگ
! ¨خانم ¨آرمسترانگ
. مي خواهيم يک معامله بکنيم ، خانم . ما کشتي رو مي خواهيم
، اگر شما دقيقاً کاري که ما مي خواهيم رو انجام بديد . زنده مي مونيد
، و در غير اين صورت ... شمابايد شديداً
. معامله اي وجود نداره ، پسر ها
، شما پسرها همين الان از کشتي من ميريد بيرون . و هيچ کدومتون درد شديدي رو احساس نمي کنيد
تو نياز به کمک داري ، رفيق ؟
. عيبي نداره . زود باش . زود باش . همه چيز مرتبه
. من به تو کمک مي کنم ، باشه
. آره
مي دوني چيه ؟ . به نظر مي رسه بعد از همه اين کارها به ¨مجلس رقص¨ دعوت شدم
مي تونم کمکتون کنم ؟ - شما بازداشت هستيد ؟ -
شب گذشته کسي به زور وارد . هتل ¨پکينگ¨ شده
. صنودق پول و الماس ها رو دزديده . ما فهميديم که يک شخص حرفه اي گمنام اين کار رو کرده
. بايد کار ¨مکس¨ باشه - . اون گفت که کار شما بوده -
. شما فقط در مورد شخص حرفه اي گمنام حرف زديد
. در مورد الماس ها بگو
. خوب ، اونها يک دوست دختر خيلي خوب دارند
ساخته شده از کربن . در معرض فشار زياد
به طور سنتي شصتمين هديه . سالگرد عروسي
. و اونها دائمي هستند
خوب شايد گذروندن چند ساعتي در يک سلول سرد زير نور داغ
. شايد باعث بشه شما کمي ملايم تر بشيد
مي تونم حداقل يک لباس بپوشم ؟ - . مهمان من باشيد -
مي تونيد کرستم رو به من بديد ، لطفاً ؟
. ببندش
. بعد از ظهر بخير
هي ، حالت خوبه ؟
. کاسومي¨ از قصر اخراج شد¨
. اون به يک ¨شينوبي¨ مبدل شد ، يک مطرود
يک رسوايي براي خانواده . همون طور که برادرش قبلاً اين کار رو کرد
. تو بايد اون روتعقيب کني
. پيداش کن و بکشش
به بزرگترين مسابقات دنياي هنرهاي رزمي . ¨خوش آمديد ، ¨دي او اي
من ¨هلينا داگلاس¨ هستم و مي خواستم . از شما به خاطر قبول دعوتتون تشکر کنم
هر کدوم از شما به طور جداگانه انتخاب شده بوديد
براي اينکه شما هر کدوم بهترين روش مبارزه . در رشته خاص خودتون رو داريد
به زودي شما اين شانس رو خواهيدداشت تا ثابت کنيد . که بهترين مبارز در جهان هستيد
، و در چنين موقعيتي . شما برنده 10 ميلون دلار مي شيد
، ضمناً . قبل از شروع شدن تفريح واقعي آروم باشيد
. خداي من ، اين خيلي ناراحت کننده است ، پدر . نمي تونم باور کنم که تو هم اينجا هستي
. چيه ؟ من هم مثل تو دعوتنامه دريافت کردم
. تينا آرمسترانگ¨ . عزيزم¨
خوب ، تو چطور اومدي اينجا ؟
، اون خانم فقط گفت ". بهترين مبارز در رشته خودتون"
. تا اونجايي که يادمه ، تو يک کشتي گير بودي کشتي يک مبارزه واقعي نيست ، مگه نه ؟
. ناراحت نباش ، ¨تينا¨ ، اون خودش از تو درجش کمتره - . اميدوارم که اين طور باشه -
...حروم - . پدر -
. حالا هر چي
. خدايا ، نمي تونم صبر کنم تا اين يارو رو سرويس کنم
براي چي من رو تعقيب مي کني ؟ - . من هم به ¨دي او اي¨ دعوت شدم -
. من قول مي دم که به تو صدمه اي نزنم - . مگر اينکه تو مسابقه به هم بخوريم -
. ¨مکس¨ - . اوه ، نه -
! ¨مکس¨
گوش بده ، نمي دونم داري وانمود مي کني که چه کسي هستي
