Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(همکـاری مغز ها)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
تمامی افراد، سازمان ها، مکان ها و اتفاقات در این سریال تخیلی میباشند
امنیت حیوانات طی فیلمبرداری تضمین شده
قسمت یازدهم: مغزِ در حال محاکمه ♥️ ::::@AirenTeam:::: ♥️
بچه جون، توهم باید بیای
وایسا
هی
لعنت بهش
بچه جون
شبیه این اتفاق برای منم افتاده
پلیس؟
آتیش
آتیش
آتیش
اینجا آتیش گرفته
چی شده؟- آتیش گرفته-
آتیش
...کی
جسده
پرونده قتله
جواب نمیده
فکر کنم داشت میرفت خونه
باید برم
من برمیگردم اداره و درخواست ردیابی میکنم
باشه
...اوه
بابای یی نا، قلبم درد میکنه
فکر کنم از جا در اومده
برو بیمارستان- با من بیا-
من باید اینجا بمونم. تو برو
ببریدش لطفا
بعدا میبینمت
خسته نباشید
من گوم میونگ سه از تیم تحقیقات علوم مغزی هستم
همون تیمی که کلی غوغا به پا کرده؟
خوشحالم که اومدین
حس میکنم شما باید این پرونده رو قبول کنید
چی؟
سلام
من گوم میونگ سه از تیم تحقیقات علوم مغزی هستم
من کاری که مغزم بهم گفت رو انجام دادم
تو راه خونه بودم
خیابون خلوت بود
...هر قدمی که برمیداشتم
باد پاییزی رو حس میکردم و یخ میزدم
چی؟
یه لنگه کفش؟
این چیه؟
اولش فکر کردم عروسکه
...ولی بعدش
حس عجیبی بهم دست داد و دوباره نگاه کردم
آدمه
شوکه شدم و ترسیدم
برای همین خوردم زمین
اول از همه به تو زنگ زدم
کسی رو تو خیابون ندیدی؟
نه، نمیدونم
شوکه شده بودم
یادم نمیاد
باشه، استراحت کن
...کدوم دیوونهای
جسد رو تو سطل آشغال ول میکنه؟
اونم الان که همه جا دوربین هست
دوربین امنیتی ندارین؟
یا دوربین بلک باکس ماشین؟
چطوری ماشین به این گرونی دوربین نداره؟
...ببینید جناب، من فقط میخوام
فیلم دوربین های این خیابون رو ببینم
تو همچین جای باز و عمومی
...برای حفظ حریم خصوصی
باید درخواست رسمی بدیم
باید به صورت رسمی با دفتر محلی و غیره تماس بگیریم
یه مقدار زمان میبره
هرچی سریعتر بهش رسیدگی بشه ممنون میشم
پرونده دیگه توی سیستم ما ثبت شده
پس لطفا صبر کنین
باهاتون تماس میگیرم
ممنون
واای، خوابم میاد
یه خواهشـی ازت دارم- !وای یا خدا-
یهویی ظاهر نشو آدم زهره ترک میشه خب
راز مخفی زیاد داری؟ چرا انقدر راحت میترسی؟
ولش کن، مثل روانی ها فکر میکنی
این روانی یه خواهشـی داره
نه، بگو نداشته باشه گوش نمیدم
دزدی؟
ولی چیزی گم نشده؟
یهویی بهت حمله شد؟
حتما کسیه که ازت کینه به دل داره
کینه؟
مطمئنم فقط یک نفر نیست، هزاران نفر هستن
قشنگ زبونت نیش داره ها
توهم به طرز ترسناکی از آدم تعریف میکنی
بس کنین دیگه
به پلیس گزارش دادی؟
آره
گفتن بررسی میکنن و زنگ میزنن
ولی بهشون اعتماد ندارم
پس میخوای زنگ بزنیم به اون ایستگاه و یکم بهشون استرس بدیم؟
باشه
دوست صمیمیم اونجا کار میکنه، یه کاری برات میکنم
اوه، محض احتیاط ساعت هوشمند میخوای؟
که با یه دکمه مستقیم زنگ بزنه به پلیس
بیشتر به درد خودت میخوره
ای بابا، منو بگو نگران کی شدم
تو نگران خودت باش
که همه جا دنبال دستشویی نگردی
آیگو، حتی نگران دستشویی کردن بقیه میشی؟
خیلی ممنونم ازت
سلام
همه اینجان
پس شروع کنیم
اسم، چو نا یونگ. سن ۲۷ ساله
میکاپ آرتیست بوده
طبق حدسیات تو استدیو آپارتمانش که ...تنهایی توش زندگی میکرده
