Rebecca

Rebecca

Download Farsi Persian Untertitel

Release Info

Rebecca 1940 BluRay Remastered
Ein Kommentar von DoctorBand
Re Sync By DoctorBand , Running Time 2:10:40

Tags

BluRay
Veröffentlicht am: 2019-06-07
Downloads: 108
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

.ديشب خواب ديدم که دوباره به "مندرلى" برگشتم

به نظرم رسيد که جلوى در بزرگ آهنى که در انتهاى آن .جاده ى کوتاه قرار داشت ايستادم

.ولى نمى توانستم داخل شوم

.چون راه به رويم بسته بود

،بعد مثل تمام کسانى که خواب ميبينن

،قدرت خارق العاده پيدا کردم .و مثل يک روح به پرواز در اومدم

،و از موانعى که بر سر راهم بود گذشتم

،جلوى من جاده ى کوتاه .مثل هميشه با پيچ و خم هاى خود گسترده شده بود

،ولى همانطور که پيش ميرفتم،متوجه شدم .که در اين جاده تغيرى پيش آمده است

.طبيعت باز زندگى را از سر گرفته بود

،و اندک اندک با انگشتان معجزه گر .در زندگى هاى خود به جاده دست انداخته بود

،رشته باريکى که زمانى جاده عصر بود .همچنان با پيچ و تاپ پيش ميرفت

،و سپس در پايان آن "مندرلى" قرار داشت

... "مندرلى" .همچنان تودار و اسرار آميز و خاموش

.زمان نتوانسته بود ترکيب کامل ديوارهايش را بهم بزند

،مهتاب در انسان خيالات غريبى ايجاد مى کند

و ناگهان به نظرم رسيد که از پنجره ها .نور به بيرون مى تابد

... و بعد تکه ابرى ماه را پوشاند

.و مانند دستى تيره در برابر يک چهره ى محدود به رنگ

،اين تيرگى وهم را از ميان برد

،و نور پنجره ها خاموش شد .پوسته ى خالى در برابر چشم من بود

،بى آنکه زمزمه اى از گذشته .از وراى ديوارهايش شنيده شود

.ما ديگر هرگز نميتوانيم به "مندرلى" باز گرديم

.اين ديگر مسلم ست

... و گاه گاه من در روياهايم

... به گذشته باز ميگردم، و آنروز هاى غريب زندگييم

.که براى من در جنوب فرانسه آغاز شد

!نه! صبر کنيد

چى شده که داد ميزنيد؟

شما کى هستيد؟ به چى ماتتون برده؟

.ببخشيد، نميخواستم مزاحم بشم ... اما فکر کردم

اوه،ميخوام خودم رو بکشم؟ خوب،شما اينجا چيکار مى کرديد؟

.من داشتم قدم ميزدم

.خيلى خوب،پس قدمتون رو بزنيد .اينجا واينستيد داد بکشيد

"من ديگه هيچ وقت در اين فصل نميام "مونت کارلو

.آدم اين موقع حتى يه شخصيت برجسته تو هتل نمي بينه

.اينم از قهوشون! پيش خدمت ... گارسون،صداش بزن بگو برام يه مقدار

،خداى من اين "مکس دوينتر" هستش .خيلى خوشبختم،آقا

.ـ منم همينطور .ـ من "اديت ون هاپر" هستم

،خيلى خوشحالم که شما رو اينجا ميبينم

کم کم داشتم از پيدا کردن دوستان قديمى .در اينجا، در "مونت کارلو" مايوس مى شدم

،بفرماييد بنشينيد .يه قهوه ميل کنيد

،آقاي "دوينتر" با ما قهوه ميخورن .برو به اون پيشخدمت احمق بگو يه فنجون ديگه بياره

