Die ersten 200 Zeilen.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيـــ(تو هــات تو هندل)ـــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
خدای من
او لا لا
یکم پریشونم، میخوام دور و بر بگردم
میدونی؟
موشک رابرت الاناست که بترکه
کریستینا، منفجرش نکن
خیلی خیلی سخته، چون وقتی تو اون شرایط باشی
،و همهچیز یکم سختتره
،به معنای واقعی کلمه
اصلا به پول فکر نمیکنی
خیلی تاثیر گذار بود
خوب بود
الان این زلزله بود یا رابرته که فوران کرده
بونژور ماروین- صبح بخیر-
حشرم زده به بشرم
!معلومه- آه-
میدونم چه حسی داری، خواهر
انشالله که دیشب همه بچههای خوبی بودین
کریستینا؟ رابرت؟
اوه
من مرد بدیم
،بدون قانونشکنی، یه شبو بگذرونم
قرار نیست چنین چیزی اتفاق بیافته
دیشبتون چطور بود؟
خوب بود- آره، ما.. خواب...خوابیدیم-
از خوابمون بکشین بیرون شماها خوب خوابیدین؟
دیشب که اومدین تو، داشتین مثل چی میدرخشیدین
بعد یه هفته اعمال جنسی داشتن باهات اینکارو میکنه
حتی اگه یه بوسه باشه
دیشب چراغ سبزمو گرفتم اولین چراغ سبزم تو این خونه
خیلی از وضع خودم و لاریسا خوشحالم
امروز روز خوبیه
بنظرتون قرارتون شمارو نزدیکتر کرده؟
آره- صد در صد-
آره
خیلی خوشحالم لاریسا و ناتان شب خوبی رو داشتن
ولی من و چیس درجا میزنیم
چندین بار بهش گفتم
بهش گفتم چقدر به محبت نیاز دارم ولی نمیده که
الان دیگه نمیدونم چکار کنم، واقعا نمیدونم
خدای من، نگاه خندشو
زیاد اهل بغل نیستی
،ماروین بهم گفت که به فضا نیاز داره
میخواد تنها باشه
باشه، بهش فضا میدم، ولی نه زیاد
اوپس، لانا از همه خواسته تو ساحل جمع شن
و با درنظر گرفتن خلبازی دیشب فکر نکنم بخواد بهمون مدال بده
،برام سواله کدوم خری دیشب قانونشکنی کرده
چون مطمئنا من نبودم
دستام یکم عرق کردن میدونی
چیزی که قراره بشه، آخرش میشه
میدونی دیگه، شرمنده بابت ایهام
کی پول از دست داده؟- کی فسقوفجور کرده؟-
این کبوترای عشقو نگاه
همگی سلام
سلام، لانا
دیشب بعنوان بخشی از مرحلهی بعد، ساعتهایی گرفتین
بخشی از پیشرفتتون تو برنامهم
متاسفانه
بعضیاتون هنوز تصمیم دارن ازم سرپیچی کنن
چی؟- چی؟-
!اووه
مشتی، انگار یکم استرس گرفتی
آره، گناهکار بنظر میای، جق زدی؟
میشه فقط ازش بگذریم؟- جق زده؟-
محض رضای خدا، اونم الان که این ساعتا رو داریم، خب
هیچ بهونهای برای قانون شکنی نمیمونه
میخوام بگم...جریان- خدای من-
خب، میدونین ما تو یه لحظه
کریستینا مطمئنم تو هم موافقی خیلی رمانتیک بود
...و ما- وقتی همه تو اتاق بودن؟-
ما چی؟- ما، ما، ما-
انگار فرانسوی میگه ماروین میتونی ترجمه کنی؟
همو بوسیدیم
و ما...یجورایی میخواستیم
فکر کنم- چرت و پرت تفت نده-
دیشب که تو تخت بودیم، یکم از خود بیخود شدیم
چکار کردین؟- تو تخت؟-
!جمله کوفتیتو کامل کن- خب بنظرم الانشم کاملش کرده-
فقط با دست براش نازینازیش کردم، بچهها- جانمم؟-
اوه، چه راحت گفتش- گناهکار-
خودم قبول دارم این اشتباهه و میگم
خب، اعتراف میکنم شاید هندجاب یکم زیادهروی بوده
یکم حسودیم شده چون میدونین دیگه همه عاشق یکم مالیدنن
...و چیزه
...خیلی وقته چیز نداشتم
رابرت و کریستینا
باید به اطلاعتون برسونم ...قانون شکنیتون، درکل
بوسه سه هزار دلار، و اینکه مطمئن نیستم ور رفتن و مالیدن دقیقا چیه
۸هزار دلار از جایزه کم کرد
خدای من- اوه لا لا-
خیلی خوب نشد، نه؟- خیلی رومخه-
نگاه کن، بوسه حالا یه چی ولی هندجاب فقط
دیگه زیادهروی بود، نیازی نبود
پول جایزه الان
۶۰هزار دلاره
!بوو
،اینکه جدیدترینهای این برنامه میان و اینجوری پول خرج میکنن
دیوونهم میکنه
واقعا خجالت آوره
واقعا هیچ بهونهای نیست، قراره بدون هیچ پولی اینجا رو ول کنیم
