Die ersten 200 Zeilen.
ترجمـه از عـرفــان و مـحـمـد .:: M0hammad & Notion ::.
اوه، بيخيال
اروم باش
.سر راه چند تا بوقلمون ديدم
.از جلوم رد شدن انگار نه انگار که من اونجا بودم
.چقدر گستاخ بودن - ... اگه که -
... آدم شش روز در هفته توي معدن کار کنه
کم کم اون پرنده هاي احمق فکر ميکنن جنگل ماله خودشونه
تور کي حرکت ميکنه ؟
.چند ساعت ديگه
.پس بزن بريم
.چيزي نيست
. حالت خوبه .جات امن ـه. جات امن ــه
.چيزي نيست. اينجا پيش مني
.پيش من هستي
خيلي خب، خيلي خب
.معذرت ميخوام
...ما بايد
.ما بايد بريم
مياي ايستگاه قطار ؟
فکر کنم اگه منم نباشم بازم آدم به اندازه کافي .هست که باهاشون خداحافظي کني
.فقط چندتاشون برام مهم هستن
.اگه نيام راحت ترم
.فقط چند هفته بيشتر نيست
.تا قبل از اينکه برف ها آب بشن برميگردم
.آره، تو اين چند هفته ميتونه کلي اتفاق بيوفته
بازم ميخواي شروع کنيم ؟
.گيل" اونا همش نقش بازي کردن بود"
.آره. خوب نقشت رو بازي کردي
کاري رو کردم که مجبور بودم براي زنده موندنم انجام بدم
.اگه اينکارها رو نميکردم زنده نميموندم
.مجبورم اينکارو بکنم
.حداقل براي يه بارم که شده
"هيمچ"
"هيمچ"
"هيمچ" .پاشو. روز شروع تورـه
"هيمچ"
چيکار ميکني ؟
.دوربين ها يک ساعت ديگه ميرسن اينجا
.اگه ميخواي مثل بچه ها نازت کنن بايد از "پيتا" بخواي
چي ازم بخواد ؟
ازت بخوام که بدون اينکه مريضم کني .منو از خواب بلند کني
.تو يه آدم عجيب و گوشت تلخي
ولي خوبي هايي هم داري
کَتنس" يه کم نون ميخواي ؟"
.نه تو نونوايي خوردم ولي ممنون
.خواهش ميکنم
قبل از مسابقه بايد حسابي خودتون رو گرم کنين
که تا يک ساعت ديگه شروع ميشه "پس برو يه دوش بگير"هيتمچ
.همين الان دوش گرفتم
پياده روي خوب بود عزيزم ؟
...پياده روي ؟ من همين بيرو - .مهمون داريم -
.خانم "اوردين" از اين طرف لطفا
چه شجاعتي
چه روحيه اي
... چه
حقارتي
."رئيس جمهور"اسنو
.چه افتخاري
.عزيزم فکر کنم بتونم اينو خيلي ساده تر بکنيم
اگه قبول کنيم که بهمديگه دروغ نگيم نظرت چيه ؟
.آره فکر کنم اينطوري وقتمون هم هدر نميره
.بشينيد لطفا
."من يه مشکل دارم خانم "اوردين
يه مشکل از همون لحظه اي که تو اون توت سمي رو توي ميدان نشون دادي
...اگه اون سازنده بازي يه ذره مخ تو کلش بود
...همون لحظه و همون جا شما رو ميکشت...
اما شما الان اينجا هستين و فکر کنم بتونيد حدس بزنيد اون الان کجاست ؟
.آره, فکر کنم بدونم کجاست
بعد از اون شکست مفتضحانه ما چاره اي غير از اين که . بذاريم تو اون نمايشنامه کوچولوتو به اجرا بذاري نداشتيم
و چقدر هم خوب نقش اون دختر مدرسه اي سربه هوا رو بازي کردي
.تحسين برانگيز بود
.جدي ميگم
.تو موفق شدي که مردم "کپيتال" رو گول بزني
.اما متاسفانه مردم منطقه هاي ديگه اينو باور نکردن
منظورم اينه تو که نميتونستي باخبر بشي .اما بعضي از اون ها باور نکردن
بعضي از مردم بر اين باورن که ميخواستي با اون حقه کوچولوي .توت مخالفت خودتو نشون بدي
.نه حرکتي از روي عشق
و اگه دختري از منطقه 12 بتونه "کپيتال" رو در بين ...اين همه جاي که وجود داره به مبارزه بطلبه
...و حتي بدون اينکه کوچيکترين صدمه اي ببينه از اينجا بره...
چي ميتونه مانع بشه که اون ها هم همينکارو نکنن ؟ ...چي مانع اونا ميشه که
شورش نکنن ؟...