.من شما رو دعوت ميکنم .شما هر دو بايد با من قهوه بخوريد

.ـ گارسون لطفا قهوه ـ بله،قربان

،ميدونيد من به محض اينکه وارد شديد .شما رو شناختم

ـ سيگار؟ .ـ نه ممنونم

گرچه از اون شب در کازينوى "پالم بيچ" ديگه .شما رو نديدم

.شايد شما قيافه ى يه پيرزن يادتون نمونه ببينم در اينجا هم زياد قمار مى کنيد؟

نه متاسفانه اين کار سالهاست .لطفش رو برام از دست داده

.اين حرفتون رو خوب ميتونم بفهمم

،چون منم اگه يه خونه اى مثل "مندرلى"داشتم .هرگز پام رو تو "مونت کارلو" نميذاشتم

،شنيدم منزلتون يکى از بزرگترين عمارت هاى اين مملکته .و از نظر زيبايى واقعا نظير نداره

نظر شما راجع به "مونت کارلو" چيه؟ شايد اصلا بهش فکر نمى کنيد؟

.اوه،خوب .به نظر من اينجا يه حالت ساختگى داره

"اون خوشى زده زير دلش،آقاى "دوينتر .ايرادش فقط همينه

،خيلى ها حاضر هستن جونشون رو بدن .تا "مونت کارلو" رو ببينن

اين محيط پوچ و تو خالى رو؟

،خوب،حالا که همديگر رو پيدا کرديم .اميدوارم که شما رو بيشتر ببينم

.شما بايد يه روز تشريف بياريد آپارتمان من .اميدوارم به شما اتاق خوبى داده باشن

،به هر حال اگه اتاقتون خوب نيست .بگيد تا فورا عوض کنن

گرچه،مستخدمتون حتما چمدوناتون رو باز کرده؟

،من هيچکس رو با خودم به اينجا نياوردم ممکنه شما در اين مورد کمکم کنيد؟

.... خوب،من،راستش

از من که کارى بر نمياد،شايد تو بتونى .در مورد کارهايى که آقاى "دوينتر" دارن کمک کنى

.تو از خيلى نظرها بچه ى قابلى هستى

،پيشنهاد شما بسيار خوبه :ولى من هنوز پايبند اون شعار قديمى هستم که ميگه

" کسى که تنها سفر ميکنه،سريعتر ميره "

.حتما شما هم اين رو شنيديد .شب بخير

بگو ببينم تو نظرت چيه؟

با اين رفتن ناگهانى قصد شوخى يا مسخره بازى نداشت؟

.براى اينکه اينجورى ماتت نگيره،پاشو بريم بالا

ـ کليد همراهته؟ "ـ بله خانوم "ون هاپر

... يادم مياد جوونتر که بودم نويسنده معروفى بود که

،هروقت ميديد که من ميام .از يه راه ديگه فرار ميکرد

،فکر ميکنم عاشق من شده بود .ولى از خودش زياد اطمينان نداشت

.خوب،زندگى همينه ديگه

.راستى،عزيزم،فکر نکنى از اين حرف منظورى دارم

ولي تو يه کمى در مورد آقاى "دوينتر" پرويى .به خرج دادى

... اونطورى که خودت رو وسط صحبت انداختى

،من رو خيلى ناراحت کردى ... .حدس ميزنم اونم ناراحت شد

.مردا از اين کار خيلى بدشون مياد .اوه،نميخواد بق کنى

.هرچى باشه من در اينجا مسئول رفتار تو هستم

.شايدم اون متوجه نشده باشه ! بيچاره

.گمانم هنوز خاطره مرگ همسرش رو فراموش نکرده

.ميگفتن زنش رو مي پرستيده

"اوى"

