Die ersten 191 Zeilen.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
خورشید میتابد
مردم، با لباسهایی نازکتر ... و رنگارنگتر
در خیابونها قدم میزنن
بهار از راه رسیده است
آهنگی از گروه "د لافه یه لاس فلورز آزولس"
ممنون
سلام - سلام عزیزم -
چطوری؟ - خیلیخوب، تو چطوری؟ -
ایکاش این یه کادو برای تو بود اما اینا چندتا طرح اولیه برای بابا هستن
چرا بهش نمیدی؟ - این ماه وقت نداشتم مامان -
ندیدمش - من میتونم بهش بدم -
بریم ناهار بخوریم گشنهای؟
بعدازظهر بخیر - سلام، چطوری؟ -
- -
عه ... این یکی
- -
خیلی ممنون
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو Overhaul :مترجم
خیلی چیز بزرگ و مهمیه - چی؟ -
اوه، نامه عاشقانهست؟ - نه -
یهجور دعوتنامه به یه ارائه؟
نه
بگو عکس کیره - چی؟ نه -
خب، پس علاقهای ندارم - باشه، خیلیخب -
آمادهاید؟
نمیتونستم چشمام رو ازش بردارم
بعد از نبرد، خسته بودیم
او داشت من رو بهجایی میبرد که بهنظر امن میومد
من باید حواسم به همه گوشه و کنارها میبود
اما به حالتش خیره شده بودم
قوی
با اعتماد به نفس
محافظ
او یه نگاهی به خودش کرد رفتارش نشون از هیچ درکی نبود
و من فهمیدم او یک الهه بود
یک الههی جنگ، بهدنیا آمده تا بهخاک افتادگی مردان به پایش را ببیند
مردانی مثل من
او به من نزدیکتر شد
و گردنم را گرفت، با دهانش در دهان من دمید
همهچیز مهیا بود
او به آرامی از من بالا رفت و من به آرامی به او نفوذ کردم
ما همهچیز را امتحان کردیم
هرچیزی که علاقه داشتم و هرچیزی که تابهحال تصورش را کرده بودم
... هرچیزی، فاسد یا غیرفاسد
در بدن او قابل لمس شد
این، او بود
والریا
!هوم
... اه
!وای - خیلیخب ول -
این خیلی از عکس کیر بهتره
یکم عجیبه، اما من با این تصور از والریا، حشری شدم
جدا؟ - اوه؟ -
میخوای جواب بدی؟ - آره، اما تو باشی چی میگی؟ -
خب، خیلی زیاد ممنون بابت این داستان موقع خوندنش، سهبار جق زدم
اما الان بیشتر از قبل گیجم
صبرکن چرا گیجی؟
چون باعث میشه حتی بیشتر برونو رو دوست داشته باشم
اما هنوز ویکتور توی ذهنمه
... اه - هی، هی، هی، خیلیخب -
ویکتور خیلی با والریا بد رفتار کرد
اما شاید "اه" گفتن یکم بد باشه، نه؟
نه، موضوع این نیست - اوه -
من اینکارو نمیکنم معدهام بههم ریخته
سر این قضیه عروسی و الانم ... این کار اضافه
همه استرسهام جمع شده اینجا - باید آروم باشی -
آره - ... وقتی الان انقدر مضطربی -
وقتی بیشتر توی شرکت پیشرفت کنی چی میشه؟
نمیدونم زخم معده؟
بیا، اینو بگیر - ممنون -
خب، میخوای برونو رو چیکار کنی؟
نمیدونم
همینطور فردا با چاوس قرار ملاقات دارم و این مشکل ته کشیدن ایدهام حسابی میترسوندش
میتونم مشکلت رو حل کنم - واقعا؟ -
چطور؟ - با اون ایمیلی که فرستاد؟ -
راستش رو بخوای، با اون مرد تو تک تک نقطههای این خونه سکس کن
اگه به همین خوبی که مینویسه بتونه بکنه، دیگه حرفی برای گفتن نمیمونه
مشکلی هست؟
نمیدونم
ببین، راستش این اواخر خیلی داری جنسی رفتار میکنی
هوم، آره و این برای تو زیادیه
دیگه با ری توی رابطه نیستی؟ - منظورت چیه؟ -
من با یه یارویی که فکر میکنه ... شراب قرمز، کوکاکولا و
شربت شاهتوت یه کوکتلـه هیچ آیندهای ندارم
خب، تو گفتی خیلی از سنش بالغتره
چرا یه فرصت بهش نمیدی؟ - !نه -
اما میخوام باهاش دوست باشم
هوم - خیلیخب پس -
اون روز، داشتم با یکی از همکارهام صحبت میکردم
و اون همکار منو تشویق کرد که انجامش بدم
مشکل اینه که رابطههای همکارم خیلی دیوونه واره
... بااینکه همکارم - میدونم اون همکار ویکتوره -
نگران نباش، مشکلی نیست، دیگه میتونم بدون اینکه تحت تاثر قرار بگیرم دربارهاش بشنوم
آره دختر، آفرین، تو یه الههای - تو یه جنگجویی -
دقیقا ممنون
و شاید چیزی که نیاز داشته باشم تا بتونم کاملا بیخیالش بشم
اینه که بشنوم اون بیخیال شده و داره با دخترهای دیگه میره سر قرار
بیخیال شده فکر کنم با دخترهای دیگه میره سر قرار
اوه خدایا - !لعنت بهت لولا -
خیلی بد بود - اما خودت گفتی نیاز داری اینو بشنوی -
