Die ersten 200 Zeilen.
مطمئن نیستم. امیدوارم حالش رو داشته باشم.
که با بچهها موجسواری کنم و فوتبال بازی کنم.
سی، سی و پنج سالگی که سنی نیست.
پدرخواندهی بچه اولم تویی.
عمو و پدرخواندهاش میشی.
پدرخواندهای که دور زندگی میکنه؟
به نظرت مناسبه؟
از کجا معلوم، شاید اگه برادرزادهات به دنیا اومد پیشمون موندی.
ژورژه میگه میخوای دریا رو ول کنی و بری توی جنگل سیمانی...
و توی یه گاراژ کار کنی.
دیوانهای پسر؟
صرفا تا وقتی از پس خودم بر بیام. بعدش خودم گاراژ میزنم.
بعد تو چیکار میکنی ژورژه؟
به هم دیگه وصل نیستیم که.
من میمونم.
همه جمع بشین.
بشینین.
برو اون طرف بشین.
اول شما.
روشن کن کوفتی رو.
یعنی چی بامبینا؟
بیارش.
میخوای جدا بشی؟
جدا بشی؟
متاسفانه کار ناتموم داریم پسر.
فهمیدی؟
میتونم اینجا کار کنم...
و باقیش پول رو از سائو پائولو بدم.
اینطوری نمیشه پسر.
اون ماکسیم فرانسوی...
خیلی بهم پول بدهکاره.
اصلا بدون بادیگارد پاش رو جایی نمیذاره.
کار دو نفره.
با ژورژه برو.
بعدش در مورد آیندهات تصمیم میگیریم.
یه پک بکشم؟
خوبی؟
اسمت چیه؟
هرالدو.
هرالدو.
اسم آدم حسابیهاست.
مترجم: «تارخ علیخانی» تلگرام: aManOfWar@
عصربخیر.
ارزونترین اتاق لطفا.
عاشقتم.
نوشته نمیشه اینجا سیگار کشید.
آره بابا.
بیا دوش بگیریم.
الان میام.
صبح بخیر. از اتاق شماره چهار تماس میگیرم.
خب گوش کنید. من با یه دختری بودم.
گمونم رفت و من رو داخل زندانی کرد.
همهجا رو دنبال کلید گشتم، ولی پیداش نمیکنم.
میشه کمکم کنید؟
ممنون.
صورتحسابتون.
میدونین ساعت چنده؟
پنج و چهل دقیقهی صبح.
میشه باز کنی که حرف بزنیم؟
عمرا.
فکرش رو نمیکردم گیر کلاهبردار افتاده باشم.
خونه پول دارم. واست میارمش خانم...
دیانا.
درسته. خانم دیانا.
واسه یه قراری دیرم شده. نباید وقت تلف کنم.
بعدا حلش میکنیم. برات پول میارم.
اگه خواستی مدارکم رو پیشت میذارم.
کارت شناساییم.
اون تصمیمش با مدیریته. متاسفانه کاری از دستم برنمیاد، خب؟
پس...
میتونم همین الان گردنت رو بشکنم. خب؟
از گردن مرغ هم نحیفتره.
پس بشکنش.
بشکنش!
بشکن دیگه. ترسیدی؟
کارت شناسایی کوفتیت رو بده.
زود.
گوشیت هم بده.
گوشی ندارم.
صورت قربانی رو بپوشونید.
صورت قربانی رو بپوشونید.
خیلی تخم داری که اومدی اینجا.
ژورژه منتظرت بود و پیدات نشد.
بخاطر تو مرد احمق.
برادرم بود.
بگیرش رافائل.
- برو عقب. - آروم باش.
اسلحه رو بذار زمین.
- برادرم بود. - آره، رفیق من هم بود.
بامبینا دخلت رو میاره کسکش.
یه مدت ناپدید میشم...
ولی در ارتباط میمونیم.
پسرها همین اطرافن. چیزی خواستی بهشون بگو.
- هرالدو چی؟ - آره، اون چی؟
صبر داشته باش کارول.
