Die ersten 200 Zeilen.
CiMDB زیرنویس از تیم ترجمه معرفی، نقد و دانلود آثار جهان
!باورم نمیشه .من با ف.ک.بیگارد میلیونر ازدواج کردم
!اون میلیونر نیست، لعنت
مگه مادرش براش چیزی به ارث نذاشته؟
.صبر داشته باش. ارث براش میاد
نه، نه نمیاد. میشه بیخیال شی؟
!بهت گفتم که، به اون هیچی نرسیده، ای بابا .صبر کن ببینم
خوب گوش کن بچه جون، بذار این قضیه رو برات روشن کنم، باشه؟
اگه من نتونم طلاقم رو بگیرم، تو با .هیچ کسی ازدواج نمیکنی
تو میری پشت بارها، جایی که .بهش تعلق داری، ای حقهباز
.حالا هم به خودت لطف کن و از اون زن دور بمون
!نیک! نیک
حالش چطوره؟
.هنوز بیهوشه
!نیک! نیک
چیه؟
گوش کن، اون یه کم پول که مال خودش باشه، نداره؟
تو بیخیال نمیشی. نه؟ !بهت که گفتم. همه چی تو دستای باباشه
بین من و اون یه رابطهی عاشقانه خالصانه است، ای بابا
.نیک! صبر کن
...گوش کن
،شاید تو من رو از شر مَناَکت نجات داده باشی
.اما منم دارم از طناب دار نجاتت میدم
حالا وقتی رفتیم شیکاگو، شاید دلت بخواد که زنگ بزنم به بانک
و اونا رو از اختلاس 1500دلاری که توسطِ
،کارمند اسبق بانکشون که با هزینههای شخصی زیادی
...تحت حمایت من قرار گرفته، انجام شده
!بیخیال نیکی .مجبور نیستی انقدر ناخوشایند تهدید کنی
دوست داری بری زندان یا بری کالیفرنیا؟
.کالیفرنیا
.بسیار خب
.صبح به خیر
ش..شب خوبی داشتید؟
.مثل سگ خستهم
.خدایا، عجب شب خاطرهانگیزی بود
.همهش خالی و پوچ بود
.اون، امم، نمیتونه بنوشه
.علاوه بر چیزای دیگه
.خب، من عالیام
.واسه اولین بار تو قطار، خر و پفم بلند شده بود
.خیلی حالم خوبه
،ب..ببخشید
ما هم رو میشناسیم؟
.بله عزیزم، میشناسی
.ایشون شوهرته، اسکار سالیوان
اوه، ببخشید. چطوری؟
.خواهش میکنم
.من اصلا تو حال خودم نیستم
یه کم تخممرغ میخوری عزیزم؟
.لطفا این حرف رو نزن
ف.ک مخفف چیه؟
.فردریکا کوئنتسا
...اوه .فردریکا کوئنتسا بیگرد
.بیگارد
."بیگارد" - .همون فِرِدی خوبه -
.اوه. فردی .بامزهست
!اوه لطفا نخور !نخور
!اوه
.فردریکا کوئنتسا بیگارد - فقط اگه میشه افکار عجیب و -
.سوءبرداشتهات رو قاطی ماجرا نکن
نه نکردم. من فقط برای چند .ثانیه شوکه شدم
.چون که به نظر من توهینآمیز بود
.نه، نبود
.نیک، من واقعا خیلی برات خوشحالم
به نظرم اون خیلی خوشقیافهست و ...احتمالا خیلی
،ببین، به نفعته که اون به نظرت خیلی جذاب نباشه .میدونی که چی میگم
."من که نگفتم "خیلی جذاب - .اینو تو کلهت فرو کن -
،منظورم اینه که از جلو شاید
.و از کنار برای من نه خیلی زیاد
.ولی منظور بدی نداشتم
.منظورم اینه که به دلربایی جلوش نیست
ولی اون به خوشقیافگی زنت نیست، نظر تو چیه؟
.زود برمیگردم
خواستم اینو بگم که هوش زیادی نمیخواد که
توجه همه رو به سمت ما جلب نکنی بچه جون میدونی؟
.فقط دوراندیشی کم داره
.من فقط میخواستم یه کم بازی کنم
...چون که تو شوهری و من برادر
،اون که دیگه تکرار نمیشه
ما نمیخوایم هیچ کدوم از اون دلقکا
این فرصت رو داشته باشن که بگن .ما به هر نحوی گاف دادیم
...این جوری که شوهره همهش کارتبازی میکرد - !خب، نه اونا نمیتونن همچین چیزی بگن نیک -
...در حالی که برادره با خواهرش یه سر و سری داشت
میفهمی چی میگم؟ - .آها -
.اصلا خوب به نظر نمیاد - .آها -
.پس به خودت بیا
میدونی درصد محکومیت تو مَناکت چقدر بالاست بچه جون؟
حاضرم شرط ببندم که خیلی بیشتر از .قتل، دزدی، تجاوز و همهی ایناست
.نصف این احمقا فقط به خاطر یه اشتباه ساده گیر میافتن
.احمقانهست
.چیزای احمقانه
.لازم نیست
انتقال یه زن از این طرف ایالت به اون طرف ...برای اهداف غیراخلاقی
.ها! خیلی چرنده
...اون..کجاست؟
