Die ersten 169 Zeilen.
ترجمه و زیرنویس ♥♥*ღ* F971*ღ* ♥♥
با این هویی؟
من مدرک دارم که این هو به یه مرد چاقو زده
اوه، جون
انگیزه ات برای فرستادن این پیغام چی بود؟
بین دوستا که انگیزه ای نیست
این فقط جدایِ از دوستی ام با این هو بود
بس کن!
تو چی میخوای؟
داشتم فکر می کردم ممکنه این هو رو تشویق کنی، خودشو تحویل بده
خب!
به همه چی با دقت فکر کردم
با اون چاقو چیکار کردین؟
تو دیگه چی از جونمون میخوای؟
این چیزیه که تو فکر می کنی
ته سوک
خواهش می کنم این کارو نکن، جرم دیگه ای انجام نده!
فقط...
اونایی که جرمهای کوچیک مرتکب میشن
یه گدا که یه تیکه نون میدزده
یه کارمند که نمی تونه وامشو پس بده اینا مایه ی سرافکندگیه
فقط اینان که جرم مرتکب میشن، جون
تو که از سابقه ی دوستی مون میدونی، ما
حتی اگه بخوایم ام ما نمی تونیم جرمی مرتکب شیم!
بگو اون چیزی که میگی حقیقته
اون وقت این هو یه دقیقه ام وقتو تلف نمی کنه، حتی اگه اون چاقو رو بفرستیش پیش پلیس
خب این حقیقته!
اون احتمالا نمی خواد بفرستمش پیش پلیس
اما
می تونم که برای نارا بفرستم!
بگو ببینم می خوای چیکار کنی؟
نمی خوام کاری بکنم، فقط
من نمی خوام هیچ کاری بکنم
چرا اومدی بیرون؟ توی تخت استراحت می کردی
جون
ها؟
من
خودمو تحویل میدم
فکراتو کردی؟
اوهوم
قبل از اون
می خوام نارا و دال رامو رو برای آخرین بار ببینم
فکر کنم بهتره خانواده ام از زبون خودم بشنون
درسته، من کمکت می کنم ببینیشون
بهت قول میدم
باشه
- این چیه؟ -یه مورد مشکوک تو پرونده ی کیم دونگ به
اون لهجه ی یانبیان داشت
ممنوع الخروجش کنین، یا همه راههایی که ممکنه فرار کنه رو مسدود کنین
-اینو از کجا پیدا کردی؟ -لازم نیس بدونی
عکسشو توی تلویزیون منتشر کن و و جزء لیست تحت تعقیبی ها قرارش بده
ما هیچ مدرکی نداریم که اونو متهم کنیم
ما می تونیم بگیم ازش ردپایی به دست آوردیم و این اتهام اولیه ی اونه
ما فقط با یه عنوان میریم جلو و فشار وارد می کنیم
جدی میگی؟ اگه این کارو بکنم، اخراج میشم
بهم اعتماد کن!
مامان، ما داریم کجا میریم؟
میریم بابا رو ببینیم
واقعا؟
بابا گفت میخواد بهت هدیه بده
میخواست بهت بده
واقعا راست میگی؟
آره
فقط این بارُ بیا به دیدنش نارا
فقط یه بار، گوش کن میخواد چی بگه
-بریم؟ -باشه
روز پنجم مارس، بازپرس کیم از اداره پلیس ناحیه گانگدونگ مورد حمله قرار گرفت
توسط مردی که یه نشان خاص دارد
که این اتفاق در منزل خانم چو مجری تلویزیون و وکیل مشهور رخ داده است
وی فعلا در شرایط بحرانی قرار دارد
پلیس طبق آنالیزها بیان کرده است که متهم چپ دست می باشد
آنها اعلام کردند که به طور گسترده ای در جستجوی مظنون هستند
موشهای کثیف!