، يا اينکه چطور تونستي خودت رو به ¨دي او اي¨ دعوت کني
ولي چيزي که من مي دونم اينه که . من رو توي اتاق هتل ¨هونگ کونگ¨ تنها گذاشتي
من هرگز نمي خواستم زني مثل تو رو . تنها بذارم
. به خصوص اون هم توي اتاق هتل
. من دارم برنده 10 ميليون دلار پول مي شم
¨و اگر من نصف اين جايزه رو در ستون ¨دي . از ¨مرده يا زنده¨ بکنم توي کونت
. اونوقت بهتر مي شه
. بذار توي اين کار کمکت کنم
سلام به همگي . اميدوارم که از پروازتون لذت برده باشيد
. هديه خوش آمد گوي من به شما اينه
¨براي رسيدن به جزيزه ¨دي او اي . همين حالا بايد با چتر بپريد
. چتر هاي نجات در زير صندليهاتون قرار داره
. فقط يادتون باشه بايد مجسمه ¨بودا¨ رو رد کنيد . ساعات خوشي داشته باشيد
. اوه ، و يک چيز ديگه
هر کسي که نتونه تا غروب آفتاب مجسمه بودا رو رد کنه . از دور خارج مي شه
. پرنسس ، اجازه بديد اول من برم
. به نظر مي رسه که ما جلوي هدف فرود اومديم
اونها چطور فرض کردند که ما مي تونيم از اينجا بالا بريم ؟
. بهتره که شروع کنيم
. خوب ، شما دو تا رو نمي دونم مي خواهيد چي کار کنيد . من تيمي کار نمي کنم
اينطوري براي من هم بهتره . هر تيمي ممکنه . يک روزي ببازه
خوب ، من اين حرفت رويادم مي مونه . وقتي که 10 ميليون رو جمع کردم
. خيلي خوب . شروع ميکنيم
. برو بالا
، اگر بخواهيم اين کار رو انجام بديم . بايد با هم اين کار رو بکنيم
! هي
. متأسفم
اوه ، خداي من ،تو اون پايين داري چي کار مي کني ؟ . عجله کن
. بايد بريم
. متشکرم ، بچه ها
هي ، براي چي اينقدر طولش داديد ؟
اون لعنتي ديگه کيه ؟
. به من اعتماد کن ، بهتره که ندوني
. به ¨دي او اي¨ خوش آمديد . خوشحالم که مي بينمتون
. متأسفم که شما بچه ها آخر از همه رسيديد
، حالا ، اگر همتون دنبال من بيايد . من شما رو به ديگران ملحق مي کنم
، دلاور ¨دي او اي¨ ، ميزبان شما . ¨دکتر ¨ويکتور داناوان
. به همه شما خوش آمد مي گم
زنده يا مرده¨ توسط¨ ، فيمز داگلاس¨ ايجاد شد¨
. پدر ¨هلينا¨ و دوست خوب من
. فيمز¨ دستور شروع اين دوره روداده بود¨
و همچنين مي خواهيم در اين دوره بيست و يکمين . ¨تولد رو جشن بگيريم ، مشارکت ¨هلينا
دستياران من شما رو تا آزمايشگاه اسکورت خواهند کرد
اونجا شما مورد يک آزمايش فيزيکي . کامل قرار خواهيد گرفت
، پس از اتمام آزمايش فيزيکي . دي او اي¨ شروع مي شه¨
هي ، اين وسيله من رو ياد .ديسکو مي اندازه
. ¨زاک¨ - . چيه -
ممکنه به يادت بيارم که اين آزمايش چقدر مهمه ؟
. مهمه ، مي دونم . ولي شما نمي تونيد ¨زاک¨ رو متوقف کنيد
. شما فقط مي تونيد اميد داشته باشيد که بتونم خودم روکنترل کنم
، خوب ، شما اينجا چي داريد تعدادي صندلي دندانپزشکي مدرن ؟
. متأسفم ، عزيزم - . عيبي نداره -
ودر بي¨ ، اون گزارشاتي که ازت خواسته بودم¨ رو انجام دادي ؟
. متشکرم و شرکت کننده هامون چطور به نظر ميان ؟
. ما گروه قوي اي داريم ، قربان . اونها به نظر خيلي خوب ميان
