Die ersten 192 Zeilen.
خیلی هیجانانگیزه
اولین کامپیوترمون
حس کاپیتان کرک رو دارم
آزی خیلی عروسکی که برای راهاندازیش کمکمون میکنی
نمیفهمم چرا این بیلبیلک رو لازم داریم
این آیندهست رد
یکیمون باید همراه با زمونه پیش بره
ببین
تازه یه چیزی هم شبیه پدال پا داره که عین چرخ خیاطیم هست
نه اسمش موسه
آها
کار موس چیه؟
گند میزنه به شیروونی
اینقدر بداخلاق نباش رد
.آمریکا داره رو به آنلاینی پیش میره بیا ما هم سهممون رو انجام بدیم
حالا دیگه میتونیم دربارهی رویدادهای حال حاضر، ورزش، سیاست بخونیم
همین الانش هم میخونم
بهش میگن روزنامه
میدونی چیش رو خیلی دوست دارم؟
سیمی که متصل به دولت باشه نداره
این به دولت وصله؟
آره رئیس جمهور الان داره نگاهتون میکنه
میدونم داری شوخی میکنی
...اما محض اینکه اگه شوخی نبود
سلام بیل. توی شوی آرسینیو خیلی خوب بودی
نیت آخه چرا میخوای از هاتتاب استفاده کنی
قراره مایعات آدم های دیگه هم بریزه توش
آره
مگه اینکه با مایعات خودمون پرش کنیم
چه رمانتیک
.نیک مجانیه تنها چیز مجانی دیگه، بزه
دوستت دارم اما بز باهات شریک نمیشم
اگه بهم بزنیم چی میشه؟ بز میره برای کی؟
به عنوان کسی که والدینش طلاق گرفتن نباید بز رو مجبور کنی انتخاب کنه
نیت برو هاتتاب چندش استفادهشدهت رو فردا بگیر
وقت آتلیه از گلمورشات داریم
چیزی نیست
میتونیم قرار آتلیه گلمور شات رو بذاریم برای وقتی که سبیلهام دراومد
پس یعنی سال هزار و نهصد و نود و هیچوقت
!خفه شو گوئن وقتی شیر میخورم تقریبا نمایان میشن
نیک ببین هات تابه هرکی زودتر اومد زودتر گیرش میاده
.نمیشه صبر کنیم اون جعبه بزرگ سگی رو هم همینجوری از دست دادم
تو که سگ نداری - اما شاید یه بز گرفتم -
دیگه بسمه
تو هیچوقت نمیخوای دربارهی رابطهمون حرف بزنی
امان از رابطهها نه؟
کی رابطه لازم داره آخه؟
پس مشکلی نداری باهم فقط دوست معمولی باشیم؟
آره بابا عالیه عاشقشم
خیلی خوبه
خیلی خوب و باحاله
.حرکتت کار کرد مغز نرش رو خراب کردی
عین خش داشتن یه بازی ویدیویی میمونه
نیک دیگه اینجا نمیشینم که به حرف نزدنهات باهام گوش بدم
جی میای کمکم هات تاب رو بیاریم؟
حتما چی؟
حتما چی؟
داداش - آره اومدم -
از روز کامپیوتری پیریها مرخصی گرفتی؟
سعی کردم مفهوم دسکتاپ مجازی رو برای مامانبزرگت توضیح بدم
بعدش مجبور شدم کلمهی مجازی رو توضیح بدم
بعدش نمیدونم چرا به توصیح دسک رسیدم
واقعا لازم نیست این کارها رو کنی
.برای اون نیست به خاطر خودمه
.اون بخشی از نقشهی بزرگتریه میخوام گرایشم رو به مادربزرگت بگم
وای باشه
.خیلی بااعتماد به نفس و از خود مطمئنی فکر میکردم همه میدونن
من یه همجنگسرا توی یه شهر کوچکِ ویسکانسینم
توی دادگاهها هنوز جای پارک کردن اسبها وجود داره
اینکه کسی از گرایشم خبر داره خودش خیلی چیز بزرگیه
درک میکنم. سال هفتم که بودم خیلی طول کشید تا به خانوادهم بگم
میخوام از ساز قرهنی به ساز ابوا تغییر ساز بدم
اما در نهایت تونستم
تو هم میتونی
البته
جفتش شبیه همه
حالا چرا میخوای گرایشت رو به مادربزرگم بگی؟
اون قدم هفتم توی نقشهی 16 مرحلهای گفتن گرایشم هست
نمیدونستم مراحل وجود داره
هرسال توی کنفرانسمون توی پاماسپرینگ بهروزرسانی میشن
شوخی کردم
خودم میدونستم منم چیز میز میدونم
من یه دوست همجنسگرا دارم
من رو میگی؟
آره
داشتم میگفتم دارم قدم به قدم کار میکنم
تا در نهایت به پدر و مادرم بگم
تازه مرحله ششم رو کامل کردم
گفتن گرایشم به غریبههایی که دیگه هیچوقت نمیبینمشون