پلیس در جستجوی مظنون احتمالی است
که تصویر وی در دوربین های مدار بسته یافت شده است
جایی در نزدیکِ آپارتمانی که حادثه در آن رخ داده است
بازپرس کیم که در شرایط بحرانی به سر می برد، هنوز هوشیاری خود را به دست نیاورده است
مامان، میخوام برم دستشویی
باشه، باهات بیام؟
نه
خودم تنهایی می تونم برم
دال را کوچولوم بزرگ شده
بگو
میخواستی چیزی بهم بگی
نارا
میخوام برم خودمو...
بیا بریم آمریکا
ازت خواهش می کنم ، بخاطر خونوادمون
بسه
یادت رفته ازت خواستم جدا شیم؟
یه هفته، فقط یه هفته بهت وقت میدم
اگه تو یه هفته تصمیمتو نگیری
-منم کار خودمو می کنم -چیکار میخوای بکنی؟
نمیتونم ناچارت کنم که ترکم نکنی
- اما بچه هامون -داری تهدیدم می کنی؟
یه.. یه هفته... فقط یه هفته وقت داری
بهت یه هفته فرصت میدم
کانگ این هو!
هی! چی سرت اومده؟
می تونی بیرون این جوری بچرخی؟
منظورت چیه؟
آه، حدس میزدم که جون هی بهت چیزی نگه
در مورد چی؟
چاقویی که سر صحنه جرم ولش کردی
اثر انگشتت روش مونده بود
تو...تو از کجا میدونی؟
یه ماجرای دیگه
باید با هم حرف بزنیم
درباره اون مساله
دونگ به حالش خوبه؟
هی! هی!
من فیلم های دوربین های امنیتی رو
بررسی کردم
برای هر ساعت
تو تاریخ های 12 ام و 19 ام توی ته این و رستوران اسب آبی که خواسته بودی
اون زن تو جفت ویدیوها بود
اون زن قاتله؟
ما هیچ مجوزی برای تحقیق نداریم
نمی تونیم حکم بازداشت بگیریم
چرا به واحد تجسس منطقه ای نمیگی؟
یه تصادف رخ داده، بهم زنگ بزن
شما باید تماس بگیری
-اوه، چو جا هه -قاضی ایم وو جه
یه خراش کوچیکه، اما کاملا زشت به نظر میاد
شما باید تماس بگیری
سلام، این تلفن وکیل چو جا هه هست
ایشون گوشی شونو توی دفتر جا گذاشتن
پیامتونو بهشون میرسونم، بفرمایید، الو؟
الو؟
خانم کانگ، من تلفنمو توی دفتر جا گذاشتم
تعجب کردم که چرا هیچ تلفنی بهم نشده
الان نمی تونم زیاد باهات صحبت کنم
تو دفتر می بینمت
برام توضیح بده
حقیقت اول: این یه تصادف بوده
حقیقت دوم: من شماره تماسمو براتون گذاشتم
واقعا بی دقتی کردم
و اینکه نگفتم شماره تماس منه
این همه حقیقته
خب! نقشه کشیدی تلافی کنی؟
دیر اومدی
نارا رو دیدی؟
شنیدم ته سوکُ دیدی
آره، تو از کجا فهمیدی؟
دیدمش، وقتی میخواستم برم خونه لباسامو بردارم
چی می گفت؟
اون فلشی رو میخواد که دست توئه
- دیگه چی؟ -هی!
کِی میخواستی بری پیش پلیس؟
فردا میرم
این هو، حالت خوبه؟
این چیه؟
خودتو تحویل دادی که
این فیلم نشون میده
تمام کاراییه که من کردم
این که خالیه
چی؟
خب؟
چی از جونم میخوای؟
اون فلش
رفقا باید به خوبی و خوشی همه چیزو حل کنن
دورش ننداز
کسی چه میدونه؟
شاید دوباره بخوای ازش استفاده کنی
کی باورش میشد
جون هی همه چیزو یادش باشه
که کیم هاک بوم با سنگ زده توس سرش
کیم بیونگ گی چی؟
من کسی نبودم که اون تهدیدش کرده بود
No comments yet. Be the first to leave one.