Die ersten 200 Zeilen.
تقديم به پارسي زبانان سراسر جهان
کاري اختصاصي از تيم ترجمه مدياسيتي
"کلاهبردار"
فیلمی از فدریکو فلینی
!بارونه ی عزیز
ساعت ده و نیمه تو همیشه منو منتظر میذاری
کجا بودی؟
روبرتو رو نتونستیم پیدا کنیم
!اون تو هر کشوری یه زن داره
!نگاه کن! چه زیباست
.فقط ده کیلومتر مونده تا الان میتونستیم اونجا باشیم
چرا همیشه مسخره بازی درمیاریم؟
!اینجا شبیه یه منظره از کورو ست
!بگیرش. برو خودت رو باهاش دار بزن
...بگیر نقشه رو ...اون علامت که اونجا میبینی اون درخته ست
هشت قدم بعد درخت، گنج رو پیدا میکنی
فهمیدم
چی کار داری میکنی؟ !با کفشای زرد میری؟
کی میتونه اونو زیر این خرقه ببینه؟
اون صلیب رو بده به من
بگیر
این عددا چی هستن؟
یک و نیم متر پایین تر. فهمیدی؟
زمین رو طوری صاف کردن که نتونی فرقش رو بفهمی
بعدش فقط باید زمین رو حفاری کنی
خیلی راحت میتونیم تا عصر انجامش بدیم
به اون احمق هم بگو پیش زنا باهوش بازی درنیاره !اونا احمق نیستن
یه چیزی هم فراموش کردم بگم مواظب اون دو تا سگ کثیف باشید
حلقه؟ !دست منه-
امروز صبح چت شده؟
از دنده کج بلند شدی؟
.بذار یه نگاهی بندازم همه چیز درسته؟
آگوستو چش شده؟
پیرمرد احمق داره مارو عذاب میده
آگوستو؟ جای زیباییه. آره؟
!!عالی جناب
سوار شید. حرکت میکنیم
صبح بخیر خانم
صبح بخیر
میشه لطفا بگید سگ ها برن کنار؟
!بیا اینجا
استلا فیورینا اینجاست؟
استلا فیورینا اینجاست؟
.چی میخوای؟ من استلا هستم
!عالی جناب. ایشون هستن
صبح بخیر
!اوه، سلامت باشید
مایه ی مباهاته خانم استلا فیورینا
شما صاحب این مزرعه هستید؟
.ما نیاز داریم که یه موضوع محرمانه رو با شما در میون بذاریم
.عالی جناب مخصوصا از رم فرستاده شدند
والا مقام ایشون، عالی جناب دِ فیلیپیس
!عالی جناب
ما میخواهیم با شما خصوصی صحبت کنیم
ممکنه؟
.فکر کنید خونه خودتونه، عالی جناب ببخشید که همه چیز اینجا به هم ریخته ست
!شماها برید بیرون
ما رو ببخشید عالی جناب
!بیرون، بیرون !...نازی-
دون پیِترو
میتونید در رو ببندید؟
...یک گناهکار بیچاره در زمان مرگش
!راز وحشتناکی رو برامون فاش کرد
.در مورد یه قتل
،در زمان جنگ وقتی که خط مقدم تا اینجا هم اومد
مُرده (همون گناهکار) به همراه همدستش بعد .از ارتکاب به سرقت فرار کردن
...بعدش اون دوستش رو کشت و جنازه اون رو
.طبق این دستور العمل جایی داخل ملک شما قایم کرده
.ببخشید که می پرسم ...توی مزرعه ی شما
درختی در وسط زمین هست که هیچ چیزی اطرافش نباشه؟
.بله، پشت تاکستان
!خودشه
.خب، این وظیفه منه که بقایا رو حفاری کنم
.و دوباره اونا رو توی زمین مخصوص این کار دفن کنم
این یه کار حسنه است که ازتون میخوام منو تو این کار یاری کنید
...برای احترام به روح مُرده
خیلی از اینجا دوره؟ .نه، پشت تاکستانه-
چی کار میخواهید بکنید؟
...به من بگین که
آیا اینجا جای آرومیه؟
منظورم اینه که امکان دیده شدن وجود نداره؟
ترجیح میدم تا شب صبر نکنم چون !این کار خیلی طول نمیکشه
و توی روز کمک شما هم خیلی نیاز نیست
گنج
!گنج
!اوه بله، بله، داشت یادم میرفت
شاید بین استخواه ها کمی جواهرات باشه
اون دو دزد کمی جواهرات دزدیده بودن
!شاید قاتل میخواسته که برگرده و اونا رو بعدا برداره
!میشه گفت یه جور گنجه
!پدر اینجا لیست کامل رو داره
!ولی این برای ما مهم نیست
...چون که دزد موقع مردن وصیت کرده که
...در صورت پیدا شدن گنج اونا بدست صاحب زمین برسه
که شما باشید
...غیر از بخش کوچکی از اون گنج که بهای گناهان اونه ...