،واقعا باید بیشتر سعی کنیم
،ولی یبار که میوه ممنوعه رو بخوری
معتادش میشی
میشه بپرسم برا ۸ هزار دلار چقدر طول کشید؟
آره، ارزششو داشت؟
۲۰ثانیه
بیست ثانیه؟ ۸هزار دلار؟- چی؟-
برا ۲۰ ثانیه؟
این، آه میشه ۲۵۰ دلار هر ثانیه
مرسی آقای ۲۰ ثانیهای واقعا متشکرم
اوه، ۲۰ ثانیه بعد شنیدنش حتی نمیتونم عصبانی باشم
خب منظورم اینه از الان به بعد قراره آقای ۲۰ ثانیهای صداش کنیم
این اسم جدیدشه
!راب...راب آب قطعه
درواقع، اصلا اینقدر نبود
اوه فاک- عه ریدی که-
احتمالا کمتر اینا بود
میدونین چیه؟ ارزششو داشت- تو یه تاجری، این ارزش داشت؟-
تازه اون دست خوبمم نبود
نه کریستینا، دست خیلی خیلی بدی بود
محکمتر، خجالتی نباش، زود باش
محکمتر
!بسه
سینهت چطور تو اون میمونه؟
خیلی کوچیکه، از پایین میزنن بیرون
آره- از پایینش خوشم میاد-
آره، تغییر خوبیه
سلام- سلام-
خب، من و چیس باید امروز حرف بزنیم
،حس میکنم دارم زیادی احساساتمو بروز میدم
و اون هنوز، هنوزم تلاشی نمیکنه
قشنگ یه دیوار کشیده بین خودشو بقیه
حالت چطوره؟
اومم، الان یکم حس میکنم گیجم
ما اندازهی بقیه با هم بودیم
هنوزم چراغ سبزی نگرفتیم
راستشو بخوای فکر نکنم سزاوار اون چراغ سبز بوده باشیم
گفتی آدم خونگرمی نیستی
و انگار که قرار بود روش کار کنیم ولی دل به کار نمیدی
،برونگراتر بودن درباره احساساتم حرف زدن
اینا قدم های بزرگی برای منه
نه، میدونم
میبینم تلاش میکنی، ولی همچنین
الان مدتی شده و هنوز تغییری اتفاق نیفتاده
...و حس میکنم بقیه زوجا
میدونی، اونا از پس این چیزا برمیان
تو بهم اعتماد بنفس نمیدی، جدا نمیدی
هیچوقت بهم نگفتی خوشگلم هیچوقت ازم تعریف نکردی
تو کاری میکنی حس کنم زشتم صادقانه من لیاقتم بیشتره
تقریبا نصف چیزایی که گفت اشتباهه
ولی تو چیز دیگه ای بهم نشون نمیدی
تو ذهن خودت همه چیو میبری و میدوزی و این دقیقا همون چیزیه که بهم حس ناامنی میده
به سختی بهم نگاه میکنی و به سختی باهام حرف میزنی
باید بدونم چه احساسی داری؟
دارم متوجه می شوم شاید لانا کمبود هایی تو رابطه من و کارلی پیدا کرده
و شاید بخاطر همینه که چراغ سبز نگرفتیم
دلیل دیگه ای نیست که اول چراغ سبز نگیریم
بنظر میومد که خوب پیش میریم
ولی الان رو نمیدونم
که منو تو واسه هم ساخته شدیم یا نه
نه، قطعا نه
شخصا من از جون و دل مایه میذارم الان تمام تلاشم رو میکنم
و فکر میکنم هیچوقت به اندازه کافی برای کارلی خوب نیست
حس میکنم در حق تو و من بی انصافیه
که بخوایم با سرنوشت بجنگیم
حالا که اینجوریه، بنظرم بهتره تنها از اینجا برم
...پس
آره، واقعا شوکه شدم چون انتظار نداشتم
ناراحتم میکنه
چون حس میکنم من واقعا تلاش میکردم و حواسم بهش بود
که بهش حس خاص بودن بدم، حس خواسته شدن
ولی کسی که این انتظارو ازش داشتم این حسو بهم نداد
چه خبرا داداش؟
اوه، چی میخوای بهم بگی؟
... داداش
من با کارلی حرف زدم پرسیدم چرا لانا باید بهمون یه قرار بده
اون گفت که من باید احساساتمو بیشتر بروز بدم
گفت بهش احساس زشت بودن میدم
فکر میکنه به اندازه کافی ازش تعریف نمیکنم
فکر کنم یه وقتایی احساس ناامنی میکنه
آره- مشخصه-
سلام- سلام-
کجا بودی؟
پیش چیس بودم- خیلی خوشحال بنظر نمیای-
فقط تمومش کردم- چی؟-
آره- چی؟-
چی؟- فقط یه سری حرفا زدیم-
...خیلی چیزا گفته شد پس
چخبره؟- خبر زیاده-
راستش نمیخوام دربارش حرف بزنم
گفتم بهش فکر میکنم الان نیاز به یکم فضا داریم
لعنتی
فکر کنم باید اتفاق میافتاد- آره-
مزخرفه- مزخرفه-
دخترا توی این ویلا فقط بلدن سر آدمو درد بیارن
من اومدم اینجا که رشد کنم و خوشحالی رو پیدا کنم
امیدوارم بتونم با میلندا چیزی بسازم
No comments yet. Be the first to leave one.