ول، مثل من باش
اگه ویکتور چیزی که تو میخوای رو نداره فقط از زندگیت بندازش بیرون
یا میتونی با برونو ادامه بدی تا مثل ایشون مجبور نباشی تنهایی اشک بریزی
بزار بهت یادآوری کنم که توی این خونه فقط من نیستم که الان سینگله
صحیح
باورم نمیشه
تو خیلی درباره اینکه یه پارتنر داشته باشی یا سکس کنی وسواس داری
بیخیال، بیخیال، تو اونی هستی که میتونه هرجایی بخواد سکس داشته باشه
داری میخونیش؟
آره، کتابیه که والریا بهم داد - آره، آره، یادمه -
همهچیز مرتبه؟
آره، آره، اما بهتره برم
مامان، میشه بهت یادآوری کنم که ... من یکی از بیمارهات نیستم
و این سکوتهات روی من جواب نمیده؟
من و والریا بههم زدیم اما همهچیز مرتبه
الان میشه برم؟ - اوه، عزیزم -
میفهمم چی داری میگی مشکلی پیش نمیاد، تو خیلی منو دوست داری
... ممنون اما - تو یه عوضی هستی -
خب، لعنتی
بهعنوان مادرت، میدونی که ... وظیفه دارم بهت بگم که
داری خیلی گند میزنی
تصمیم عاقلانهای بود با فکر اینکارو کردیم، باهم دیگه
من فهمیدم که من اون کسی نیستم که والریا میخواد
ویکتور، باید بزرگ بشی و باید همین الان این کارو بکنی
وگرنه میشی اون کسی که میخوای ما فکر کنیم هستی
من میدونم چه جور آدمی هستم و به چه چیزایی نیاز دارم
حتما، میتونی خودت رو مسخره کنی که رابطه تو و والریا فقط سکسه
اما خواهی دید که اون میره با یکی دیگه
یکی که خیلی کمتر از تو عوضیه
و کسی که ترجیح میده بهجای اینکه به رمانش زل بزنه، اونو شاد کنه
هوم؟
... هعی
من دوستت دارم
... اینا نمونههای گلهای کاغذیه و
ببخشید
مشکلی نیست، هرچیزی که انتخاب میکنیم باید وارد دفتر عروسی بشه
خیلیخب، میشه عکس محل عروسی رو نشونم بدی؟ چون اونجا نبودم احساس خیلی بدی دارم
بیچاره، مجبور بود با یه کروسان، درحالیکه عذاب میکشیده، دور پاریس رو بچرخه
اه! خب
خیلیخب، بفرما - !اوه -
و اینم ورودیه
بوفه رو میذاریم اون پشت - ... خیلیخب، عه -
این چیه؟ - غرفه عکاسی -
مهمونها میتونن از خودشون عکسهای احمقانه بگیرن
... اوه
یه غرفه عکاسی
هوم، خیلیخب، یه غرفه عکاسی خوبه، خیلی خیلی مدرنه
خوبه، میرم آیپدم رو بیارم، باشه؟ اما ادامه بده، من گوش میدم
خب، از اونجایی که پذیرش بیرونه صندلیها رو با کتان سفید میپوشونیم
و با یکم گل یاسمن، تزئینشون میکنیم
هوم، خوبه، خوبه فکر کنم خوبه، آره
ببین - ببخشید، آره -
فکر کردم اینجا جای خوبی برای چرخدستی آبنباتها باشه
یه ... چرخدستی پر از آبنبات؟
هوم - یه چرخدستی کامل؟ -
حتما
ببخشید، باید این ایمیل رو جواب بدم اما ادامه بدید، من گوش میدم، ادامه بدید
خیلیخب، خب برای ... اولین رقص ... ما فکر میکردیم که ما
هوم - خب؟ -
ما میتونیم رقص رگاتون و رقص باسن انجام بدیم
آره، بهت میاد خوبه
آره و داشتیم فکر میکردیم برای ... ورود باشکوهتون
یه کالسکه خیلی خوشگل اجاره کنیم که توسط اسبها کشیده بشه
درست مثل الروسیو - درست مثل الروسیو -
!ایول - خیلیخوبه بچهها -
کارتون خوب بود !چه عروسیای بشه
و همینطور برای برش کیک از یه شمشیر گنده استفاده میکنیم
مثل این - اوه! پرندهها از ترس پرواز میکنن -
!اوه - رنگارنگ، 200 رنگ -
درسته؟ - آره، یهعالمه، خیلی زیاد -
این ... این بینظیره - بینظیره؟ خیلی بهدرد نخور میشه -
پس چرا گرفتیش؟ - کارمن، ما هنوز هیچی نگرفتیم -
وقتی این جلسات رو داریم باید متمرکز باشی
و اگه حواست اینجا باشه خیلی کمک میکنه
اگه نمیتونم تمام حواسم رو بزارم اینجا
حداقل نمیخوام نظرم رو تحمیل کنم
نباید انقدر بهخاطر این ترفیعی که گرفتی احساس گناه کنی
... میدونم اما - اما نداریم -
تو لیاقتش رو داری خیلی سخت براش کار کردی
... و تازه، بهلطف افزایش حقوقت
میتونیم پول عروسی رویاییمون رو بدیم
باشه، ممنون
!اه
!تقریبا گول چرخدستی آبنبات رو خوردم
... خب، فکر کردم ایده خوبی بود
جدا؟
فکر کنم ایده خوبیه - ام ... نمیدونم -
مطمئن نیستم چی شد؟
!یه جفت پیدا کردم - کی؟ -
نوریا - بهترین جفت؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.