کشته شده و بعد جسدش رو تو خیابون رها کردن
علت مرگ خفگی با دسته
...دوربین مداربسته ساختمون آپارتمانش
نشون میده قاتل چطوری وارد ساختمون شده
از بمب دودی سوسککُش استفاده کرده
...جوری نشون داد که انگاری آتیش گرفته
و وقتی قربانی درو باز کرده، رفته داخل
...و روز بعدش
فیلم نشون میده که قاتل جسد چو نا یونگ رو حمل کرده
و برده بیرون از ساختمون
نکته قابل توجه اینه که تلفنش خاموش شده بوده
و بعد ناپدید شده
قاتل برش داشته
عکس های فضای مجازیش رو بررسی کردیم
و تونستیم مدل تلفنش رو بفهمیم
حواستون بهش باشه و ببینین کی روشن میشه
لیست تماسشو چک کردین؟
با اپراتور تلفن همراه صحبت کردیم
قاتل چی؟
هنوز قاتل رو شناسایی نکردیم
روز تعطیلش بوده، پس نرفته بیرون
دوست پسر داشتـه، ولی اون روز ندیدتش
یه لحظه، یه چیزی اینجا عجیبه
چرا پروندهای گرفتیم که هیچ ربطی به مغز نداره؟
یه دست خط عجیب تو صحنه جرم پیدا شده
نشونش بده- بله قربان-
من کاری که مغزم بهم گفت رو انجام دادم
...خب
به احتمال زیاد هدفشون ماییم
دارن تیم تحقیقات علوم مغزی ما رو به چالش میکشن
مگه نه دکتر مغز؟
همینه، دارن مارو به چالش میکشن
هیچوقت ناامیدم نمیکنی دکتر مغز
واسه همین من کلی اصرار کردم که روی این پرونده کار کنیم
اینطوری بود که ما پرونده رو گرفتیم
حس بدی نسبت بهش دارم
ما هم مشتاق کار کردن روی این پرونده نیستیم
اما مظنون توی فیلم دوربینا دستش رو شده
و چندتا شاهد هم داریم
سه سوته دستگیرش میکنیم
نگران نباشید
این شخص رو ندیـدین؟
وقتی داشتین از آپارتمانتـون فرار میکردین دقیقا همینجا وایستاده بود
مطمئن نیستم
من این مرد رو ندیدم
من کسی رو ندیدم
شاید چون دود همه جا رو گرفته بود؟
چی؟
...ولی
آخه چطوری آدم به این تو چشمـی رو ندیدن؟
چهارتا همسایهای که از کنارش رد شدن همشون گفتن که ندیدنـش
اصلا منطقیه به نظرت؟ نکنه همشون باهم دست به یکی کردن؟
نه، ممکنه
آزمایشگاه من قبلا یه آزمایش در این رابطه انجام داده
...این ویدیو رو به شرکت کننده ها نشون دادیم
و بهشـون گفتیم که تعداد پاسهایی که قرمز پوش ها میدن رو بشمارن
وقتی تماشای ویدیو رو تموم کردن
ازشون پرسیدیم که احیانا کسی رو دیدن که ماسک زده باشه؟
بیشتر از نصفشون گفتن که ندیدن
در حالی که این شخص با ماسک اسبـی به اون بزرگی داره از اینجا رد میشه
پشمام، چطوری اینو ندیدن؟
...مغز ما
وقتی روی چیز خاصی تمرکز میکنیم
اتفاقات پیش پا افتادهای که اطرافمون میفته رو نمیبینه
"بهش میگن "نابینایی ادراکی فرد به دلیل کمبود توجه قادر به درک محرک های غیر منتظره در ناحیه دیداری نیست
این راز پشت خیلی از ترفندهای جادوییه
آهان، وقتی یهویی اون همه دود رو دیدن
اون لحظه تنها چیزی که میتونستن بهش فکر کنن فقط همون بوده
واسه همین حتی متوجه مردی که کلاه کاسکت سرش بوده نشدن
آره، امکان داره
سگ تو روحش، فکر میکردم زودی دستگیرش میکنیم
خدایا، خیلی رو مخه
دوباره قراره سویِ چشمامـو از دست بدم
اوه
باید یکم استراحت کنی
نه، باید زودتر این عوضی رو بگیریم
اگه بشه ردشو بزنیم، خیلی زود دستگیر میشه
وااای، باز کمرم گرفت
بذار شونههات رو ماساژ بدم
اوه نه. مشکلی نیست
من مدرک ماساژ ورزشی دارم
تکون نخور
بیا- خدایا-
وااای، یکم یواش تر
No comments yet. Be the first to leave one.