همهجای شهر سپردم که دنبالش باشن.
دیر یا زود پیداش میشه.
کمکی از دستم برمیاد؟
کارت شناساییم دستته.
پول آوردی؟
میتونم اینجا بمونم؟
منتظر کسی هستی؟
یه لحظه.
زود برگشتی.
یه جا میخوام که شب بمونم. میشه اینجا بخوابم؟
خیلیخب.
عزیزم...
همیشه خوب غافلگیر میکنی.
الانم دیگه به خلافکارها پناه میدیم.
خلافکار نیست.
دیشب اینجا موند و کارت شناساییش رو گذاشته بود.
گفت در حال گذره و جای خواب نیاز داره.
دلت واسش سوخت و بهش اتاق دادی.
اتاق خالی بود.
خوشگله؟
خیلی چیز خاصی نیست.
میخوای پول بدم؟
خانم دیانا گفت دنبال یه نفری که کاربلد باشه.
چه کاری بلدی؟
معمولا کارهای عجیب، هر کاری.
برقکاری و مکانیکی بلدم.
اینجا بدون کولر مثل سونا میشه.
کولر رو تعمیر میکنم.
ولش کن.
متخصص گفت بخاطر رطوبت دریاست.
باید جدید بخریم.
گاهیاوقات شن خرابش میکنه.
فردا یه نگاهی بهش میاندازم.
کمکی از دستم برمیاد؟
الیاس.
روشنش کن.
مطمئنی جرالدو؟
- هرالدو. - هرالدو.
ببین.
نسل شما حرف نداره.
هر کاری بلدین.
ببخشید.
یه لیوان آب بهم میدید؟
از آشپزی متنفرم.
یکم میوه بخور که تا ناهار شکمت خالی نباشه.
ممنون که کمکم میکنید.
وقتی همه چیز مرتب بشه میرم سائو پائولو.
دیروز توی شهر تیراندازی شده بود. از یه فروشگاه سرقت کرده بودن.
خبر داری؟ موضوع مواد بود.
چیزی نشنیدم.
حداقل...
خلافکاره رو دخلش رو آوردن. یه عوضی دیگه کمتر شد.
سینهاش رو با تیر سوراخ سوراخ کرده بودن.
وای.
تف توش.
بیا.
گوشی رو جواب بده.
گوشی رو جواب بده.
تف توش.
پس واسه این انقدر طولش میدی.
دوست داری نگاه کنی؟
شوخی کردم.
دستت چطوره؟
خوبه.
حصار برقیت خراب شده.
میتونم درستش کنم.
کاش زندگی به همین راحتی بود...
این درخت بادام هندیه.
درخت انبه.
و حیوانات.
اون هم ادواردوئه.
این یکی کارلوسه.
اینجا رو بهت میگفتم.
یکم شلوغه ولی...
توی کیفت چیه؟
سبک به نظر میاد.
لباسه. همین.
وسایل زیادی نداشتم.
یه سری چیزهای قدیمی داشتم که فروختم.
باقیش مال پسرعمومه.
ولی کار میکنم و باز میخرم.
همینجاست. دنج و خلوت.
این ننو رو اونجا یا همینجا وصل کن.
اینطوری خنکتره.
آخر هفته پولش رو پرداخت کن. اگه موندی هم که یه کاریش میکنیم.
تو جوانی.
کار عاقلانهایه که اینجا بمونی و پولهات رو پسانداز کنی.
سائو پائولو خیلی گرونه.
سلام موکو.
- هنوز آشنا نشدین؟ - نه.
شیفت شب با موکوئه.
به لطف اون میتونم امشب بخوابم.
- عزیزم... - برو پشت پیشخوان.
اونجا.
- رسید میخوای؟ - نه.
رسید نه.
مرسی، به امید دیدار.
یه دختر پولدار این رو اینجا جا گذاشته.
اولین کاری که میکنی اینه که در رو میبندی.
روتختی رو بردار لطفا.
ببین آبکیر روش نریخته باشه.
معمولا ملت از ساحل میان اینجا.
No comments yet. Be the first to leave one.