Die ersten 200 Zeilen.
...آنچه در پرونده هری کبر گذشت
این چیه؟
واسه اینه که نون خشک توش بزاری
که به مرغ های دریایی غذا بدی
باید به مرغ های دریایی غذا بدیا هری
خیلی مهمه
باشه ، بهت قول میدم
هر روز به مرغ های دریایی غذا بدم
یه چیز قشنگ بهم بگو
بهم بگو که . . .من نولای عزیز تو هستم
نمیتونم
نمیتونم این کار رو بکنم
خب میدونستم که باید حواسم رو از اون پرت کنم
پس تو همون هفته خودم رو
مجبور کردم که به جنی نزدیک شم
ازت خوشش میاد
ای خدا مامان میشه انقدر از سوراخ مردم رو نگاه نکنی؟
با همه اینجوری مهربونه
فکر کنم داره یه شخصیت از روت میسازه
دلم میخواست رو ساحل پیک نیک داشته باشیم
بعدم یه جای خلوت واسه صحبت پیدا کنیم
من باید برم بار هاربر
ناشرم واسه چهارم جولای اومده کمدن
جنی ! آقای کبر اومدن
اون دختر خوبی بود ، ولی نولا نبود
من میدونستم هری کبر دیوونه اون دختر
بیچاره بود و مدرک هم داشتم
دیگه کی راجب تو و نولا میدونست؟
تامارا کویین میدونست؟
یه ذره بعد اینکه نولا ناپدید شد
نامه های ناشناس واسه م میومد
ولی بعد از 4 یا 5 ماه متوقف شدن
نمی دونم چرا ولی دیگه نمیومدن
نه ! خودم میتونم
نولا ، اونا جای کبودی بودن؟
کار مامانمه
وقتی از بار هاربر برگشتم منو زد
مادرت؟
میگه من دختر بدی هستم
دیوونه کننده اس
نه میخواست یه درسی بهم داده باشه
و حق هم با اونه
من دختر بدی هستم
ولی راجب یه مرد بزرگتر از خودش
که اون تابستون باهاش سر و کار داشت بهم گفته بود
اسمشون رو یادتونه؟
امکان نداره فراموشش کنم
یکی از پولدار ترین مرد های مین حساب میشه
پرونده هری کبر
بیست و ششم ژوئن 2008
اول صبحی همینو کم دارم
باورت نمیشه چی پیدا کردم
ببین آقای نویسنده
نمی خوام با سرنخ های ثابت نشده مسخره ت
تحقیقات رو از این چیزی که هست پیچیده تر کنی
اگه نولا کلرگان
اون فرشته کوچولویی
که همه فکر میکنن بود ، نبوده باشه چی؟
تا الان ما راجب اون و هری میدونیم
ولی معلوم شد که
یه ملاقات های محرمانه ای با
یه مرد بزگتر از خودش تو همون زمان داشته
و تو چطور اینو میدونی؟
نانسی هاتاوی
بهترین دوست نولا وقتی 15 سالشون بود
این به این معنی نیست که حتما درست باشه
وقتی 15 سالته کلا به بقیه چرت و پرت زیاد میگی
بده ببینم
خب این آقای مجرد شماره 2 اسمی هم داره؟
آره
الایجا استرن
زده به سرت نویسنده ؟
داری درباره یکی از پولدار ترین
و محترم ترین مردهای کل ایالت صحبت میکنی
وارث یه امپراتوری کامل
خب اگه مدرک درست حسابی نداری
بدون که من قرار نیست با کسی که با
فرماندار گلف بازی میکنه شاخ به شاخ بشم
باشه
اینا تو گوس کو مخفی شده بودن ولی من پیداشون کردم
ما خونه رو گشته بودیم
دقیقا
چی شد ، شما گشتین خونه رو ؟
آره ، ما خونه رو گشتیم
خب آره گشتن خونه
با زندگی کردن توش فرق داره ، درسته؟
الان خوشحالی که منو بیرون ننداختی دیگه ؟
من میدونم با اون دختر 15 ساله چیکار کردی
خیلی زود کل شهر هم میفهمن
همشون شبیه همن
هری یه خرده بعد اینکه نولا ناپدید شد
اینا واسش اومد
یکی راجب اونا میدونست سرگرد
یکی که میخواست از هری انتقام بگیره