اوه،عجب احمقى هستم

،چه کار احمقانه اى کردم .اوه، معذرت مى خوام

،خواهش ميکنم،زحمت نکشيد .اصلا مهم نيست

.ولش کنيد.مهم نيست .يه سرويس بچينيد رو اين ميز

.ـ دوشيزه با من غذا ميخورن .ـ اوه نه،نميتونم اين کار رو بکنم

ـ براى چى؟ .ـ اوه، ملاحظه من رو نکنيد شما خيلى لطف داريد

.ـ ولى فکر کنم بتونم از همين روميزى استفاده کنم .ـ مسئله ملاحظه نيست

،اگه شما گلدون رو هم بر نميگردونديد .بازم شما رو به ناهار دعوت ميکردم

بفرماييد،اگه دلمون نخواست ميتونيم .با هم صحبت نکنيم

.خيلى ازتون متشکرم

.اوه،براى من فقط يه کمى "املت" بياريد

."چشب،"مادموازل

دوستتون چى شدن؟

.اوه،اون سرما خورده،استراحت ميکنه

.من از رفتار تند ديروز خودم خيلى معذرت ميخوام

تنها عذري که ميتونم بيارم اينه که زندگيه .تنها منو آدم تند خويى بار آورده

شما تند خو هستيد،ولي چون ميخوايد ... تنها باشيد،بنابراين

،بگيد ببينم،"خانوم ون هاپر"دوست شماست يا فقط خويشاوندتونه؟

.نه،اون کار فرماى منه .من به اصلاح يه مونس حقوق بگيرم

.نمى دونستم يه مونسم ميشه خريد

... يه بار در فرهنگ لغات معنى کلمه "مونس" رو ديدم،که

نوشته بود ... "هم صحبت دوست صميمى"