. تينا آرمسترانگ¨ رو برام بيار¨ . من تحت تأثير ساخنمان عضلاني اون قرار گرفتم
. اوه ، خداي من ، اين قراره درد داشته باشه
. ¨روش استاندارد ، خانم ¨آرمسترانگ . همه بايد از اينجا رد بشن
اون روبات ها پخش شدند ؟ - . کاملاً . همشون روي خط هستند -
تمام وظايف سوخت و ساز و حرکت ماهيچه اي
. آماده انتقال به کامپوتر هستند
. خوبه . پايگاه داده رو شروع به کار کن
. ما در حال ظبط کردن هستيم
. از طرف ¨داناوان¨ به همه مبارزين . به ¨دي او اي¨ خوش آمديد
مبارزه مي تونه هر زمان ، هر مکان .و عليه هر کس اتفاق بيافته
من به گونه اي انتخاب کردم که پايه اناليز کامپوتري
. به صورتي از سناريوي رقابت ها باشه
کامپوتر تصوير حريف شما رو پخش مي کنه
. در بازو بند هاي شما
، اجازه استفاده از هيچ وسيله اي رو در مبارزات ¨دي او اي¨ نداريد . بجز سلاح انساني
. آماده باشيد
، براي بردن
. شما بايد حريفتون رو ضربه کنيد . بازنده به خونه بر مي گرده
. ناک اوت
.بي من¨ برنده شد¨
. ناک اوت
. کريستين¨ برنده شد¨
. ¨هي ، ¨هلينا
. ناک اوت
. هلينا¨ برنده شد¨
. ناک اوت . ¨هايابوسا¨ برنده شد
. ناک اوت . ¨جن فو¨ برنده شد
. ¨پرنسس ¨کاسومي¨ ، خواهر ¨هاياته
. باعث افتخار منه که شما رو ملاقات مي کنم
. اومدم برادرم رو پيدا کنم . من شنيدم که اون سال گذشته در ¨دي او اي¨ کشته شده
. مي خوام بدونم چه اتفاقي افتاد
. برادر تو يکي از بزرگترين و اصيل ترين جنگجو ها بود . اون با افتخار کار خودش رو به پايان رسوند
. مبارزه ¨هاياتي¨ در برابر ¨لئون¨ قرار گرفت
. هاياتي¨ از اين بالاکن افتاد¨ . ما نتونستيم جسدش رو پيدا کنيم
اميدوارم که در اين دوره مسابقات . پيش ما بموني
و به خاطر همون هدفي که برادرت داشت . مبارزه کني
. تو ¨دي او اي¨ رو خواهي برد . تو بهترين در دنيا هستي
. متشکرم ، خواهر کوچيکه
. وقتي من اينجا روترک کنم ، يک ¨شينوبي¨ خواهم شد . ولي اين مبارزه طلبي رو مي پذيرم
. اي کاش بتونم با تو بيام - . نه -
. تو بايد بموني و خانواده رو هدايت کني
. ¨خداحافظ ، ¨کاسومي . هايه بوسا¨ از تو محافظت خواهد کرد¨
هايه بوسا¨ چرا به حريم خصوصي من¨ تجاوز مي کني ؟
. اون اينجاست - . مي دونم . ديدمش -
. من يک بار از شما خواهش کردم ، پرنسس . برو خونه . در خواست بخشش کن
. شما نسبت به مردمتون مسئوليت داريد
ولي نسبت به برادرم هم مسئوليت .دارم
¨داناوان¨ داره دروغ مي گه . اون مي گه ¨لئون¨ . هاياته¨ رو بالاي سر بودا کشته¨
چرا مي خواد دروغ بگه ؟ - . من متقاعد شدم که اون داره دروغ مي گه -
چه خيالي توي سرت داري ؟
. برادرم رو پيدا کنم
. پس من هم به شما کمک مي کنم . هاياته¨ براي من هم مثل برادر بود¨
. ¨مراقب باش ، ¨کاسومي
. مي دونستم دلت برام تنگ شده - . اين گستاخيه -
. ¨نه ، اين ¨پريو جويت بله اپوک 88 . خوشت مياد
خوب چطوري تونستي از دور اول جون سالم به در ببري ؟
. من تظاهر کردم آسيب ديدم پس ¨زاک¨ رفت وسط
No comments yet. Be the first to leave one.