کسی که شاید نولا رو شبی که داشت میرفت سمت هتل
تا هری رو ببینه ، کشته
صبر کن چی شد؟
...هری
هری توی اتاق 8 هتل کنار دریا
منتظر نولا بود ، خب؟
گفت که نولا تو یه نامه واسش نوشت که
هری رو اونجا میبینه
ولی هیچوقت سر قرار نیومد
و اون نامه الان کجاست؟
چه بدونم ، غیب شد
ولش کن اونو ،سرگرد ، نکته مهم اینه که
نولا کلرگان هیچوقت سر قرار نیومد ، خب؟
این یعنی وقتی که تو راه هتل بود تا هری رو ببینه
زدن کشتنش
خب یه دیوونه ای میزنه میکشتش
اونو تو حیاط پشتی خونه کبر با
دست نوشته کبر دفن میکنه ولی ، طرف کبر نیست؟
آره
من که فکر نمیکنم
بله؟
ساعت 10 باید پورتلند باشید
زمان یه چشم بهم بزنی تموم میشه
اونم وقتی انقدر داره به آدم خوش میگذره ، درسته؟
قرار نیست پی این رو بگیرین؟
سرگرد اگه الایجا استرن اون نامه ها رو نوشته باشه
داری الکی تلاش میکنی
هرکس " خداحافظ ، نولای عزیزم " رو نوشته
یحتمل قاتله
ببین بررسی دستخط چی میگه
قبل اینکه بری به مردم بیگناه
تهمت قتل بزنی
خب پس میگی الایجا استرن
ستون جامعه
یه پیرمرد کثیف از آب در اومد؟
آره ، اینجور به نظر میرسه
کافی نیست گلد من
کافی نیست
آدمایی مثل استرن
عاشق شهرتشون میشن
اگه حس کنه که تو بهش به عنوان
یه متهم نگاه میکنی
همون لحظه آبروت رو میبره
قبل اینکه اون سگ گرگی هاش رو بفرسته سمتت
که آموزش دیدن تخم های مبارک ت رو بگیرن
و تو هم هیچ گوهی نمیتونی بخوری
که تبدیل به شارلاتانی چیزی شدی
چون از لحاظ فنی ، بدون اجازه وارد شدی
میتونی یه ذره از
نرم کننده پوست رو اونجا بذاری اون صورتی ها
باریک نه با تو نبودم
و وقتی که سگ هاش رو سمتت بفرسته
بعدش میره واسه خرخرت
به خاطر توهین ، افترا و اعاده حیثیت
ازت شکایت میکنه خب الان من باید چه
غلطی بکنم؟
همینجوری سرجام بشینم هیچ کاری نکنم؟
خب واسه الان چوب لای چرخ اون نذار
برو دنبال بقیه سرنخ هات
و دنبال استرن نرو
مگه اینکه یه مدرک درست حسابی داشته باشی
مگه اینکه یه جایگاه ثابت بین
گروه پسران وین بخوای
زندان شهر
درسته ، اونو کتک میزدن خبر داشتم راجب این
کبودی ها رو دیدم
وحشتناک بود
هیچوقت به کسی نگفتی؟
التماس ـم کرد که نگم
نانسی دیگه چی گفت؟
گفتش که
که نولا اون تابستون خیلی افسرده بود
آره ، 4 جولای من جنی رو
بردم تا آتیش بازی رو ببینیم
اون روش تاثیر خیلی بدی گذاشت
نامه هاش . . .قلب آدم رو میشکوندن
...این
چهارم جولای ، نامه ها و کتک زدن ها
همه ش توی ریشه های پلیدی هست درسته؟
همه ش هست مارکوس ، آره
همه ش
آدمای زیادی رمان رو نقد کردن
نماد پردازی ها و تمثیل ها ، همه ش
ولی فقط یه داستان ساده بین من و نولا بود
پنجم جولای 1975
بازم قهوه میخواید؟
چی رو داری ازم قایم میکنی نولا؟
هیچی رو ازت قایم نمیکنم مادر
قول میدم
!به من دروغ نگو
فکر میکنی متوجه نشدم؟
معلومه که نه
همه ش بیرونی
مثل این جنده ها کلی آرایش میکنی
!نه ! نه
لباسات رو دربیار ببینم
نه
!میگم درشون بیار
باشه
چرا سینه بند پوشیدی؟
چون سینه دارم
!تو خیلی جوونی که سینه داشته باشی
!درش بیار
!نه
میفهمی ؟
!نمیخوام
No comments yet. Be the first to leave one.