.اين ميتونه سراغاز يه انقلاب بشه
.که ميتونه در نهايت منجر به سقوط کل سيستم بشه
پس حتما بايد سيستم ضعيفي باشه .که با چند تا توت داره ازهم ميپاشه
.واقعا همينطوره
.اما جوري که تو تصور ميکني نيست
پس بايد چطور تصور کنم ؟
.بايد تصور کني که هزاران هزار مردم تو مردن
.شهر خودتو تصور کن که پُر ار جسده
.تصور کن نابود شده
تصور کن مواد راديواکتيو جوري اونو با خاک يکسان کرده . که انگار اصلا وجود نداشته درست مثل منطقه 13
خانم "اوردين"، شما خيلي خوب مبارزه کرديد
.اما اون ها مسابقه بودن
دوست داريد که توي جنگ واقعي باشي؟
.نه
.خوبه
.منم نميخوام
اين ها رو مادرت درست کرده ؟
.پيتا"درست کرده"
اوه, چه پسر خوبي
.بهم بگو
کِي متوجه شدي که اصلا به اون علاقه مند نيستي ؟
.من اونو دوست دارم
! دروغ نگو
.قول دادي
چرا همين الان منو نميکشي ؟
.من نميخوام تو رو بکشم
.ميخوام که باهم دوست باشيم
ولي اگه دوست نباشيم، هم پيمان باشيم
چيکار بايد بکنم ؟
...وقتي که تو و "پيتا" توي تور هستين
.لازمه که لبخند بزني...
.لازمه که تو از ما سپاسگذار باشي
... اما مهم تر همه بايد
آماده ي تموم کردن اين عشق و عاشقي باشي
فکر ميکني بتوني از پسش بر بياي ؟ - .اره -
اره چي ؟
.ميتونم متقاعدشون کنم
.نه
.منو متقاعد کن
."تقديم به شما خانم "اوردين
...منو بخاطر
.اوناي که دوست داري متقاعد کن
.وايسين
.حواستونو جمع کنيد
...اينجا
.يه مکان مقدسه
...تاريخ
.در اينجا شکل گرفته...
.به بوي اينجا عادت ميکني
.سلام
.بفرما اينجاس
.بزرگترين قهرمانمون - سوپر استارمون -
.عزيزم, دلمون برات تنگ شده بود
.عجب خونه خوشگلي دارين
خوشگله, مگه نه ؟
.و صد البته که خبرها رو در مورد "سينا" شنيدي
چه اتفاقي واسه "سينا" افتاده؟
.اوه, عزيزم
.اون به يه ستاره ي مد تبديل شده
تو باعث شدي اون مشهور بشه .الان همه تو "کپيتال" لباس هاي اونو ميپوشن, همه, همه
.نه همشون
.سينا
کتنس" ؟"
کتنس" اون خواهرته ؟"
.چه باحال
حالت خوبه ؟
.اره
واسه کارمون اماده اي ؟
.اره
.بسيار خب
.خوش اومدين
.خوش اومدين
پارسال 74مين سري از بازيهاي "عطش مبارزه" بود
.قطعا بزرگترين داستان عاشقي در طول سري بازيها رو داشتيم
که در اون دو جوان شجاع در مقابل تمام نابرابري ها ايستادن .و ترجيح دادن بميرن تا اينکه همديگه رو از دست بدن
...به عنوان يک ملت
.ما باهشون همدردي کرديم
اما بعدش ما فرصت خيلي کوتاهي داشتيم .که توي شاديشون شريک بشيم
.وقتشه
خوبه ديگه, خوشگل شده .بزن بريم سراغش
شماها هيجان زده و عاشق همديگه هستين .لبخند به دوربين يادتون نره با شماره 3...2...1..برو
.ايناهاش "کتنس اوردين" دختر آتشين
...و اونم هم اينجاست
.پيتا ملارک" پسر نانوا"
.اوه,اوه
.اميدوارم چيزيشون نشده باشه
.اهم, اهم
کسي خونه نيست ؟ بريم بعدا بيام ؟
."ببخشيد "سيزار
.نه خواهش ميکنم, چيزي نيست
.امروز روز شماست
حالتون چطوره ؟
.خوبيم
"همين؟ همين قدر واسمون دارين ؟ "ما خوبيم .يکمي بيشتر برامون توضيح بده
.همچي ... همچي تو منطقه 12 عاليه
ممنونم از سخاوت مردم "کپيتال" ما هيچوقت .اينقدر بهمديگه نزديک نبوديم
.دقيقا فاصله ي خونه هامون 22 متره
.بسيار عالي
ما هردوتون رو توي تور "قهرمانان" خواهيم ديد "خيلي ممنون از شما "کتنس اوردين" و "پيتا ملارک
.عالي بود
.همه توجه کنيد که تا 10 دقيقه ديگه حرکت ميکنم
.نقشت رو خوب بازي کردي
.تو هم همينطور
فکر کنم همه به جز خودمون باور کردند که اون بوسه واقعي بود
.زودباشين بچه ها قطار منتظرمونه
غذاهاي معرکه، شرابهاي معرکه
ماساژ و چشمه هاي درماني ... بهشون گفتم
بهترين ها رو براي دو قهرمانم آماده کنن
...همه ي اين چيزا بايد
معرکه باشه ؟
.دقيقا
...خب, برنامه هم که مشخصه
12روز به 12 منطقه سر ميزنيم ... البته بيشترش پارتي و جشن گرفت براي شما
توي هر ايستگاه هم طرفداراتون هستن که باهاتون حرف بزنن
و در نهايت تور توي "کاپيتال" تموم ميشه
تنها کاري که بايد بکنيد اينه که بريد اونجا و براي مردم سخنراني و دست تکون بدين
. و از مرکز توجه بودن لذت ببرين
.شما لياقتشو دارين
No comments yet. Be the first to leave one.