.ببخشید اشتباه گرفتین
و اینکه... من همجنسگرام
بقیهش برای خودت من همجنسگرام
من همجنسگرام
وقتی برگشتم هم باز بهش گفتم
هفت، قدم بعدیه گفتن گرایشم به یه بزرگسال که همیشه میبینمش
یا شناخته شده به عنوان مادربزرگت
.عالیه اون خیلی دوستت داره
همهی زنها من رو دوست دارن
دارم حیف میشم
میتونی ببینی نظرش چیه؟
میخوام مطمئن شم آدم درستی برای گفتنه
.خیلی خوب واکنش نشون میده هیچکس از مامانبزرگم مهربونتر نیست
ننهی منم خیلی به نظر مهربون میاد تا وقتی که توی مکان عمومی به بچه شیر بدی
اون موقع عطر میزنه توی صورتت و بهت میگه هرزه
ایناهاش
این حتی از اون دفعه که اون ساحل لختی رو پیدا کردیم بهتره
تا اینکه مربی بیسبالم رو حین لانچ زدن دیدیم
الان زندگیم دقیقا همچین حسیه
یه گونی شن آویزون
داداش
خیلی ناراحتم که اینقدر سر لیا بهم ریختی
میدونی چی باعث میشه بهتر شی؟
دستِکُسی بیا اینجا ببینم
خیلی حقه - برای همین هم باحاله -
حالا که تموم شد با دردش برگشته
سلام پسرها
.سلام خانم دربارهی هات تاب تماس گرفته بودیم
آها بله
خوشحال میشم ردش کنم بره
قبلا مال شوهرم بود
اما از وقتی فوت شده دیگه خیلی ازش استفاده نمیکنم
خیلی متاسفم کی فوت شدن؟
غرق شد
هنوز هم هاتتاب رو میخوای؟ - جی -
نه توی برکه غرق شد
آره
خیلی تسلیت میگم
فقط واقعا دلم نمیخواست یه هاتتاب تسخیر شده داشته باشم
میبریمش
.وایسا نمیخوای اول امتحانش کنی؟
به اندازه کافی براتون داغ هست؟
بله خانم
این پای کیه؟
آخ خیلی این بازی رو دوست دارم
کیتی بیا اینجا
چی لازم داری؟
بیدار شده
خیلی بامزهست
.یه ساعت پیش روی حالت خواب گذاشتمش حتما گرسنهش شده
حالا دیگه مرد
اشکالی نداره
تا به اریک هم عادت کرد یهکمی طول کشید
میگم مامانبزرگ میتونم ازت یه چیزی بپرسم؟
مسئه یهجورایی حساس و شخصیه
مربوط به چیزهای نوجووناست؟
دلم براشون تنگ شده بود
آره دربارهی دوستمه
آها فهمیدم دوستت
منم خیلی حرفهای دوستانه با اریک زدم
دوستش تخت رو خیس کرد
دوستش روی یه معلمی کراش داشت
دوستش کش پلاستیکی برداشته بود و زده بود به جاهای خصوصیش
بگذریم
دربارهی یه چیزیه که ممکنه شما باهاش راحت نباشی
دربارهی مواده؟ چون باید به دوستت بگی
اولش با آبجو شروع میشه اما یه دفعه به خودت میای میبینی
توی یه پارک خوابیدی و نشئهای
دربارهی مواد نیست
نمیتونم دربارهش حرف بزنم اما مسئله مهمیه
ترسناکه چون اگه انجامش بدی دیگه راه برگشتی وجود نداره
آها گرفتم
خب به دوستت بگو هروقت خودش آماده بود، من هستم تا دربارهش حرف بزنیم
ممنون مامانبزرگ خیلی خوبی
خود خودمم به خوبی و خوشی
دانا، کیتیم دخترت میخواد سکس داشته باشه
.خیلی عجیبه من و تو هیچوفت باهم تنها وقت نمیگذرونیم
چرا؟
چیز بدی نیست
فقط بقیه آدمها رو بهت ترجیح میدم
منم همینطور
اما برادرت من رو به خاطر یه هاتتاب ول کرد
باید خوشحال باشی رفته یه دوشی بگیره
خیلی حوصلهم سررفته
کاری کنیم؟
باهم؟
هنوز اونقدر بدبخت نشدم - آره منم همینطور -
هیچ وجه مشترکی نداریم
خب باشه یه وجه مشترک داریم
دقیقا
وایسا ببینم دستبندم کو؟
نمیدونم ندیدمش
تو خیلی باحالی
تو خیلی باحالی
بریم باحالیلی بشیم؟
باحالیلی
کافیه اینجا رو کلیک کنی تا آنلاین بشی
استرس گرفتم
دقیقا عین وقتهایی که میخوای سر سلفون رو باز کنی
اگه بد بازش کنی شش ماه پیش رو به فنا رفتی
خواهش میکنم فقط روش کلیک کن
کانال زیرنویسهای ما @NightMovieTT
آها پس اینترنت فقط دوتا شیطونن که سرهم داد میزنن
No comments yet. Be the first to leave one.