.بیحاله
.اوه
.بیحال
دوباره حالش بده؟
.بگی نگی
.اوه
عادت ماهانه؟
.آها، عادت ماهانه
...که این طور
.وقت خواب موشیه
وقت خواب چی؟
.ما این طوری صداش میکردیم
.وقتی بچه بودم، مادرم میگفت .حالا یهو یادش افتادم
اون من رو مجبور میکرد که برم .به قول خودش یه "تخت موشی" پیدا کنم بخرم
.من هم نمیدونستم اونا چیان و خجالت میکشیدم
.که بعدش قطعا قبول نمیکردم این کار رو انجام بدم
،اما بعد میاومد بهم میگفت
عزیز دلم برو برام یه جعبه از تختای موشی کوچولو" "پیدا کن و بیار
تختای موشی؟
.آره، تو جعبههای باریک بامزه، میدونی .دیدی حتما
،یه موش کوچولو تو روپوش قرمزش
.و اون سوراخ کوچیک تو دیوار
.با یه عالمه وسایل کوچولو
.و، آه حتی یه رادیوی کوچولو موچولو
اندازهی ناخن دستت، فهمیدی؟
.و یه تخت کوچولوی موشی که روش میخوابه
.دیدی حتما
و اون بهم اینا رو نشون میداد و میگفت، "اونجا "رو ببین آسکو
به اون موش کوچولوی بامزه، روی تخت کوچولو موچولوش"
برو پایین و برای من یه جعبه بزرگ بیار"
"برای موش کوچولو، تا روش استراحت کنه
تو به این فکر نکردی که اون با این همه
تخت موش چیکار داره میکنه؟
.نه
.چون که زنا از موش میترسن
تو که اینو میدونی، مگه نه؟
.نه من بهش فکر نکرده بودم
.من بودم کنجکاو میشدم
.تخت موش
.این یکی رو باید به فردی بگم
.عزیزم
.اوه، اون واقعا با من بدرفتار بود .نزدیک بود گریه کنم
.اوه، فکرش رو نکن
!اون من رو نفرین کرد - .ای خدا، این... این خیلی بده -
،اون گفت من رقتانگیزم
،و سرکش و بیارزشم .و دیگه یادم نمیاد چی
.تو بهش نگفتی ما داریم کجا میریم
.اون گفت من بدنامش کردم
...آه، چقدر
.اون به یه کلمه از حرفام هم توجه نکرد
اون گفت تا جایی که میدونه من .دیگه وجود ندارم
.و اون قصد داره من رو از زندگیش بیرون کنه
انگار من مثل یه زگیل .یا یه همچین چیزی باشم
ای خدا، این دیگه چجور پدریه؟
.تموم شد دیگه .سختترین قسمتش تموم شد عزیزم
.دیگه نباید به هیچ وجه بهش فکر کنیم
.بهتر بود اصلا وجود نداشتم
میدونی، یه مرد بدجنس و ،یه مردی که همه چی داره
.معمولا یه معنی میدن
آه، خب. گور باباش، چرا باید خودم رو ناراحت کنم بچهها؟
،من شاید یه مرد رو از دست دادم .اما حالا وارث دو تا دیگه شدهم
.درسته - .حق با توئه -
.غم و غصه خداحافظ
.این چیزا هیچی نیستن جز تلهی مرگ
عزیزم این مسرتبخش نیست؟
!من همیشه میخواستم این کار رو انجام بدم
.من فقط میدونم ازش خوشت میاد
،یه چیزی مثل باک راجرزه
مگه نه؟
!من حس میکنم لیندیِ پیرم
!مثل به پرنده
حالت چطوره؟ خوبی؟
...امم
،میدونی من یه کم در مورد پرواز مطالعه کردم
!تو یه کتاب آیرودینامیک
!من هیچی در موردش نمیدونم
،خب، میدونی، فشار زیادی که هر 90 مایل رفتن
...باعث میشه که باد
!هی
!اوه، ببخشید
!لیمو برای حالت تهوع موقع پروازه آقا
چیکار میکنه؟
!فقط اون رو بمکید
...آه
.پنج دقیقه دیگه تا لسآنجلس .پنج دقیقه دیگه تا لسآنجلس
!آه - !اوه -
!فقط بهش توجه نکن
اون بالا آویزون شده بودید؟... کجا بودید؟
.ممنون. ببخشید
اسکار سالیوان
.ممنون .ممنون
.خیلی ممنون
خب؟
خب نظرتون چیه؟
،یه نفر بال در میاره
.و اینایی که مثلا دوستاش هستن چیزی نگن در موردش
.هیچ کس تحتتاثیر قرار نگرفت .هیچ کس، احمق
!اوه عزیزم...آخ
لعنت! من میدونستم که ما باید .چند تا اسم واسه خودمون در نظر میگرفتیم
تا حالا اسم اورمر لاکلیر به گوشت خورده؟
ازت خواهش کردم. ازت درخواست کردم، اما نه، نه
تو میخوای به کاری کنی و !ما رو به خاک سیاه بنشونی
!تو میخوای تن همهمون لباس راهراه(لباس زندان) کنی
.قبول ندارم
!ها ها! قوی بود !قوی بود
No comments yet. Be the first to leave one.