شما به من قول میدید که این راز رو نگه دارید؟
این به نفع شما هم هست
دولت میتونه بدون این که حقی داشته باشه همه گنج رو صاحب بشه
!گنج
...بله، ولی چیزی که ما بیشتر نگرانشیم
اینه که اون جسد رو چطور دوباره دفن کنیم
!درخت همینه
هشت قدم از این نقطه به سمت تاکستان
عالی جناب اگه میشه من میخوام قدم ها رو بشمرم
.منو ببخشید عالی جناب یه لحظه
یک،دو،سه،چهار،پنج،شش
هفت،هشت
...هشت
!عالی جناب
باید همین جا باشه، دقیقا همین جا
خوبه
خب پس شروع کنیم؟ قبول دارید؟
بله
.لطفا اقدام کنید !وظیفه ی منه عالی جناب-
!بگیر که اومد
دیگه نمی تونم تحمل کنم !عالی جناب چیزی اینجا نیست
.من نیاز به استراحت دارم .اینو بده من-
مواظب باش استلا
!عالی جناب بیایید اینجا
...آگوستو، پیدا شد
!نگاه کنید عالی جناب !خدای من، اون راست میگفت-
!مرد بیچاره
.فقط نگاه کنید
!خدا رحمتش کنه
.آروم تر روبرتو .بدش به من. متشکرم
.متشکرم. مرد بیچاره
...شروع میکنم. انسان اینطوریه
!خدای متعال رحمت کناد
!ببین چقدر استخون اینجاست !یا مریم مقدس-
!این چه استخونیه
!یه چیزی اینجاست
خدایا آرامش ابدی نصیبش بفرما
!عالی جناب
!عالی جناب نگاه کنید، اینجاست !عالی جناب، اینجاست
...یه گردن بند طلا با الماس
و سنگ یاقوت
یه شمش طلا به وزن.... دو کیلو
...اینم نوشتم
...اینم یه سنجاق سینه ی طلا
ولی آیا اینا همشون اصل اند؟
!واسم مهم نیست
...نه، منظورم این بود
عالی جناب اگه این جواهرات اصل نبودن ...بعد از این همه زیر خاک بودن
همشون سیاه می شدن، مگه نه؟
من متخصص نیستم، ولی حدس میزنم !این شش هفت میلیون بیارزه
!چقدر؟
میشه بهم یه لیوان آب بدین؟
!شش میلیون؟
!شش میلیون حدودا
شایدم بیشتر چون مثل این که این روزا قیمت طلا داره میره بالا
!...قیمت بالا رفته پدر، میدونی
البته. حتی بیشتر
...حتما بیشتره !احتمال حدود هفت میلیون میارزه
باید با شما شریک بشیم؟ !نه به خدا-
.به هیچ وجه. برای شماست همش برای شماست
پدر
...به کسانی که بهشون این موضوع ربط داره"
پشیمانی عذاب آور نصیب فرما ...چون این از کار شیطانی من القا شده بود
و ترس از عذاب کشیدن بخاطر گناهانم ...در آتش سوزان و جاودان جهنم
تمام ثروتی که در راه نادرست بدست ...آورده ام را
.در کنار جنازه قربانی ام دفن شود
با توجه به این که صاحبان مشروع این ...اموال مرده اند
...لذا این اموال به صاحبان ملکی می رسد که
.این اموال در آنجا پیدا شده اند "...:به شرط زیر
دارم آخرین وصیت قبل از مرگ رو میخونم
...:به شرط زیر ..."
این که صاحبان ملک 500نفر آدم جمع ".کنند تا برای آرامش روحم دعا کنند
ما باید پول مردم رو بدیم؟
میشه از طریق کشیش منطقه مون به این افراد اطلاع بدیم؟
نه، نه، نه
من تو سن پیترو میگم این خیلی بهتره
.500نفر که هر کدوم هزار لیره میدن
البته خیلی هم زیاد نیست
!میشه 500تا اسکناس هزار لیره ای
اگر صاحبان ملک از پذیرش این" ...طلای پَست سرباز میزنند
از عالی جناب تقاضای عاجزانه دارم که ".اونو به یه بنیاد خیریه اهدا کنه
آیا باید همه ی پول رو یه جا بدیم؟
.خب، اینجا اینطوری نوشته
یادتون باشه
.این یه راز رسمیه .و یک قتل اینجا اتفاق افتاده
!شما هم میتونستید متهم بشید
!ما نمیتونیم همه پول رو به یکباره بدیم میتونیم گاومون رو بفروشیم-
!ساکت شو !حالا یه کاریش میکنیم-
عالی جناب، ما می تونیم شمش رو برداریم !ولی البته ارزشش بیشتره
!حداقل یه میلیون می ارزه
!نه، به هیچ وجه
!ما باید راه دیگه ای پیدا کنیم
البته ما همه چیزو تا مشخص شدن این که چی کار میکنید، به رم میبریم تا به دادستان بدیم
نگران نباشید، او راه حلی پیدا خواهد کرد
باید بریم؟ مطمئنا عالی جناب-
عالی جناب، میشه یه لحظه صبر کنید؟ من میخوام با خواهرم صحبت کنم
!روبرتو، بس کن لطفا
همین الانش هم ساعت پنجه ما باید بریم
!اوه، اینو نگاه کنید .سلام خوشگله
!مثل یه شیطونِ کوچولو بنظر میای
.دو تا خانم کجا گذاشتن رفتن؟
اونا با گاری به روستا رفتن
چرا اونا به روستا رفتن؟
!عالی جنابِ نیرنگ باز !با پنجاه سال سن و آخرشم زندان میفتی
No comments yet. Be the first to leave one.