.در اين مورد به شما حسودى نمى کنم

،اوه،اون در باطن زن مهربونيه .بعلاوه منم بايد زندگى کنم

ـ شما قوم و خويشى نداريد؟ ،ـ نه مادر من چندين ساله که مرده

.و بعدش فقط پدرم موند، که اونم سال گذشته مرد

،تو تابستون ،و بعد من اين شغل رو پيدا کردم

.ـ چقدر ناخوشيندى .ـ بله،درسته

.مخصوصا که ما خيلى با هم جور بوديم

شما و پدرتون؟

... بله،اون موجود دوست داشتنى .يه موجود غير عادى

ـ اون چيکاره بود؟ .ـ نقاش بود

ـ آه، نقاش خوبى بود؟ .ـ خوب،به نظر من بله

.ولى مردم اون رو خوب درک نمى کردن

.بله،اغلب اشکال همينجاست

.اون هميشه درخت مى کشيد .و هميشه هم تصوير يه درخت رو

ميخوايد بگيد،مرتب فقط يه درخت رو ميکشيد؟

... بله،ميدونيد،اون نظرش اين بود که اگه آدم بتونه شى

.يا محل شخص کاملى رو پيدا کنه ديگه نبايد ولش کنه

شما حرفش رو احمقانه ميدونيد؟

،نه،به هيچ وجهه .من خودم سخت به اين نظر اعتقاد دارم

،خوب موقعى که اون سرگرم نقاشى درختش بود شما چيکار مى کرديد؟

،اوه،منم ميشستم پهلوش و کمى طراحى ميکردم .ولى طرح هام زياد خوب نبود

ـ امروز هم خيال داشتيد طراحى کنيد؟ .ـ بله

ـ کجا؟ .ـ هنوز تصميم نگرفتم

.ـ من شما رو ميبرم به يه جاى زيبا ... ـ اوه،نه، خواهش ميکنم به خودتون زحمت نديد

،اوه،اين حرفا چيه .ناهارتون رو بخوريد پاشيد راه بيفتيم

،خيلى ممنون،خيلى لطف داريد .ولى من زياد گرسنم نيست

.اوه،بسه ديگه .سعى کنيد دختر خوبى باشيد

،توى اين کار خيلى وقت صرف کرديد .حتما بايد اثر خوبى در بياد

،اوه،نه،نگاهش نکنيد،زياد تعريفى نداره .چيز خوبى نشده

.ولى اينقدرها هم نبايد بد باشه

.خوب،ديگه پاکش نکنيد .بزاريد اول من ببينمش

.ـ ميدونيد من هيچوقت تناسب اشيارو نميتونم درست در بيارم .ـ ببينم

اوه،خداى من ... بى اطلاعى شما از پرسپکتيو

باعث شده که وسط دماغ من اينطور انهناى ... .مسخره پيدا کنه

.ـ خوب،شما براى اين نقاشى مدل زياد آسون نيستيد ـ راستى؟

.ـ حالت صورتتون مدام عوض ميشه ـ جدى؟

خوب پس بهتر بود اون منظره رو .به جاى من مدل قرار مى داديد

.ارزشش خيلى بيشتره

،اينجا من رو يا ساحل نزديک منزلم ميندازه شما به "کرنوال" رفتيد؟

.بله، يه بار تعطيلات رو با پدرم رفتم اونجا

،يه دفعه هم تو يه مغازه بودم ... اونجا يه کارت پستال ديدم

.عکس يه خونه ى قشنگى بود درست لب دريا

، من پرسيدم اين منزل مال کيه "و فروشنده گفت،اينجا "مندرليه

.ـ من خجالت کشيدم که نميدونستم .ـ "مندرلى" خيلى قشنگه

... ولى براى من صرفا جاييه که توش به دنيا اومدم

.و تمام عمرم رو توش گذروندم

.ديگه هم تصور نمى کنم دوباره اونجا رو ببينم

ما شانس آورديم که موقعى که هوا بد بود منزل نبوديم،درسته؟

اوهومم

من هيچوقت قبل از ماه "ژوئن" از شنا کردن در انگلستان لذت نميبرم،شما چطور؟

،اينجا آب خيلى گرمه .تمام روز رو ميشه تو آب موند

،جريان آب در اينجا خيلى خطرناکه .پارسال يه مرد همينجا ها غرق شد

،من هرگز از آب نميترسم شما ميترسيد؟

.بياين برسونمتون،هتل

،اوه،بله،من آقاى "دوينتر" رو خوب ميشناسم .همسرشم ميشناختم

،قبل از ازدواج مشهور به "ربکا خوشگله"بود .ميدونيد

اون يه روز موقع قايق سوارى در .نزديکى "مندرلى" تو دريا غرق شد

،البته شوهرش هيچ اشاره اى به اين موضوع نميکنه .ولى بکلى خورد شده

.خيلى خوب بريز بخورم !چه زهرمارى

!زود بيا يه شکلات بده،من

.اوه،تو اينجايى .چه به موقع اومدى

.عجله کن .ميخوام يه خورده "ورق" بازى کنم

،زنش قبل از ازدواج معروف به "ربکا خوشگله" بود .ميدونى

.ميگن شوهرش اونو مى پرستيده

.ميدونى زنش معروف به "ربکا خوشگله" بود

فکر نمى کنم اون هيچوقت بتونه خاطره ى . مرگ زنش رو فراموش کنه

.ميدوني،زنش "ربکا خوشگله" بود

.ولى بکلى خورد شد

.ـ بنژور ـ ببينم،کجا دارى ميرى؟

.ـ اوه،فکر کردم برم يه خورده تمرين تنيس .ـ صحيح

گمون مى کنم تا چشمت به اون مردک ... مربى خوش قيافه تنيس افتاد

.مثل دختر مدرسه اى فورا گلوت گير کرده

.بسيار خوب،برو .از فرصت استفاده کن

ـ امروز بيکاريد؟ .ـ اوه،بله

،سرماخوردگى خانوم "ون هاپر" مبدل به آنفلونزا شده .اينه که براش پرستار آورديم

ـ بيچاره براى پرستاره،شما تنيس دوست داريد؟ .ـ نه،زياد نه

.خوبه .پس بريم گردش

"عصر بخير،خانوم "ون هاپر حالتون چطوره؟

خوب پس باهاش خوب جور شدى،هان؟

حتما مربى به جزء تنيس چيزاى ديگه .هم بهت ياد داده

.يالا .بيا چندتا پيغام بنويس

.خدا کنه آقاى "دوينتر" هنوز در هتل باشه

،آقاي "دوينتر" عزيز چرا شما به ملاقات من نيومديد

... به محض اينکه از اين سرماخوردگى لعنتى خلاص شوم

به شما قول ميدهم که شما را در اينجا "مونت کارول" از ،کسالت و ملال در خواهم آورد

زيرا ميدانم که در حال حاضر تنها چيزى که در وجود شما .هست،ملال است،ملال و ملال

. "با علاقه و دوستي فراوان "ادى ون هاپر

حالا ميتونم برم؟

با اين همه درس تنيسى که گرفتى،بايد تا الان .آماده واسه شرکت در تنيس "ويمبلدون" مى شدى

،به هرحال اين آخرين تمرينته ... معنيش اينه که

اين بسترى شدن من .باعث شد تو زيادى بيکار بمونى

More Farsi Persian subtitles for Rebecca

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left